تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،1-11-1399
تعداد بازدید :64

«ساده‌زیستی» جهان بینی آینده نگر

«ساده‌زیستی» به‎طور تاریخی سبکی از زندگی مطابق با دستورات دینی شناخته می‌شود. همچنین راهی برای مراقبه و آرامش ذهن و روح محسوب شده است که آن هم جنبه‌ای دینی و معنوی دارد. زاویه‎نشینی، خلوت‎نشینی، عزلت‎گزینی و ترک دنیا از جمله عباراتی است که ما هم در ادبیات و هم در متون دینی به‏عنوان صفاتی برای افراد زاهد می‌شناسیم؛ سبکی از زندگی مبتنی بر توجه به امور غیرمادی که حسب اتفاق و گردش روزگار، بشر در دوران توجه بی سابقه‎اش به امور مادی، کم‎کم مجبور به انتخاب اجباری آن می‌شود.
امروزه در کشورهایی که مهد و بستر اقتصاد آزاد محسوب می‌شوند، بیش از هر موضوع دیگر، کاهش مصرف موردتوجه است؛ کاهش مصرف در همه‎چیز٫ قوانین به‎سرعت در حال محدود کردن افزایش مصرف هستند و اختراعات، اکتشافات و ابداعات نیز به سمت برآورده کردن این اصل مهم پیش می‌روند. این اتفاق در حالی می‌افتد که کمتر از یک قرن پیش، در بسیاری کشورها، حاکمیت مُبلغ مصرف بیشتر برای پویایی اقتصاد بود.
اگر به تاریخچه این روند نگاه کنیم، اتمام جنگ جهانی دوم، سرآغاز جنگی بزرگ و همه‎گیر در کل دنیا بود: جنگ اقتصادی. زمینه‌های لازم برای این جنگ شوم، همزمان با صنعتی شدن فراهم شده بود و پس از رهایی دنیا از توپ و تفنگ، به یکباره خیزش بزرگی برای بالا بردن اعداد و ارقامی ‌که در اقتصاد معنا پیدا می‌کرد، در همه کشورها شروع شد. رشد اقتصادی، تولید ناخالص ملی، تعیین برابری ارزها و… عباراتی بودند که به‎سرعت به مطبوعات راه یافتند و نشان از تکاپوی جوامع برای پیروزی در این رقابت می‌دادند.
در واقع دولت‌ها با هدف بالا بردن سطح رفاه جامعه به رقابت پرداختند. دو بلوک متخاصم با دو شیوه اقتصادی متفاوت در این هدف اشتراک نظر داشتند و رقابت ابتدا میان دو بلوک و بعد از فروپاشی شوروی، میان تک‏تک کشورها شتاب روزافزونی گرفت.
بد نیست بدانیم هر حرکتی یا به تعریف فیزیکی هر کاری که صورت می‌گیرد، تولید کربن به همراه دارد: از نفس کشیدن ساده و غیرارادی ما تا فرستادن انسان به فضا. نویسنده‌ای که این یادداشت را می‌نویسد و خواننده‌ای که در حال خواندن آن در روزنامه یا حتی فضای مجازی است برای «فعل» نوشتن و خواندن، در حال تولید کربن است. صنعت ظاهرا طلایه‌دار تولید کربن است، حمل و نقل، ساخت و ساز، دامپروری و کشاورزی صنعتی نیز تولید کربن غیرمتعارفی دارند و در نهایت هر فعلی که از آدمی ‌برخیزد، تولیدکننده کربن است.
این تولید کربن همواره وجود داشته و هیچ‎گاه متوقف نشده، اما از زمان صنعتی شدن و اقتصادی قلمداد شدنِ تولید انبوه، میزان تولید کربن از ترسیب آن بسیار فراتر رفت. به‎ویژه بعد از جنگ‌های جهانی، کره زمین مملو از تولیداتی شد که شاید نیاز اصلی و اساسی بشر نبود، برای همین بازارسازی و نیازسازی در دستور کار تولیدکنندگان قرار گرفت و تبلیغات، همگان را به مصرف بیش‎‌تر و احساس نیاز کاذب واداشت. بازارسازی، رقابت را در بخش خصوصی جدی‌تر کرد و در عین حال، رفاه در دستور کار حکومت‌ها قرار گرفت.
رقابت بر سر رفاه به تولید کربن به شکل غیرقابل کنترلی دامن زد. حتی در بلوک شرق و کشورهای تحت سلطه کمونیسم نیز تولید حرف اول را می‌زد و دولت‌ها برای بالا بردن اعداد اقتصادی تلاش بی‎وقفه‌ای می‌کردند؛ گرچه در آن کشورها، رفاه به‎معنای توزیع عادلانه فقر بود و نتیجه کار و تلاش مردم در نهایت، مصروف بلندپروازی‌های ایدئولوژیک یا رقابت‌های رسانه‌ای می‌شد، اما در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمی‌کرد: تولید کربن بیش‏تر و بیش‏تر.
با گذشت کمتر از یک قرن مشخص شد ساختار اقتصادی مبتنی بر رشدی که حاصل رقابت بر سر افزایش تولید ناخالص ملی است، از منظر اقتصادی نیز به آن رفاه موردنظر منجر نشده است. آمارهای بانک جهانی در ابتدای قرن بیست و یکم نشان داد که سه نفر ثروتمند اول دنیا به اندازه سه میلیارد نفر آخر فهرست، ثروت و مال و منال دارند! این فاجعه نیاز به ترمز جدی در برابر ساختارهای موجود را گوشزد کرد.
اما مسأله فقط فاصله طبقاتی نیست. تولید بیش‎تر برای رسیدن به اعداد و ارقامی ‌که احتمالاً به رفاه نسبی جوامع منجر می‌شود یا نمی‌شود، بخش کوچکی از ماجراست. از ابتدای قرن حاضر، به قطع یقین مشخص شد دمای کره زمین بیش از دو درجه بالا رفته و این روند، حاصل سوزاندن فسیل‌هایی است که چرخ توسعه در دنیا را به‏گردش درمی‌آورد. بالا رفتن دمای کره زمین یا گرمایش، حاصل میلیاردها تُن کربنی است که طی میلیون‌ها سال زیر انبوهی از خاک و آب مدفون بودند و حالا در هوا معلقند.
این‎ها صورت مسأله هستند، نتیجه مسأله دردناک‏تر است. روند تولید کربن تا سه دهه دیگر دمای کره زمین را یک درجه دیگر بالا می‌برد و این مساوی با از میان رفتن بخش بزرگی از تمدنی است که حاصل هزاران سال زندگی بشر بر روی کره زمین است. تغییرات اقلیمی، خشکسالی، آب شدن یخ‌های قطبین و در نهایت، از هم گسستگی بومساخت میلیون‌ها ساله‌ کره‌ زمین نتیجه این روند خواهد بود؛ نتیجه‌ای که احتمالاً می‌توان از آن به‎عنوان آخرالزمان یاد کرد.
پیش‌بینی‌های دانشمندان در علوم مختلف که براساس محاسبات صورت می‌گیرد، همگی روز تیره و تاری را در فاصله‎ای نزدیک نشان می‌دهند که حیات در روی کره زمین به زوال رفته و بشر بر لبه پرتگاه نابودی مطلق قرار دارد.
این چشم‎انداز تاریک، دست‏کم از ابتدای قرن جدید میلادی کم‏کم به اطلاع عمومی‌ رسانده شد. دولت‌هایی با اقتصاد آزاد، کمپانی‌های بزرگ و ذی‎نفعان استخراج منابع، اولین مخالفان انتشار گزارش‌ها و پیش‌بینی‌ها بودند، مخالفت‌هایی که کماکان ادامه دارد و آن‎ها از هر فرصتی برای بازگشت به دوران کربن استفاده می‌کنند. با این حال، عقل سلیم و خرد بزرگ جمعی همواره پیش‎قراول است. قراردادهای حاصل از کنفرانس‌های زیست‎محیطی کپنهاگ و پاریس، مهم‏ترین قراردادهای بین المللی بود که طی این سال‌ها با هدف کاهش کربن امضا شد و کشورها تعهد دادند تا سالانه مقادیر مشخصی از تولید کربن خود بکاهند.
آن‎چه در این میان موردتوجه است و راه‏حلی اساسی و بنیادین به‎نظر می‌رسد، تغییر رفتار و سبک زندگی همه‌ مردم، از هر طبقه اجتماعی و اقتصادی است. در درجه نخست، جلوگیری از اسراف و بعد از آن صرفه‌جویی در استفاده از منابع، تنها راه‏حل پایدار برای کاهش تولید کربن، خروج از بازی بی‌انتهای مصرف‎گرایی و در نهایت نجات زمین است.
در این میان، بوتان، یک کشور کوچک در میان دو غول بزرگ آسیایی، به‎‏عنوان یک نمونه موفق در کاهش کربن توسط انجمن‌های غیردولتی در حال شناسایی و الگوبرداری است. بوتان هیچ‎وقت وارد بازی توسعه نشد و حتی زیرساخت‌های حیاتی همچون جاده‌های عریض و طویل و شاهراه ایجاد نکرد. در بوتان هیچ تبلیغی از کالا دیده نمی‌شود و کسی برای خرید و مصرف ترغیب نمی‌شود. در این کشور، زندگی بر مبنای تکنولوژی‌های بومی ‌قدیمی ‌در جریان است. بوتان مدل توسعه کشورش را به‏جای معیار قرار دادن تولید ناخالص ملی، با معیار جدیدی به نام سرانه شادی ملی (GHN) اندازه‎گیری می‌کند. در توسعه بر مبنای شادی، بهروزی شهروندان معیار است.
این کشور نه‎تنها به تعهد خود بر مبنای توافق‎نامه کپنهاگ و پاریس برای کاهش گاز دی‎اکسید کربن عمل کرده، بلکه با حذف دی‎اکسید کرین سه‎برابر بیش از تولید آن، اولین کشور کربن منفی و سبزترین کشور جهان است. مردم بوتان جزو شادترین مردمان جهان شناخته می‌شوند، اما از آن‎جایی که فهرست‌های منتشر شده توسط مراکز معتبر برای شادترین جوامع، بر محور توسعه و با معیارهای رشد اقتصادی تدوین می‌شود، نام بوتان در میان آن‎ها دیده نمی‌شود. در واقعیت و در کف میدان، بوتانی‌ها از لذائذ ماهوی زندگی بهره‌مند هستند؛ زندگی بدون استرس، بدون دغدغه‌های مجازی دنیای پرهیاهو و رقابت‌های خشن اقتصادی. در واقعیت امر، اتفاق عجیبی در بوتان نیفتاده است، مردم زندگی روزمره و عادی خود را دارند و با تکیه بر مبانی فرهنگی خود، با جهان‎بینی سنتی، درک دقیق و عمیق‌تری از پیرامون خود دارند و تقریباً آگاهانه از مصرف‎گرایی فاصله گرفته‌اند.
ساده‎زیستی از نگاه محیط زیست تعریف ساده‌ای دارد: تولید کمتر کربن و تلاش برای ترسیب آن. این توضیح ساده، تا به ثمر نشستن و رسیدن به سبک زندگی، راه دشوار اما نزدیکی در پیش رو دارد. مطمئناً ۱۰سال آینده، مجموعه شرایط اقتصادی، اجتماعی و محیطی، همه دنیا را وادار به نه فقط جلوگیری از اسراف، بلکه به کاهش مصرف و صرفه‌جویی می‌کند. این مهم تنها در سایه ایدئولوژیزه کردن ساده‌زیستی ممکن است.
ساده‌زیستی و تلاش برای کاهش مصرف در همه امور و شئون بشر، نیاز به پیشینه فکری و آینده‎‌نگری مسئولانه دارد که مصلحان دنیا در حال تئوریزه کردن آن هستند. از این رو طی دو دهه گذشته، در بسیاری از کشورها، حتی کشورهایی که مُبلغ و مهد بازار آزاد و مصرف‎گرایی بودند، ساده‎زیستی ترویج می‌شود. ساده‎زیستی این‎بار نه از منظر مذهبی یا برای آرامش روح، بلکه به‎عنوان یک جهان‌بینی مدرن و آینده‎نگر در حال فراگیری است.
حالا رسانه‌های کوچک و بزرگ که اتفاقا نقش مؤثری در ایجاد انقلاب مصرف‏گرایی داشتند، بالاخره از دوربرگردان محیط زیست به سمت تبلیغ ساده‎زیستی می‌روند و قهرمانان فیلم‌ها و سریال‌های پرفروش کمتر در کاخ‌های بزرگ و آن‏چنانی زندگی می‌کنند. محیط زیست، معیار و سبک زندگی بر مبنای ساده‏زیستی، موضوع بسیاری از تولیدات فرهنگی فعلی و شمار بیشتری در آینده خواهد بود تا سبکی از زندگی مطابق با طبیعت و روند ناگزیر آن در همه‎جای دنیا ایجـاد شود.

سجاد تبریزی
روزناکه اطلاعات


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید