تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2518

روز معمار در تقويم ايرانی

نامه ای از جانب هیات مدیره «انجمن مفاخر معماری ایران» با موضوع پیشنهاد تعیین روزی در تقویم به نام «روز معمار» به منظور بزرگداشت معماری ایران برای رئیس جمهوری، مطالبی است كه نه تنها برای جامعه معماران و فعالان عرصه معماری تازگی دارد بلكه می تواند فتح بابی باشد برای جدی گرفتن معماری ازجانب عموم مردم.

بهرام هوشیار یوسفی
ارسال نامه ای از جانب هیات مدیره «انجمن مفاخر معماری ایران» به موضوع پیشنهاد تعیین روزی در تقویم به نام «روز معمار» به منظور بزرگداشت معماری ایران، مطالبی است كه نه تنها برای جامعه معماران و فعالان عرصه معماری تازگی دارد بلكه می تواند فتح بابی باشد برای جدی گرفتن معماری ازجانب عموم مردم از یك طرف و حساسیت های بیشتر از طرف خود معمارها نسبت به حرفه شان، از طرف دیگر.

البته در اینكه انجمن مفاخر معماری ایران چه روزی را به عنوان روز معمار مدنظر دارد، اختلاف كوچكی وجود دارد. آنها ابتدا روز ۲۶ آبان (سالروز ارایه طرح تكریم معماری ایران و تشكیل انجمن مفاخر معماری ایران) را پیشنهاد كرده اند. اما درنامه دوم علاوه بر پیشنهاد قبلی ، روز سوم اردیبهشت ( روز بزرگداشت شیخ بهایی) را برای «نامد ار»تر شدن در نظر گرفته اند.

واما «انجمن مفاخر معماری ایران؛» در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۸۲ به طور رسمی به ثبت رسید كه موضع فعالیت های خود را بیشتر بر بزرگداشت آثار مفاخر معماری و شهرسازی، حفظ و اشاعه فرهنگ معماری و شهرسازی، حمایت از پژوهشگران و مولفان و طراحان، ارایه راهكارهای حفظ و نگهداری آثار باارزش معماری و ... متمركز كرده بود.

مهندس سیدعلیرضا قهاری مدیرعامل و رئیس هیات مدیر انجمن در این باره می گوید:
« در دو كلمه هدف انجمن ما ارتقای معماری ایران است و این امر از طریق هیات امنای ۴۰ نفره ما كه همه از اعضای برجسته جامعه معماران و پژوهشگران معماری هستند محقق می شود.... ۸ بند اصلی اساسنامه همگی موید جنبه های حمایتی و تشویقی هستند كه درمورد انجمن های دیگر در جهت همان هدف اصلی «ارتقای معماری» اعمال می شود... و تا به حال نیز اعمال شده است .به طور مثال هفته گذشته مبلغ ۳۰ میلیون ریال كمك بلاعوض در جهت بزرگداشت مهندس سیدهادی میرمیران به جامعه مهندسان معمار تقدیم شد...»

اقدامات تشویقی و حمایتی آنچنان كه قهاری به آنها اشاره دارد یكی از اصولی ترین روش هایی است كه می تواند موجبات توسعه هر نوع حركت فرهنگی را فراهم سازد؛ حال اگر چنین توسعه ای در عرصه فرهنگ معماری صورت گیرد، موضوع آنچنان اهمیت می یابد كه شاید نتوان به حمایت های یك موسسه غیردولتی نوپا بسنده كرد. مهندس قهاری كه در كنار سمت های دولتی خود در وزارت مسكن و شهر سازی و بنیاد مسكن پیگیر انجمن مفاخر معماری است در این مورد می گوید: «ارتقای معماری در ایران نیاز به حمایت دولت دارد و هر موقع كه رشدی نیز در آن وجود داشته دولت حامی آن بوده است.

در ادوار مختلف مانند دوران صفوی كه رشد چشمگیری در معماری و شهرسازی ایرانی ظهور كرد، همین حمایت از جانب حكومت، عامل اصلی آن بود... ما از سال ۸۱ كه مكاتبات را با رئیس جمهوری داشتیم، از آنجایی كه ممكن بود ایشان به مباحث معماری آشنا نباشند، تمام این مسایل را توضیح دادیم و گفتیم كه ایشان به عنوان یك رئیس جمهوری فرهیخته بیایند و یك روز را مثل روز پرستار و پزشك و مهندس كه وجود دارد، برای معماری هم تعیین كنند... اما از آن زمان تاكنون نه كسی با ما تماس گرفته و نه خبری شد...»

باید گفت كه درمورد نیازهای حال حاضر معماری ایران چه به لحاظ حمایت های دولتی و چه غیردولتی كاملا حق با ایشان است، ولی نحوه این حمایت چیزی است كه با فرض اینكه اصل آن از جانب مصادر امور زیر سوال نباشد، هرگز در تاریخ معماری و شهرسازی ایران صورتی مدون نیافته است.

در مورد تشكل و تشكل سازی آنچنان كه پیشتر نیز بدان در این صفحه اشاره شد، همواره از بدو تاسیس چنین نهادهایی (از زمان مشروطیت) در ایران مشكلات درك مبانی آن، چه از جانب موسسان و چه از طرف مخاطبان وجود داشته و دارد؛ بنابراین انجمن مفاخر معماری ایران نیز نمی تواند محتوایی خالی از این نوع اشكالات داشته باشد. هر چند قضاوت در مورد نحوه فعالیت این نوع از انجمن ها به طور اعم و انجمن مفاخر معماری به طور اخص با توجه به نوپا بودن آنها كمی زود به نظر می رسد، اما باید گفت كه مهندس قهاری و یارانشان در انجمن در بعضی موارد به لحاظ بنیادی از نوعی پارادوكس عملیاتی رنج می برند. شرایط عضویتی كه مشتمل بر شرط ۱۵ سال سابقه كار و معرفی هیات امنایی استصوابی باشد، بی هیچ تعارفی راه را برای حضور جوانان و معماران جوان - در حالی كه این گروه فعال ترین و تواناترین حاضران در این عرصه هستند- در این انجمن كه داعیه حمایت دارد می بندد... بگذریم كه حق عضویت ۳ میلیون ریالی سالانه حتی برای مهندسان پایه یك كه هدف قهاری و سایر اعضای هیات مدیره انجمن مفاخر معماری ایران هستند، نیز اگر نگوییم سنگین ولی كاملا غیرمتعارف است.

بیرون از كاغذهای تقویم
بعضی مشاغل را باید در قالب مسایل اجتماعی بررسی كرد. وقتی حتی برای عبوس ترین افراد راه گریزی از زندگی در شهر و حداقل زیر یك سقف در این شهر وجود ندارد، باید معماری را هم بخشی از مسایل اجتماعی دانست. مشكلات معماری در ایران تنها به اختصاص یافتن یك نام در كاغذهای تقویم به این شغل ختم نمی شود. مهندس داراب دیبا، استاد دانشگاه تهران و سرپرست گروه های هنر معماری و شهرسازی در دانشگاه آزاد، می گوید:

«مؤسسه هایی كه معماری را زیرپوشش گرفته اند، یعنی سازمان برنامه، وزارت مسكن و شهرداری تهران موازی با هم كار می كنند و ارتباط چندانی با هم ندارند در واقع هیچ هماهنگی هم بین آنها موجود نیست و هر كدام راه خود را می روند. علاوه بر این ضوابط كیفی هم وجود ندارد، كارها در دست مهندسان مشاور عمده است و جوانان تحصیلكرده خوش فكر قادر به ابراز وجود نیستند و نمی توانند كار كنند.»

نتیجه هرج و مرج همیشه قابل پیش بینی است. چهره شهر اولین قربانی سیاستی است كه در قبال معماری در پیش گرفته شده.
«اصول شهرسازی رعایت نمی شود. از زمانی كه فروش مجوز تراكم و مجوز ارتفاع شروع شد، در قبال دریافت پول های هنگفت مجوز صادر كردند و سرمایه داران در نقاط مختلف شهر شروع به برج سازی كردند. تهران امروز را و یا بسیاری از شهرهای دیگر مثل شیراز و یا شهر جدیدی كه در كنار یزد ساخته شده است را می بینید. شهرهایی كه هیچ نوع هویت و هیچ نوع ارزش كیفی ندارند و فقط نشانه های سوداگری اند. در این شهرها هیچ نوع حقوق شهروندی رعایت نشده است. خانه های دو- سه طبقه ناگهان زیر سایه خفقان آور یك برج بیست و چند طبقه قرار می گیرند به طوری كه ساكنان آن یا مجبور به ترك خانه هایشان می شوند و یا باید تحمل كنند كه هرگز رنگ آفتاب را نبینند. در ایران امروز كنترل كیفی ساختمان وجود ندارد، زیباشناسی اصلا مورد توجه نیست، به معماری با توجه و در ارتباط با بافت شهری نگاه نمی شود.»

در این شهر چه كسی است كه در پی جست وجو دنبال یك سرپناه، از قیمت زمین باخبر نباشد؟ در جایی كه خاك برخی از قسمت هایش به مترمربعی یك میلیون و ۸۰۰ صد هزار تومان می رسد، به ندرت كسی پیدا می شود كه به فكر ساخت خانه باشد؛ همه چیز در برج سازی و آپارتمان نشینی خلاصه می شود. آدم در این شهر بدقواره یاد تعریف و تمجیدهایی می افتد كه درنقاط مختلف جهان از معماری سنتی ایران صورت می گیرد. این جای خالی در خانه كه نه، لانه های موجود در تهران حس می شود.

امروز ساختمان های ناموزونی را می بینیم كه ظاهرشان سنتی است، پرداخت پنجره ها «پست مدرن» است و یك «كلاه فرنگی» هم بالای آن قرار گرفته است. در این برج سازی ها به ندرت ضوابط بین المللی ایمنی ساختمان های بلند رعایت می شود. بناها اكثرا اسكلت فلزی دارند با پوششی از سنگ و شیشه و چندان كارهای باارزشی از نظر معماری نیستند. متاسفانه این مساله باعث شد بسیاری از معماران با تجربه ایران را ترك كردند و كسی جای خالی آنها را پر نكرد.»

سرخوردگی در هنر معماری، برای نسل امروز از لحظه ورود به دانشگاه آغاز می شود. می توانیم خوش بین باشیم، جمله ای را با «خوشبختانه» شروع كنیم و در پایان آن بنویسیم، دانشكده های معماری و شهرسازی فراوانی در نقاط مختلف ایران احداث شده، اما حقیقت چیز دیگری است. وضعیت بیش از ۱۰ هزار دانشجوی معماری ایران را باید از زاویه دیگری دید. مهندس دیبا در این مورد می گوید:

«آنها در محل هایی درس می خوانند كه ساختمان های قدیمی هستند و برای دانشكده ساخته نشده است، كتاب به مقدار كافی در اختیارشان نیست و استاد هم تقریبا وجود ندارد. چون در استخدام استادان جدید، دانش آنها مد نظر قرار نمی گیرد.»

گذشته از مشكلات ریز و درشت معماری در ایران، ماجرا وقتی ناامیدكننده تر می شود كه بحث ارتباط مشاغل را در نظر بگیریم. بحث ... ساختمان ها كه به خصوص پس از زلزله اخیر تهران مطرح شد، تنها در معماری خلاصه نمی شود.

تنها یك سال و نیم است كه رعایت مقررات آتش نشانی و زلزله اجباری شده است اما امكانات فنی آتش نشانی در ایران تنها تا طبقه سیزدهم كارایی دارد و برای طبقات بالا خطر همچنان باقی است.
شیشه های اینگونه ساختمان های بلند اكثرا یك جداره و نازك و غیراستاندارد هستند و آنگونه كه در غرب مرسوم است كه پنجره های طبقات بالاتر شیشه های قطورتری داشته باشند، در ایران به این موضوع توجهی نمی شود.

در این بین ایجاد انگیزه برای معماران جوان، در كوتاه مدت شاید تنها راه نجات هنر معماری از سقوط باشد. اضافه شدن عنوان روز معماری به تقویم یكی از این قدم هاست كه هنوز برداشته نشده. پیش از آن هم مسابقه پروژه های بزرگ برگزار شد كه به نظر می رسید موجب هیجان زده شدن نسل جوان معماری ایران شود كه نشد. دلیل این استقبال كم رنگ را هم از زبان مهندس دیبا بخوانید.

«برگزاری مسابقه برای پروژه های بزرگ فرصتی بود تا مهندسان جوان شایستگی های خود را نشان دهند. اما از شركت در مسابقه استقبال چندانی نشد. چون اكثر آنها به سلیقه های داوران اعتماد نداشتند و اعمال نفوذها و رابطه ها را داور اصلی می دانستند. به عنوان مثال، یك پروژه ساختمان «آكادمی علوم و فرهنگستان ایران» در مرحله اول صاحب رتبه هفتم شد. بعد به مرتبه پنجم ارتقاء پیدا كرد و در نهایت اول شد و اكنون در دست ساخت است.»
... و سرخوردگی نسل جوان معماری ایران ادامه می دهد.

موضوعات مرتبط : روز معمار    
استان مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید