تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،21-2-1400
تعداد بازدید :50

ایستاده بر گداخته های سوءمدیریت

من، تو و هر ایرانی دیگر از درختان قطع شده در جنگل های هیرکانی سهم داریم و ما آن درختان را سرپا می خواهیم!

 زیست بوم جنگل های جلگه ای و کوهستانی هیرکانی از جنگل های پهن برگ مختلط و معتدله جهان به شمار می روند که در سطح کمتر از ۲ میلیون هکتار در حاشیه سواحل دریای خزر ایران و بخشی از آذربایجان گسترده شده اند. نام این جنگل ها از منطقه باستانی هیرکانیا گرفته شده است. هیرکانیا نام یونانی این منطقه است که برگرفته از متون پارسی قدیم و به معنای سرزمین گرگ هاست. 

جنگل های هیرکانی یک توده جنگلی منحصر به فرد را تشکیل می دهند که ۸۵۰ کیلومتر در امتداد سواحل جنوبی دریای خزر امتداد دارند. تاریخچه این جنگل های پهن برگ به ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال پیش باز می گردد، زمانی که بخش وسیعی از مناطق معتدل شمالی زمین را تحت پوشش خود قرار می داده است. در حال حاضر اما، جنگل های هیرکانی تنها بازمانده از نوع خود بوده و بنابراین از آنها به عنوان موزه طبیعی یاد می شود. تنوع زیستی این جنگل ها نیز قابل توجه است و زیستگاه بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری بومی در منطقه به شمار می روند. اما متاسفانه به دلیل عدم وجود اولویت در بخش های مدیریتی و تحقیقاتی، هنوز آمار قابل استنادی درخصوص تنوع زیستی و گونه های  در معرض تهدید در این  منطقه وجود نداشته و آمار تکراری توسط رسانه ها منتشر می گردد. 

در مجموع ۳ پارک جنگلی در کشور آذربایجان و حدود ۱۲ منطقه حفاظت شده در کشور ایران در محدوده جنگل های هیرکانی به ثبت رسیده است که از این تعداد در ایران تنها پارک ملی گلستان دارای بالاترین سطح حفاظتی بوده و پس از آن چهار پناهگاه حیات وحش قرار می گیرند و سایر موارد جزو مناطق حفاظت شده و دارای پایین ترین سطح حفاظتی و بعضا بدون طرح مدیریتی هستند. اخیرا نیز با همت بنیاد آلمانی سوخو و سازمان های ذی ربط ایرانی، بخشی از جنگل های هیرکانی به عنوان میراث طبیعی یونسکو به ثبت رسیده است که همچنان مرزهای آن به دلیل تداخل با برنامه های توسعه ای متغیر است. در راستای قانون «حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی کشور» نیز در حدود ۴۰ ذخیره گاه جنگلی با مساحت ۱۷ هزار هکتار توسط سازمان جنگل ها در این محدوده مشخص شده که مدیریت حفاظتی خاصی در آنها به چشم نمی خورد.  می توان چنین گفت که جنگل های هیرکانی آخرین بقایای قابل توجه جنگل های بکر پهن برگ خزان کننده در سراسر جهان به شمار می روند و براساس مطالعات صورت گرفته هنوز در حدود ۵درصد از این سطح به صورت اکوسیستم کاملا طبیعی و دست نخورده باقی مانده اند. مسلما غیر از تاکید قوانین و درخواست دوستداران طبیعت بر لزوم حفاظت از جنگل های هیرکانی و توقف بهره برداری از آن، سطوح باقیمانده از این جنگل های بکر و باستانی، هرچند که سهم کوچکی را به خود اختصاص می دهند، باید به صورت کامل از هر نوع تصرف و بهره برداری حفاظت شده و به عنوان میراث یا موزه طبیعی برای آیندگان و همچنین سایت های تحقیقاتی با اهمیت ویژه جهانی درنظر گرفته شوند. 

بهره برداری چوبی زیربنای مدیریت جنگل های شمال تا به امروز

مدیریت جنگل های هیرکانی براساس تهیه طرح های جنگلداری مبتنی بر اصول جنگلداری کلاسیک یعنی استمرار تولید چوب و بازدهی حداکثر با همکاری کارشناسان داخلی و خارجی از اواخر دهه ۳۰ شمسی آغاز شد و اولین طرح های جنگلداری در سال ۱۳۳۸ در ریحان آباد ساری تهیه و اجرا شد. پس از دو دهه یعنی از سال ۱۳۶۰، ارزیابی عملکرد طرح های جنگلداری با حمایت فنی دانشکده های منابع طبیعی در دستور کار دولت قرار گرفت. از سال ۱۳۷۰ براساس نتایج به عمل آمده از ارزیابی، رویکرد جنگل شناسی همگام با طبیعت (شیوه جنگل شناسی تک گزینی) انتخاب و اجرا و ظاهرا میزان برداشت به یک سوم (از ۲.۵ میلیون مترمکعب به ۸۰۰ هزار مترمکعب) کاهش یافت. اما در عمل به دلیل عدم اعمال نظارت کافی، شیوه تک گزینی به تدریج به شیوه به گزینی بدل شد و منجر به تغییر ساختار جنگل های هیرکانی در محدوده اعمال طرح های جنگلداری شد.  طرح های جنگلداری در دست اجرا و فعال شمال حدود یک میلیون و پنجاه هزار هکتار (بیش از ۵۰درصد سطح کل جنگل ها) مساحت داشته و در قالب حدود پانصد سری (واحد طرح جنگلداری) و صد و ده قرارداد تقسیم بندی و برنامه ریزی شده است. ۵۲ مجری طرح از بخش های مختلف اقتصادی، اجرای طرح های جنگلداری را برعهده دارند. در این میان مجریان دولتی ۱۱ واحد  (۵۳ درصد سطح)، مجریان خصوصی ۲۷ واحد (۴۰ درصد سطح)، تعاونی های جنگل نشین ۱۱ واحد (۷درصد سطح) را تحت پوشش دارند.

برنامه طرح های جنگلداری ۱۰ ساله است و به طور عادی در هر ۱۰ سال و در شرایط ویژه در کمتر از آن مورد تجدیدنظر واقع می شود. از درآمد طرح های جنگلداری مقرر شده است که حدود ۳۰ درصد به امر حفاظت و امور پرسنلی، ۱۰درصد به احداث و مرمت جاده ها، ۱۵ درصد به احیا و توسعه جنگل، ۲۵ درصد به امور بهره برداری، ۱۵ درصد سود مجری طرح و حدود ۵ درصد به عوارض و بهره مالکانه دولتی اختصاص دارد. اما از آنجا که تا به امروز هیچ گاه دولت آمار شفافی از عملکرد خود در مدیریت جنگل های هیرکانی ارایه نداده است، به سختی می توان گفت که حتی بخش کوچکی از این درآمد به حفاظت یا احیای جنگل اختصاص یافته باشد.

ظهور تعهدات و قوانین در خصوص مدیریت پایدار جنگل

در سال ۱۳۷۷ با ابتکار جمهوری اسلامی ایران اولین نشست بین الدول کشورهای با پوشش کم جنگل (کمتر از ۱۰ درصد سطح سرزمین) با حضور ۳۷ کشور جهان و سازمان های تخصصی بین المللی و منطقه ای در تهران تشکیل و درخصوص اهمیت مضاعف جنگل در این کشورها به لحاظ آسیب پذیری و ضرورت پایداری تصمیماتی اتخاذ شد و متعاقب آن دبیرخانه کشورهای با پوشش کم جنگل (LFCC) در ایران استقرار یافت. در منطقه خاورمیانه ایران اولین کشوری بود که نسبت به اجرای مدیریت پایدار جنگل براساس معیارها و شاخص های فائو اعلام آمادگی کرد. پیرو آن با اقتباس از دستور کار ۲۱ در کنوانسیون تنوع زیستی و همچنین معیارها و شاخص های منطقه ای فائو برای خاورمیانه درخصوص مدیریت پایدار جنگل، پیش درآمدی بر اعلام اصول و سیاست های مدیریت پایدار جنگل؛ مصوبه صیانت از جنگل های شمال؛ برنامه بهینه سازی پایش، حفظ، بهره برداری و مدیریت جنگل های کشور و تصویب قانون تنفس جنگل های  شمال  شد.

ماده ۱۶ برنامه جامع صیانت از جنگل های شمال (حفظ، نگهداری و توسعه جنگل های شمال)، مصوب هیات وزیران: 

ماده ۱۶- در بازنگری و تدوین شرح خدمات تهیه و اجرای طرح های جنگلداری رعایت اصل «مدیریت پایدار منابع جنگلی» با تکیه بر معیارهای زیر الزامی است : 

۱- حفظ و توسعه مناسب کارکردهای حفاظتی - حمایتی  اکوسیستم های  جنگلی .

۲- حفظ و توسعه مناسب تنوع زیستی در اکوسیستم های جنگلی .

۳- حفظ سلامت و قدرت رشد اکو سیستم های جنگلی با تاکید بر شناخت و رعایت ارتباط تنگاتنگ و متعامل  مجموعه عوامل اکولوژیک رویشگاه .

۴- توجه به شرایط اقتصادی - اجتماعی حاکم بر جنگل های شمال کشور و رعایت اصل برنامه ریزی و مدیریت مشارکتی جنگل نشینان در اجرای طرح های جنگلداری .

۵- استفاده از تمامی استعدادهای حوضه های آبخیز جنگلی با هدف کاهش برداشت های مجاز فعلی و غیرمجاز از جنگل های شمال و ایجاد اشتغال سازگار با طبیعت نظیر برنامه ریزی روی فعالیت های اکوتوریسم ، پرورش آبزیان ، صنایع جانبی چوبی . 

ماده ۲ برنامه بهینه سازی پایش، حفظ، بهره برداری و مدیریت جنگل های کشور، مصوب هیات وزیران در شهریور ۱۳۹۲: 

ماده ۲- وزارت جهاد کشاورزی موظف است بهره برداری از جنگل های کشور را در چارچوب طرح مدیریت منابع جنگلی براساس شاخص ها و نشانگرهای مدیریت پایدار جنگل به شرح پیوست که تایید شده به مهر «دفتر هیات دولت» است، ساماندهی نماید. 

تبصره۱  وزارت جهاد کشاورزی موظف است با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست و معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور و وزارت صنعت، معدن و تجارت، بسته های اجرایی حصول شاخص ها و نشانگرهای موضوع این ماده را ظرف یک سال تهیه و اجرا نماید. 

بند «ف» ماده ۳۸ قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران: 

۱- هرگونه بهره برداری چوبی از درختان جنگل های کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه، ممنوع است. دولت در ارتباط با قراردادهای طرح های جنگلداری مذکور که مدت اجرای آن به اتمام می رسد، مجاز به تمدید قرارداد نیست.

تبصره- بهره برداری چوبی در طرح های جنگلداری طی سال های اول تا سوم اجرای قانون برنامه توسعه صرفا از درختان شکسته، افتاده و ریشه کن در چارچوب قوانین و مقررات مربوطه خواهد بود.

۳- به منظور تحقق بند (۱) دولت مکلف است با اختصاص ردیف اعتباری مستقلی نسبت به پیش بینی اعتبارات و امکانات در بودجه های سنواتی جهت ارتقای پوشش کامل و موثر حفاظت از جنگل های کشور، مهار عوامل ناپایداری، جلوگیری از تغییر کاربری، تجاوز و تصرف، مبارزه با قاچاق چوب، استقرار مدیریت پایدار جنگل و اجرای تعهدات اقدام نماید.

تبصره- دولت مکلف است تسهیلات لازم را جهت توسعه زراعت چوب و واردات مواد اولیه صنایع مرتبط با چوب  (سلولزی)  در اختیار صاحبان صنایع  و  کشاورزان طرف قرارداد آنان قرار دهد. 

اولین اقدامات انجام شده در راستای قوانین و برنامه های مدیریت پایدار جنگل

اواخر سال ۱۳۹۶ و پس از تصویب قانون تنفس جنگل های شمال، سازمان جنگل ها تصمیم گرفت برای به روز رسانی شرح خدمات مدیریت و بهره برداری جنگل اقدام نماید. بنابراین معاونت مربوطه طی چندین جلسه با دست اندرکاران کلیدی، شرح خدمات موجود را با در نظر گرفتن شاخص های پایداری بررسی و نواقص آن را مشخص نمود. سپس طی بیش از ۱۰ نشست تخصصی، شرح خدمات جدید برمبنای سیاست و اصول مدیریت پایدار منابع طبیعی، برای تدوین دستورالعمل طرح تفصیلی و نیمه تفصیلی تهیه گردید. شرح خدمات مذکور برای تصویب به شورای عالی جنگل ارسال و در اسفند ۹۶ تصویب و به عنوان سند راهبری ارایه گردید. 

برای تدوین دستورالعمل نیز با وجود محدودیت زمانی و منابع مالی، کارگروه های تخصصی مربوطه از دست اندرکاران کلیدی و متخصصین تشکیل و پس از انجام مطالعات و برگزاری ده ها نشست تخصصی، درنهایت دستورالعمل موردنظر براساس شرح خدمات مصوب تهیه و نتیجه در آبان ۹۷ برای تصویب به شورای عالی ارسال گردید. شورای عالی جنگل نیز دستورالعمل تدوین شده را تصویب و در اردیبهشت ۹۸ به ادارات کل و دفاتر ابلاغ نمود. براساس مطالعات صورت گرفته  (تفصیلی و نیمه تفصیلی) برای مدیریت پایدار جنگل های هیرکانی، تمام دفاتر و ادارات کل موظف گردیدند که مطالعات و دستورالعمل های خود را به روز کنند. 

سپس ریاست وقت سازمان از طریق ستاد هیرکانی وظیفه مطالعات تفصیلی را به دفتر مهندسی و با نظارت معاونت جنگل واگذار نمود. بنابراین کلیه اطلاعات و مطالعات صورت گرفته در مرداد ۹۸ به دفتر مهندسی تحویل داده شده تا نتایج برای بهره برداری به معاونت جنگل ارایه گردد. با این وجود بخشی از مطالعات نیمه تفصیلی محدود به این نتایج نبوده و امکان پیشبرد مطالعات تفصیلی خصوصا در بخش اجتماعی توسط ادارات کل امکان پذیر است.  براساس مطالعات صورت گرفته، می توان گفت که با درنظر گرفتن ۳۲ شاخص پایداری (اکولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی)، تعداد ۷۵ لایه اطلاعاتی (نقشه) برای ۹ کاربری و نیز لایه های پهنه بندی به تفکیک هر حوزه آبخیز حاصل خواهد شد. بنابراین با توجه به تعداد ۱۰۴ حوزه آبخیز در محدوده زیست بوم جنگل های هیرکانی، نتایج حاصله شامل حجم وسیعی از داده ها، اطلاعات و در نهایت خروجی خواهد بود که به عنوان یک پایگاه داده ارزشمند می تواند بسیاری از خلا های مطالعاتی را در این حوزه پوشش داده و مقدمه ای برای تدوین و اجرای رویکردهای پایداری در این زیست بوم فراهم سازد.  اما با وجود تمام فعالیت های امیدبخش صورت گرفته طی سه سال برای تدوین شرح خدمات و انجام مطالعات نیمه تفصیلی و تفصیلی مدیریت پایدار جنگل، به ناگهان سازمان جنگل ها رویکرد جدیدی را در پیش می گیرد و صحت کلیه مطالعات صورت گرفته و مستندات ارایه شده توسط معاونت زیرمجموعه خود را زیر سوال می برد. و با وجود تاکید صریح قوانین درخصوص توقف بهره برداری و اعمال مدیریت پایدار، گروه جدیدی متشکل از مدیران، کارشناسان و اساتید دانشگاه برای تدوین طرح گذار به منظور شروع بهره برداری مجدد از جنگل های هیرکانی، این بار با تاکید بر لزوم برش های بهداشتی، اقدامات پرورشی و خروج درختان شکسته و افتاده به میدان می آیند. 

حفاظت، تنها رویکرد ممکن در مدیریت پایدار جنگل های هیرکانی

امروزه به دلیل رویارویی با معضلات و چالش های ناشی از تغییرات اقلیم، افزایش جمعیت، توسعه ناپایدار و تهدید روزافزون تنوع زیستی به دلیل نیاز بشر به بهره برداری بیشتر از منابع، رویکرد حفاظت از منابع طبیعی، رویشگاه ها، زیستگاه ها و زیست بوم های طبیعی با مشارکت گروه های ذی نفع و به خصوص جوامع محلی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا جنگل های باستانی همچون زیست بوم هیرکانی که میراث طبیعی بشر به شمار می روند نسبت به جنگل های ثانویه یا دست کاشت برای نسل بشر، آیندگان و حفظ تنوع زیستی از ارزش بیشتری برخوردارند. این وظیفه سازمان های متولی و مسوول است که پس از دهه ها بهره برداری چوبی و چپاول این میراث ارزشمند، امروز با دنیا و صدای کنشگران طبیعت همراه و همگام شوند و حفاظت از جنگل های هیرکانی را در راس در برنامه ریزی و سیاستگذاری خود بگنجانند. اما متاسفانه می بینیم که با وجود تصویب قوانین شفاف و قاطع، هنوز بسیاری از مدیران سازمانی، کارشناسان و حتی پژوهشگران و اساتید دانشگاهی بر ادامه بهره برداری از جنگل های هیرکانی پافشاری می کنند و به ظن خود آن را شیوه ای برای حفظ و نگهداری از جنگل و جلوگیری از قاچاق چوب می دانند. این در صورتی است که قاچاق چوب معضلی بوده که همواره جان جنگل و جنگلبانان را تهدید می کرده است و حتی طرح های بهره برداری هم نتوانستند در طول دهه های گذشته اندکی از میزان آن بکاهند و تنها طی سال های اخیر به دلیل تعطیل شدن طرح های بهره برداری است که حجم عظیم قاچاق چوب از پس این پرده پدیدار شده است. از آنجا که همواره نوک پیکان قاچاق چوب به سمت جوامع محلی و روستایی نشانه گرفته می شود، با استناد به موارد مطرح شده در این نوشتار و با بررسی وضعیت اقتصادی اجتماعی در حوزه جنگل های هیرکانی، به سادگی می توان نتیجه گرفت که عدم همراه سازی و مشارکت گیری از این ذی نفع کلیدی، همواره دلیل اصلی این رخداد بوده است. دهه هاست که سازمان جنگل ها در قالب طرح های کلان خروج دام از جنگل، تجمیع جنگل نشینان و غیره، در مقابل جوامع بومی و محلی منطقه قرار گرفته است که صدها و بلکه هزاران سال است اجداد و نیاکان آنها ضمن حفاظت از طبیعت از آن بهره می برده اند. اما به ناگهان سازمان متولی در اتاق های در بسته و بدون کمترین مطالعه و گفت وگویی با این مالکین عرفی، دست به تصمیم سازی و سیاستگذاری می زند و نتیجه می شود آنچه امروز و دیروز و فردا می بینیم که سازمان های متولی حفظ طبیعت یعنی محیط زیست و جنگل ها تبدیل می شوند به دشمنان رده اول جوامع بومی و محلی. بنابراین چنین تقابلی منجر به رقابتی بی حد و حصر برای غارت منابع و اراضی می گردد که هر روز یکی از دیگری پیشی می گیرد تا سهم بیشتری داشته باشد. 

مدیریت پایدار جنگل های هیرکانی می تواند قدمی باشد برای بررسی ابعاد گوناگون این زیست بوم فرتوت و زخم خورده، راهی باشد برای آگاه سازی، توانمندسازی و همراه سازی جوامع، برای تجمیع و تکمیل خلا های اطلاعاتی و برای تعریف شیوه های تامین معیشت غیر از آنچه تاکنون صورت می گرفت یعنی برداشت انحصاری چوب. ارزش درختانی چند صد و بلکه هزار ساله در دل رویشگاهی که میلیون ها سال عمر دارد و زیستگاه هزاران جاندار شده است را چگونه می توان با ریال و دلار و بیت کوین مقایسه کرد؟ سرزمینی که موهبت های بی شماری برای درآمدزایی دارد نباید به چوب درختان بلندقامت و زیبای هیرکان وابسته باشد. صنایع چوب و کاغذ نباید برای تامین موارد اولیه خود به طبیعتی چشم بدوزند که سهم تک تک انسان های این مرزو بوم و بلکه جهان است. سازمان جنگل ها نباید برای ایجاد اشتغال و سهیم بودن در چرخه اقتصاد، منابع طبیعی، اراضی ملی و جنگل ها را قربانی کند. جنگل های هیرکانی از منابع ملی و انفال عمومی این سرزمین به شمار می روند و تامین کننده هر آنچه اند که برای زندگی کردن و نفس کشیدن امروز ما و فردای فرزندان ما نیاز است. من، تو و هر ایرانی دیگر از درختان قطع شده در جنگل های هیرکانی سهم داریم و ما آن درختان را سرپا می خواهیم!

مینا استقامت

روزنامه اعتماد

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید