تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،2-2-1399
تعداد بازدید :99

در آستانه سال 1399

پیامک را می خوانم، گوشی را خاموش می کنم و با اعتراض و به صدای بلند می گویم "من دیگه نمی نویسم".
دور و برم را نگاه می کنم و می بینم کسی جز خودم، در آشپزخانه نیست. خیالم راحت شد. شروع کردم با خوبچهر رو به رویم
)اسمم خوبچهر است(، به مجادله، که این همه که نوشتی آن هم در کمال صداقت، چی شد؟ اصلا کسی می خونه؟ خون دلهامان ، کلمه
شد و بر صفحه کامپیوتر نقش بست ولی کوچکترین اثری نداشت. بالاخره چه کسی پذیرفت و یا می خواهد باور کند که ما هم حرف
هائی برای گفتن داریم که همه از سر دلسوزی برای سرزمینمان است. "هیچ کس".
همین می شود که وقت گفتن ، دهانمان قفل می شود و مغزمان خاموش و در سیاهچاله ظلمت گم می شود. و مهم تر این که به نظر
می رسد که این اتفاق یک امر تاریخی است. شاهد آن این که ما اکنون در قرن پانزدهم هجری قمری هستیم و حضرت حافظ در قرن
هشتم هجری بوده که گفته:
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم
واین یعنی بدیهی ترین و ازلی ترین اعمال، در شرایط نامتعارف و ناعادلانه، زمانی که دقیقا وقت انجام کاری خردمندانه است و آن
را نمی بینیم، چگونه به ضد خود تبدیل می شود و هیچ ربطی هم به این که در چه دورانی هست، ندارد.
گل به جوش آمد و از می نزدیمش جامی لاجرم زآتش حرمان و هوس می جوشیم
و بعد از همه این اشتباهات به ناچار "می کشیم از قدح لاله، شراب موهوم". و چه غم انگیز است ایچنین فاصله گرفتن از حقیقت و به
دنبال موهومات بودن.
همه این ها را مقدمه چینی کردم برای این که بگویم حال دنیا بد است، چه بهار باشد وچه زمستان، چه در آستانه سال نو باشیم و چه
در میانه سال. همه هم می دانیم که بدحالی جهان از چه بابت است.
من هم حالم بد است چون حقیقت این که گردانندگان و قدرتمندان جهان، عامدا دو دستی به موهوم چسبیده اند و همه طبیعت و
مخلوقاتش را که حقیقت محض است، از یاد برده اند و مردمان را دچار مخمصه عوارض باز خوردی آن کرده اند، ناگزیر درمانده
و مسخ شده ام. هرکسی نقطه ضعفی دارد.
موسم گل است و ناخوشم. در آستانه سال جدید هستم ولی می بینم مردم در فضای مجازی به طنز می گویند "به نظرتون اگه بعد از
سال تحویل کسی گفت: صد سال به این سال ها......با چی بزنیم تو دندوناش که فکش و حلقش یکی بشه...؟!!!"
بنا براین با این ناخوش احوالی همه گیر،به نظر شما که بی تردید حالتان بد است، مراقب دندونام باشه بهتر نیست؟. البته به موازات
مسئله دیگری هم ذهن بازیگوشم را در گیر کرد و آن این که از آنجائی که ممکن است که این آخرین سالی باشد که مجال زندگی
داشته باشم )متولد سال 1323 هستم(، و با وجودی که سر خودم فریاد کشیده بودم که دیگر نمی نویسم، بدم نمی آید که از فرصت
استفاده کنم و در آستانه سال 1399 بگویم:
نوروز شادباش و صد سال به این سال ها. اینچنین باد.
خوبچهر کشاورزی اسفند 1398

 

عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید