تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،31-2-1398
تعداد بازدید :143

امتداد چونان فضا نیست-بخش سوم

 

دکارت که می‎گوید فضا و مکان بی بُعد معقول نیست، توجه ننموده که ما می‎توانیم فضا را بدون بُعد درک کنیم؛ اما بُعد را بدون فضا درک و تصور نمی‎توان کرد. هیچ مانعی وجود ندارد که مکان را بدون جسم تصور نکنیم. این همه گفتارهای فیلسوفان درباره خلأ نمایاننده تصور آنان از خلأست که بدون نیاز به جسم فرض شده است و بنابراین هیچ ضرورتی وجود ندارد که برای یافتن حقیقت درباره همه چیز، شک و تردید کرد. بداهت مفهوم مکان محض طارد هر گونه شک است.‏

به عقیده دکارت «عدم» دارای امتداد نیست؛ لذا هر جا امتداد هست، چیزی در آنجا هست. سخن ما این است که: عدم چیزی نیست که دارای ویژگی و چیزی باشد که یکی از آنها امتداد باشد. عدم دارای هیچ چیزی نیست؛ ولی حتی همین سخن چندان دقیق نیست، زیرا با عدم چنان نیست که دارایی و توصیف معنی داشته باشد که بخواهیم آن را نفی کنیم. عدم را نمی‌توان توصیف کرد و حتی در این توصیف سلبی از عدم، آن لابشرط از امتداد است و نه به شرط لای از امتداد. متقابلا نیستی علت امتداد نیست؛ زیرا امتداد به هر حال چیزی هست و نیستی حتی کمترین چیز نیز نیست.‏

لذا مفهوم بُعد از عدم نشأت نیافته؛ اما آیا از وجود بُعد در خارج نشأت یافته است؟ بعد از آن جهت که بعد است، چیست که در خارج باشد یا نباشد؟ بعد یک واقعیت فرضی و مجازی دارد و لاغیر. امتداد چیزی جز قابلیت کشش هندسی نیست. و به نظر می‎رسد وجود تصور امتداد در ما، منوط به وجود فضایی است که در بر دارنده تمام ویژگی‎های موجود در تصور ماست، گرچه علت والای (‏eminent‏) این تصور ما از امتداد، آن واقعیت فضایی امتداد نیست؛ اما واقعیت خارجی فضایی علّت صوری تصور امتداد است.‏

شکل و امتداد

بنا بر بیان دکارت در قاعده سیزدهم از کتاب قواعد هدایت ذهن، اگر امتداد را فی‎نفسه چیزی بدانیم و شکل را چیز دیگر، اتحاد این دو با یکدیگر ضروری است؛ یعنی نمی‌توان امتداد را بدون شکل و شکل را بدون امتداد تصور کرد. ادراک امتداد در نظر دکارت، غیر از «ادراک شکل» است. دکارت ادراک شکل را از زمره ادراک خیالی می‎داند. «تخیل» عبارت است از: ادراک جزئیات محسوس٫ پس از آنکه حس ارتباط خود را با واقع از دست بدهد، در این ادراک خیالی، کوشش ذهنی خاصی ظاهر می‎شود که می‎شد نباشد. دکارت می‎گوید یک شکل متشکل از اجزا تا حد محدودی قابل فهم و ادراک است و پس از آنکه اجزای آن مانند شکل هزارضلعی متکثر شود، دیگر تصور آن بدون مدد خیال ممکن نیست. ادراک امتداد یک ادراک یقینی و ضروری محض و با وضوح و تمایز است. ادراک امتداد محض وابسته به ادراک اشیای مادی نیست؛ زیرا اشیای مادی صرفاً از طریق خیال ادراک می‎شود. اما امتداد چگونه ادراک می‎شود، چنانچه بسته به ادراک شی مادی نباشد؟ معما در اینجا این است: دکارت امتداد را جوهر شئ مادی می‎داند که وجود حقیقی دارد، درحالی‎که راه کسب یقین ما به امتداد غیر از راه ادراک خیالی شئ مادی است.»

«و آسان می‎توانم دریابم که اگر جسمی وجود داشته باشد و نفس من آن چنان با آن متصل و متحد باشد که هرگاه بخواهد، بتواند به بررسی آن بپردازد، از این راه می‎تواند اشیای مادی را تخیل کند.»۱۶ در این عبارت مقصود روشن است: من می‎توانم اشیای مادی را به صورت شکل یا اشکال ادراک خیالی کنم و از آنجا که خیال کنشی مبتنی بر امر خارجی است، پس در آن صورت آن اشیا وجود دارد. به عبارت ساده چون شکل در خیال هست، پس امتداد در واقعیت هست. علاوه بر این، سخن او به این تناقض منجر می‎شود که امتداد که جوهر اشیاست و موجودیت شئ بسته به آن است و تصور آن یک تصور محض بدون کنش است، منشأ کنش خیال می‎شود. اگر این چنین است چرا تخیل خود نتواند به نحو مستقیم بدون نیاز به تصور محض، جوهر شئ یعنی امتداد را دریابد؟ مگر با ساده‎اندیشی بگوییم امتداد موجب تصور محض امتداد و تصور محض امتداد موجب کنش تخیل و ادراک خیالی شئ مادی می‎گردد.

دکارت از قاعده چهاردهم تا قاعده بیست و پنجم کتاب قواعد هدایت ذهن را متعمداً به امتداد و شکل و ویژگی‎های منسوب به آنها اختصاص داده است.۱۷ به عقیده او رنگها، مزه‎ها، گرما و سرما در واقع در اجسام وجود ندارند، بلکه آنها تنها در ذهنی که آنها را ادراک می‎کند، موجودند؛ اما حرکات حالات و اشکال در اجسام می‎تواند به‎نحو واقعی باشد. نزد او تمام عوارض یک جوهر جسمانی باید به وسیله ذاتشان که همان امتداد است، درک شوند. هیچ چیز در جسم وجود ندارد که توسط ویژگی ذاتی امتداد قابل درک نباشد. وی بُعد، وحدت و شکل را در نفس امتداد قابل حمل می‎داند. به نظر دکارت ما نمی‎توانیم امتداد را از شکل یا حرکت یا دیرند و استمرار و زمان متمایز تصور کنیم. ترکیب اینها با یکدیگر یک ترکیب ضروری است؛ زیرا نمی‎توان از شکلی که امتداد نداشته باشد یا حرکتی که دیرند نداشته باشد، تصویر داشته باشیم.۱۸ امتداد همچون شکل، وضع و حرکت کیفیتی است که مفاهیم اشیای جسمانی را می‎سازد. امتداد به نحو صوری در من نیست؛ زیرا من فقط چیزی هستم که فکر می‎کند، اما از آنجا که امتداد فقط حالتی از جوهر است و خود من هم یک جوهر هستم، این کیفیت امتداد به نحوی والاتر در من نهفته است.۱۹

‏پی‌نوشت‌ها:

۱۶‏. رنه دکارت، تأملات در فلسفه اولی، ترجمه دکتر احمد احمدی، تهران: سمت، ۱۳۸۱، ص۹۴٫‏

۱۷‏. کاربرد قواعد مربوط به امتداد اولاً در حساب و هندسه مدنظر است تا در علوم دیگر و مطالعه آن در حساب و هندسه آسان‌تر از علوم دیگر. فایده این قواعد تحصیل گزاره‎های ریاضی نیست، بلکه اکتساب این گزاره‎ها نمونه استعمال قاعده‎های مربوط به امتداد است. این موضوع برای دکارت بسیار با اهمیت است که در قاعده چهاردهم از قواعد هدایت ذهن به آن تصریح کرده است: فایده این قواعد به عنوان بخشی از روش ما و وسیله تحصیل معارف عمیق‎تر، چنان بزرگ است که من هیچ تردیدی ندارم در این که بگویم چنین نبوده است که این بخش از روش (یعنی قواعدی که تاکنون توضیح داده‎ایم) به قصد مطابقت با این روش مطالعه شده است. (فلسفه دکارت، ص۱۶۵٫)‏

۱۸‏. رنه دکارت، فلسفه دکارت، مقدمه و سه رساله، ص۱۴۶٫‏

۱۹‏. تأملات، ص۶۳٫‏

برگرفته از روزنامه اطلاعات

 دکتر سید موسی دیباج



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید