تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :686

توجه به آمایش سرزمینی در احیای دریاچه ارومیه

خشکیدگی دریاچه ارومیه که درحال حاضر به یکی از دغدغه‌های مسئولان محیط زیست و مردم آذربایجان تبدیل شده است بر زندگی حداقل شش میلیون از هموطنانمان تاثیر می‌گذارد. به‌تازگی کارگروه احیای ارومیه مصوب کرده است که برای نجات این دریاچه طرح انتقال آب از رودخانه زاب اجرا شود. زاب، یکی از پرآب‌ترین رودخانه‌های دائمی ایران است. سرچشمه‌های این رودخانه ارتفاعات شمال غرب استان کردستان است اما پس از طی کردن مسیری نه‌چندان طولانی در ایران وارد عراق و سد دوکان در این کشور می‌شود. در توجیه اجرای طرح کارگروه احیای دریاچه ارومیه گفته شده است که این منبع دائمی است و با خروج از کشور به واقع آب‌های آن از دست می‌رود. از سوی دیگر، با احداث سد بر سرشاخه‌های این رودخانه در تنگ کرژال بین پیرانشهر و سردشت می‌توان آن را به سمت ارومیه منحرف کرد تا به مرور زمان دریاچه از وضعیت خشکیدگی که امروز به آن دچار است، خارج شود. مجری طرح مذکور نیز مدعی شده است که ۷۰۰ میلیون مترمکعب آب از طریق این پروژه از زاب روانه دریاچه ارومیه خواهد شد. انحراف رودخانه زاب و انتقال آن به دریاچه ارومیه به همراه ممانعت از حرکت رودخانه زاب به سمت کشور عراق موافقان و مخالفان بسیاری دارد. این در حالی است که ما خود مشکلی اینچنینی را در سوی دیگر مرزهای ایران تجربه کرده‌ایم. افغانستان با چندین سد راه را بر آب‌های هیرمند بسته است و به این شکل دریاچه اساطیری‌هامون اکنون به پهنابی فصلی تبدیل شده که جز در اتفاقات ادواری اقلیمی (مثل امسال) خشک خواهد بود. انتقاد مسئولان ایرانی نسبت به این اقدام دولت افغانستان نیز تا به‌حال راه به جایی نبرده است و برنامه محیط زیست سازمان ملل نیز تلویحا به مقامات ایرانی اعلام کرده است که به‌دلیل مشکلات موجود در افغانستان بهتر است آب هیرمند به سمت ایران روانه نشود. این بدین معنی است که دریاچه‌ هامون تا اطلاع‌ثانوی خشک خواهد ماند. به اعتقاد من، خشکیدگی دریاچه ارومیه که در شمال غرب ایران ناشی از دو عامل درونی و بیرونی است. از درون به‌دلیل دخالت‌هایی که در این سال‌ها صورت گرفته و مشکلات و آسیب‌هایی که وجود داشته است و از بیرون به واسطه دخالت‌های کشورهای همسایه که به صورت شتابزده و غیر اصولی انجام شد، شرایط دریاچه ارومیه درحال حاضر، به‌هم ریخته و ناهماهنگ است. متاسفانه، از آنجایی که بسیاری از کشورهای همسایه ایران با جنگ داخلی درگیر هستند چندان توجهی به طرح‌های آمایشی نمی‌شود. درحالی که حل این مسئله نیازمند طرح‌های آمایشی مثل طرح‌های ویژه کشورهای اطراف مدیترانه است که در حدود 30 سالی که  از تدوین آن می‌گذرد نتایج خوبی به‌بار آورده است و اتحادیه اروپا در این امر توفیق خوبی داشته و الگوهای خوبی پدید آورده است. فقدان اراده لازم موجب شده تا در ایران طرح‌هایی این چنینی تا به حال تدوین نشود. با این حال، به اعتقاد من دست یافتن به توافقات زیست محیطی با همسایه‌ها درحال حاضر چندان دور از دسترس است. واقعیت این است که تا به حال ایران از رعایت یک سری اصول با همسایه‌ها متضرر شده است. نمونه آن هم دست‌اندازی بسیاری از کشورها از جمله ترکیه به دو رود دجله و فرات و خشک‌شدن آن است که چیزی جز انتقال ریزگردهای خطرناک به ایران را برایمان به ارمغان نیاورده است. دجله و فرات یا همان بین‌النهرین  که آغازگر تمدن این منطقه بودند درحال حاضر رو به نابودی هستند و نتیجه این نابودی شامل حال ایران هم شده است. به عقیده من، دست یافتن به توافقی جامع با همسایگان برای احیای زیست‌بوم کشور امری ضروری است. ایران در اموری چون گفت‌وگوی تمدن‌ها پیش قدم بوده است. این بار نیز می‌تواند الگویی مناسب ایجاد کند ضمن اینکه، موضوع منافع ملی بسیار حساس است و نیاز به بررسی کارشناسی و اصولی مطابق با استانداردهای جهانی دارد. در این مورد می‌توان پیشنهاد کرد که همسایه‌ها موضوعات مربوط به زیست بوم ایران را به‌طور سنجیده‌ای جلو ببرند. درحال حاضر چارچوب‌های حقوقی خوبی در دستور کار دولت قرار گرفته است. این درحالی است که اروپا نسبت به این موضوعات بی‌انگیزه عمل می‌کند و آمریکا مانع جدی محسوب می‌شود. به‌طور مثال، آمریکا مصوبات مجمع ریو را نپذیرفته است. به عقیده من، لازم است تا در مواردی که منافع ملی ایران در ارتباط با کشور‌های همسایه به‌ویژه در حوزه محیط زیست زیر پا گذاشته می‌شود، دولت با جدیت هرچه تمام برای پیشبرد منافع ملی و احقاق حقوق مردم با کشورهای همسایه وارد مذاکره شود.

 

نوشته شده توسط: کمال اطهاری (کارشناس مسائل منطقه‌ای)

به نقل از روزنامه آرمان امروز

موضوعات مرتبط : دریاچه ارومیه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید