تاریخ آخرین ویرایش : یکشنبه،26-12-1397
تعداد بازدید :42

«نوروز بزرگتر از نسیان ماست»

در طول سال این ثانیه‌ها و دقیقه‌ها و ساعتهایند که تصور ما از زمان را می‌سازند. این سنجه‌ها زمان را که امری ناملموس و به چنگ نیامدنی است به پیمایش درآورده و این تصور خام را پدید می‌آورند که زمان امری پر و خالی شدنی است؛ می‌شود زمان را داشت؛ زمان را خرید یا فروخت؛ می‌شود زمان را به خود یا دیگران اختصاص داد و یا حتی آن را کُشت. در طول سال ما با حیثیتی کالایی و قابل مبادله از زمان سروکار داریم؛ زمانی تقویمی و بی‌فراز و نشیب که گاهی مناسبتهایی شخصی و اعتباری همچون سالروز ولادت و یا وفات به برخی روزهای آن معنایی افاضه می‌کند. این حیثیت از زمان است که گرد کهولت و کهنگی بر همه چیز می‌نشاند و نمی‌توان جلوی گذر آن را گرفت. پس از چه روست که اینقدر سفارش شده‌ایم که قدر لحظاتمان را بدانیم و در واقع زمان را دریابیم!  مگر نه اینست که هرقدر قدرشناس باشیم زمان در لحظۀ تولد می‌میرد و از دست می‌رود. حتی وقتی سالروز ولادتمان را جشن می‌گیریم در واقع زمان را درنیافته‌ایم بلکه گذر زمان را به خود تذکر داده‌یم.
«دریافتن» و قدرشناسی متعلق به معانیست؛ امور مادی را نمی‌توان دریافت. آنچه قابل دریافتن است معنای زمان است؛ چیزیکه می‌توان «وقت» نامید. خود زمان همچون پرده‌ای ضخیم اتفاقا اسباب و عامل فراموشی است و نه دریافتن. زمان وظیفه‌‌اش کهنه کردن است و هر آنچیز که کهنه می‌شود ملال‌آور و فراموش‌کردنی و دورریختنی است. اما برای آنانکه اهل معنی‌اند لحظاتی هست که شکافی در این حجاب ضخیم ایجاد می‌شود و ما با معنای زمان یا همان «وقت» مواجه می‌شویم. لحظاتی مثل طلوع فجر و یا غروب خورشید. طلوع و غروب خورشید زمان نیست، «وقت» است. هرقدر که زمان عامل فراموشی بود، وقت مایۀ تذکر و دریافتن است. 
با وجود طلوع و غروب هر روزۀ خورشید، دیدن این مناظر هیچگاه برایمان تکراری و ملال‌آور نمی‌شود. چراکه این پدیده‌ها در صورت ظاهر متوقف نیست و اشاره بر واقعیتی عظیم در هستی دارد. واقعیتی که آدمی در این دنیا همواره مستعد فراموش کردن آن است. لذا دیدنش همچون به یاد آوردن امری فراموش شده، از جنس ذکر است و آنچه از قبیل ذکر است تکرارش ملال‌آور نمی‌شود. نوروز نیز در زمرۀ اوقات است؛ نوروز که تکرار هرساله‌اش تکراری و ملال‌آور نمی‌شود و برعکس کسالت را از چهرۀ زندگی می‌زداید. نوروز که پنداری سرنوشت‌سازترین اوقات عالم در آن واقع شده؛ نجات یافتن کشتی نوح؛ روزی که حضرت ابراهیم بت‌های قوم خود را شکست؛ روزی که حضرت موسی ساحران را شکست داد؛ روز غدیر خم؛ روز ظهور حضرت صاحب و ... . یعنی آن رویدادهایی که به زندگانی بشر بر روی زمین معنا داده‌اند. روزهای تقویم حجابی است بر روی حقیقت نوروز. نوروز یک روز تقویم نیست؛ همانطور که شب قدر شبی تقویمی نیست. این هر دو از جنس وقت‌اند. دریافتن وقت به این معنی است که متوجه دلالتهایش شویم. به میزانیکه موفق به دریافت وقت شویم، احوالمان دگرگون می‌شود. ما به تعداد نوروزهایی که آمده و رفته و قدرش را نشناخته‌ایم، صرفا «پیر و سالخورده» شده‌ایم ولیکن به تعداد نوروزهایی که دریافته‌ایم، «دنیا دیده» و «پخته» شده‌ایم.
به اعتبار ساعت، شش صبح و شش غروب تفاوتی ندارد؛ ساعت نیست که طلوع و غروب را با معنی می‌کند این طلوع و غروب است که به شماره‌های ساعت معنی می‌دهد. به اعتبار تقویم نیز دهم مهر و پانزدهم اسفند تفاوتی ندارد. حتی می‌توان گفت این اعداد حجابی است بر روی اوقات روز. بدینسان اکتفا کردن به مرتبۀ کمّی زمان، زندگی را به زنده بودن می‌کاهد چراکه زندگی امری معنایی است. در ازای این خسران، از آنجا که آدمی میل به زندگی معنادار دارد، دلخوش کرده به اعتبار کردن مناسبتهای تقویمی همچون روز مادر، روز پزشک، روز پرستار، روز مهندس و ... اینها تلاش مذبوحانۀ ماست برای معنا دادن به روزهای تقویم. غافل از آنکه این مناسبتها اصیل نیست یعنی به اصلی بیرون از وجود آدمیان متصل نیست و لاجرم وجودش به وجود ما بسته است و از نسیان ما آسیب می‌بیند.
 اوقاتی چون شب قدر و نوروز اصیلند؛ یعنی به اصلی متصلند و از نسیان ما آسیب نمی‌بینند و به‌عکس خود واسطه‌های تذکرند. البته برخی اوقات قوت و نفوذشان کوچکتر از نسیان ماست و حریف نسیان ما نمی‌شوند ولی اوقاتی هست که ارتفاعشان از عمق نسیان ما بیشتر است و ما را مبتلای به تذکر و یادآوری می‌کنند و نوروز از این جمله است. بی‌علت نیست که با اینهمه نسیان که آفت فرهنگ ما شده، نوروز هنوز به قوت خود باقی است. نوروز آنقدر باشکوه است که بزرگتر از نسیان ماست. ما نیستیم که نوروز را حفظ کرده‌ایم نوروز حافظ ما بوده است. نوروز همچون حشر موقع «قیام» است؛ دست ما فروافتادگان در کمیات و فراموشی را می‌گیرد و بلندمان می‌کند. هنوز هم اگر می‌خواهیم تداوم پیدا کنیم باید ساز وجودمان را با نوروز کوک کنیم.
سیدمحمد بهشتی 
عضو مرتبط : سید محمد بهشتی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید