تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1816

هم اندیشی خلیج فارس و مانایی فرهنگ

سید علیرضا قهاری

بحث امروز ما به مناسبت به ثبت رسیدن روز 10 اردیبهشت در تقویم به خلیج فارس اختصاص داده شده است .چند نشریه خارجی خلیج فارس را با نام دیگری نامگذاری کردند . و این یعنی تحریف تاریخ در بعد جهانی . در زمان دولت قبل ما طی نامه ای از ریاست جمهوری در خواست کردیم که اقدامات نهادینه ای در ثبت این مساله انجام دهند.زیرا در غیرت این صورت حافظه بشریت به راحتی از تاریخ پاک شده و به مرور زمان این اسم از خاطرها فراموش می شود مانند اتفاقی که در موزه بغداد رخ داد و سربازی را در حال دزدیدن نیم تنه ملکه آشور دیدند و یا بسیاری از آثاری که از این موزه بعدها از این موزه یا سایر موزه ها د رحراجی ها و ... دیده شد .

ما باید به خوبی از این آثار محافظت کنیم زیرا آنها به سادگی به وجود نیامده اند که به سادگی به دست فراموشی سپرده شوند. علیرغم اینکه ما در جنوب خلیج فارس شاهد جعل تاریخ نیز هستیم مانند ساخت شهر مدینه ، بادگیر و ...

خوشبختانه ایران نیازی به تاریخ سازی ندارد بلکه تنها باید از تاریخ و میراث خود محافظت کند . این کار بسیار راحت تر ا ز جعل تاریخ است و در خواست ما این است که مسئولین ما این امر را دغدغه کار خود قرار داده و دغدغه میراث را تیز داشته باشند و به این سادگی تن به تخریب تاریخ و فرهنگ کشور ندهند.

ما می توانیم هم از میراث خود حفاظت کنیم ، هم تمهیداتی برای آینده در نظر گیریم . باید آینده پژوهی داشته باشیم در مقابل کشورمان و ببینیم به عنوان مثال در 50 سال آینده  چه اتفاقی پیش روی ما است ، آیا ما در آن زمان دارای هویت و نمادهای آن خواهیم بود ؟ آیا باید از ترس به تاراج رفتن میراث آنها را مدفون نگاه داریم ؟اما این حساسیت هم در میان مردم و هم در میان متولیان امر فرهنگی کشور باید ایجاد گردد. بعد از به ثبت رسیدن روز ملی خلیج فارس ما شاهد اقدامات چندانی در این زمینه نبودیم .

به جز چند مورد که به عنوان مثال به درخواست ما نامگذاری چند تا از پروژه های عمرانی در دست ساخت به نام خلیج فارس ، نامگذاری چند ناو ،  چند بزرگراه ، نامگذاری میدانی در جزیره کیش به این نام . ولی این امر نیاز به اقدامات دیگری نیز دارد به عنوان مثال ( آموزش اهمیت این خلیج در مدارس ) زیرا این هویت ملت است و ملیتی که هویت نداشته باشد قادر به جهانی شدن نیست . نمایندگان فرهنگی ما در خارج از کشور عهده دار معرفی تمدن ما هستند . متولیان یک کشور فرهنگی باید یا فرهنگی باشند و یا از دانش و تمدن بی بهره نباشند .ما چگونه می توانیم نکات مربوط به این پهنه سرزمینمان را پر رنگ تر کنیم ؟

دکتر عظیمی :

نکته ای که جناب مهندس قهاری فرمودند تحت عنوان اینکه ما نیازی به تاریخ سازی نداریم می تواند نکته عظیمت بحث ما باشد . اگر حوزه خلیج فارس را  از حدود بصره ، خرمشهر و آبدان در نظر بگیریم تا تنگه هرمز می توانیم حوزه جغرافیایی برای آن تعریف کنیم که دارای یک نیمه شمالی و یک نیمه جنوبی است .

اگر ما بخواهیم بدوهن هیچگونه پیشداوری حوزه خلیج فارس را بررسی تاریخی کنیم و ببینیم که نقاط آغاز این تمدن ها و اهمیت آنها در کجا بوده است به خودی خود رهنمود های خوبی را در اختیار ما قرار می دهد . بطور خلاصه وقتی ما حوزه شمالی را بررسی فرهنگی و تاریخی نماییم و بدانیم که نقاط آغاز این تمدن ها و اهمیت آنها در کجا بوده است به رهنمودهای موثری دست می یابیم بطور خلاصه اگر ما حوزه شمالی را از دوره باستانشناسی بررسی کنیم ، از دوره سنگ تا دوره هایی که اساسا در نیمه جنوبی هیچگونه فعالیتهای مشخص تمدنی وجود نداشته است ، ما تمدنهای بسیار بزرگ داشته ایم .

گروههای کوچکی با زندگی معیشتی که عمده ترین تولیدات آنها صید ماهی و مروارید بوده است را ما در نیمه جنوبی شاهد بودیم ولی در نیمه شمالی که در واقع در حوزه تمدن ایرانی بوده است ، به غیر از سومرکه یکی از قدیمی ترین تمدنهای این حوزه را تشکیل می دهد ، باقی تمدنهای بزرگی که جهانی هستند در حوزه ایران تشکیل شده اند . یادآور شویم تا سال 1380 که تمدن آرت در جیرفت کشف شد ،( البته با کمک باستانشناسی ایرانی به نام یوسف مجیدزاده )، مشخص شد این تمدن حدود 5000 سال قدمت دارد .

جالب اینجاست که ما در این تمدن دارای دستاوردهایی هستیم که در هیچ جای دنیا یافت نمی شوند  و آن ابزارهایی هستند که از سنگ ساخته شده اند و به دلیل اینکه در منطقه بین النهرین سنگی وجود نداشت ، بنابراین تمدن کشف شده در جیرفت تمدنی بی بدیل است . پس قدیمی ترین تمدنها در حوزه تمدن ایران و امپراطوری ایران بوده است و اگر ما به این تمدنها از دید فرهنگی بپردازیم و جغرافیای آن را در نظر گیریم خواهیم دید که در واقع نیمه جنوبی خلیج فارس که امروز مدعی تمدن است ، نفت آبادهایی هستند که فقط پس از پیدایش نفت توانستند تمدنهای شهری تشکیل دهند .

اولین امپراطوریها در نیمه شمالی خلیج فارس در حوزه تمدن قوم پارس تشکیل شدند . ما می دانیم مه اولین امپراطوری ای که در دنیا تشکیل شد امپراطوری هخامنشی است که دارای 2 مرکز بود ، یکی در پاسارگاد و دیگری در شوش که باز هم در حوزه خلیج فارس بود و تداوم این فرهنگ که در دوره اشکانیان به نیمه شمالی می رود و در دوره ساسانی دوباره ما شاهد این هستیم که این تمدن در همینجا است و تکامل و اهمیت جهانی پیدا می کند در دوره اسلامی نیز (سیراف ) مرکز تجاری خلیج فارس است به دلیل آنکه جریان عظیمی از ادویه جات از جنوب شرقی آسیا وارد می شوند و برای عبور از این حوزه میانی به حوزه مدیترانه به خلیج فارس متکی است .

پس فقط کافیست بررسی کنیم روند این تمدنها از ابتدا تا به امروز چگونه بوده است . اگر با دید منصفانه نگاه کنمیم می بینیم که تمدنها در هر حوزه ای که شکل که گیرند نام خود را بر جای می گذارند . حتی در زمان هخامنشیان که همزمان با امپراطوری یونان بوده است ، امپراطوری یونان نام خلیج فارس را در در نقشه هایش درج کرده است . در قرن نوزدهم قبل از کشف نام پارس در ایران یونانی ها این نام را در نوشته های خود داشتند و ما این نام را مدیون آنها هستیم .

در نیمه جنوبی به دلیل عدم وجود مازاد مصرف شهر نشینی ، تمدن و فرهنگی وجود نداشت و زندگی در این نیمه به صورت معیشتی بود و همین عدم تمدن باعث می شد که جامعه ای با ساختار سیاسی نیز وجود نداشته باشد . پس اگر بخواهیم این بحث را حتی از دید اندیشمندان غیر ایرانی نیز به اثبات برسانیم به این نتیجه می رسیم که اساسا حزه خلیج فارس ایرانی است و به فرهنگ و تمدن ایران تعلق دارد .

مهندس بهروز مرباغی

اولین پیشنهاد من این است که تورهایی با حضور مطبوعاتی ها و معماران به مکانهای ویژه در جنوب برگزار گردند. مانند : خارک ، صیراف و...  تا از طریق در داخل کشور ما خود را بیشتر بشناسیم .

یکی از مناطقی که به ثبت جهانی کمک می کند منطقه ویژه( نایبند) است که متاسفانه با اقداماتی که در این دو سال در این منطقه صورت گرفته و همچنین مساله خشکی در حال از بین بردن بخش عظیمی از این ناحیه است ولی به هر حال این منطقه شناخته شده جهانی است و ثبت ملی نیز شده است پس به راحتی می توان روی آن مانور داد . ولی بیشتر فعالیتی که روی این منطقه شده است فعالیتی توریستی است . اما در بخش آثار بیش از همه می توان روی صیراف تمرکز کرد و آثاری را از آنجا به ثبت رساند . ولی یکی از دلایل عدم ثبت آنها تا کنون زمانبر بودن و هزینه بر بودن ثبت آثار است و در چند سال گذشته یکی دیگر از مصوبات این است که هر اثر برای ثبت نیاز به اسکن سه بعدی لیزری نیز دارد که انجام آن کار آسانی نیست .

کف دریای صیراف شالوده شهر قدیم و قابل ثبت است ، همچنین در خارک نیز می توان کتیبه را ثبت جهانی کرد ، ضمن اینکه حدود 10 یا 15 سال پیش نتیجه تحقیقات پژوهشی باستانشناسی اعلام کرد که ما بر طبق گمانه زنیها در شمال خلیج فارس دارای 12 کاخ هستیم ، که 3 تا از آنها تا به حال شناسایی شده است مانند : کاخ  داریوش ، کوروش و ... که تمام ایتها نشان دهنده آنست که این منطقه مقر امپراطوری پارس بوده است . و اما خبر دیگر اینکه کلنگ موزه بوشهر در بهمن ماه سال گذشته به زمین زده شد .

ساناز افتخار زاده

من سخنم را با خاطره ای آغاز می کنم که می توان برداشتهای مفیدی از آن کرد . دو سال پیش برای کنفرانس معماری به کویت رفته بودم  ، تمهیدات بسیاری برای این کنفرانس فراهم دیده بودند و از تمام دنیا نیز مقاله ها ارائه شده بودند ، طوری نیز برای بازدید از موزه کویت در نظر گرفته شده بود ، هنگامیکه وارد موزه شدیم نقشه ای بزرگی که با دست نقاشی شده بود در آنجا نصب بود در این نقشه نام خلیج فارس را خلیج عرب گذاشته بودند من در بدو ورود به این نام اعتراض کردم و گفتم نام این خلیج در تمام نقشه های دنیا خلیج فارس است و توضیح راهنمای موزه این بود که قسمتی از آبها که نزدیک کشورهای ماست عربی است ، من با استناد به کتابهای تاریخی منکر این نام شدم ، شخصی از مصر در این جمعه اظهار داشت که نام این خلیج به دلیل ازدیاد کشورهای عربی مستقر در کناره های آن خلیج عرب است و من توضیح دادم که وقتی شما به تاریخ استناد می کنید نمی توانید تعداد را معیار قرار دهید این مساله هیچ حقی را برای شما ایجاد نمی کند خوشبختانه وقتی که من تمام موزه را گشتم در آنجا نقشه ای کوچک و قدیمی دیدم که روی آن نام خلیج فارس دیده می شد این نقشه را به همه نشان دادم ولی جالب بود که کسی از قبل در جریان این مساله نبود .

فردای آنروز یکی از دانشجویان که در تور بود به من گفت که از پدرش که معلم جغرافیا بوده است در رابطه با اظهارات من در موزه سئوال کرده است و  پدر ایشان با استناد به کتابهای قدیمی گفته است که نام این مکان همیشه خلیج فارس بوده است و در 30 سال اخیر به دلایل مسائل سیاسی عوض شده است . من توضیح دادم که اگر شما به تاریخ واقعی رجوع کنید با تمدنی عظیم روبرو می شوید و می توانید به اینکه در این تمدن مشارکت داشته اید افتخار کنید و اگر دز این منطقه کشفی صورت گیرد شما هم می توانید در آن سهیم شوید ولی به هر حال هر کشفی که صورت گیرد مسلما مربوط به ایران بوده و. مربوط به دوره ساسانی است . شما بیش از 30 سال در این منطقه دارای تمدن نیستید .

در اینجا جراید مسئولند که از مسئولین ما سئوال کنند که وزیر و یا کاردان ما در آن کشور چرا این موزه را ندیده و این مساله را مطرح نکرده است در صورتی که این مساله را می توان مسالمت آمیز حل کرد .

و اما موزه دیگری نیز در آنجا بود که مربوط به آثار خطی بود و به محض ورود به آن موزه چند تا قرآن خطی به چشم می خورد که روی آن نام اصفهان به چشم می خورد بدون ذکر اینکه اصفهان متعلق به کدام کشور است و همچنین تمام دور تا دور موزه شاهنامه به چشم می خورد که به اسم متن عربی به نمایش گذاشته بودند و اما توریستهای خارجی متوجه این تفاوتها نبودند چون نام شهرها را بدون قید نام کشور ایران نوشته بودند و زمانیکه من این مساله را به کسانی که برای ارائه مقاله آمده بودند توضیح می دادم تمام افراد از اینکه چرا همه چیز جعلی است تعجب می کردند و می گفتند چطور می توانند اسناد و مدارک کشوری دیگر را به نام خود ثبت کنند . و جالب اینجاست که کشوری مانند کویت بسیار در این زمینه فعالیت می کند ولی حتی کشوری مانند دوبی اینکار را نکرده است و این وظیفه مسئولین ماست که به صورت مسالمت آمیز این مساله را مطرح کننند ، به موزه ها رفته و با بازدید کننده ها صحبت کرده و در سطح جهانی مطرح کنند و مساله عمده دیگر این است که کشور ما کشوری منزوی شده است و نسبت گردشگران ما به نسبت پتانسیل هایی که در کشور داریم بسیار نا چیز است و کاش میشد که بحثهای علمی ، ورزشی ، هنری و گردشگری  از بحثهای سیاسی ما جدا شود و مسئولین به امر جذب گردشگر کمک کنند که این گردشگرها بتنوتنند فرهنگ ما را به دیگر کشورها اشاعه دهند چون فرهنگ با ارتباط با دیگران است که به وجود می آید و فرهنگی که راکد بماند از بین می رود  یعنی خود به خود نابود می شود ولی اگر دولت در این زمینه کمک نکند همیشه باید هزینه های گران پرداخت شود تا اینکه ما تازه بتوانیم خود را در سطح صفر نگهداریم به جای اینکه این مسائل تشویق و ترویج شوند .

رضا نیکپور ( دبیر دیده بان یادواره های ملی )

ما به دلیل رعایت پاره ای از مسائلی که همیشه وجود داشته ، وجود دارد و وجود خواهد داشت ،  نمی توانیم توقعاتمان را زیاد بالا ببریم پس حرکت آگاهی سازی مردمی ما باید همه جانبه باشد همانطور که اساتید بزرگوار دو مطلب را بیان کردند: یکی مطرح کردن حوزه تمدنی که کاملا درست است ولی نیازمند سطح فکری نسبتا بالایی است و بحث دوم پیشنهاد سازنده برگزاری تور ها است که آن هم باید دید که آیا همه مردم امکان استفاده از این طورها را دارا هستند ؟

به نظر من NGO  ها یکی از ابزارهای ارتباط دولت با مردم هستند یعنی می توانند مردم را آگاه ساخته و دولت را نیز در جریان مطالبات مردم قرار دهند . بنا براین اگر سازمانهای مردمی بیشتر در زمینه معنوی سرمایه گذاری کنند ، مانند در اختیار گذاشتن تجارب ، می توان گفت که در پاره ای اوقات یک حرکت سمبولیک بیشتر از یک حرکت علمی می تواند روی مردم تاثیر بهتری گذارد پس ما می توانیم از این راه نیز استفاده کنیم .

مورد دوم به نظر من اینست که ما همیشه مورداتهام قرار می گیریم بعد دفاع می کنیم اما برخی اوقات ما می توانیم هجومی نیز برخورد کنیم به عنوان مثال جزایری که بطور مصنوعی  در خلیج فارس  ساخته است و روز به روز در حال پیشروی به سمت مرزهای ما است ، در این مورد مردم و دولت هیچ برخوردی با این امر نمی کنند و حتی در پاره ای از موارد مردم از آن استقبال کرده و به سرمایه گذاری در آن می پردازند اما آیا ما نیز دارای اجازه ساخت چنین جزیره ای متقابلا هستیم ؟ ما می توانیم این میزان را به خاک کشورمان اضافه کنیم ؟ اگر ما این کا ر را انجام دهیم حتما با موضع گیری مواجه می شویم و نمی توانیم در این مورد اقدامی کنیم .

و اما بحث سوم من کمک به اعراب است ما مدام اظهار می کنیم که خلیج عربی کوچکترین هویتی ندارد اما خلیج عربی بحر احمر (دریای سرخ ) است ما می توانیم به اعراب پیشنهاد دهیم که این قسمت که متعلق به خودشان بوده است را به ثبت برسانند ما از مراجع تاریخی یونانی به راحتی متوجه می شویم که خلیج عربی کجاست و چهارچوب دقیق آن کجا است ، و نام خلیج عربی را بر روی قسمت متعلق به خود بگذارند یعنی خلیج فارس جای خود را داشته باشد و خلیج عربی نیز جایگاه خود را حفظ کند .

ساناز افتخار زاده :

به نظر من قصد آنها فقط داشتن نام خلیج عربی نیست بلکه آنها  خواهان غصب خاک با پیشروی در آب سپس خاک و منابع هستند مانند اتفاقی که برای دریای مازندران ما افتاده است .

رضا نیکپور :

به نظر من بهتر است که قسمتهای مربوط به هر کشوری مشخص شده و دوستانه نامگذاری گردد. ولی باید برای حفظ نام تا زمانی که اهداف دوستانه مشخص نشده اند پافشاری کنیم .

دکتر فولادی (مدیر پروژه ):

نکته اساسی مطرح این است که چرا سعی بر تحریف در تاریخ می شود ؟ از این طریق به چه هدفی می خواهند دست یابند ؟ بطور کلی دنیای تمدن جهانی در تاریخ معاصر مستدل نیست بلکه در حد درک و فهم ژورنالیستی است و در حد مقالاتی است که شخصی با استنباطهای خود به رشته تحریر در می آورد و دنبال کردن این بحثها به تیمی همراه با تخصصهای بالا نیاز دارد که تسلط کافی برای حل مسئله را دارا باشد .

از دید من تمدن ایرانی در دنیا نادیده انگاشته شده است . ولی خوشبختانه حدود 2 الی 3 سال است که تمدن ایرانی در جهان مورد توجه قرار گرفته است ولی در نمایشگاهها با عنوان دوره های فراموش شده تاریخی به نمایش گذارده می شود .

تمدن فارسی بر روی تمدن اروپا رنگ انداخته و سال به سال جدی تر با این قضیه برخورد می شود . به عنوان مثال در چند کشور امپال جشن نوروز برگزار شد مانند:مسکو و با امثال در موزه بریتیش میوزیم سال شاه عباس صفوی بود و با استفاده از ساخت خیلی چیزهای تئاتر گونه و سمبولیک و ساخت چندین نمایشگاه آن دوره را به تصویر کشیده بودند .

و اما در مورد خلیج فارس ، مهم به اثبات رساندن این نکته است که این قلمرو متعلق به اعراب نیست . چرا باید تمدن ایران با طرح چنین مسائلی خنثی شود ؟ متاسفانه این خود ما هستیم که از این بازی داریم استقبال می کنیم . کار من آمایش است ، یعنی تاریخ فردا اما امروز است که ما تاریخ فردا را رقم می زنیم . ما در لغاتمان کلمه ای به نام خاور میانه داریم که فاجعه است زیرا هر بار که ما این کلمه را ادا می کنیم قطبیت انگلیس را تایید می کنیم با این کلمه ما بسیار در مطبوعات و حتی اخبار مواجه می شویم اگر ما این کلمات را با عنوان آسیای مرکزی ، آسیای غربی و .... بیان کنیم باعث برداشته شدن قطبیت این کشور می شویم . در شرایط فعلی من کار بر روی جغرافیا را از کار بر بروی تاریخ بسیار مهمتر می دانم .چون بدون درک دقیق جغرافیا ما قادر به ادامه تاریخ نیستیم . به

نظر من غفلتی که ما در اثر گذاری در حوزه طبیعی نفوذ طبیعی خودمان داشتیم یکی از اشتباهات تاریخی نابخشودنی ماست . در مورد خلیج فارس نیز با دست روی دست گذاشتن کاری پیش نمی رود فقط به کشورهای دیگر این اجازه داده می شود که این محل را پایگاه امن سرمایه گذاری جهانی کنند گرچه امروز به دلیل رکود جهانی برای مدتی مهار می شود ولی باز هم ما به افکار اندیشه و توسعه فکر نمی کنیم و واقعیت ارتش مدرن امروز ضمن احترام به فرهنگ و تاریخ توسعه مدرن اقتصادی و اجتماعی است مرزهای سیاسی ، فرهنگی و جغرافیایی کشورها را مدیریت های اقتصادی و توانمندیهای تولید فتح می کنند و بر آنها حکومت می کنند . ما از قلمرو جغرافیایی طبیعی برخوردار هستیم که بیش از حدود 200 میلیون برآورد جمعیت فارسی زبان است .

توطئه تعویض اسامی به این دلیل است که آنها کم کم تصمیم به پاکسازی این اسامی از اذهان نسلهای بعدی ما دارند . در یکی از سفرها که من به عنوان مشاو.ر به عمارات رفته بودم ، شاهد تلاش بی وقفه آنها و سرمایه گذاری کلان آنها برای فراهم کردن هویت تاریخی خودشان ، موزه ای نیز در آنجا ساخته بودند که اکثر آثاری که در آن به نمایش گذاشته شده بود متعلق به ما بود و خود آنها از دید تمدن دارای ابعاد بالایی نبودند .

به هر حال به نظر من تا زمانی که ما نتوانیم توسعه را مدیریت یا مهار کنیم ( منظور توسعه ای که ما بر روی آن تسلط داشته باشیم و آنرا در درون جامعه خود رشد داده باشیم ) تفاوت اسمها تاثیری روی اصل موضوع ندارند ولی اگر به مرحله عمل برسیم تلزه آنها را متوجه این امر می کنیم که نمی توانند حریف تاریخی ما باشند .

دکتر عظیمی :

علت به چالش کشیدن نام تاریخی که نزد تمام پژوهشگران و باستانشناسان پذیرفته است در سالهای اخیر در مقابل ایران و فرهنگ ایرانی چیست؟
آیا این چالش به دلیل رفتارهایی نیست که ما نسبت به خیلی از حوزه ها نشان می دهیم مانند حوزه باستانشناسی ، ما دیگر نمی توانیم اجازه دهیم بسیاری از باستانشناسهای دنیا به اینجا آمده و تحقیق کرده و نتایج پژوهشهای خود را در مقیاس جهانی منتشر کنند و دنیا خیلی بیشتر با ریشه های تمدنی این سرزمین به خصوص در خلیج فارس آشنا شوند .

پس ما بسیاری از محققان و پژوهشگران کشورهای خارجی را از بعد از انقلاب غایب می بینیم در حالیکه آنها می توانستند ایران را به جهان بشناسانند . و نکته دیگر به نظر من این است که بعد از انقلاب یک خلا سیاسی و فرهنگی برای ما پیش آمد و آن این بود که از اوایل انقلاب می گفتند نه خلیج فارس ، نه خلیج عرب ، بلکه خلیج اسلامی .که همان ابتدا با عکس ا لعملهای مسئولین مواجه و کنار گذاشته شد . ولی هیچ گونه ابتکار عمل و مسئولیتی در قبال اینکه ما بتوانیم ریشه های فرهنگی خود را در آنجا مقتدرانه تولید دنبال کنیم وجود نداشت به عنوان مثال از سمت دولت که این امر مهم به شمار نمی آمد و در واقع این خلا فرهنگی و سیاسی و اقتدار باعث شد که آنطرف بتواند با کمک کشورهای دیگری که در واقع همسو و هم پیمان آنها در سیاستهای بین المللی ببودند بتوانند این چالشها را ایجاد کنند . در حالیکه ما در مقیاس جهانی هیچ گونه کمکی نداشتیم و هیچ کدام از کشورهای صاحب نفوذ با کما همراه نبودند و حتی بر علیه مانیز بودند و ما هم تا حدود زیادی به دلایل نا معلومی این دشمنی و ستیز را بر علیه خود بر انگیختیم در نتیجه ما در موضعی که در کشورهای عربی در قسمتهای مختلف بود به وسیله خودمان قرار گرفتیم . و در این زمینه نیز ما به آنها کمک کردیم من پرسش جناب دکتر فولادی را دوباره مطرح می کنم که چرا ما با چنین چالشی در این زمینه رو به رو شدیم و روز به روز هم به نظر می رسد که این چالش در مقابل ایران بیشتر می شود .

عسگر دشتی (پژوهشگر)

اولا خلیج فارس برای ما فضایی حیاتی است یعنی علاوه بر اینکه یک هویت تاریخی است فضایی حیاتی نیز محسوب می شود . اولین تمدن و دولتی که در ایران شکل گرفت دوره مادها بود و بعد از تثبیت این دولت در زمان سومین پادشاه مادها سیاستی دنبال شد که این سیاست تا دوره قاجار از طریق حکومتها پیاده می شد .آن سیاست این بود که : ایران باید به آبهای آزاد دسترسی داشته باشد و بسیار عجیب است که ما تا اول دوره قاجار یعنی دوره فتحعلیشاه ما 3 تا ساحل داشتیم . دریای سیاه ، خلیج فارس و دریای خزر که متاسفانه بعد از دوره قاجار ما این را از دست داده ایم .

سیاستهای بحری دولتی گسترده شده است ما دارای امپراطوریهای بزرگی بودیم مانند : هخامنشیان ، صفویان و ساسانیان مثلا در دوره هایی که سیاست دولت رقابت با حکومتهای همجوار بوده است این دول نتوانستند به فرهنگ ایرانی خدمت کنند .

به عنوان مثال در دوره هخامنشیان در دوره داریوش و یا دوره ساسانیان که شاه عباس توجه ویژه ای به این مساله داشته است . این مثالها نشان دهنده این است که ما هر موقع با این سیاست به خلیج فارس برگشتیم و به آن به عنوان یک فضای سیاسی نگاه کردیم توانستیم قدرتهای بزرگی تشکیل دهیم . علاوه بر آن دولتهایی هم که می خواستند قدرت قدیم را احیا کنند سعی کردند جنوب خلیج فارس را پایگاهی نظامی و سیاسی برای خود قرار دهند .

به عنوان مثال نادر شاه بسیار تاکید داشت که حتما پایگاهی نظامی در جنوب خلیج فارس داشته باشند و کریم خان نیز این سیاست را دنبال می کند و بعد از دوره قاجار که اصلا اوضاع فرق می کند و در دوره پهلوی که شاهنشاه ، بحرین را می بخشد و در دوره حاضر که تمام جزایر شمال خلیج دارای نام عربی هستند یعنی ما توسط اسلامی کردن نامهای  این جزایر را عوض کردیم و خدمتی در حق آنها انجام دادیم . ولی بعد از اینکه به خود آمدیم متوجه این اشتباه بزرگ شدیم .

اما واقعیت این است که با توجه به گذشته چیزی که امروز در خلیج فارس حاکم است در شان خلیج فارس نیست و فقط کافیست که جنوب خلیج فارس را با شمال خلیج فارس در نظر گیریم جذابیت مادی ای که از لحاظ اقتصادی داراست از هر لحاظ افراد را جذب می کند . طبق آمار اگر ساحا خلیج فارس را با عمق 50 متر در نظر گیرید و تا دریای عمان پیش روید کلا 5/6 درصد از خاک کشور را در بر می گیرد . در این 5/6 درصد 4/3 درصد ساکن هستند که شامل 26 شهر می شود که این فاجعه است . در حدیثی آمده که خداوند رحمتش را از کسیکه زمین دارد و در فقر زندگی می کند می گیرد .

خایج فارس برای ما فضایی ارتباطی و دارای نفت است  . از 7 میلیون جمعیت شهرنشین  فقط 600/1 هزار نفر در آنجا زندگی می کنند در ساحلی که 45/20 کیلومتر عمق دارد . اگر ما بخواهیم همین را با استان تهران مقایسه کنیم تهران که 5/1 درصد خاک کشور را تشکیل می دهد دارای تراکم 645 نفر است ولی در ساحل مذکور تراکم جمعیت 16 نفر است . به نظر من تا زمانی که بحث آمایش در این کشور مطرح نشود چه بسا داخل قلمرو ما نیز شوند . به عنوان مثال ویلا سازیهای شمال کشور را ( دریای خزر ) . و یا بدتر از آن ذخایر زیر زمینی عسلویه که کشور قطر 12 برابر بیشتر از ما از آنها برداشت می کند .

شقایق فتحعلیزاده (کارشناس )

به نظر من اگر این تغییر نام صورت گیرد دیگر هیچ اثری از آن باقی نخواهد ماند . یعنی این قضیه می تواند یک واقعه بزرگ باشد و بسیار خطر آفرین است . اما مساله دیگر آن است که کسانی که در حوزه خلیج فارس بودند خیلی زودتر از ما شروع کرده و روی نسلهای خود برای جا انداختن این نام کار کرده اند و ما از آنها عقب مانده ایم ، حالا نیز نمی توانیم بدون یک تاییدیه دولتی به آنها برسیم تا زمانی که ما این تایید را نگیریم و فقط نهادهای مردمی ما قصد کمک ئداشته باشند پیشرفتی حاصل نمی شود . به نظر من ما باید کمک بیشتری از دولت بگیریم تا از مردم ، یعنی علاوه بر فرهنگ سازی باید دولت را بیشتر در این زمینه دخیل سازیم. چون افرادی که در آنجا هستند خیلی زودتر از ما می توانند فعالیت کنند زیرا به اندازه طول قدمت تاریخ 30 ساله  از ما جلوتر هستند ، ما نیز به همان اندازه باید سرعت خود را بالاتر ببریم .

هم انديشي خليج فارس و مانايي فرهنگ مورخ 8/2/88

موضوعات مرتبط : هم اندیشی   خلیج فارس    
استان مرتبط :   
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید