تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1859

تهران شهری با تقابل سنت و مدرنیته

یكی از مشكلات تهران دوگانگی اجتماع شهری است كه در تمام محورهای زندگی رسوخ كرده است، چیزی شبیه به تقابل سنت و مدرنیته،  آن هم در تمامی جوامع صنعتی ، اداری ، دانشجویی و روشنفكری موجود در شهر .

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری، یكی از مشكلات شهر تهران دوگانگی موجود در جامعه آن است كه در تمام محورهای زندگی آن رسوخ كرده است، سنت و مدرنیته؛ این دو گانگی در جوامع مختلف مثل جامعه صنعت، جامعه‌ بازار، جامعه خدمات و اداری، جامعه كسب، جامعه دانشجو، جامعه روشنفكر، تحصیلكرده و متخصص، جامعه ارتشی و به طور كلی در همه جا به چشم می‌خورد.

«سیروس باور»، عضو هیات امنا انجمن مفاخر معماری ایران، در این باره می‌گوید: « در جامعه كنونی نوعی ناپایداری در همه جریان‌های زندگی به چشم می خورد. این ناپایداری‌ها بر تفكر ما تاثیر فراوان گذاشته است، ولی تفكر كنونی اندیشمندان در برابر این فرآیند ناپایداری در موضع دفاعی قرار گرفته است.»

وی در ادامه همین مطلب می‌‌‌‌گوید: «ناپایداری همیشه به طرف نابودی پیش می‌رود و این ضعف عمومی اندیشه، ما را ناتوان و درمانده كرده و لازم است كه در آستانه تجدید نظر در تمام نظریه‌های گذشته قرار گیریم و در نهایت بتوانیم چیزی را جانشین این وضع ناپایدار و چندگانگی‌ها كنیم و این شاید به این خاطر است كه بیشتر فكر می‌كنیم و عمل نمی كنیم. همین وضع است كه آن را حالت دموكراتیك تلقی كرده‌ایم. این وضع موجود در این شهر دیگر چاره‌ساز نیست و به درد نمی‌خورد.»

باور در همین حال می‌گوید: «به نام دموكراسی كارها را به دست مردم رها كردیم، مسافركشی و ساختمان‌سازی در اینجا دارای یك مفهوم است. ما دیگر امكان دخالت دادن مسائل اجتماعی، فنی، فن‌آوری، ضوابط و معیارهای گوناگون را در طرحهای معماری و شهرسازی و ترافیك، نداریم.»

بینش جایگزین؛

بنابر آنچه كه گفته شد، تمام آن چیزی را كه می‌توان جست و جو كرد یك بینش «جایگزین»‌است كه وضع ناپایدار را در مسیری پایدار هدایت كند. فقط در این صورت است كه اندیشمندان و روشنفكران، فضایی برای عرضه مطالعات و تحقیقات و نظریه‌های خود پیدا می‌كنند.

"باور" در همین راستا تاكید می‌كند كه ما باید به این بازار مكاره كه مانند ویروس در حرفه معماری و شهرسازی رسوخ پیدا كرده است نقطه پایانی بگذاریم، بنابراین لازم است، ثابت كنیم كه آغازی دیگر وجود دارد، آنگاه می‌توانیم حق انتخابی مثبت درباره «پایان»‌ داشته باشیم.

وی ادامه می‌دهد: «امروز آنچه بیشتر لازم است فكر ما را متوجه خود كند، اندیشیدن به جهان مدرن است، این جهان مدرن ما را وادار به تفكر و تامل درباره مساله پیشرفت می‌كند. توسعه پایدار با تعریف‌های مشابه برای شهری مانند تهران، صحبتی است «سورئالیستی». یعنی هیچ وقت به عمل نمی‌رسد. درست مثل منحنی كشش آهن است كه به مرحله گیستختگی می‌رسد، بازگشتی به جایگاه نخست ندارد، می‌‌‌‌رود تا گسیخته شود. از این رو باید قبل از گسیختگی، فكری برای این شهر چند منظوره كنیم.»

جامعه ناهمگن؛

دهه 30 را به خاطر بیاوریم؛ هنگامی كه بخش خصوصی مشغول هموار كردن تپه‌های كوتاه‌تر جنوب تپه‌ امانیه بود، (یعنی به طور تقریبی در منطقه بولوار ناهید و سایر بولوارهای جنوب و شمال آن در محدوده بین خیابان ولی‌عصر و آفریقا) این فكر وجود داشت كه شهرداری از گسترش شهر تهران به سمت شمیرانات جلوگیری كرده و كمربند سبزی از چمنزار و جویبار و درخت‌ها بین تهران و شمیرانات به وجود آورده تا محوطه‌ای برای تنفس شهر و فضای تفریحی برای گذران اوقات فراغت شهروندان باقی بماند، ولی چنین ایده‌ای هرگز به عمل نرسیده و گسترش شهر به طرف شمال، این فضای خالی را هم از ساختمان‌سازی پر كرد و تهران را به شمیرانات و شمیران را تا جای كه امكان داشت به رشته كوههای توچال آنچنان چسباند كه جایی برای تنفس شهر باقی نگذاشت.

به گفته این كارشناس، امروز كار ما، دیگر تشخیص علایم بیماری شهری نیست، بلكه تفكری عمومی‌تر در مقیاسی وسیع است. به نظر می‌رسد، هر عملی كه روی این شهر (كه بدون برنامه گسترش یافته است) انجام گیرد، گره زدن رشته گیسخته عناصر مختلف آن با همان شیوه و تفكر قدیم است.

این عضو هیات امنا انجمن مفاخر تاكید می‌كند كه ساماندهی یك شهر از دید فیزیكی، همان شیوه تفكر قدیم است؛ ساماندهی خیابان‌ها و خیابانی را به طراحی شهری كشاندن، اما در مرحله نخست باید فكری به حال این هیاهو، این نابسامانی، این آلودگی و این شلوغی كرد، چون «چگونه زیستن» پرسشی اخلاقی است كه می‌تواند بنیاد هستی ما را دگرگون كند.

وی در ادامه می‌افزاید: «به هر حال زندگی، فضا و مكان می‌خواهد، زندگی انسان درآشفتگی و ناموزونی نمی‌تواند زندگی‌ای باشد كه بر اساس فلسفه‌ای علمی یا اخلاقی پایه‌گذاری شده است. بنابراین باید در جست و جوی فلسفه‌ای برای زمان خود باشیم و همچنین یافتن جا و فضایی برای پیاده كردن فلسفه جدید برای رسیدن به یك زندگی سالم. "اندیشیدن به زندگی" به انسان توانایی می‌دهد؛ "توانایی لذت بردن"»

تفكیك بخشهای مختلف جامعه از یكدیگر؛

هر شهری دارای محدوده‌ای معین برای جمعیتی معین است. در این محدوده معین، تقسیم‌بندی‌های مشخصی داریم كه جمعیت آنها هم در رابطه با نوع عملكرد آنها روی طرح جامع مشخص شده است.

باور می‌گوید: «حال اگر تمام این معیارها، قوانین، ضوابط، راه‌حلها، دسترسی‌ها و آن چه كه از قبل طرح‌ریزی و محاسبه شده است به هم ریخته و از هم گسیخته شود و به همین ترتیب جامعه هم ناهمگن شود؛ از جامعه روستایی، جامعه صنعتی، دانشگاهی، سنتی، روشنفكری تا جامعه اداری، فرهنگی و جز آن، در یك جا و مكان دور هم جمع و در هم ادغام شوند، هیچ انتظاری برای ساماندهی و آرایش معنوی و فیزیكی آن نمی‌توان داشت. جز اینكه بعضی از بخش‌های مشخص كه دارای هدفی معین هستند را از سایر بخشها جدا كرد و در مكانی دیگر فضایی جدید و تازه و خالص را به آنها عرضه كرد تا به تقاضاهای مختلف و متعدد، جواب‌های بهتری را بدهد.»

باور در خاتمه گفته‌های خود ضمن پیشنهاد انتخاب شهری به عنوان پایتخت فرهنگی ایران، می‌گوید: «این رویكرد با تمام مشكلاتش می‌تواند به بسیاری از سوال‌ها و نیازهای امروز و فردا جامعه شهری پاسخ دهد،كه این همتی بالا و عزمی راسخ را می‌طلبد.»

به نقل از persiangeo.com

موضوعات مرتبط : تهران    
عضو مرتبط : سیروس باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید