تاریخ آخرین ویرایش : یکشنبه،8-10-1398
تعداد بازدید :92

حال خوش خواندن

خواندن، تجربه دلنشین و عجیبی است که می‌توانیم از کودکی درک کنیم پیش از آن که زبانی برای بیان یا سوادی برای فهم آنچه می‌خوانیم و می‌بینیم داشته باشیم.
کسی چه می‌داند شاید حال خوش دیدن عکس‌های یک کتاب کودکانه و خواندن روایتی ذهنی از ارتباط آن تصاویر برای انسانی کم‌سال و خرد، همانند حال خوش نوشتن و مکتوب‌کردن توسط اجداد اولیه ما بر تن غارها و سنگ‌ها و الواح خشتی و چوبی باشد؛ آن‌ها هم می‌نگاشتند و می‌نوشتند تا آنچه می‌بینند و می‌فهمند هم برای خودشان بماند هم برای آیندگان و با دیدن هرباره آن دست‌ نگاره‌ها، حال خوش خواندن تداعی شود و با زبانی که ندارند آنچه را می‌بینند، آنطور که می‌فهمند بخوانند.به تدریج اما میان خواندن و نوشتن با پیشرفت و سعادتمند‌شدن رابطه برقرار شد و از آن پس تا امروز حتی پدران و مادرانی که خود سواد درست و حسابی ندا‌شته‌اند، همه تلاششان را کرده‌اند تا فرزندانشان باسواد شوند و به جاهایی که خودشان نرسیده‌اند یا مراتبی که خود فرزندانشان می‌خواهند برسند.
گویی کتاب، یگانه سکوی ترقی و تعالی است که تا آدمی بر فراز آن نرسد، مرتبتی که می‌خواهد نمی‌بیند.
اصلا «خواندن» همان فضیلتی بوده است که خداوند چون با رسولش گفتن آغاز کرد، از آن گفت: اقراء باسم ربک الذی خلق…
بماند که این فضیلت در ادوار طولانی، نصیب همه ابنای بشر نمی‌شد یا شرایط آموختن و خواندن چنان دشوار بود که هرکسی از عهده آن بر نمی‌آمد، اما دیرزمانی است که امکان کتابخوانی برای قشر عظیمی از جمعیت‌های مختلف انسانی در جهان و نیز از بدو تولد تا پایان عمر و حتی مناسب با محدودیت‌های خاص فیزیکی فراهم است و دسترسی به این چراغ جادوی مدرن و برآورده‌کردن آرزوها و تخیلات گوناگون با غول قصه و متن چندان ناممکن نیست‌.
شگفت اما این که عطش کتابخوانی و حال خوش خواندن در بعضی جوامع رو به کاهش است و آن نیازها که با مطالعه اقناع می‌شدند حالا یا وجود ندارند یا جزو نیازهای اولیه نیستند و آدم در طلب آب و نان و نزاع بر سر بقا را با حال خوش خواندن الفتی نیست و اگر هم باشد اولویتی برای این حال خوش در نظر ندارد.
متاسفانه ما خود یکی از همین جوامعیم که علیرغم تفاخر به آبای فرهیخته و متمدن و هنرمندمان که جهان را با مکتوبات و مکشوفات و منشور‌ات به راه راست هدایت کر‌ده‌ و ابواب علم و دانش را به روی عالمیان گشادند، اما دروازه کتابخوانی را چند سالی است چنان به روی خودمان بسته‌ایم که آمار مطالعه‌ را یک بار ۲ دقیقه در سال اعلام می‌کنیم تا زنگ بحران را به صدا درآوریم بعد از سر شگفتی یا برای کمک به حل بحران، کل زمان مطالعه کتب درسی و غیر درسی و ادعیه و صفحات مجازی و حتی خواندن تابلو و آدرس و شماره پلاک منزل و صورتحساب خرید روزانه و خلاصه هرآنچه به خواندن مربوط است را با هم جمع می‌زنیم تا رقم سرانه مطالعه ۷۹ دقیقه در روز برای هر ایرانی را که مدیرکل وقت نهادکتابخانه‌های عمومی کشور پنج شش سال پیش اعلام کرد، توجیه کنیم و از بحران زدگی به در آییم.
این یک ضعف بزرگ برای کشور است که شاخص‌های مختلف سنجش سرانه مطالعه در کشور به ویژه شاخص‌های فرهنگی تا این میزان نامشخص و بی‌اعتبار هستند که آمار مطالعه‌مان از ۲ دقیقه در سال تا ۷۹ دقیقه در روز متغیر است و برای سنجش سرمایه‌های فرهنگی ۸۰ میلیون ایرانی، هنوز تعریف صادقی در دسترس نیست.
امسال همزمان با آغاز هفته کتاب و کتابخوانی از ۲۴ آبان ماه، شعار «حال خوش خواندن» در راستای تشویق مردم به کتابخوانی در سراسر کشور توسط پنجاه نهاد و تشکل در حال تبلیغ است، شایدباورمان شود ترک عادت شیرین کتابخوانی، موجب بی شمار آفت و مرض است از جمله دورماندن از همه آرزوها و اهدافی که از راه‌های غیر از مطالعه و افزایش آگاهی دنبال رسیدن به آنها هستیم.

خواندن، تجربه دلنشین و عجیبی است که می‌توانیم از کودکی درک کنیم پیش از آن که زبانی برای بیان یا سوادی برای فهم آنچه می‌خوانیم و می‌بینیم داشته باشیم.
کسی چه می‌داند شاید حال خوش دیدن عکس‌های یک کتاب کودکانه و خواندن روایتی ذهنی از ارتباط آن تصاویر برای انسانی کم‌سال و خرد، همانند حال خوش نوشتن و مکتوب‌کردن توسط اجداد اولیه ما بر تن غارها و سنگ‌ها و الواح خشتی و چوبی باشد؛ آن‌ها هم می‌نگاشتند و می‌نوشتند تا آنچه می‌بینند و می‌فهمند هم برای خودشان بماند هم برای آیندگان و با دیدن هرباره آن دست‌ نگاره‌ها، حال خوش خواندن تداعی شود و با زبانی که ندارند آنچه را می‌بینند، آنطور که می‌فهمند بخوانند.به تدریج اما میان خواندن و نوشتن با پیشرفت و سعادتمند‌شدن رابطه برقرار شد و از آن پس تا امروز حتی پدران و مادرانی که خود سواد درست و حسابی ندا‌شته‌اند، همه تلاششان را کرده‌اند تا فرزندانشان باسواد شوند و به جاهایی که خودشان نرسیده‌اند یا مراتبی که خود فرزندانشان می‌خواهند برسند.
گویی کتاب، یگانه سکوی ترقی و تعالی است که تا آدمی بر فراز آن نرسد، مرتبتی که می‌خواهد نمی‌بیند.
اصلا «خواندن» همان فضیلتی بوده است که خداوند چون با رسولش گفتن آغاز کرد، از آن گفت: اقراء باسم ربک الذی خلق…
بماند که این فضیلت در ادوار طولانی، نصیب همه ابنای بشر نمی‌شد یا شرایط آموختن و خواندن چنان دشوار بود که هرکسی از عهده آن بر نمی‌آمد، اما دیرزمانی است که امکان کتابخوانی برای قشر عظیمی از جمعیت‌های مختلف انسانی در جهان و نیز از بدو تولد تا پایان عمر و حتی مناسب با محدودیت‌های خاص فیزیکی فراهم است و دسترسی به این چراغ جادوی مدرن و برآورده‌کردن آرزوها و تخیلات گوناگون با غول قصه و متن چندان ناممکن نیست‌.
شگفت اما این که عطش کتابخوانی و حال خوش خواندن در بعضی جوامع رو به کاهش است و آن نیازها که با مطالعه اقناع می‌شدند حالا یا وجود ندارند یا جزو نیازهای اولیه نیستند و آدم در طلب آب و نان و نزاع بر سر بقا را با حال خوش خواندن الفتی نیست و اگر هم باشد اولویتی برای این حال خوش در نظر ندارد.
متاسفانه ما خود یکی از همین جوامعیم که علیرغم تفاخر به آبای فرهیخته و متمدن و هنرمندمان که جهان را با مکتوبات و مکشوفات و منشور‌ات به راه راست هدایت کر‌ده‌ و ابواب علم و دانش را به روی عالمیان گشادند، اما دروازه کتابخوانی را چند سالی است چنان به روی خودمان بسته‌ایم که آمار مطالعه‌ را یک بار ۲ دقیقه در سال اعلام می‌کنیم تا زنگ بحران را به صدا درآوریم بعد از سر شگفتی یا برای کمک به حل بحران، کل زمان مطالعه کتب درسی و غیر درسی و ادعیه و صفحات مجازی و حتی خواندن تابلو و آدرس و شماره پلاک منزل و صورتحساب خرید روزانه و خلاصه هرآنچه به خواندن مربوط است را با هم جمع می‌زنیم تا رقم سرانه مطالعه ۷۹ دقیقه در روز برای هر ایرانی را که مدیرکل وقت نهادکتابخانه‌های عمومی کشور پنج شش سال پیش اعلام کرد، توجیه کنیم و از بحران زدگی به در آییم.
این یک ضعف بزرگ برای کشور است که شاخص‌های مختلف سنجش سرانه مطالعه در کشور به ویژه شاخص‌های فرهنگی تا این میزان نامشخص و بی‌اعتبار هستند که آمار مطالعه‌مان از ۲ دقیقه در سال تا ۷۹ دقیقه در روز متغیر است و برای سنجش سرمایه‌های فرهنگی ۸۰ میلیون ایرانی، هنوز تعریف صادقی در دسترس نیست.
امسال همزمان با آغاز هفته کتاب و کتابخوانی از ۲۴ آبان ماه، شعار «حال خوش خواندن» در راستای تشویق مردم به کتابخوانی در سراسر کشور توسط پنجاه نهاد و تشکل در حال تبلیغ است، شایدباورمان شود ترک عادت شیرین کتابخوانی، موجب بی شمار آفت و مرض است از جمله دورماندن از همه آرزوها و اهدافی که از راه‌های غیر از مطالعه و افزایش آگاهی دنبال رسیدن به آنها هستیم.

برگرفته از روزنامه اطلاعات 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید