تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :677

˝خانه افشار˝ دنبال خریدار می‌گردد!

(سایه تخریب بر سر یکی از ویلاهای تاریخی تهران)

به گزارش سرویس معماری هنرآنلاین؛ علی اکبر صارمی، خانه افشار را بین سال‌های 53 و 55 برای خواهر خود در زعفرانیه و در زمینی شیب‌دار طراحی کرد. ساختمان ساده آجری با ستون‌های سفید و کمترین تزئینات داخلی. در آن دوره ساخت ویلا یکی از ویژگی های مهم معماران صاحب امضا به حساب می آمد و هر معمار برای ثبت یادگاری در شهر، دست به ساختن بنایی متفاوت در حیاطی دلباز می کرد و قصه خانه افشار نیز چنین است. حالا اما جبر روزگار، سایه بلند تخریب را بر سر این بنای مهم انداخته و بی آن که امیدی به ثبت آن در فهرست میراث فرهنگی کشور وجود داشته باشد، مالکان قصد فروش عمارت را دارند.

در روزهای همجوار مرگ هوشنگ سیحون، علی اکبر صارمی که خود یکی از سرشناس ترین شاگردان سیحون است به همراه دخترش که علاقه به معماری را از پدر به ارث برده، پیگیر وضعیت در مبهم خانه افشار هستند. یکی از ویلاهای مهم میراث معماری تهران که به گفته صارمی، گذشت زمان به پیکرش آسیب چندانی وارد نکرده است.

در طول نزدیک به چهار دهه و به ویژه در سالهای بعد از انقلاب، خانه افشار میزبان سفارتخانه های مختلف بوده؛ از جمله سفارت هلند. خانم کاردار سفارت که خود هنرشناس و نقاش بوده جایی گفته است: "این خانه مرا یاد خانه ریتولد و گروه دِ استیل هلند می‌اندازد."

عرض ساختمان 9 متر و طول آن حدود 20 متر است . زیربنا 200 متر به صورت دوبلکس و مساحت کل زمین 600 متر مربع است. این بنا در انتهای زعفرانیه، کوچه روشن یک، پلاک 2 واقع شده اما دیگر مانند گذشته ها، سایه سفارتخانه ها را بر سر ندارد و حالا وارثان این خانه، قصد فروش آن را کرده اند و صارمی نیز به عنوان طراح آن، در جستجوی راهی برای ادامه حیات این عمارت است.

به گفته صارمی یکی از مشکلاتی که بناهای مدرن با آن دست به گریبان هستند، عدم ثبت آن ها در فهرست آثار ملی کشور است؛ اتفاقی که درباره معماری های مسکونی بیشتر می‌افتد. او به هنرآنلاین گفت: در ایران معماری مدرن تبدیل به آثاری نشده که رویش ارزش‌گذاری کنند؛ مخصوصا خانه‌ها. به عنوان نمونه، تئاتر شهر در میراث فرهنگی ثبت شده ولی خانه‌های مدرن که هم دوره این اثر هستند، به ثبت نرسیده اند چرا که معمولا صاحب خصوصی دارند و همین باعث می‌شود به این سادگی نشود آن ها را در فهرست میراث فرهنگی به ثبت رساند. این در حالی است که به گفته او، اگر ملکی در میراث فرهنگی به ثبت برسد، ارزش خاصی پیدا می‌کند و این مشکلی است که خانه‌های معماری مدرن تهران با آن دست به گریبان هستند یعنی در عین حال که باارزش اند، اما در جایی ثبت نمی‌شوند.

خانه افشار هم جزء همین بناها است. مدت‌هاست جوانانی که ارزش خانه را می‌دانند، پیگیر هستند تخریب نشود و صاحبانش آدم‌هایی باشند که به ارزش خانه به عنوان بخشی از میراث و تاریخ تهران آگاه باشند.

Khaneye -afshar -2

خانه افشار بین ساختمان‌های کوتاه و بلند گیر افتاده و به گفته ثمر صارمی-دختر معمار این خانه- اگر تا امروز تخریب نشده روی حساب مذاکره‌هایی است که با مالکان داشته‌اند: آن‌ها مالک اند و صاحب اختیار و می‌توانند و حق دارند هر بلایی سر خانه بیاورند حتی اگر برای طراح خانه و علاقمندان به معماری دوره پهلوی، غم‌انگیز باشد.

ثمر صارمی درباره وضعیت فعلی ویلای افشار که عمری بیش از چهل سال دارد به هنرآنلاین گفت: در حال حاضر منطقه شمیران از ساختمان‌های بلند مرتبه اشباع شده ولی هنوز برای خانه افشار این اتفاق نیفتاده است. به علاوه، این ساختمان در حریم کاخ سعدآباد هم قرار دارد و قطعا ارزش و قیمت آن بیشتر از ارزش زمینش است. می‌شود این بنا را تغییر کاربری داد و بدل به رستوران یا هتل آپارتمان کرد.

او افزود: همیشه سعی کردیم در پیشنهادهایی که می‌دهیم، بازگشت مالی هم مطرح باشد که بدانند می‌شود از این بنا، سود برد. علاوه بر این در حال حاضر تورهای تهران‌گردی داریم ولی شمیران دیگر غیرقابل شناسایی است. می‌شود اینجا را تبدیل به خانه شمیران گمشده کرد تا به عنوان موزه درآمد خودش را داشته باشد. حالا یا به صورت خصوصی یا به کمک دولت.

میراث فرهنگی دستش تنگ است و قدرت خرید این بنا را ندارد. برای همین برای نجات این خانه پیش نهادهای دیگر رو انداخته‌اند. شاید آن‌ها بتوانند گره این مشکل را باز کنند. گرهی که فعلا احتیاجی به دندان ندارد و با دست هم باز می‌شود.

ثمر صارمی افزود: در حال حاضر مشغول رایزنی با وزارت راه و شهرسازی هستیم. البته فقط در حد پیشنهاد است. کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران رایزنی‌هایی کرده اما مشکل بودجه و بروکراسی مطرح است. در هر حال ارزش خانه برای این وزارتخانه محرز شده اما همه چیز زمان می‌برد و ما هم زمان زیادی نداریم. تا همین جای کار هم روی اخلاق مالک حساب باز کرده‌ایم و اگر دیر بجنبیم ممکن است خانه را از دست بدهیم. بنیاد دوکوموموی ایران که نهادی بین‌المللی است و در زمینه مستندسازی و حفاظت از آثار معماری مدرن و معاصر فعالیت می‌کند، این خانه را ثبت کرده است. این مهم که به پیشنهاد دکتر اعتصام اتفاق افتاده، خوب است ولی وجاهت قانونی ندارد که جلوی تخریب را بگیرد.

او معتقد است اگر حساسیت مردم محل بالا برود، شاید اتفاقات بهتری برای خانه افشار بیفتد: خوب است که مردم محل هم حساس شوند و نسبت به تخریب بناهایی از این دست بی‌تفاوت نباشند. حتما در آن محله تعداد زیادی دانشجو و فارغ‌التحصیل معماری وجود دارد و این نیروی بزرگی است که می‌شود در زمان مقتضی از آن استفاده کرد. می‌شود آگاهی داد و داستان خانه افشار را مردمی‌تر کرد. این خانه محل زندگی بوده و می‌خواهیم زندگی در آن جریان داشته باشد.

   Khaneye -afshar -3

 براساس مقاله‌ای بین‌المللی خانه افشار، پلی بین خانه قدیم شمیرانی و خانه مدرن بوده و مبحثی تازه با این خانه در معماری معاصر ایران شروع شده است. این ها همه در حالی است که پدر و دختر به وضعیت معماری حال حاضر کشور معترضند: در حال حاضر خانه‌هایی را می‌بینیم که معماریت ندارند. کسانی که در این سال‌ها به عنوان مستاجر خانواده افشار در این خانه زندگی می‌کرده‌اند، از سفارت‌ها بوده‌اند. چرا این خانه برایشان جذاب بوده؟ شاید چون معماری این خانه زبان بومی و بین‌المللی را توامان دارد. 

صارمی به گفته های دخترش این چند جمله را هم اضافه می کند: در حال حاضر می‌بینیم بیشترین تخریب در تهران، در مورد بناهایی با معماری مدرن اتفاق افتاده. دفتری دارم در اطراف چهار راه ولی‌عصر و پارک دانشجو. جالب است که وقتی ساختمان‌های آن اطراف را تخریب می‌کردند، می‌دیدم اجزای خانه مثل آجر و کاشی‌اش را برای فروش می‌بردند. انگار که خود معماری ارزشی ندارد. این یک ماجرای فرهنگی است. باید برسیم به این نقطه که همان‌طور که یک تابلوی نقاشی ارزش دارد و اگر کسی آن را خریداری می‌کند، سرمایه‌ای ارزشمند است؛ پس در معماری هم همین نگاه را نسبت به بناها داشته باشیم. اگر مالکان احساس کنند، اثری معمارانه را در اختیار دارند به این راحتی از دستش نمی‌دهند. 

صارمی، ویژگی سادگی خانه افشار را در کنار زرق و برق ساختمان های امروزی می گذارد و مقایسه ای می کند که شاید سازنده آینده تهران باشد: مشکل شهرهای ما شلوغی است. ساختمان‌های ما بزک کرده و پرگو هستند و همین باعث شلوغی و آشفتگی شهرهای ما است. متاسفانه تراکم فروشی و فروختن شهر به خاطر مشکلات مالی، این بلا را بر سر ما آورده و حالا وظیفه معماران است که ساختمان‌های آرام‌تری درست کنند تا شهر از این حالت خارج شود. این آلودگی بصری در شهر به خاطر این تنوع وحشتناک رنگ و مصالح و بلندی است.

حال باید چشم‌مان به دست وزارتخانه‌های ذیربط و حتی بی‌ربط باشد. شاید دلسوزی پیدا شود که بخشی از بودجه سازمانش را به این خانه اختصاص دهد تا لااقل این خانه از گزند همسان‌سازی با ساختمان‌های بلند اطراف خود در امان بماند و بتواند عمر طولانی‌تری در این شهر داشته باشد.

 

به نقل از هنرآنلاین (خبرگزاری هنر ایران)



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید