تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،21-2-1400
تعداد بازدید :40

تاب‌آوری در برابر اخبار ناگوار

در مواجهه با انبوه اخباری که ما را از واقعه‌ای ناخوشایند، در زمانی نزدیک و در مکانی دور یا نزدیک مطلع می‌کنند، چه می‌توان کرد؟
 اطلاع از معضلات و مصیبت‌های پیرامون، برای مقابله با آنها و انجام مسوولیت خود نسبت به دیگران ضروری است. اما وقایع ناگوار و رنج‌ باشندگان در جهان، گسترده و نامحدود است. در حالی‌که تاب و تحمل ذهن و روان ما دربرابر تشویش ناشی از اخبار ناگوار، محدود است. 
با توجه به ظرفیت مشخص مغر ما، قرار گرفتن مستمر در معرض اخبار مصیبت‌ها، از جایی به بعد عملا منجر به بی‌حسی مغز شده و برخلاف تصور، به تدریج از ما نسبت به رنج دیگری، حساسیت‌زدایی می‌کند و امکان اثرگذاری و عاملیت را نیز از ما می‌گیرد.
وقتی شما در معرض میزان بیش از حد داده‌ها‌، اخبار و اطلاعات قرار می‌گیرید، گویی در معرض هیچ داده‌ و اطلاعاتی قرار نگرفته‌اید. از سوی دیگر با توجه به محدودیت توان، وقت و امکانات ما، آگاهی از بحران‌ها و فجایع همیشه امکان اقدام برای کاهش رنج دیگران را نمی‌دهد و گاهی فقط منجر به افزایش آشفتگی و نگرانی و احساس ناتوانی و ‌استیصال ما می‌شود.
با این وجود، برخی افراد به اخبار معتاد می‌شوند. آنها با وجود آثار مخرب ذهنی و روانی دنبال کردن مستمر اخبار ناگوار، شبانه‌روز به این کار ادامه می‌دهند؛ بی‌آنکه حتی کوچک‌ترین کنش عملی و موثری برای مقابله با آن ناگواری‌ها و معضلات کنند. اما همین دنبال کردن اخبار و آگاهی از وقایع و مصائب دیگران و چه بسا، تجربه شخصی اندوه یا خشم پس از شنیدن خبر، همزمان به آنها حس خوب و در واقع نوعی توهم مسوولانه رفتار کردن می‌دهد.
در نقطه مقابل، بسیاری افراد نیز برای آسودگی خاطر و پرهیز از اختلال در روند زندگی شخصی خود، به بی‌خبری از اوضاع پناه می‌برند. حتی این روزها بسیاری مقالات و کتاب‌ها را می‌بینیم که همین شیوه برخورد را در برابر اخبار توصیه می‌کنند.
این روش -که البته هر از گاهی برای همه لازم است- به صورت مقطعی موجب آرامش و بهبود کیفیت زندگی شخصی می‌شود. اما غفلت کامل و پیوسته از پیرامون و نادیده گرفتن رنج‌های دیگران، مسوولانه و در بلند مدت حتی مصلحت‌اندیشانه نیست، چراکه تجویز و ترویج بی‌تفاوتی در جامعه، روزی دامن خودمان را می‌گیرد و چه بسا «بخشی» از معضلات وضع موجود نیز ناشی از همین رویگردانی از مصائب جمعی و درد دیگری و پرداختن به منافع شخصی در گذشته باشد. 
حال در مواجهه با بحران‌ها و مصیبت‌ها، در بازه میان «باخبری مستمر» و «بی‌خبری مطلق» باید کجا ایستاد و چه باید کرد؟
لازم است از آنچه در جهان پیرامون می‌گذرد، تا حدی با خبر باشیم تا بتوانیم در زندگی، برای خود، آگاهانه‌تر و در قبال دیگران، مسوولانه‌تر تصمیم بگیریم. به گمانم باید به جای بی‌توجهی به اخبار، حیطه و میزان توجه خود را انتخاب و محدود کرد. 
نباید بگذاریم اخبار تمام توجه ما را برباید. ما می‌توانیم میزان معقولی از «باخبری» را متناسب با خلقیات، دغدغه‌ها، ظرفیت، شرایط آن برهه از زندگی خود و «امکان اثرگذاری‌مان بر موضوع خبر»، برگزینیم و ضمنا مشاهده اخبار را قاعده‌مند و زمان‌مند کنیم. 
محدود و مشخص کردن زمان مشاهده اخبار، سر و کار داشتن با منابع «نسبتا» متنوع و «تا حدی» معتبر، خواندن خبر با تفکر انتقادی و سنجش‌گرانه، لحاظ کردن جانبداری‌های خود و توجه به سویه‌های رسانه‌ها و منافع صاحبان و سرمایه‌گذاران آنها و راستی‌آزمایی اخبار نامعقول، خصوصا خبرهایي از منابع نامشخص در فضای مجازی از جمله کارهایی است که می‌توان پیش گرفت.
اما پس از دریافت میزان متعادلی از اخبار مرتبط با دغدغه‌های ما و تشخیص صحت آنها چه باید کرد؟ 
طبعا اگر برای مقابله با اخبار ناگوار کاری از ما برمی‌آید که اقدام می‌کنیم. اگر مقابله با آن موضوع را خارج از توان خود دیدیم، گفت‌وگو و همفکری با دیگران «گاهی» می‌تواند امکان‌ها و قدرت‌های نهفته جمعی ما را برای یافتن راه مقابله با آن مصیبت، پدیدار سازد.

 اما اگر این کار نیز ممکن نشد (که این روزها در بسیاری از مواقع نمی‌شود.) همچنان باید به دنبال راه‌هایی برای تاب‌آوری در برابر اخبار ناگوار باشیم.
به گمانم در مواجهه با اخبار و وقایع ناگواری که خود را عاجز از مقابله با آنها می‌بینیم، باید فاصله و موقعیت ذهنی خود را تغییر داد. به چه معنا؟ یعنی گاهی کمی ارتفاع گرفت و از بالاتر و دورتر صحنه را مشاهده کرد؛ هم در بُعد زمان و هم در بعد مکان؛ در بعد زمان، یعنی به‌ جای زمان واقعه که نزدیک است، به میانجی تاریخ، کمی فاصله گرفت و به گذشته دور یا نزدیک رفت. وقتی در تاریخِ بشر نمونه‌های مشابه یا وضعیت‌های حتی بدتری را از آن بحران و مصیبت کنونی می‌بینیم، کمی از فضای آخرالزمانی دور می‌شویم و درمی‌یابیم که ما همیشه در میانه تاریخ به سر می‌بریم؛ پیش از ما انسان‌های بسیاری آمدند، کمی بیشتر یا کمتر لذت بردند، رنج کشیدند و رفتند و پس ما نیز چنین خواهد بود. ضمن آن‌که مطالعه تاریخ در وضعیت و الگوهای نسبتا  مشابه می‌تواند درس‌آموز نیز باشد نباید در تاریخ گم و نسبت به بحران‌ها و مصائب کنونی بی‌تفاوت شد. 
اما از ارتفاع بالاتر دیدن در بعد مکان، یعنی به‌ جای تمرکزِ صرف روی نقاط بحرانی و تیرگی‌ها که به نظر همه‌جا را فرا گرفته، فضای مابین بحران‌ها و روشنی‌ها را نیز دید. تمرکز روی مصیبت‌های جهان همان‌قدر دید تحریف شده‌ای از واقعیت به ما می‌دهد که انکار و نادیده گرفتن بحران‌ها و رنج‌ها. دیدن افرادی که در مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها، زندگی شرافتمندانه و رفتار مسوولانه دارند و مشاهده کارهایی که با وجود تمام موانع و سختی‌ها، با هدف کاهش رنج دیگران و افزایش خیر جمعی انجام می‌شود، می‌تواند در وضعیت استیصال و احساس ناتوانی، الهام‌بخش باشد؛ حتی گاهی مشاهده و درک اینکه چگونه وقوع یک مصیبت در مرکز توجه، آگاهی جمعی در اطراف را نسبت به وضع موجود به طرز محسوسی افزایش می‌دهد،‌ سویه دیگر ماجراست. اما گونه دیگر تغییر فاصله نسبت به اخبار و بحران‌ها، کاهش ارتفاع و نزدیکی به «اینجا» و «اکنون» و تجربه زمان و مکانی است که در آن به سر می‌بریم. ارتباط با طبیعت، درون‌نگری، آگاهی از تنفس، مراقبه، کار بدنی و ورزش راه‌هایی ا‌ست که ما را به «اینجا» می‌آورد و در صورت ذهن‌آگاهی می‌توانیم در «اکنون» باشیم و تعادل ذهن از دست رفته خود در مواجهه با اخبار ناگوار را تا حدی بازیابیم و حتی بتوانیم قدرت و توانایی خود برای مقابله عملی با مشکلات و مصیبت‌ها را دوباره به دست آوریم. ما در زندگی، معمولا در یک موقعیت (ارتفاع) ثابت ذهنی نسبت به پیرامون به سر می‌بریم؛ یا در آوار اخبار فجایع و بیدادها، گم، کرخت و فلج می‌شویم و عملا امکان تاثیرگذاری خردمندانه را از دست می‌دهیم یا چنان به هر چیزی که ما را از وضعیت مصیبت‌بار و ناخوشایند کنونی دور کند پناه می‌بریم و غرقِ آن می‌شویم که مصیبت‌های در اطراف را نمی‌بینیم یا آن‌قدر به «خود» مشغول می‌شویم که از رنج «دیگری» غافل می‌شویم. پیگیری مدام اخبار، گرفتن فرصت خلوت با خود و اندیشیدن است و قطع ارتباط مطلق با اخبار، زیستن در حبابی ا‌ست که دیر یا زود می‌ترکد. به گمانم یکی از ضروری‌ترین مهارت‌های فردی برای زیست جمعی، تغییر موقعیت (ارتفاع) نسبت به بحران‌ها و وقایع و جابه‌جایی میان وضعیت‌ها و زمان‌ها است تا ضمن تاب‌آوریِ فردی، امکان تشخیص بهترین تصمیم یا کنش ممکن برای مواجهه با مصیبت‌ها، بحران‌ها و نهایتا مراقبت از دیگران  را داشته باشیم.
به بحران‌های اطراف و رنج دیگران نباید بی‌تفاوت بود اما در میانه مصیبت‌ها، لازمه هرگونه مراقبت از دیگری، تاب‌آوری و مراقبت از خود است. مشکل جایی‌ است که «مراقبت»، از خود آغاز و به خود ختم شود. 

کاوه گرایلی

روزنامه اعتماد

 

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید