تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،12-9-1399
تعداد بازدید :25

تاملی درباره عکس چند نکته و چند پرسش

عکس خوب چیست و اعتبارش را از کجا می گیرد؟ پرداختن به این پرسش ما را وارد دنیای گسترده ای از مباحث نظری در تاریخ عکاسی می کند. برای ورود به بحث ابتدا باید پاسخ دهیم که یک عکس (هر عکسی) روی چه عناصری ایستاده است؟

هر عکسی متشکل از یک مثلث است:

۱- موضوع عکاسی شده (ابژه بازنمایی شده)،

۲- عکاس (سوژه) و ۳- آپاراتوس عکاسی (شامل برنامه عکاسی، امکانات دوربین، منابع نور و ابزارهای نورپردازی، سه پایه، صحنه پردازی، چاپ عکس و سایر هنرها و رسانه هایی که می توانند به عکاسی کمک کنند) که عکس اعتبارش را در تلفیقی از این سه

به دست می آورد. بسته به اینکه کدام ضلع یا اضلاع از این مثلث نقش پررنگ تر و محوری تری در یک عکس ایفا کند، می توان عکس ها را طبقه بندی کرد.

در عکاسی عمومی (با تم ثبت عکس یادگاری توسط شهروندان دوربین به دست در سفرها، مهمانی ها، ایونت ها و...) و عکاسی کاربردی (با تم ثبت عکس تجاری، صنعتی، علمی، پزشکی، جنایی و...) سهم موضوع عکاسی شده بسیار پررنگ است. در این نوع عکاسی، عکاس و آپاراتوس عکاسی در خدمت ابژه عکاسی هستند و به تعبیر رولان بارت «آنچه آنجا بوده است» است که اهمیت دارد و به عکس اعتبار می بخشد. بارت در کتاب اتاق روشن صراحتا کادربندی غریب عکاسان برای خلق تصاویری عجیب را به سخره می گیرد و بر این باور است که رسالت عکس مقابله با مرگ است؛ مرگ وضعیتی که پایدار نیست.

در عکاسی مستند، عکس اعتبار خود را از نگاه و اندیشه عکاس و نسبت این نگاه با موضوع عکاسی می گیرد. در این نوع عکاسی اینکه عکاس چه چیزی را چگونه می بیند، اهمیت دارد و آپاراتوس عکاسی عمدتا پنجره ای است که نگاه و دیدگاه عکاس را به ابژه عکاسی شده متصل می کند. در این شکل عکاسی، عکاس صبورانه منتظر می ماند تا صحنه با موضوع مورد نظرش، خود را در متعالی ترین لحظه زیبایی اش بنمایاند. در این نوع عکاسی ویژگی نمایه ای عکاسی برجسته می شود. یکی از پرسش هایی که همواره هنگام دیدن یک عکس مطرح است، کم و کیف حضور فردی به نام عکاس در آن صحنه است که عکس ثبت شده، نمایه ای از آن وضعیت است. رابرت کاپا، عکاس نامدار جنگ، می گوید اگر عکس های تان به اندازه کافی خوب نیست، به خاطر این است که به اندازه کافی به سوژه های تان نزدیک نمی شوید که اشاره ای مهم به همین ویژگی نمایه ای عکس است که به آن اعتبار می بخشد.

اما در گونه ای دیگر از عکاسی، به تعبیر هنری امرسون «جذابیت عکس ها نه در چیزهایی که بازنمایی می کنند که در تفسیر و نحوه برخورد با آنهاست.» در این نوع عکاسی، آنچه اهمیت دارد نوع نگاه عکاس و از آن مهم تر، گسترش عمل عکاسانه، به واسطه تسلط عکاس به آپارتوس عکاسی است. در این نوع عکاسی که عمدتا خود را در عکاسی صحنه پردازی شده نشان می دهد (چون قرار است ابژه عکاسی مغلوب سوژگی عکاس در چارچوب آپاراتوس عکاسی باشد) فرقی نمی کند که عکاس از ظروف درون سینک عکاسی می کند یا محتویات یک جعبه ابزار یا سبد اسباب بازی یک کودک یا کیف لوازم آرایش یک زن (مانند عکس های لارا لتینسکی که در آنها ابژه عکاسی شده کمترین اهمیت را دارد)! آنچه مهم است عمل عکاسانه و اندیشه عکاس مبتنی بر عمل عکاسانه است. از همین منظر است که امرسون معتقد بود که عکاسان مستند عکاس نیستند، بلکه مشتی جامعه شناس اند که دوربین به دست گرفته اند.

با این مقدمه به مجموعه «به روایت یک شاهد عینی» آزاده اخلاقی نگاهی بیندازیم: عکس های این مجموعه اعتبارشان را از کجا می گیرند؟ از آنچه عکاسی شده است؟ اگر پاسخ مثبت است، مابه ازای «آنچه آنجا بوده است» در این عکس ها چیست؟ عکاس در این مجموعه چه ایده جدیدی را به روایت آن مرگ های معروف افزوده است؟ اصلا چرا رسانه عکاسی (با آن شیوه هزینه بر) برای این پروژه انتخاب شده است؟ چنین تصمیمی تا چه میزان منطق عکاسانه و تا چه میزان منطق بازاری داشته است؟ این عکس ها، پانصد سال پس از تابلوی شام آخر لئوناردو داوینچی و با اتکا به ابزارهای گسترده تکنولوژیک، چه حرف تازه ای برای گفتن دارند؟ حضور منفعل و محافظه کارانه عکاس در عکس ها که گویی در نقش یک امضای بصری نمایان شده است، چه نسبتی با زیست پر شر و شور موضوعات عکاسی شده دارد؟ آیا این عکس ها گامی در جهت گسترش عمل عکاسانه هستند؟ اگر نام های بزرگ را که با عواطف جمعی مخاطبان پیوندی تنگاتنگ دارد، از این مجموعه حذف کنیم، شاهد عینی ما چه چیزی برای شهادت دارد؟ اینها و ده ها پرسش دیگر، از دل آن پرسش اولیه زاده می شوند: عکس خوب چیست و اعتبارش را از کجا می گیرد؟

آرمان اسعدسامانی

برگرفته ازروزنامه اعتماد



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید