تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :730

زندگي آن‌طور كه رسانه‌ها مي‌خواهند

در دنياي رسانه‌اي شده امروز اهميت روزافزون رسانه به جايي رسيده است كه اين نهاد تبديل به يك نهاد اصلي و مهم در جامعه‌پذيري اعضاي جامعه شده است. اين روزها ديگر نمي‌توان نقش خانواده، آموزش و پرورش و گروه همسالان را در جامعه‌پذيري بدون در نظر گرفتن نقش جديد و در حين حال مكمل رسانه در نظر گرفت. رسانه‌ها در عين اينكه فرایند جامعه‌پذيري را تسريع مي‌كنند به شيوه‌هاي رفتاري جديدي شكل مي‌دهند كه گاهي در انحراف با جامعه‌پذيري رسمي هستند.

براي اصطلاح جامعه‌پذيري تعريف‌هاي گوناگوني وجود دارند كه تعريف جامعه‌پذيري به «فرايندي مادام ‌العمر جامعه‌شناسي و روان‌‌شناسي، كه طي آن هر فرد، هنجارها، ارزش‌ها و الگوهاي رفتاري را كه جامعه او بر آنها تأكيد دارد، به صورت جزئي از وجود خويش در مي‌آورد.» تنها يكي از اين تعريف‌هاست. اجتماعي شدن يا جامعه‌پذيري براي جوامع مختلف از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، زيرا هر چه اين فرایند به درستي صورت بگيرد اعضاي جامعه بهتر مي‌توانند نقش خود را به عنوان عضوي از جامعه به خوبي ايفا كنند. در كمتر از يك سده قبل خانواده، آموزش و پرورش و گروه‌هاي همسالان مهم‌ترين نهادهاي جامعه‌پذيري بودند كه افراد از طريق آنها ارزش‌ها و هنجارهاي مختلف را از بر مي‌كردند. خانواده نخستين نهادي است كه فرد در آن حضور مي‌يابد و قسمت اعظمي از شخصيت فرد را در سال‌هاي اول زندگي، به ويژه زماني كه هنوز نقش ساير نهادها در جامعه‌پذيري افراد كمرنگ است، شكل مي‌دهد. به مرور زمان كه كودك وارد خانه دوم يعني مدرسه مي‌شود نهاد آموزش و پرورش به صورت مكمل نهاد خانواده ظاهر شده و فرایند جامعه‌پذيري فرد را ادامه مي‌دهد. افراد در اين نهاد بخش ديگري از آموزش‌هايي را كه به آنها نياز داشته‌اند و نهاد خانواده با توجه به محدوديت‌هايش نمي‌توانسته آنها را به افراد منتقل كند، مي‌آموزند. قرار گرفتن در سنين نوجواني و جواني و اهميت يافتن گروه‌هاي همسالان براي افراد به نهاد ديگري در جريان جامعه‌پذيري شكل مي‌دهد. با توجه به اينكه گروه‌هاي همسالان در شرايط مشابهي با فرد هستند تأثير آنها بر شكل گيري نحوه نگاه افراد به زندگي و رفتار آنها بسيار زياد است. اما امروزه در دنياي جديد پيشرفت‌هاي فناوري و تكنولوژيكي به نهاد ديگري در جامعه‌پذيري شكل داده‌اند كه نظم معادله‌هاي پيشين را به هم ريخته است و نياز به يك نظم و ترتيب جديد را ايجاد كرده است. اين نهاد جديد همان «رسانه» است كه روز به روز فراگيرتر مي‌شود و در سال‌هاي اخير هم با سربرآوردن آخرين صورت آن يعني شبكه‌هاي اجتماعي موبايلي صورتي متفاوت‌تر و مهم‌تر پيدا كرده است.

ورود رسانه به فرايند جامعه پذيري

امروزه رسانه به خصوصی‌ترین و عمومي‌ترين عرصه‌هايي زندگي افراد راه يافته است و به حدي اهميت پيدا كرده است كه تصور دنياي بدون رسانه براي بسياري از افراد كاري غيرممكن است. همين نقش فراگير رسانه باعث شده است كه اهميت آن هم در جامعه‌پذيري افراد روز به روز بيشتر شود. اين نهاد جديد هم مي‌تواند مكمل نهادهاي قبلي جامعه‌پذيري شود، هم مي‌تواند نقش آنها را ايفا كند و در عين حال جايگاهي مجزا براي خود دارد كه حتي گاهي كار را به جايي مي‌رساند كه ساير نهادهاي جامعه‌پذيري مجبور مي‌شوند بنابر ماهيت اين نهاد جديد در نقش‌هاي هميشگي خود تغييرها و تجديدنظرهايي جدي انجام دهند. تا دو دهه قبل رسانه‌هاي جمعي مانند تلويزيون، راديو و مطبوعات سردمدار دنياي رسانه‌اي بودند و در اين بين اهميت تلويزيون در جامعه‌پذيري بسيار بالا بود. با سربرآوردن اينترنت و همه‌گيرشدن استفاده از آن، اين رسانه جديد نقش مهم‌تري در زندگي افراد يافت و با توجه به اقبالي هم كه نسل جديد از اين رسانه كرد اهميت آن روز به روز بيشتر و بيشتر شد به حدي كه ديگر حتي مسئولان و كارشناسان هم نسبت به اين نقش روزافزون نگران شدند و در بسياري از كشورها تلاش بر اين شد تا استفاده درست از نقش اين رسانه جديد مورد توجه قرار گيرد. اما هنگامي كه نسل جديد موبايل‌هاي با امكان حضور در شبكه‌هاي جديد سربرآوردند ديگر نقش رسانه چيزي نبود كه بتوان از آن به سادگي چشم پوشيد. رسانه در صورت‌هاي گوناگون آن نه تنها در جامعه‌پذيري افراد در سال‌هاي اول زندگي نقش دارد بلكه اين توانايي ويژه را دارد كه جامعه‌پذيري را در بزرگسالي افراد و تا پايان عمر آنها ادامه دهد.

حاشيه نشيني ساير نهادهاي جامعه پذيري

مهري ۴۸ ساله مادر دو پسر و يك دختر است. او از استفاده بيش از حد فرزندانش از موبايل و رسانه‌ها شاكي است و در اين باره به «آرمان» مي‌گويد: «بچه‌ها صبح تا شب سرشان در موبايل‌هايشان است و اصلا انگار نه انگار كه خانواده‌اي وجود دارد حتي زماني كه سر ميز غذا هستيم باز هم با موبايل‌هايشان سرگرم هستند. بايد آنها را به زور به مهماني ببريم كه البته نبردنشان بهتر از بردنشان است چون آنجا هم باز هم سرشان در موبايل‌هايشان است.» او مشكل را فراگيرتر از اينها مي‌داند و ادامه مي‌دهد: «تا يك وسيله را از آنها مي‌گيري با وسيله ديگر سرگرم مي‌شوند. در ايام امتحانات موبايل را از دخترمان گرفتیم اما به جاي درس خواندن شروع به تماشاي سريال‌هاي ماهواره‌اي كرد. زمان‌هايي هم كه كنار هم جمع مي‌شويم اگر تلويزيون روشن نباشد يا موبايل‌ها نباشند ديگر حرفي براي زدن وجود ندارد.» او عمق فاجعه را اينگونه به تصوير مي‌كشد: «چند روز پيش به دخترم مي‌گويم كه داداشت را كه در اتاق بغلي است صدا بزن تا بيايد غذا بخورد، بعد مي‌بينم كه به داداشش پيام مي‌زند كه بيا غذا بخور! اين بچه‌ها حتي حرف زدنشان هم عوض شده است.» اين تصوير تنها تصوير يك خانواده ايراني نيست بلكه تصويري اكثر خانواده‌هايي است كه رسانه در آنجا حاكم مطلق شده است و اعضاي آن تبديل به نزديك‌هاي دوري شده‌اند كه حداقلي‌ترين ارتباط را با هم دارند. با توجه به اينكه اين روزها خانواده‌ها بدون توجه به عواقب كارشان از همان سال‌هاي آغازين زندگي كودك، تبلت، گوشي و لپ‌تاپ را دست او مي‌دهند و استدلالشان هم اين مي‌شود مد است و بچه فلاني دارند و نمي‌خواهيم بچه همان كم بياورد، آنگاه بايد ديد عواقب اين كار به كجا مي‌رسد، به احتمال زياد به جايي كه روز به روز ساير نهادهاي جامعه‌پذيري حاشيه‌نشين‌تر خواهند شد و اين نهاد جديد پيشتاز. بيش از هر نهاد ديگري به نظر مي‌رسد رسانه به نقش نهاد خانواده لطمه زده است زيرا از بين رفتن ارتباط در نهاد خانواده باعث مي‌شود كه اين نهاد نتواند نقش خود را در جامعه پذير كردن اعضايش به خوبي انجام دهد.

حتي حرف زدنشان هم عوض شده است

اما جمله آخر مهري خانم چيزي است كه به عنوان يكي از پيامدهاي استفاده بيش از حد رسانه‌اي در جامعه ما روي داده است. در حقيقت همان‌گونه كه مهري خانم مي‌گويد «بچه‌هاي امروزي حتي حرف زدنشان هم عوض شده است» استفاده از زبان اختصاري رسانه‌اي و استفاده از شكل محاوره‌اي و كوتاه شده بسياري از لغات باعث شده كه افراد در صحبت كردن‌هاي روزمره خود هم اين اختصار را وارد كنند و تلفظ‌هاي نصفه نيمه لغات يا شكل‌هاي جديد آنها جاي استفاده معمول و رسمي زبان را حتي در محاوره‌ها بگيرد. به قول زبان اين فضايي ها: «اصن وعضي شده كه نگو حتا نميشه با هم حرفيد!» و واي به روزي كه يك نفر با زبان اين فضا غريبه باشد. آنگاه وقتي كه «خواهش مي‌كنم» كه يك تعارف مودبانه است تبديل مي‌شود به «خواهش» ممكن است سوءتفاهم بي‌ادبي شكل بگيرد.

نقش كليدي رسانه در جامعه پذيري

يك روانشناس نقش رسانه‌ها در جامعه‌پذيري افراد با يكديگر متفاوت مي‌داند و مي‌گويد: رسانه‌ها به‌رغم نقش متفاوت شان در جامعه‌پذيري مكمل يكديگر هم هستند. بهروز بيرشك نقش رسانه‌ها را در همه جوامع يك نقش اصلي و كليدي است مي‌داند و مي‌افزايد: اگر از اين نقش به درستي استفاده شود مي‌تواند تأثير زيادي در جلب اعتماد مردم داشته باشد. اما اگر داده‌هايي كه سوگيري دارند و غلط هستند از طريق رسانه‌ها به مردم منتقل شوند، آنگاه از اعتماد مردم به رسانه كاسته مي‌شود. او به نقش دوگانه شبكه‌هاي اجتماعي در جامعه‌پذيري اشاره مي‌كند و مي‌گويد: هر كدام از شبكه‌هاي مجازي هم مي‌توانند محاسني داشته باشند و هم معايبي. معايب استفاده از اين شبكه‌ها شامل صرف وقت زيادي در اين فضا و گسترش فرهنگ سخيف و شايعه بين جوانان هستند. او با بيان اينكه در همه دنيا اين شرايط وجود دارد ولي در كشور ما به نظر مي‌رسد كه صورت منفي آن بيشتر است، مي‌افزايد: يكي از دلايل اين مساله محدوديت‌هايي است كه در جامعه ما وجود دارند. از سوي ديگر براي اينكه از تهديدات اين فضا كاسته شود نياز است كه محتواهاي نامناسب اين فضا فيلتر شوند تا اطلاعات درست و مناسب به مردم برسند. بيرشك به سوق دادن مردم به استفاده درست از اين فضا اشاره مي‌كند و مي‌گويد: محتواي اين فضا اگر با اطمينان بيشتري در اختيار مردم قرار گيرد از بسياري از تأثيرات منفي آن كاسته مي‌شود.

به نقل از روزنامه آرمان امروز



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید