نحوه ورود داور به صحنه سیاست موید این است که او ازنظر شخصیتی فردی برون گرا، شهودی و درعین حال مستعد بوده است؛ جمع کردن جوانان به دور خود، تاسیس حزب (نشانه برون گرایی) و روزنامه (نشانه شخصیت شهودی) از نخستین گام های داور برای ورود به دنیای سیاست بود. انگیزه اصلی بازگشتش به وطن در سال ۱۳۰۰ ش. دورنمای مثبتی بود که او از آینده ایران تصور می نمود (شخصیت شهودی) (غنی، ۱۳۶۷ :۴/ ۵۹۸-۵۹۹). در نخستین روزهای ورود به تهران «روزنامه ای دایر کرد، حزبی ساخت، جوانان را به دور خود جمع کرد، از ورامین در دوره چهارم به وکالت رسید، خود را به منبع قدرت آن روز که سردارسپه بود نزدیک کرد. از یاران و نزدیکان او شد و برای سلطنت او به تلاش افتاد» (عاقلی، ۱۳۶۷ :۲۴۴).

اولین بار که داوطلب نمایندگی شده بود چندان شناخته شده نبود و «در سایه عمل خارق العاده و همراهی یک عده دوستان صمیمی با وجود موانع و مشکلات عدیده در انتخابات آن دوره، توفیق حاصل نمود» (سالنامه دنیا، ش ۱۸، ۱۳۴۱ :۷۹). اصرار داشت که اعضای حزب رادیکال، به او فقط «لیدر عزیزم» بگویند و اگر اعضای حزب، حتی بعد از وزیر فواید عامه و عدلیه شدنش، به او جناب، حضرتعالی، جناب اشرف و حضرت اشرف می گفتند، بدش می آمد، تا آن حد که پنداری فحش داده اند» (گرمرودی و فتاحی، ۱۳۴۷ : ۱۱۱۹). از این روایت چنین برمی آید که داور دوست داشت توجه دیگران را به خود جلب کند. این ویژگی او مبین شخصیت برون گرای اوست.

داور دارای یک ممیزه اخلاقی ویژه با عنوان «رفیق بازی» و «خوش مشربی» بود (سالنامه دنیا، ش ۱۶، ۱۳۳۹ :۱۰۸). از نظر سعید نفیسی، «گویا یگانه سرمایه او رفیق بازی بود» (شخصیت برون گرا) همیشه دوستان خود را یاری می کرد، بلندنظر بود و دوستانش را به درجات عالی می رساند (جودت، ۱۳۵۱ :۱۸۰). یکی از وجوه تباین تیپ شخصیتی داور و فروغی این بود که فروغی، «در دوستی خودکشی نمی کرد... و بالعکس داور، درصدد کشف اشخاص لایق و تهیه اعوان و انصار نبود» (انتظام،۱۳۷۱ :۱۹۵). ویژگی شخصیتی دیگر او یعنی «بذال و خراج» بودن و ترجیح شخصیت و آبرو به «پول و مال» (غنی، ۱۳۶۷ :۴/ ۵۹۴؛ عاقلی، ۱۳۶۹ :۳۱۸) افراد را جذب او می کرد. در نظریه اقتصادی او که در قالب مقاله ای با عنوان «بحران» در سال ۱۳۰۵ مطرح شده جایی برای عدم مصرف یا مصرف کم وجود ندارد او بر این باور است که ما باید از موهبت ها برخوردار شویم و ابزارها و کالاهای جدید را به کار ببریم اما در عین حال باید تولیدات خود را براساس بازار جهانی مدیریت کنیم (داور، ۱۳۰۵ :۷-   ۲۴).

ممیزه شخصیتی رفیق بازی و خوش مشربی داور اعتبار زیادی برایش به همراه آورد. نصرالله انتظام ضمن توضیح اقدامات داور به منظور تحول در ساختار قضایی ایران، او را از قماش دیگران ندانسته و رهبر و پیشوای جوانان تحصیل کرده معرفی می کند (انتظام، ۱۱۱:۱۳۷۱، ۱۲۶؛ نیز بنگرید به: گرمرودی و فتاحی، ۱۳۴۷ :۱۱۱۹). به باور او به رغم فقدان روح همکاری و کار گروهی در میان ایرانیان، داور یک استثنا بود. جوانان به مدیریت او اعتراف می کردند و این حس روزبه روز در جوانان زیادتر می شد. انتظام بر این اعتقاد بود که در میان رجال ایرانی مرتبط با شخص خود، هیچ کس به اندازه داور، واجد شرایط سیاستمداری نبود (انتظام، ۱۳۷۱ : ۱۲۷). به باور اعضای محفل حقوقی، داور تنها دولتمردی بود که می توانست در موقع مقتضی، رهبری اصلاحات کشور را برعهده بگیرد و کشور را به سوی ترقی و پیشرفت و اعتلا سوق دهد» (عبده، ۱۳۶۸ :۱۲۲). این توصیفات از ابعاد شهودی و تفکر در شخصیت داور پرده برمیدارد.

روایات حاکی از این است که رویکرد مثبت داور نسبت به امور فرهنگی و علمی، سبب محبوبیت او در میان اصحاب دانش و اندیشه نیز شده بود (شخصیت شهودی). او به رغم تکاپوهای فراوان در عرصه سیاسی، «قدر فضل و دانش» را نیز می دانست (نامدار، ۱۳۴۳ :۲۰).

گفته شده که اگرچه رضاشاه، به عرصه فرهنگی و ادبی توجهی نداشت و ارزش امور در این زمینه ها را درک نمی کرد (شخصیت حسی و غیرشهودی) با این حال، رجالی همچون داور اشخاصی ادب دوست و باذوق بودند (رستگار،۱۳۸۵ :۶۲). داور حتی از آن دسته از اهل اندیشه و معرفت که افکارشان در تضاد با ساختار حاکم بود، حمایت می کرد؛ نمونه آن حمایت از یک جوان گمنام، اما با ذوق مانند محمد مسعود و اعزام او به اروپا برای تحصیل در رشته روزنامه نگاری بود که درنهایت، تبدیل به یکی از روزنامه نگاران چیره دست در تاریخ معاصر ایران شد (شاهرخ، بیتا:۲/ ۵۷؛ جمالزاده، ۱۳۷۳ :۱۳۴؛ آرین پور، ۱۳۷۴ :۳/ ۳۰۵ -۳۰۸).

چشم پوشی از سابقه کمونیستی ایرج اسکندری و کمک گرفتن از او در تغییر ساختار قضایی ایران (اسکندری، ۱۳۷۲ :۵۱-۵۳)؛ تسامح نسبت به افکار گروه انتخابیه و همکاری با اعضای آن که افرادی همچون بزرگ علوی، صادق هدایت، عبدالحسین نوشین و مجتبی مینوی را شامل می شده و در زمینه ترجمه کتب و مجلات علمی- ادبی اروپایی به زبان فارسی و انتشار آن فعالیت می کردند (گرمرودی و فتاحی، ۱۳۴۷ :۱۱۱۵-۱۱۲۰). اینها نمونه هایی است که در منابع تاریخی، شخصیت شهودی داور را تایید کرده اند. افزون بر این، طرح ها و استراتژی های متعدد داور در دو وزارتخانه دادگستری و دارایی، شهودی بودن شخصیت او را آشکارتر می کند. افزون بر جوانان تحصیل کرده و متجدد دوره پهلوی اول، داور تعامل بسیار نزدیکی با اکثر رجال حکومتی دوره رضاشاه داشت. براساس روایت یکی از دولتمردان آن برهه زمانی (محمد سجادی)، «وزیر دارایی با همه دوستی و رفاقت داشت و صمیمیت او با وزرا و دیگر صاحبان مقامات مهم از یک حس اعتماد سرچشمه می گرفت» (سالنامه دنیا، ش ۳۰، ۱۳۵۳ :۱۳۶). بنا بر گزارش کاردار سفارت فرانسه در ایران «داور با درایت تمام توانست دوستان و همکاران مبتکر خود را در سمت های عالی ادارات کشور قرار دهد» (آیتی، ۱۳۸۵ :۲۰۳).در کابینه محمود جم که در اواسط سال ۱۳۱۵ ش تشکیل شد، با تکاپوهای فراوان داور، سه نفر از دست پروردگانش یعنی متین دفتری، آهی و حکمت به وزارت دست یافتند (عاقلی، ۱۳۷۰ :۸۶). در اینجا قضاوت برخی افراد راجع به شخصیت داور آورده می شود: تقی زاده از داور به عنوان یکی از «مقتدرترین وزراء» نام برده (شخصیت متفکر و قضاوتگر) که منشا خدمات چشمگیری در ایران شد (سالنامه دنیا، ش ۲۸، ۱۳۵۱ :۸۷). متین دفتری از داور به عنوان «وزیری باایمان و اقتدار» که اختیارات وسیعی داشته و در همه شئون کشور تاثیرگذار بود، نام می برد (همان، ش ۱۱، ۱۳۳۴ :۴ .(علی دشتی او را «وزیر بااقتدار» می نامد (دشتی، ۱۳۳۹ :۱۹۹).

ابوالحسن ابتهاج، داور را «یکی از لایق ترین مردان ایران در قرن بیستم» توصیف کرد (ابتهاج، ۱۳۷۱ :۱/ ۶۳). مخبرالسلطنه هدایت نیز در توصیف او گفت: «به بصیرت در قوانین اروپا منزلتی کسب کرده بود، اخلاقا هم از سایرین مزیت داشت... از او تظاهر به زندقه ندیدیم و به عفت قائل بود»(هدایت، ۱۳۴۴ :۴۱۷). قاسم غنی، داور را از «نوابغ» دانسته، مدعی است که او «از جنس میرزا تقی خان امیرکبیر بود»(غنی، ۱۳۶۷ :۴/ ۱۰۱).آرتور میلسپو، عنوان «صاحب منصب فوق العاده لایق» را برای او به کاربرد (میلسپو، ۱۳۷۰ :۵۲). تیمورتاش با آن همه تکبر، در هنگام تحریر خاطراتش در زمان حصر، چنین عنوان کرد: «من شخصا به داور معتقد بوده و کمتر کسی را به ثبات رای، قضاوت صحیح و فکر عمیق او در ایران دیدم. به داور خیلی علاقه مندم و آرزو می کنم هیچ وقت گرفتار روزگار کنونی من نشود» (مکی، ۱۳۶۶ :۵/ ۲۳۶). فروغی، او را شخصی متواضع و انتقادپذیر تصور می کرد (انتظام،۱۳۷۱ :۱۱۶). ثبات رای داور به خاطر بعد تفکر و قضاوتگری او بود و تواضع و انتقادپذیری او ملاحظاتی به شمار می رفتند که از بعد شهودی شخصیت او نشات می گرفت.

بررسی شخصیت داور نشان می دهد بعد شهودی او از بعد حسی اش قوی تر است. در مقاله «بحران» که در سال ۱۳۰۵ منتشر شده با وجود اینکه در این زمان، به ظاهر همه چیز از نظر سیاسی سر جای خود قرار گرفته بود، داور از بحران صحبت می کند. او با قدرت شهودی خود از بحران اقتصادی پیش رو صحبت به میان می آورد، این بحران را به خوبی تبیین می کند و برایش راه حل مناسب پیشنهاد می دهد (داور، ۱۳۰۵ :۲۴-۲۷). گزارش کلارک از ویژگی های شخصیتی داور، ابعاد قضاوتگری، تفکر، برون گرایی و شهود را در شخصیت او تایید می کند: واضح است که وی تنها وزیر شایسته کابینه بود. در کار سریع و فورا تصمیم گیرنده بود و به تصمیمات خود جامه عمل می پوشاند. قاطع بودن در کار باعث شده بود که اروپاییان کلا با وی به مذاکره و معامله بپردازند. افزون بر آن، داور مزیت ویژه ای نسبت به سایر همکاران خود و حتی ایرانیان داشت و آن این بود که آنچه را نمی خواست یا نمی توانست با آن موافقت کند بدون هیچ مشکلی رد می کرد [متفکر]، امری که در بین ایرانیان به ندرت مشاهده می شود... شخصیت دلنشینی داشت [برون گرا]. او فردی فعال و پویا در کار، صادق و بسیار وطن پرست بود. داور باشهامت بود و اندیشه ای باز و روشن داشت [شهودی]. میان هیات وزیران از چنان نفوذی برخوردار بود که بدون موافقت وی هیچ گونه تصمیمی گرفته نمی شد. او می دانست چگونه و به طور سریع موضع گیری کند و در موضع خود پابرجا بماند [قضاوتگر]. افزون بر آن، داور وقتی که قولی می داد همیشه بر سر قول خود وفادار می ماند [متفکر](آیتی، ۱۳۸۵ :۲۰۸، ۲۱۳).

مرگ داور به عنوان یک فرد تصمیم گیر (قضاوتگر و متفکر) به طور آشکار درصحنه سیاست ایران احساس شد، به طوری که در هیات وزیران پس از مرگ او تصمیم گیری در مورد ساده ترین و کم اهمیت ترین امور از این کمیسیون به آن کمیسیون حواله می شد (همان، ۲۱۴).

 تیپ شخصیتی داور

با توجه به شواهد و قرائنی که در مبحث پیشین مطرح شد ابعاد شخصیتی داور عبارتند از: برون گرا، شهودی، متفکر و قضاوتگر. اگر حروف آغازین هر بعد شخصیتی داور را کنار هم قرار دهیم «بشمق» یا (ENTJ) به دست می آید که بیانگر تیپ شخصیتی اوست.

مفهوم پردازها به طور کلی کسانی هستند که در وجودشان شهود (جامع نگری و آینده نگری) و تفکر (به شکلی منطقی و واقع بینانه تصمیم گیری کردن) باهم ترکیب می شوند و آنها را به افرادی تبدیل می کنند که توانایی و تمایل دارند که در همه کارهای خود بی نظیر باشند. آنها استانداردهای بسیار بالایی برای خود و دیگران تعیین می کنند و معمولا کمال گرا هستند، پیوسته در جست وجوی دانش اند و در جهان اندیشه های انتزاعی و مفاهیم نظری سیر می کنند، انگیزه خود را از چالش های جدید می گیرند و مبتکر و نوآورند. آنها غالبا افرادی منطقی، تحلیلی، واقع بین، بی طرف و مستقل هستند(۹۶: ۱۹۹۹, Tieger-Barron & Tieger). بشمق ها هم که از نظر خلق و خو مفهوم پرداز به شمار می روند، به طور خاص ذاتا رهبر هستند، همچنین استراتژیست، منظم، قاطع، محکم، قوی و متعهدند. آنان معمولا قادرند منابع یا افراد لازم را برای انجام کار، به نحوی که در حد استانداردهای بالا و خلاقانه آنها باشد، بسیج کنند(۹۷,۵۱-۵. Ibid). این توصیف به طرز شگفت آوری با خلق وخوی داور منطبق است.

یرگرفته از دنیای اقتصاد