تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،24-6-1399
تعداد بازدید :20

احیای دانش بومی، راهکاری برای مدیریت بحران آب

 

سخن از تاریخ آب به قدمت عمر بشر برمی گردد و تامین این ماده حیاتی از اساسی ترین دغدغه ها و استراتژی های بشر برای بقا و تامین رفاه بوده است و به لحاظ مدیریت آب، امروز کشورمان در یکی از حساس ترین گذرگاه های تاریخی خود قرار دارد که به طور حتم شناسایی و تبیین صحیح این مسئله نیازمند نگاه تاریخی به ابعاد مختلف آن است.

در واقع تاریخ می تواند به ما بگوید که چگونه در یک شرایط جغرافیایی به وضعیت ناگوار فعلی رسیده ایم و در ادامه چگونه از این وضع نامطلوب که در نظام اجتماعی ما به طور حتم تاثیر گذار خواهد بود، خارج شویم و در این مسیر نیازمند چه ابزارهایی هستیم.

باید اشاره داشت: تامین آب همواره از اساسی ترین دغدغه های بشر بوده است و در حالی که کشورمان به لحاظ مدیریت بحران آب در یکی از حساس ترین برهه ها به سر می برد، کارشناسان احیای دانش و مدیریت بومی، توجه به جوامع محلی و همچنین تغییر نقش دولت از مجری گری به پایشگری را راه حل می دانند.

دکتر سعید نوری نشاط کارآفرین اجتماعی در خصوص دانش تاریخی بومی آب و چالش‌های امروز استفاده از آن، یکی از دغدغه های خود را در طول سال های اخیر شناخت دانش بومی عنوان و تاکید می کند: دانش بومی در حقیقت یک سیستم است. در واقع در ایجاد دانش بومی یک سری آدم هایی نقش دارند که طبق یک روابط اجتماعی با یکدیگر در ارتباط هستند و داشته های علمی خود را سینه به سینه منتقل می کنند؛ مانند قنات که یک دانش بومی قوی است؛ چرا که از پشتوانه یک سیستم قدرتمند و نظام اجتماعی و نگهدارنده برخوردار است.

وی همچنین با اشاره به تولید و رونق انواع و اقسام داروهای گیاهی در کشورمان اظهار می دارد: به طور حتم این داروها دارای مشخصه دانش بومی است؛ حال اگر در جایی هم از بین رفته باشد، به دلیل از بین رفتن سیستم ها و نظام اجتماعی بین نسلی است.

به گفته این کارآفرین اجتماعی، در حال حاضر یک پلتفرم غیردولتی در سازمان یونسکو در حوزه دانش بومی ایجاد شده است و از ایران هم نماینده دارد و بخش کوچکی از کار آن شناسایی دانش بومی در دنیا است.

وی می افزاید: در طول سه چهار سال اخیر این بخش کارهای خوبی انجام داده و علاقمند هستند که در ایران هم حداقل در حوزه دامداری و قنات مطالب آموزشی و دانش بومی را جمع آوری کنند.

نوری نشاط بهترین راهکار برای برون رفت از شرایط فعلی در حوزه آب را احیای دانش و مدیریت بومی، توجه به جوامع محلی و همچنین تغییر نقش دولت از مجری گری به پایشگری می داند.

دکتر هادی خانیکی دکترای علوم ارتباطات هم تحقق گفتگو و پرداختن به سازوکارهای آن در موضوعات مختلف از جمله آب را یکی از دغدغه های خود در طول سال های گذشته عنوان کرده و از گفتگو به عنوان راه کشف و انطباق حقیقت در همه عرصه ها حتی در مسائلی که متعلق به فهم در حوزه کنش و هم ادراک است، نام می برد و می افزاید: با گفتگو است که باید یک فهم تازه ایجاد شود و معانی مشترکی بین گروه های مختلف شکل گیرد که بتوانند به وضعیت اجتماعی سر و سامان دهند.

وی در ادامه اظهار می دارد: از دانش و فناوری قنات می توان نوعی مناسبات و رفتار مشارکتی را استخراج کرد که این خود امکان گفتگو را فراهم می کند چراکه به میزان مشارکت، استفاده از توان جمعی و توانمند سازی جمعی و خرد جمعی هم وجود دارد.

دکتر خانیکی تصریح می کند: وضعیت تاریخی دانش و فناوری که بر قنات بنا شده است برخلاف دانش و فناوری آبیاری به وسیله رودخانه ها و سدها در واقع به گفتگو منتهی شده است.

وی ادامه می دهد: قبل از اینکه ما مسئله قنات را تکنولوژی بدانیم باید آن را حاصل توافق جمعی و در درون یک نظام اجتماعی بدانیم؛ نظام اجتماعی که قدرت بر مناسبات عرضی استوار است که به طور حتم با نظام اجتماعی مبتنی بر روابط بالا به پایین، متفاوت است.

نامبرده گفت: مکانیزم های حل اختلاف چه حقوقی و چه اجتماعی و اقتصادی در سیستم آبی مبتنی بر قنات وجود دارد و به همین دلیل در نظام معیشتی قنات کمتر امتناع در گفتگو دیده می شود.

وی با بیان این که آب واسطه ای برای شکل گیری همبستگی، همکاری و انتقال تجربیات عمیق مدنی است، می گوید: قنات در واقع سبب توسعه مشارکت و تعامل اجتماعی است؛ لذا بر اساس آن سازمان اجتماعی مناسبی برای ایجاد و نگهداری و مدیریت منطقی آب ایجاد شد.

این دکترای علوم ارتباطات ادامه می دهد: این در حالی است که استفاده و حفر گسترده چاه ها در کشور هم که شروع استفاده از آن به دوران رضاه شاه باز می گردد، به طور حتم حاصل شکست گفتگوها بوده است.

همچنین دکتر محمد فاضلی معاون پژوهشی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری و استادیار جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی در سخنانی پرداختن به مسئله دانش بومی را در ابتدا مستلزم تعریف این دانش دانسته و می گوید: هنگامی که از واژه بوم و بومی استفاده می شود معنای محدوده در ذهن تداعی می شود؛ بعنوان مثال هنگامی که گفته می شود بوم نقاشی یا زیست بوم یعنی یک محدوده ای که در آن نقاشی و زیست صورت می گیرد.

وی اظهار داشت: امر بومی یعنی آن چیزی که محدود به یک حدودی است و آن حدود هم در گستره تاریخ، جغرافیا، مناسبات و نهادهای اجتماعی، نهادهای سیاسی، تجربه محلی، ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای محدوده خاص تعریف می شود.

وی اضافه می کند: امر بومی در معنایی که من بکار می برم یعنی امر محدود؛ امر محدود که گفته می شود امری است که بواسطه حیطه های مختلفی حدود آن مشخص شده و زیست انسانی البته فارغ از محدودیت نیست و در حال حاضر وسیع ترین محدوده ای که می توان برای زیست انسانی قائل شد، کره زمین است. یعنی این کره آخر محدوده ای است که ما با آن سر و کار داریم اما در دنیای واقعی محدوده های ما خیلی تنگ تر از کره زمین است.

استادیار جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی می افزاید: در واقع می توان گفت که دانش بومی یعنی دانش محدود و معنی محدود، دانش اندک و ناقص نیست که معنای ناچیز بدهد بلکه دانشی است که در نسبت با تاریخ، جغرافیا و نمادها و فرهنگ های خاص کار می کند. برای دانش محدود وصف ناتوان نمی توان بکار برد و دانشی است که توانایی آن در یک محدوده خاص و با به رسمیت شناختن یک عقلانیت ثابت شده است.

وی ادامه می دهد: هنگامی که از دانش بومی به معنای دانش محدود استفاده می کنیم یعنی قدیمی و سنتی بودن یا از گذشته آمدن هیچ فضلی برای این دانش ایجاد نمی کند بلکه فضل این دانش بومی ابتدا از شناختن محدودیت ها و دیگر از کارکردن آن ناشی می شود.

دکترفاضلی اضافه می کند: دانش بومی یعنی اینکه با آن کاری انجام داد که مطلوب است و از پایداری و همچنین سازگاری و عقلانیت برخوردار است.

وی در ادامه با اشاره به این که مدرن بودن فضلی برای دانش ایجاد نمی کند، می گوید: دانش ممکن است در نهادهای مدرن دانشگاهی با ابزارها و پیچیده ترین آزمایشگاه ها تولید شود اما به تحقق ارزش ها کمکی نکند و حتی تخریب هم داشته باشد.

معاون پژوهشی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری می افزاید: بنابراین دانش بومی به معنای دانش بومی می تواند امروز هم تولید شود و الزامی ندارد که حتما قدیمی باشد و با ابزارهای پژوهش های مدرن هم می تواند تولید شود و دانشی است که خودش را محدود به حدودی می کند و حیطه عمل خود را می شناسد و نسبت خود را با جغرافیا، زمان، مکان و انسان های کاربر خود مشخص می کند و به این معنا محدود به یک جغرافیا، زمان و یک تاریخ و نهادهای خاصی است.

وی ادامه می دهد: حالا هر قدر که ارتباطات انسانی تاثیرپذیری و تاثیرگذاری اجتماعی وابستگی های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بیشتر شود این معنای دانش محدود، اهمیت بیشتری پیدا می کند.

فاضلی در ادامه با تاکید بر اینکه مسئله و ارزش آب به شدت به عواملی همچون موقعیت انسانی، اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی و اقتصادی، نظام های حقوقی، مناسبات اقتصادی و نگرش ها و رفتارهای مردمی مرتبط است، می افزاید: لذا آب نیازمند دانش محلی به معنای دانش بومی است که محدود به یک جغرافیا، تاریخ و ساختار خاص باشد. در واقع آب با اقتصاد سیاسی کشورها پیوند خورده و از این جهت با الزاماتی برای دانش محدود مواجه است.

وی با اشاره به الزامات این بحث و معنای محدود برای دانش بومی تصریح می کند: قدیمی بودن هم خود به خود برای دانش بومی ارزش نیست بلکه همچون قنات دانشی است که در طول دو سه هزار سال ثابت کرده است که کارکردی دارد و کارآمدی آن ثابت شده است و با عقلانیت سازگار دارد.

به گفته این استادیار دانشگاه شهید بهشتی، قنات یک فناوری محدودیت شناس است که قدیمی بودن آن راز خوب بودن آن نیست بلکه دانش و فناوری است که در حیطه جامعه و اقلیم ایران محدودیت هایی را از جمله محدودیت میزان بارش، محدودیت دما ، هوا و تبخیر و محدودیت توزیع نامتوازن آب در محدوده های جغرافیایی مختلف به رسمیت شناخته است. به عنوان مثال در شیرکوه یزد مناطقی وجود دارد که با بارش مواجه هستیم اما در چند کیلومتری اطراف آن هیچ بارشی وجود ندارد. این یعنی توزیع آب نامتوازن است؛ بنابراین با استفاده از قنات بارش از جایی به جایی دیگر منتقل می شود و این توزیع نامتوازن قنات را به رسمیت می شناسد و قنات در زیستی است که بارش نامتوازن است.

وی با اشاره به این که قنات توزیع نامتوازن بارش ها در طول سال را هم به رسمیت می شناسد، می گوید: به طوری که در پاییز و زمستان که در مقایسه با بهار وتابستان با بارش بیشتری مواجه هستیم، قنات این بارش فصلی را به یک جریان دائمی تبدیل می کند.

فاضلی با اشاره به این که قنات به مرور زمان حتی کمبود انرژی را هم به رسمیت می شناسد، اضافه می کندد: این یعنی قنات همه محدودیت هایی را که تمدن ایرانی با آن مواجه بوده است، یعنی کمبود بارش، توزیع نامتوازن بارش ها و کمبود انرژی، شناسایی کرده و با آن کنار آمده است.

وی اظهار می دارد: در واقع قنات به یک سیستم تبدیل شده است که محدودیت ها را به رسمیت شناخته و نهادهای دور خود شکل داده است، به طوری که برای قنات نهاد سنجش آب، نظام های تقسیم کار یعنی لایروبی قنات و نظام تقسیم هزینه و نگهداری چاه ها و تعمیر شکل گرفته

است.

این پژوهشگر همچنین با تاکید بر این که قنات حریم ها را هم به رسمیت شناخته است، می افزاید: قنات نهادهای ناظر ایجاد کرده و با نظام های حقوقی ناظر بر حریم ها پیوند خورده است، به طوری که در حریم قنات نمی شود چاه زد یا آلودگی آب خلق کرد؛ بنابراین قنات یک سیستم شده است که هم محدودیت ها را به رسمیت می شناسد و هم حریم خلق کرده است.

وی در ادامه با بیان این که قنات در مسیر تاریخی خود که محدود به جغرافیا و اقلیم خاص است، با نظام اجتماعی و حقوقی خاص سازگار شده است، ادامه می دهد: این سیستم حامل منطقی شده است که می توان اسم آن را منطق سازگاری با کم آبی گذاشت.

دکتر فاضلی می گوید: فناوری قنات و دانش که دستاورد تمدن ایران است، حتی در نظام اجتماعی از منظر عدالت اجتماعی پیوند ایجاد کرده ، به طوری که برای کوچکترین مالک و خرده مالک هم سهم ایجاد کرده است. مثلا سهم یکی ۲۰ ساعت است و دیگری دو ساعت یا چند دقیقه، به این ترتیب قوام بخش نظام اجتماعی هم شده است.

وی با تاکید بر این که قنات باعث شکاف اجتماعی نمی شود بلکه موجد نظم اجتماعی هم هست، تصریح می کند: قنات همچنین متناسب با خود مناسکی مانند عروس قنات هم ایجاد کرده است. در اصل قنات محدودیت جفرافیا، اقلیم، نظام حقوقی و نظام خرده مالکی را به رسمیت می شناسد.

معاون مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در ادامه با تاکید براینکه امروزه دانش بومی به معنای محدودیت با اخلاق محدودیت پیوند خورده است، می گوید: بنده اخلاق محدودیت را در مقابل توهم فراوانی قرار می دهم به طوری که اخلاق محدودیت و توهم فراوانی در مقابل یکدیگر قرار می گیرند.

وی با اشاره به این که قنات اساسا بر اخلاق محدودیت استوار است، اضافه می کند: اخلاق محدودیت معنای دانش بومی است. یعنی پذیرش اینکه خیلی چیزهای ما محدود است.حالا با این تصویر که از دانش بومی ترسیم شد، می توان گفت الزامات آن برای مسئله آب در ایران چیست.

به گفته فاضلی، می توان گفت دانش بومی در حوزه آب دانشی است که محدودیت های مختلف را از جمله محدودیت مقدار آب در دسترس، محدودیت مقدار سرمایه در دسترس و محدودیت سایر نیازها، محدودیت زمان و محدودیت ارزش ها و محدودیت فناوری به رسمیت بشناسد.

وی گفت: در طول ۵۰ سال گذشته سه تکنولوژی شامل تکنولوژی موتور پمپ، تکنولوژی سد و اخیراً تکنولوژی انتقال آب مطرح شده اند که هر سه به این معنا غیر بومی هستند که مبتنی بر توهم فراوانی و اخلاق ضد محدودیت و دانش نامحدود هستند.

این استادیار جامعه شناسی دانشگاه گفت: آیا با انتقال آب خلیج فارس به مرکز کشور پایداری و تامین نسل بعدی فراهم می شود؟ آیا می توان برای رسیدن به چنین هدفی از حجم سرمایه گذاری مورد نیاز برای سایر نیازمندی ها همچون آموزش و پرورش و بهداشت چشم پوشی کرد؟ این یعنی دانش بومی قنات محدودیت توانایی را برای ارزش های بزرگ تر به رسمیت می شناسد.

به گفته وی، دانش محدود قنات و فناوری دانش بومی را در قیمت آب بازتاب داده است و یک اخلاق محدودیت ایجاد کرده است.

دکتر فاضلی با بیان این که مشکل امروز کشورمان بروز عقلانیت و تفکراتی است که دیگر حد و حدود نمی شناسد، تصریح می کند: در صورتی که در حوزه توانایی و دانایی و همچنین دانش انسانی حریم دار باشیم می توانیم دانش بومی را امروز هم داشته باشیم.

وی ادامه می دهد: در اصل آنچه از دانش بومی برای ما مهم است دو اصل نرم افزاری و عقلانی است که دانش بومی بر آن بنا شده است. یکی دانشی که خود را در حیطه خاصی محدود می کند و قابل تعمیم هم نمی تواند باشد و دوم دانش بومی که بر حریم داری و نه حریم دری بنا شده است.

معاون پژوهشی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری اضافه می کند: امروز دانش و تکنولوژزی های بسیاری بر مبنای حریم دری ایجاد و تولید شده اند، به این معنا که اگر می خواهیم به سمت دانش بومی برویم بایستی محدودیت ها را به رسمیت بشناسیم.

سخن از تاریخ آب به قدمت عمر بشر برمی گردد و تامین این ماده حیاتی از اساسی ترین تاریخچه سیاسی و اجتماعی دانش و فناوری آب موضوعی است که از دید مهندس سید احمد آل یاسین بسیار مهم و تاثیرگذار است و از نگاه وی، بررسی و واکاوی تفاوت وضعیت امروز ایران با دو هزار سال پیش به طور حتم بسیاری از مسائل را روشن خواهد کرد.

وی که دارای سوابق مدیریتی توسعه عمرانی و زیربنایی از جمله حوزه آب و شبکه آبیاری در پیش از انقلاب در کشور است، بخش عمده ای از مشکلات کشور از جمله حوزه آب را که در سده های گذشته ایجاد شده است، ناشی از نبود مولفه هایی همچون نظم، اخلاق حرفه ای، مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی مردم می داند.

وی با بیان این که در طول سال های گذشته مردم ما مجبور بوده اند با معیشت تنگ زندگی کنند که این هم از پیشه ها و کشاورزی تامین شده است، می گوید: هنگامی که به نوشته های ابن خلدون، ناصرخسرو یا دهخدا مراجعه می کنیم، مشاهده می شود پیشه های ایرانی ها همه برای رفع مایحتاج و زندگی روزمره و ادامه بقا و حیات بوده است و هیچکدام برای پیشرفت جامعه و توسعه اقتصادی نبوده و یکی از این بخش ها آب بوده است.

به گفته این عضو پیشکسوت کانون فنی مهندسان دانشگاه تهران ، در تمام حکومت های تاریخ گذشته ایران از زمین برای کنترل و تسلط بر مردم استفاده می کردند و همواره زمین در اختیار پادشاهان و سلاطین و خوانین بوده است و کشاورزان همواره به دلائل مختلف از جمله وجود شرایط جغرافیایی خاص و همچنین حملات خارجی ها قادر به کشاورزی تولیدی با ارزش افزوده نبوده اند.وی می افزاید: از اساتید دانشگاه درخواست کردم که با تحلیل معکوس مطالعه کنند که ایرانی ها در طول دو هزار سال گذشته به لحاظ اقتصاد کشاورزی در چه سطحی بوده اند و آیا اقتصاد برای زنده ماندن بوده است یا رقابتی؛ چه این نکته تاریکی است که ما در مدیریت آب کشاورزی در کشور داریم و تا این مساله روشن نشود ریشه این گرفتاری ها مشخص نخواهد شد.

آل یاسین اضافه می کند: طبق شواهد تاریخی، ایران تا قرن ۱۲ میلادی از اروپا جلوتر بوده است و ایرانی ها بیش از هر کشور دیگری به فرهنگ و تمدن دنیا کمک کرده اند و علمای تربیت شده در قرن سوم، چهارم و پنجم هجری پایه گذاران علم و دانش جهان امروز هستند.

برگرفته از روزنامه اطلاعات 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید