تاریخ آخرین ویرایش : شنبه،17-3-1399
تعداد بازدید :50

تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران

شادروان دکتر حسین محبوبی اردکانی در سال ۱۲۹۴ خورشیدی در اردکان یزد متولد شد و در ۱۳۵۶ در تهران درگذشت. این مورخ دانشمند، نکته‌سنج و صاحب شیوه، «تحصیلات ابتدایی و مقدمات عربی را در محضر حاج شیخ محمد مدیر فراگرفت. دوره متوسطه را در یزد و تحصیلات عالیه را در دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به پایان رساند و در سال ۱۳۵۱ به اخذ درجه دکتری تاریخ نائل آمد. مدت پنج سال ریاست دبیرستان ایرانشهر یزد را برعهده داشت و سال‌ها نیز دبیر آموزش و پرورش شهرستان قم بود. در سال ۱۳۴۳ از وزارت آموزش و پرورش به اداره کل انتشارات و روابط دانشگاهی تهران انتقال یافت و به سمت معاون آن اداره کل مشغول کار شد. پس از انتزاع روابط دانشگاهی از اداره کل انتشارات و ادغام «انتشارات» و «چاپخانه» و تشکیل موسسه انتشارات و چاپ، کماکان این سمت را برعهده داشت. در طول سال‌های خدمت در دانشگاه، بنا به اصرار دوستانش که به مراتب فضل و کمال او آگاهی داشتند، مدتی نیز در رشته تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی و موسسه تحقیقات و مطالعات علوم اجتماعی به تدریس پرداخت.
اجداد استاد محبوبی اغلب از علمای بنام و از امجاد اتقیاء بودند. وی فرزند مرحوم آقا شیخ احمد، نجل حاج ملاحسین (معروف به حاجی آخوند) فرزند حاج ملاعلی فرزند حاج آقا محمد بود که همگی از علماء و بزرگان یزد بوده‌اند و در اردکان و یزد مرجعیت و حسن شهرت داشته‌اند».
استاد ایرج افشار درباره سجایای اخلاقی و رفتاری مرحوم محبوبی اردکانی نوشته است: «محبوبی از معلمان عالی‌قدر کشور بود. شاگردانش همیشه از وسعت اطلاع و شیرینی محضر درسش صحبت می‌کنند. اما چون لهجه‌اش کاملا یزدی بود گاهی مایه شوخی با او می‌شد… از نوادر اعضای اداری کشور بود. راست و درست بود و دقیق. سرِ ساعت مقرر در دفتر کارش بود. چندان که زیردستانش برای منظم بودن او در رعایت وقت، این لطیفه را درست کرده بودند که محبوبی را هر روز هفت دقیقه به هشت می‌توان سرِ چهارراه امیرآباد و بولوار دید! هیچ‌گاه دیر نمی‌آمد و طبعاً به سردی و گرمی‌ِ روز و بیماری و گرفتاری خانوادگی و مرخصی استحقاقی و استعلاجی متوسل نمی‌شد. هیچ‌وقت خواهش و درخواستی نداشت. اصلاً و ابداً دنبال اضافه‌کار و فوق‌العاده مقطوع و مزایای دیگر اداری نبود. در خدمت‌ورزی به دولت به رضایت ارباب رجوع قانع بود…. بسیار دیر سفر بود. ولی به قول ناصرخسرو: چون سفر «ناگذشتنی»‌ به درآمد، محبوبی گرامی به دیار دیگر بار سفر بست. فوتش در اواخر آبان روی داد. سنش از شصت و سه درنگذشته بود. ولی چند ماه اخیر حالش نزار بود، تا این که تن خویش را به تیغ جراح سپرد. و پس از چند روز که بی‌هوش و بی‌توان بود، درگذشت». ایرج افشار باز هم در فضایل او نوشته: «… محبوب حلقه دوستان و همه محققان تاریخ ایران بود. زیرا هم محقق و دانشمندی پرکار بود و هم انزواجوی و محجوب و بی‌شیله و پیله. به هیچ روی تشبثّ کننده نبود. هیچگاه به مبالغه و تملق خود را آشنا نکرد. آرام بود. متین بود. فضیلت‌ها داشت که به آسانی شمردنی نیست».

آثار و پژوهش‌های محبوبی اردکانی
از دکتر حسین محبوبی آثار متعددی برجای مانده که اغلبی از آنها منتشر شده است و ما اجمالاً در اینجا به معرفی آنها می‌پردازیم:
۱ـ الابنیه عن حقایق‌الادویه یا روض ‌الانس و منفعه النفس ـ در مفردات طب و خواص ادویه و گیاهان و معالجات امراض گوناگون…. ـ تألیف موفق‌الدین ابومنصور علی‌الهروی، به تصحیح شادروان استاد احمد بهمنیار، به کوشش دکتر حسین محبوبی اردکانی، اسفند ۱۳۴۶٫
۲ ـ تاریخ تحول دانشگاه تهران و مؤسسات آموزش عالی ایران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۰٫
۳ ـ سه جلد مجموعه راهنمای دانشگاه تهران: راهنمای سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۴، راهنمای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶، و راهنمای ۱۳۴۷، انتشارات دانشگاه تهران.
۴ ـ تنظیم و تصحیح مجدد رباعیات منسوب به عمر خیام براساس یادداشت‌های مرحوم سعید نفیسی.
۵ ـ احوال و آثار خوشنویسان، جلد ۳ و ۴، تألیف دکتر مهدی بیانی به کوشش دکتر محبوبه اردکانی ـ این کتاب ۴ جلد است و از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است. کتاب دیگر دکتر بیانی به نام کتابشناسی کتاب‌های خطی نیز به کوشش محبوبی اردکانی در سال ۱۳۵۳ به شماره ۱۰۴ از سلسله انتشارات انجمن آثار ملی منتشر شد.
۶ ـ دیوان حسابی ـ شاعر قرن دهم ـ به تصحیح و تحشیه استاد محبوبی در سال ۱۳۵۴ منتشر شد.
۷ ـ فهرست تصاویر رجال عصر قاجار: در حدود هفده هزار قطعه عکس از رجال عصر قاجار و ابنیه آن دوره، مضبوط در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، به وسیله استاد محبوبی شناسایی شده و برای هر یک از آنها برگه شناسه لازم تهیه گردیده و بخشی از آن منتشر شده است.
۸ ـ همکاری با دکتر اصغر مهدوی در تنظیم اسناد و مدارک بازمانده از حاجی محمدحسین امین دارالضرب و حاج‌حسین آقای امین‌الضرب، شامل اوراق، مکاتیب، اسناد، دفاتر تجاری و مملکتی.
۹ ـ مجموعه اسناد و مدارک فرخ‌خان امین‌الدوله: استاد محبوبی با همکاری کریم اصفهانیان، شامل اسناد و مدارک و شرح مأموریت و مسافرت فرخ‌خان امین‌الدوله به نام مخزن‌الوقایع که جمعاً بالغ بر ۶ جلد است و طی سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷ توسط دانشگاه تهران انتشار یافته است.
۱۰ ـ المآثر و الآثار اعتماد‌السلطنه، به تصحیح و تحشیه استاد حسین محبوبی اردکانی، به کوشش ایرج افشار ۱۳۶۱٫
۱۱ ـ مقالات تاریخ و رجال‌شناسی دوره قاجار در دانشنامه ایران و اسلام.
۱۲٫ مقاله‌های متعدد تحقیقی در مجلات معتبر ادبی و فرهنگی همچون راهنمای کتاب، یغما و …
و ۱۳ ـ تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، تألیف دکترحسین محبوبی اردکانی، در سه جلد، انتشارات دانشگاه تهران، ج ۱ در سال ۱۳۵۴، جلد ۲ در ۱۳۵۷ و جلد ۳ به کوشش کریم اصفهانیان و جهانگیر قاجاریه در ۱۳۶۸ منتشر شده است.

شیوه و منزلت محبوبی اردکانی در تاریخ‌نگاری
حسین محبوبی بی‌تردید یکی از بهترین و دقیق‌ترین مورخان روزگار ما بود و اهتمام او در جزئیات و دقایق تاریخ معاصر نشانه مقام او در این عرصه است. وی
سند پژوه، خط‌شناس، عکس‌شناس، مصحح، توضیح‌گر و آشنای اغلب مسائل مربوط به دوره قجر و پهلوی بود. بعدها اشتغالاتش در انتشارات دانشگاه تهران و تکمیل رساله مهم دکترایش در باب مؤسسات جدید تمدنی در این سرزمین سبب شد که مسائل تاریخی و فرهنگی ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ خورشیدی را نیز بکاود و اطلاع و بصیرتی کم‌نظیر در این عرصه نیز بیابد.
وی در هم نشینی با مورخان و پژوهشگران بزرگ معاصر، و کاوش در اسناد و عکس ها،
‌و دسترسی به کتب و مطبوعات و منابع مهم، و انجام مأموریت‌هایی نظیر تهیة راهنمای سالانة دانشگاه و نگارش رسالة تاریخ تحول دانشگاه تهران و آموزش عالی در ایران، به تدریج به یکی از مطلعان درجه اول تاریخ قاجار و پهلوی بدل شد. بدبختانه غلیان تاریخ در واپسین سنوات عمرش و بی‌وفایی عمر به او، که در اوج شکوفایی و دانایی بود، مجال نداد تا بهرة بیشتری به فرهنگ و تاریخ ایران رساند.
ایرج افشار نوشته است: «بی‌تردید در زمینة تاریخ قاجار از مطلعان و متخصصان بود. رجال عصر قاجاری را بسیار خوب می‌شناخت و حضور ذهنی عجیب در این مورد داشت. رابطة خاندان‌های عصر قاجاری و مناسبات میان آنها را خوب می‌دانست. آنچه در موضوع تاریخ قاجار به صورت مقاله در مجله‌های یغما و راهنمای کتاب منتشر ساخت، گواهی است بر این مدعا.»
جامعیت محبوبی اردکانی در تاریخ و فرهنگ سبب شد تا کتاب‌ها و مقاله‌هایی در باب تاریخ آموزش، آموزش عالی، فرهنگ و فرهنگمردان ایران تحریر کند و این آثار در نوع خود از مراجع درجه اول تحقیق در ایران محسوب می‌شود. بی‌شک هیچ مورخی در تاریخ دانشگاه، نمی‌تواند آثار محبوبی را نادیده بگیرد. چنان که در تاریخ تحول فکر و تجدد آموزش در ایران، مقالة «دومین کاروان معرفت» از محبوبی، که در مجلة یغما چاپ شد، نمونه‌ای عالی از تفحص در این عرصه است. وی کتابی هم در تاریخ فرهنگ ایران در پنجاه سال اخیر تحریر کرده بود که منتشر نشده و احتمالاً یا نزد خانوادة وی و یا در انتشارات دانشگاه تهران باقی است و امیدواریم چاپ شود.
آنچه دربارة آثار تاریخی محبوبی اهمیت دارد، اشتمال آنها بر منابع متعدد و دست اول است. وی به جنبه‌های کم‌شناخته و برخی منابع کمیاب دسترسی و رجوع داشت و به خوبی اهمیت هر موضوع و ارزش هر منبع را می‌شناخت. لذا بدور از افراط و فارغ از سطحی‌نگری، در هر مسأله‌ای غور می‌کرد و مقاله یا کتابی پر مایه تهیه تالیف می‌کرد. سبک تحریر او در حواشی و توضیحات، کمی به منشیان اواخر عهد قاجار و عصر مشروطه می‌ماند، اما در تألیفات و مقالات، معاصر و امروزی بود و روشن و مرسل و محکم
می‌نوشت. از ذکر منابع- هرچند به ظاهر کم‌اهمیت- غفلت نمی‌ورزید و اغلب به منابع دست اول رجوع می‌کرد و ارجاع می‌داد.
نکتة مهمی که در مورد آثار وی وجود دارد، دشواری دسترسی به مقالات آن مورخ فقید و پراکندگی آنهاست. امیدواریم فردی آشنا به موضوع، ضمن گردآوری آنها، به صورتی مناسب و یکجا به چاپ برساند. می‌توان به این مجموعه، برخی مقدمه‌ها و توضیحات بلند تاریخی و یادداشت‌های دیگر وی را نیز ضمیمه کرد و کتابی ارزشمند فراهم آورد. کتابی که بی‌شک از منابع موثق پژوهشگران در عرصة تاریخ معاصر ایران خواهد بود.

تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران
این کتاب، مشتمل بر سه جلد است و تنها جلد یکم در دوران حیات مؤلف انتشار یافت. جلد دوم در اردیبهشت ماه ۱۳۵۷، هفت ـ هشت ماه پس از رحلت محبوبی- منتشر شد و ناشر در ابتدای آن چنین نوشت: «دومین جلد از دورة سه جلدی «تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران» متأسفانه هنگامی منتشر می‌شود که مؤلف دانشمند آن، چندی است روی در نقاب خاک کشیده است. این اثرِ تحقیقی، که در نوع خود بی‌نظیر است، حاصل ده سال کوشش مستمر یکی از محققان بزرگ تاریخ ایران است و مبسوط‌ترین کتابی است که به روش علمی و براساس مراجع معتبر، در این زمینه به رشتة تحریر درآمده است. مؤلف برای دست‌یابی به اسناد و مدارک لازم، بسیاری از کتب، رسالات، مجلات، نسخ خطی و حتی روزنامه‌ها را به دقت مورد بررسی قرار داده و از آنجا که در شناسایی سره از ناسره، حُسنِ تشخیص داشته است، به هر سند نامعتبری متوسل نگردیده و اثری از خود باقی گذاشته است که سالهای دراز پایدار و به یادگار خواهد ماند.»
هیچ اغراقی در این توصیف نبود و دانشگاه تهران حقیقتا اثری بسیار مهم را منتشر ساخت. معهذا جلد سوم بیش از ده سال بعد منتشر شد. حال آنکه متن کامل اثر، در سال ۱۳۵۵ در اختیار انتشارات دانشگاه تهران قرار گرفته بود. محبوبی اردکانی در نامه‌ای به تاریخ ۱۷ر۳ر۲۵۳۵ نوشته بود: «مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ـ عطف به رونوشت گزارش شماره ۴۹۵۶ ـ ۲۵ر۸ر۵۴ و دستور ریاست محترم دانشگاه مورخ ۲۶ر۸، اینک جلد سوم کتاب تاریخ مؤسسات تمدنی جدید را از صفحة ۸۱۴ تا ۱۲۹۷ که پایان کتاب است تقدیم می‌دارد. فهرست‌ها و عکس‌های لازم هم بعداً تقدیم خواهد شد. نکات لازم مربوط به چیدن مطالب در اوراق قید شده و بعداً توضیحات اضافی لازم داده خواهد شد. منتظر بذل توجه و دستور اقدام… ریاست محترم دانشگاه هستم ـ با تقدیم احترام و عرض تشکر ـ حسین محبوبی اردکانی».
جلد سوم، اگرچه به تأخیر، سرانجام به همت کریم اصفهانیان و جهانگیر قاجاریه منتشر شد و ایرج افشار در مقدمه‌ای با عنوان «به یاد مؤلف دانشمند» نوشت: «توجه دانشمند فقید در نگارش کتاب خود بر آن بود که حتی‌المقدور اطلاعاتی از همة مؤسسات و وسایل تمدن جدید اروپا که از اواسط روزگار قاجارها به ایران رسیده بود به دست داده، نشان بدهد که هر یک از مظاهر تمدن جدید، اعم از تربیتی و نظامی و فنی، چه زمان و با چه نظری به ایران وارد شده و چگونه گسترش یافته و کم و بیش پذیرفته شده است. طبعاً در بعضی از مسائل و مباحث ناچار به میزانی کمتر و فهرست‌وار به موضوع پرداخته و به ناگزیر منحصراً روزنامه‌ها یا گزارش‌های معدود اداری مأخذ استناد و تحقیق او بوده است.»
محبوبی اردکانی در نامة خود به رئیس دانشگاه از عکس‌های مربوط به مطالب کتاب نام برده که «بعداً تقدیم خواهد شد»، ولی در هیچ یک از سه جلد، تصویر یا عکسی دیده نمی‌شود بجز چند عکس از مؤلف که به یاد او چاپ شده است. این نقیصه می‌تواند در مجلدی تکمیلی از طریق تصاویر موجود در آرشیو دانشگاه برطرف شود و حتی با عکس‌های دیگری که در دسترس آن مرحوم نبوده و بعداً در چند مؤسسة پژوهشی تاریخی طبقه‌بندی شده، تکمیل شود و این خود تألیف مستقل و ارزشمندی تواند بود و حتی سرفصل رسالة تحصیلات عالی دانشجویان زبدة رشتة تاریخ می‌تواند قرار گیرد.
هدف حسین محبوبی اردکانی از تألیف کتاب مفصل تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، دقیقاً منطبق با عنوان آن است. او سه حادثة ورود اسلام و تغییر مذهب ایرانیان، حمله مغول و ویرانی وطن، و سروکار پیدا کردن با سیاست مغرب زمین را «که به قصد تهاجم و تضعیف برخاسته بودند نه نیت همراهی و همکاری»، اثرگذارترین رخدادهای تاریخ ایران می‌دانست. در این مورد آخری، این سیاست «به دو زمینة مساعد برخورد که یکی فقر بود و دیگری جهل. لاجرم خیلی زود به آرزوی خویش رسید و راه را برای پیشرفت خویش هموار کرد و این بحثی است بسیار باریک و تاریک که اگر روشن شود، شاید سرچشمة دفع مشکلات ما و همة مردم مشرق زمین شود. بلی، اگر مردم مشرق زمین به درستی بدانند که چرا عقب افتاده‌اند شاید به خود آیند و تکانی بخورند… در این مطالعه - که مطلقاً از عوالم سیاسی به دور است - گمان می‌کنم نخست باید دید که مظاهر تمدن جدید چگونه وارد کشور شد و چگونه مورد عمل قرار گرفت. درست همان طور که در غرب عمل کرده‌اند.» (ج ۱- یک و دو)
با این حال، محبوبی هیچگاه موضع مستقل و خاستگاه ایرانی خویش را فرو نمی‌گذارد. «انتخاب این موضوع را نباید حمل بر غرب‌زدگی کرد. زیرا اولاً مقصود از آن، پیروی از ظواهر تمدن غرب و تقلیدهای بی‌مایه و سبکسرانه و نفرت‌انگیز و بی‌خردانه نیست. ثانیاً ما چه بخواهیم و چه نخواهیم مقهور این تمدن جهانگیر هستیم و نه تنها ما بلکه همة مردم دنیا این چنین‌اند. منتهی اگر بتوانیم تمدن جدید را در ناحیة علم و صنعت فراگیریم و آداب و رسوم و خصوصیات قومی و ملی و مظاهر تمدن قدیم خود را نیز نگه داریم - چنان که ژاپونی‌ها کردند - به راه راست رفته‌ایم و این مطلبی است که محتاج به اثبات نیست و فقط باید دید که راه آن کدام است.» (ج ۱، دو و سه)
شاید این دیدگاه، قدری ساده به نظر آید و در تقسیم‌بندی سه‌گانه‌ای که قبلاً ما گفتیم، همان طیف معتدل و میانه است که به گزینش و تلفیق معتقد بودند، اما دقت در بحث نظری مقدماتی‌ای که محبوبی در مقدمة جلد یکم آورده نشان می‌دهد که اتفاقاً او خوب موضوع را فهمیده و اولاً می‌داند که مفهوم تاریخ دگرگون شده و امور نزدیکتر را که «هنوز جزو زندگی روز و معاصر به شمار می‌رود و شاید خیلی‌ها آن‌ها را از مسائل تاریخی ندانند»، وی شایستة اعتنا دانسته و بر این قیاس «درصدد جمع‌آوری و نگهداری مرتب و منظم سوابق مربوط به آنها» برآمده و با رعایت دو نکته از آنها استفاده کرده است: «نخست حذف جنبه‌های مزاج‌گویی و خودستایی و بلندپروازی در مطبوعات داخلی، دیگر توجه به خصوصیات نوشته‌های خارجیانی که در موضوع شرق چیزی نوشته‌اند (ج۱، همان)
محبوبی منتقد منابع غربیان است، زیرا «میان اخلاق و آداب و رسوم شرقیان و اروپائیان تفاوت بسیار موجود است که در نتیجه اروپائیان سطحی و بی‌تعمق به دشواری به دقایق زندگی شرقیان پی می‌برند و از آن جهت، آداب و رسوم و خلقیات مردم مشرق به نظر آنها غریب می‌آید و نمی‌توانند این حقیقت را دریابند که هر ملتی و فردی خصوصیات اخلاقی منحصر به خود دارد و این هم هیچ عیب نیست. از این گذشته متأسفانه غربیان به ناروا حس تحقیر و توهینی نسبت به شرقیان دارند‌‌… و از آن بدتر آنکه همه چیز را از دریچة منافع و سیاست دولت خود می‌بینند و هر حسن و امتیازی را اگر با سیاست دولت خود موافق نیابند عیب و نقص می‌پندارند و بر آن می‌تازند و آن را زشت می‌شمارند.» (ج۱، سه و چهار)
مقدمة مختصر و پنج صفحه‌ای محبوبی بر جلد یکم کتاب، حاوی دیدگاه نظری او نسبت به تاریخ‌نگاری است. وی:
- اولاً بی‌طرف نیست و از موضع یک ایرانی هوادار وطن و آرزومند پیشرفت و‌ ترقی به همه چیز می‌نگرد.
- دوم اینکه هدفی مخصوص داشته و قصد دارد به دیدگاه تکامل و توسعه‌گرا در کشور مساعدت کند و فاصلة میان ما و ملل پیشرفته را کاهش دهد.
- سوم اینکه منصف است و انصاف در تاریخ‌نگاری را معارض موضع داشتن و بی‌طرف نبودن نمی‌داند.
- چهارم اینکه روش انتقادی دارد و عمدة این روش را در نقد منابع و مصالح به کار می‌گیرد و باور دارد که تاریخ‌نویس موظف است از سرچشمه مراقبت کرده و گزینش‌های درست و مطمئن انجام دهد.
- پنجم اینکه معتقد است در توصیف وقایع، دقت و اعتدال لازم است اما وسواس نباید داشت.
- و سرانجام اینکه تاریخ معاصر را بدون فهم بسترهای تحول اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی نمی‌توان دریافت.
شاید از این نظر، وی به اصحاب مکتب آنال نزدیک می‌شود که عرصه‌های خاموش تاریخ را مهم‌تر از لحظه‌های پرهیاهوی معروف و مألوف دانسته، به سراغ فهم زیربناهای تغییر پایدار در حیات انسان و جامعه و تمدن می‌روند. البته تاریخ مؤسسات تمدنی جدید را نمی‌توان کتابی واجد خصوصیات آن مکتب تاریخ‌نگاری قلمداد کرد، اما بدان نزدیک است.
این کتاب را می‌باید در زمرة تاریخ‌نگاری نوین و ژرفکاوِ معاصر ایرانی دانست که هدف جملگی آنها، درک وضع و سیر خاص تاریخ ایران است. مثلا فهم امتناع تحول، آشفتگی بنیادی در سیاست و اقتصاد، و سرانجام نوعی میل به ناپایداری و برهم زدن تعادل نهادها و روابط موجود به سود اوضاع نامشخص و رادیکال و ریسک‌پذیر! گویی ملتی مایل است در ابهام زندگی کند و با هر برنامة روشن و مشخصی، سرِ ناسازگاری دارد. اما حقیقت آن است که می‌توان با پی‌‌گیری ذات و ضمیر رخدادها و سیر پیدایش و گسترش و دگرگونی‌ آن‌ها، خطِ واضح و روشنی از مسیر تاریخِ نزدیک یا معاصر در ایران را به زنجیر ادراک رام کرد و آنگاه فهمی کامل‌تر از وضع کنونی به دست آورد.
نگاهی به محتوای تاریخ مؤسسات تمدنی
مطالب سه جلد کتاب تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، بسیار متنوع و سرفصل‌های آن پرتعداد است. سیر حرکت آن، ریشه‌یابی از دوران صفویه است زیرا این دوران، در یک تلقی تاریخی، بازسازی دولت ملی واحد در سرزمین کهنسال ایران است. محبوبی اردکانی به تفکیک از برخورد ایرانیان و فرنگیان یاد می‌کند و هیچ‌گاه به حواشی و توضیحات زائد نمی‌پردازد. به نظر او، هرچه زمان می‌گذرد، با بسط تمدن غربی در اروپا، روابط و برخوردها و شناخت طرفین از یکدیگر نیز گسترش می‌یابد.
پنجاه صفحة اول از جلد یکم به این مسئله اختصاص یافته و وی ورود تمدن جدید را از همین دوران قابل تعریف می‌داند و به نظر او «مراد از تمدن جدید، تمدنی است که از اواسط قرن پانزدهم میلادی در اروپای غربی و مرکزی ظاهر شده و با سرعت شروع به‌ترقی و بسط و تکامل نموده و تا امروز کم و بیش در تمام دنیا پراکنده شده است… شروع تمدن جدید را معمولاً با آغاز تاریخ قرون جدید اروپا همراه می‌دانند و سال ۱۴۵۳ میلادی (مطابق با ۸۷۵ هجری) را مبدأ این تاریخ به شمار می‌آورند. وقایع مهم این دوره، چنانکه برهمه معلوم است، عبارت است از: رنسانس، اصلاح مذهب مسیح،‌ترقی دریانوردی، اکتشافات جغرافیایی و کشف سرزمین‌های تازه و بالاخره اختراعات شگرف و سودمند که هنوز نیز دنبالة آن با توسعة بیشتری ادامه دارد… در این دوره، ایران از نظر سیاسی، گرفتار هرج و مرج و اختلافات و کشمکش‌های بسیار بود. چه، قسمت‌های مختلف آن بین شاهزادگان تیموری و‌ ترکمانان آق‌قویونلو و قراقویونلو مورد نزاع بود و مملکتی که دورة حکومت ایلخانان و‌ترک تازی‌های تیمور را دیده بود، هر قسمت آن
چند‌گاه یکبار دست به دست می‌گشت و امنیت و آرامش که عامل اساسی پیشرفت و تمدن است از آن رخت بربسته بود…» (ج۱، صفحات ۱و۲).
در چنین شرایطی، تأسیس حکومت عثمانی و سپس رشد دریانوردی و گسترش بنادر تجاری در اروپا و سراسر مدیترانه تحولی در این امر ایجاد کرد و اروپای مسیحی که خود را رقیب عثمانی می‌دانست تصمیم به ایجاد رابطه با حکمرانان ایران، از جمله پادشاه آق‌قویونلو حسن‌بیک گرفت. با تشکیل دولت صفوی، این روند به صورت جدی‌تر و با برنامه‌ای وسیع دنبال شد. نخستین شاهان صفوی، خاصه شاه عباس نیز از این امر بهرة بسیار برد و رقیب دیرین را تحت فشار قرار می‌داد. سفرا، سیاحان و برخی خارجیان بازرگان در سراسر دورة صفوی در ایران حضور داشتند که معروف‌ترین آنها برادران شرلی، پیترو دلاواله، شاردن و تاورنیه‌اند. همین‌ها و جمعی دیگر که به امور نظامی نیز آشنایی داشتند، پیام‌های سیاسی دربارهای اروپایی را برای شاهان صفوی آورده و باب مذاکره‌ای از راه دور را می‌گشودند. (ج۱، صفحات ۹ تا ۴۰)
اما در دورة قاجار بود که قدرت اروپائیان به اوج رسید و دولت ایران نیز در رقابت و جنگ با روسیه و عثمانی، تمایل بیشتری به ایجاد رابطه و اخذ امکانات فرنگی یافت. عباس میرزا شاخصة این دوره بود و او همراه با وزیر دانشمندش «میرزا بزرگ قائم مقام اول به جلب مستشاران خارجی و فرستادن محصل و کارگر به خارجه و برپا ساختن برخی مؤسسات صنعتی به سبک جدید در آذربایجان و ترجمة کتب خارجی به فارسی و اقداماتی دیگر در این زمینه» اهتمام ورزید. (ج۱، صفحات ۵۰ و ۵۱)
اقدامات عباس میرزا توسط شاهان و برخی رجال بعدی در عصر قاجار دنبال شد. اما همواره با چند مانع روبرو بود:
- اول، هراس درباریان و متنفذان از نتایج پیشرفت و اثرات تحول در میان مردم.
- دوم، کارشکنی و طمع استعمارگران روسی و انگلیسی در ایران.
- سوم، جهل عمومی و فقر و عدم دسترسی عموم مردم به اخبار و علوم.
- و چهارم، تعصب جمعی از عوام‌گرایان به نام آیین و دین و کوشش ایشان در آشفتن مردم علیه هرگونه اصلاح و پیشرفت.
معهذا به تدریج چاره‌هایی اندیشیده و بازار پیشرفت و علوم جدید گرمتر می‌شد. تأسیس دارالفنون و انتشار روزنامه و کتاب و افتتاح مدارس و سفر برخی جوانان برای تحصیل به ممالک دیگر و فکر قانون و تسهیل تجارت و … مقدمات تغییراتی کلّی را در ارکان مملکت پدید آورد.
سراسر جلد اول «تاریخ مؤسسات تمدنی جدید»، شرح این تحولات است تا پایان دورة قاجاریه و چنان دقیق و با ذکر جزئیات که گاه موجب تعجب است. البته برخی منابعی که اینک در دست ماست در اختیار مرحوم محبوبی نبوده، اما بسیاری از نظرات و نکته‌سنجی‌های او بدیع، و بدین تفصیل بی‌سابقه است. خاصه در تأسیس مدارس و کیفیات تحول آموزش جدید در ایران و آمار و امکانات این مدارس از حیث محصل و معلم و دروس و مصالح مادی و مکان‌های آموزشی.
در جلد دوم، مؤلف قدری به عقب بازگشته و مجدداً تحولات دورة ناصری را باز گفته است. برخی گرایشات و برنامه‌های اصلاحی و نمودهای آن را مطرح کرده و به تفصیل دربارة سپهسالار و اعتضادالسلطنه و امین‌الدوله و حاجی محمدحسن امین‌الضرب و مرتضی قلی‌خان صنیع‌الدوله سخن گفته و آغاز و انجام کارها و افکارشان را برشمرده است.
اینها همه مقدمه‌ای دقیق و تاریخی است که خواننده را برای ورود به فصول اصلی کتاب آماده می‌کند. از اینجا در بخش بعدی، نهادها و مؤسسات نو و بی‌سابقه‌ای را که تحت اثر اصلاحات جدید و متخذ از تمدن جدید به ایران وارد شده، از ریشه مورد توجه قرار می‌دهد و سوابق دقیق و کم‌نظیری دربارة هر یک بیان می‌کند. ابتدا بانک و بانکداری، از بانک جدید شرقی و بانک شاهنشاهی و نشر اسکناس و بانک استقراضی و بانک عثمانی و بانک ملی و … همراه با مسائل اداری و کیفیت امتیازات و اعتبارات و معاملات و خدمات و شعب آن، به نحوی که تاریخچه دقیق هر یک برخواننده معلوم می‌شود.
سپس توسعة اداری و مؤسسات مهم مدنی و شهری، نظیر شهرداری یا بلدیه، شهربانی یا نظمیه، سرشماری و ثبت اسناد و املاک، تشکیل دفترخانه‌ها، بیمه و شرکت‌های آن، تلگراف و پست و گمرک جدید و قوانین و سیر تأسیس و تکوین و تحول آنها. بعد راه‌آهن و سابقة قدیم آن تا ساخت راه‌آهن سراسری با ذکر جزئیات و مشکلات و خصوصیات و ایستگاه‌ها و تأسیسات و آموزشگاه‌ها و صنایع و مسائل مرتبط بدان در طول یک دورة پر افت و خیز تاریخی.
همین فهرست کوتاه از جلد دوم برای درک ارزش این اثر کافی است و به سیاق کارهای دیگر محبوبی، وجود فهارس متعدد و مفید (که تنها عیب آن غلط‌نامه‌ای در پایان کتاب است)، این اثر را به کتابی خاص و اساسی در فهم تاریخ معاصر بدل کرده است.
سرانجام به جلد سوم می‌رسیم. ابتدا تاریخچة تلفن و اولین شرکت تلفن، تلفن خودکار و ارتباط با خارجه و ارتباط تلفنی کاریر با کشورهای دیگر و گسترش خطوط تلفنی در سراسر شهرها و شهرستان‌های ایران، ملی شدن شرکت تلفن و ایجاد کارخانه‌های
تلفن‌سازی و لوازم مربوطه نظیر کابل‌ها و آنتن‌‌ها و … سپس حمل‌ونقل هوایی از ساخت بالون در ایران تا خرید طیاره و ایجاد باشگاه خلبانی و ساخت فرودگاه مهرآباد و فرودگاه‌های دیگر تا تأسیس هواپیمایی ملی ایران (هما) و آموزشگاه عالی اختصاصی هواپیمایی کشوری.
به همین ترتیب رادیو و تاریخچه و تشکیلات و نظام‌ اداری و صنعتی و آموزشی و گسترش آن در سراسر ایران. محبوبی البته تنها به توصیف مجرّد اکتفا نمی‌کند. از نتایج و ثمرات هم سخن می‌گوید. دربارة اثرات تأسیس رادیو هم می‌نویسد. پس از رادیو، نخستین گام‌ها در صنعتی کردن کشور و سپس شرح مستوفایی دربارة تاریخچه پارچه بافی در ایران و تأسیس نخستین کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و بحث در بازار پارچه و قیمت آن و حتی کارخانجات پایه مثل ریسندگی و نخ‌سازی و صنایع وابسته مثل کارخانه‌های گونی‌بافی و مسائل صنفی همچون تشکیل سندیکای صاحبان صنایع توصیف و توضیح شده است.
یکی از مهم‌ترین فصول کتاب دربارة صنایع نفت است و سوابق و گرفتاری‌ها و کشمکش‌ها و مسائل پرشمار آن. اما بهتر و مفصل‌تر از اینها دربارة برق و نیروگاه‌ها و صنایع و تأسیسات و شبکه‌ها و شرکت‌های تابعه و گسترش آن به اقصی نقاط ایران و تقسیمات منطقه‌ای آن و امثالهم است. سرانجام در باب آتش‌نشانی و لوله‌کشی آب تصفیه‌شده که اثری عظیم بر بهداشت و سلامت در این مملکت داشته است، شرحی دقیق و مستوفا می‌دهد. فقط برای نمونه و تأکید بر ارزش کار محبوبی می‌توان به فصل مربوط به آب لوله‌کشی تهران، از صفحة ۵۲۱ تا ۵۴۹ جلد سوم اشاره کرد. وی در ابتدا توضیح می‌دهد که «در تحت این عنوان فقط به شرح تاریخچه، تصفیه و توزیع آب تهران بنابر اصول علمی و فنی جدید مبادرت و از تاریخچة اقدامات مربوط به تأمین یا ازدیاد آب تهران صرفنظر می‌شود، زیرا خارج از موضوع است و ارتباطی با انتشار تمدن جدید در ایران ندارد.» (ج۳، ص ۵۲۱) سپس توضیح می‌دهد که پروژه لوله کشی و تاسیس شرکت آب تصفیه شده تهران، به دلایل ضعیف و گاه فساد اداری و تعلل دستگاه‌های اجرایی و بی‌توجهی به وضع غم‌انگیز مردم، از سال ۱۳۰۱ تا ۱۳۳۲ به طول انجامید و چه داستان غم‌انگیزی است این بازی بیهوده، در حالی که در آن سال ها، حتی صدای غریبه ها هم درآمد و برای مثال ویندل ویلگی نامزد ریاست جمهوری آمریکا دربارة آب تهران گفته بود: «آب تهران که در جوهای روباز جاری است تنها یک نقیصة عادی نیست، بلکه یک افتضاح بزرگ بین‌المللی است» و نیز گفته بود: «آنچه در جوی‌های شمال شهر تهران جاری است آبی است به کثافت آلوده و آنچه در جوی‌های جنوب شهر می‌رود کثافتی است به آب آلوده» (روزنامه اطلاعات ۲۵ر۸ر۳۳ و ۲۶ر۹ر۳۷).
محبوبی شرح مناقصه‌ها، تعلل‌ها،‌ بازی‌های اداری، کارشکنی‌ها، زد و بندها و ماجراهای فنی را در طی این سی سال شرح می‌دهد و برخی قراردادهای به ظاهر قانونی را نیز بند به بند تجزیه و تحلیل می‌کند تا نشان دهد چه فسادی در پس این کار بوده و چرا پیشرفت و توسعه در ایران چنین کُند و ناقص به پیش رفته است. شرح کمبود بودجه‌ها و قرضه‌ها و وقفه‌ها و سرانجام انجام کار با تأخیر فراوان و ده‌ها و صدها هزینة نابجا برعهدة مردم جنگ‌زده و فقیر ایران، گوشه‌ای از این داستان عبرت‌آموز است.
بد نیست در اختتام این نوشتار، عبارتی پرمعنا از مرحوم استاد دکتر زرین کوب بیان شود: «مسئلة مهم، ظاهراً موضوع برخورد انسان است با تاریخ. طرز معیشت، طرز فکر، و میزان پیشرفت در این برخورد عامل عمده‌یی است. برای انسان امروز ظاهراً مسئله این است که تاریخ را در چه مسیر باید انداخت. در صورتی که انسان دیروز غالباً مسئله را این طور مطرح می‌کرد که تاریخ را چگونه باید تحمل کرد…»
منابع:
آثار دکتر محبوبی اردکانی به مشخصات درون مقاله، به ویژه تاریخ مؤسسات تمدنی در ایرانرر تاریخ در ترازو، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم ۱۳۷۰رر سرمایه‌داری و حیات مادی ۱۸۰۰ ـ ۱۴۰۰، فرنان برودل، ترجمه بهزادباشی، نشر نی، چاپ اول ۱۳۷۲رر حسین محبوبی‌اردکانی، نوشته ایرج افشار، مجلّة راهنمای کتاب، سال بیستم، آبان و دی ماه ۱۳۵۶، شماره ۸ ـ ۱۰رر پژوهشگران معاصر ایران، هوشنگ اتحاد، فرهنگ معاصر، جلد ۱۰، چاپ اول ۱۳۸۵رر یادگاری ماندگار از حسین محبوبی‌اردکانی، ایرج افشار، مجلّه آینده، سال ۱۱، شماره ۶ ـ‌۷رر نادره‌کاران (سوگنامه ناموران فرهنگی و ادبی)، به کوشش محمود نیکویه، انتشارات قطره، چاپ اول ۱۳۸۳رر

برگرفته از روزنامه اطلاعات 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید