تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :571

استراتژی نامناسب توسعه‌یافتگی

توسعه زمانی می‌تواند ما را به کیفیت مطلوب زندگی برساند که پایدار و متوازن باشد و منظور از متوازن بودن این است که به همه ابعاد و اضلاع توسعه توجه شود و به جامعه مانند کاریکاتور با بدنی بزرگ و گردنی باریک یا برعکس نگاه نشود و همه جوارح جامعه در عرصه توسعه‌یافتگی مدنظر باشد.
اگر توسعه پایدار و متوازن نباشد می‌تواند باعث به وجود آمدن بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی شود و در دیدگاه‌های مختلفی که در مورد تغییرات در جهان سوم مطرح شده، صاحب نظران معتقدند همه سیستم‌های توسعه باید همزمان و همگام با هم توسعه پیدا کند و همین امر باعث تغییرات شدیدی در جوامع جهان سوم شده است.
مسئله و دلیل خالی شدن 34 هزار روستا از سکنه در کشور به استراتژی نامناسب و نامتوازن بودن اضلاع و ابعاد توسعه برمی‌گردد. اگر بخواهیم بدانیم چه عواملی باعث خالی شدن این تعداد زیاد روستاها شده است باید بگوییم که عدم اشتغال و نبود شغل کافی در روستاها، حمایت‌نشدن بخش کشاورزی و تاسیس‌نشدن صنایع تبدیلی در بخش کشاورزی از دلایل عمده مهاجرت روستاییان به شهر و خالی شدن روستاهاست.
وقتی نسل جوان ساکن روستا شغلی ندارد و درآمد کافی برای گذران زندگی را به دست نمی‌آورد لاجرم شاهد کوچ و مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ به‌ویژه تهران هستیم. در روستاها رفاه اجتماعی وجود ندارد و روستاییان به‌دلیل نداشتن فرصت برابر و توزیع ناعادلانه بهداشت و سلامت، درمان، آموزش و تحصیل به‌عنوان شاخص‌های رفاه اجتماعی تمایلی به ماندن و سکونت در روستا ندارند و با مهاجرت به شهرهای بزرگ در حاشیه شهرها ساکن می‌شوند.
بحث دیگری که در این حوزه وجود دارد و ما نتوانسته‌ایم به آن بپردازیم بحث هویت‌بخشی در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی و توجه به خرده‌فرهنگ‌هاست. باید بپذیریم که ما از خرده‌فرهنگ‌ها پاسداری نکرده‌ایم و ساکنان روستاها حتی گاهی اوقات تحت‌تاثیر فرهنگ غالب شهرنشینی قرار گرفته‌اند و تصور می‌کنند که در شهرها از تشخص بیشتری برخوردار خواهند بود.به اعتقاد من اگر از خرده‌فرهنگ‌ها پاسداری و حمایت می‌کردیم و شأن اجتماعی روستاییان حفظ می‌شد چه بسا که آنها برای ماندن و ادامه سکونت و زندگی در روستاها دلگرم‌تر می‌شدند.
اگر می‌بینیم که آمار وحشناک و مخرب خالی‌شدن 34 هزار روستا اعلام و منتشر می‌شود به این دلیل است که همه عوامل دست به‌دست هم داده و باعث مهاجرت روستاییان به شهرها و بروز پدیده حاشیه‌نشینی شده است.
پدیده حاشیه‌نشینی مسائل و مشکلات و آسیب‌های اجتماعی زیادی به دنبال دارد که داشتن شغل‌های کاذب و بزهکاری ازجمله آنهاست. روستاییان با سکونت در حاشیه شهرها و به دلیل نداشتن شغل به کارهایی می‌پردازند که ارزش‌افزوده‌ای برای جامعه ندارد و درصورتی که نتوانند حتی این مشاغل را داشته باشند لاجرم به سمت خلاف و انواع بزه متمایل می‌شوند و مشکلات مختلف فرهنگی و اجتماعی زیادی برای جامعه به وجود می‌آورند و درگیر آسیب‌های اجتماعی بیشتری می‌شوند. به‌طور کلی خالی‌شدن روستا از سکنه محصول استراتژی نامناسب توسعه‌یافتگی و عدم توزیع برابر فرصت‌هاست و از آنجایی که انسان‌ها علاقه زیادی به زادگاه خود دارند با به وجود آوردن شرایط و امکانات در روستاها علاقه‌مند به بازگشت به روستاهای خود می‌شوند.
در روستا‌ها به‌دلیل اینکه همدیگر را می‌شناسند هنجارهای اجتماعی قوی است و همان هنجارها و ارزش‌ها ترمزها و کنترلی است برای اینکه افراد رفتار سنجیده داشته باشند و زمانی که به حاشیه شهرها مهاجرت می‌کنند هنجار‌ها سست می‌شود و همین امر موجب به وجود آمدن مشکلات و آسیب‌های اجتماعی می‌شود.
محمدمراد بیات -  جامعه‌شناس
به نقل از روزنامه آرمان امروز


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید