تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1272

ساختمان‏های بیروح، ساكنان افسرده

در هفته مربوط به شیخ بهایی و تلاش برای احیاء معماری ایرانی ـ اسلامی خیلی دوست داشتم نمونه‏ای از موفقیت‏ها را توضیح دهم تا خاطره‏ای شیرین جایگزین خاطره‏های نامناسب از مشاهده ساختمان‏های بی‏روح شود. ساختمان‏هایی كه فقط به چهار دیواری می‏مانند و معروف هستند.

چه می‏توان گفت كه ما هنوز هم ساخت مسكن را مانند بسیاری از مسایل زیست‏محیطی و شهری،جدی نگرفته‏ایم، شكل نامناسب مسكن هم مانند آلودگی‏های صوتی و آلودگی‏های هوا و آب، برای ما شكلی از آلودگی بصری شده است كه هیچ آرامشی را برای آدمهای ساكن و اطراف آن به همراه ندارد.

واقعیت بسیار روشنی است كه حداقل از خود بپرسیم چرا با دیدن ساختمان‏های قدیمی در ایران نظیر آنچه در میدان نقش جهان اصفهان، خانه‏های قدیمی كاشان و... می‏بینیم، حتی نوع پنجره‏ها و طراحی داخلی ساختمان دارای روح است و خانه را به جایی برای تسكین خستگی‏ها، قابل سكونت و ایمن قرار می‏دهد.

اینكه در شرایط بحث روز احتمال وقوع زلزله در تهران یا فراوانی ساختمان‏های فرسوده در این شهر و بسیاری از شهرهای دیگر چرا باید از محتوای ساختمان سخن بگوئیم؟ به همین دلیل است كه سالها به جای اینكه به روح و كیفیت ساختمان فكر كنیم، به ظاهر و نما فكر و به تغییرات نمادین دلخوش كرده‏ایم و اكنون هم از ظاهر بنا خسته و دلگیر شده‏ایم و هم از حضور در ساختمان‏های غیر ایمن و فاقد آرامش درونی وحشت داریم. اما هنوز هم به جای اصلاح اساسی مشكلات به فكر خروج مردم از شهری همانند تهران می‏افتیم در حالیكه در سایر شهرها و استان‏ها هم وضعیت بهتر از تهران نیست. كافی است لحظه‏ای به مشكلات ساخت یك بنا در همه اقلیم‏های سرد، گرم، معتدل و مرطوب كشور فكر كنیم كه چگونه ساخت همه واحدهای مسكونی در كشور به یك شكل شده است و همه از یك طراحی و مصالح استفاده می‏برند؟

معروف است كه پس از انقلاب اكتبر روسیه، تعدادی از برجسته‏ترین معماران آن كشور برای انقلاب كمونیستی خود به فكر اصلاح شكل معماری خاص كشور خود پرداختند تا آن را به عنوان نماد در كارهای آینده خود سند قرار دهند و اینگونه نبود كه حتی معماری آنها مستقل از انقلابشان به راه خود برود. در حالیكه در كشور ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچگاه به طرح ساخت بناها براساس معماری اسلامی و ایرانی توجه نشده و همان روند ادامه پیدا كرده است و چه بسا در سالهای بعد ظاهر این بناها و حتی نماهای درونی آن غربی‏تر از گذشته هم شده است.

البته منظور ما این نیست كه بیاییم واحدهای مسكونی خود را به این دلیل كه نمادهای غربی دارند، خراب كنیم ولی اینگونه هم نیست كه غربی‏ها برای نمادهای كشور ما كاری نكرده باشند كه بخواهند نمادهای خودشان را برای همیشه در كشور ما ثبت و ضبط نمایند. نمونه شاخص آن طراحی فضا و محوطه قرار گرفتن برج آزادی است و اگر پلان آن را از بالا ببینیم بزرگترین صلیب دنیا را در قلب تهران خواهیم دید!

این نشان را حتی در نمای ساختمانهای عادی و به ویژه پنجره‏های اكثر ساختمان‏ها خواهید دید كه طراحی پنجره‏ها براساس شكل صلیب و نماد خانه‏های مسیحیان است! آیا به این مساله به ظاهر جزیی اما در باطن اثرگذار توجه كرده‏ایم؟

البته برای هنر و به ویژه هنر معماری نمی‏توان حد و مرزی تعریف كرد كه آنها الزاماً باید در یك چارچوب حركت كنند، اما می‏توان برای این هم با كمك هنرمندان فكر كرد كه بتوانند قبل از آنكه به سراغ نمادهای آماده و سهل‏الوصول‏تر غربی بروند، از نمادهای بومی خودی كه با مطالعه و تحقیق در اختیار معماران و سرمایه‏گذاران بخش مسكن و شهرسازی قرار می‏گیرد، استفاده كنند. ما در این زمینه برای دنیای مدرن و آهنی معاصر حرف‏های فراوانی برای گفتن داریم و حتی جهانی شدن خود را هم می‏توانیم براساس معماری ایرانی، اسلامی برویم همانگونه كه ژاپن معماری خاص خودش را در جهان تبلیغ می‏كند و شناخته شده است.

شیخ بهایی كه 400 سال پیش و در دوران صفویه در ایران زندگی می‏كرد، فقط به زیبایی بنا و یا حتی فقط به استحكام بنا فكر نمی‏كرد، حاكم آن زمان به شیخ بهایی اجازه تام داده بود كه از دانش خود استفاده كند و برای پیشبرد كارها از تمام هنرمندان و معماران در بخش‏های مختلف از اقصی نقاط كشور دعوت كند تا چیزی به نام اصفهان امروز بسازند كه ما به آن در عرصه جهانی افتخار می‏كنیم. آن زمان هم مشكلات اقتصادی و نفوذ سبك‏های مختلف وجود داشته است. ولی چرا شیخ بهایی چنین اثر ماندگاری ایجاد كرد؟ این اندیشه‏ها جز با حمایت حكومت از هنرمندان و معماران قابل انجام نبود.

مهندس سیدعلیرضا قهاری عضو هیات امناء انجمن مفاخر معماری ایران درباره مشكلات موجود در روح ساختمان‏های كنونی در كشور و تفاوت آن با معماری اصیل ایرانی، تفاوت ماندگاری معماری ایرانی را بیشتر از لحاظ مفهوم مطرح می‏سازد و می‏گوید: ظاهر بنا را ایستایی معماری می‏گوئیم كه هر قدر محكمتر ساخته شود دوام آن هم بیشتر خواهد شد؛ اما روح معماری آرامش و آسایش و راحتی است، كه نمونه آن را می‏توان در خانه‏های معروف بختیاری‏ها، عامری و بروجردی در كاشان كه جلوه‏هایی از آرامش معنوی هستند، ببینیم.

مهندس قهاری ادامه می‏دهد: طبق آموزه‏های دینی ما، انسان اصلاً تعلقی به این كره خاكی ندارد. و در مردم ایران زمین هم در طول تاریخ خود سعی كردند جلوه‏هایی از بهشت را در محیط اطراف خود ایجاد كند كه نمونه‏های عالی آن را در هنر معماری و هنر فرشبافی تمدن ایران مشاهده می‏كنیم، نقوش فرش‏ها و كاشی‏كاریهای مساجد، نمادهایی از بهشت را در خود دارند.

وی درباره یكی از ضعف‏های جدی معماری اخیر كشور ما درباره عدم تعریف اقلیم در ساخت و ساز مسكن و سبك معماری هم می‏گوید: بدون اقلیم ما نمی‏توانیم معماری ماندگار داشته باشیم به همین دلیل است كه در مناطقی كه اقلیم آن مورد توجه قرار نمی‏گیرد برای گرم‏كردن فضا در زمستان و یا خشك‏كردن آن در مناطق كویری و خشك اتلاف انرژی بسیار فراوان است در حالیكه در معماری ایرانی برای هر اقلیمی نوع معماری خاصی طراحی شده است.

وی ادامه می‏دهد: متاسفانه امروز ما دچار یك تقلید ناشیانه از معماری غربی هستیم تقلید در تهران از كشورهای غربی است كه مهندسان ما چه خودشان به غرب رفته‏اند و چه كتابهای آنها براساس معماری غربی تالیف شده را خوانده‏اند كه در پیاده‏سازی آن در كشور ما هم به طور دقیق انجام نمی‏شود و ناشیانه است و ساخت‏وساز كشور ما براساس نیازهای بومی نیست چون در دوره فترت ما درباره ساخت‏وساز بومی كارهای تحقیقاتی انجام نداده‏ایم كه بتوانیم آن را به روز كنیم و دانشگاههای ما در قالب آن به دانشجویان آموزش نداند.

مهندس قهاری می‏گوید: ساخت‏وساز و حتی بلندمرتبه‏سازی نیاز جدی جامعه بود. ولی چون الگویی نداشتیم به سمت الگوی غرب رفتیم، الگوهایی كه فقط براساس نیاز به مذاق ما خوش آمده است.

عضو هیات امناء انجمن مفاخر معماری ایران می‏افزاید: حتی مساجد ما هم از الگوبرداری از معماری غربی مستثنی نبودند كاری كه از 200 سال پیش آغاز شده و تا امروز هم ادامه دارد در حالیكه در گذشته سبك معماری ما به كشورهای جهان می‏رفت و تا هند و تركستان رفت و از جنوب شرق آسیا گرفته تا شرق اروپا نمونه دارد ولی از 200 سال پیش كه دانشكده‏های ما به مسایل معماری ایرانی و مفاهیم ماندگاری و شكل و معنای بنا، كمتر توجه كردند، ما امروز چیزی برای ارائه به جهان نداریم.

وی درباره نداشتن مقررات منطقه‏ای بومی‏سازی در استان‏های كشور هم می‏گوید: استان‏ها هم از تهران تقلید می‏كنند و بیشترین جایی كه دولت می‏تواند تاثیرگذار باشد مدارس است زیرا بعد از مسكن، مدرسه بیشترین تولید را در كشور دارد و در هر روستایی هم مدرسه‏ای ساخته شده است كه اگر دولت برای ساخت همین مدارس معماری ایرانی و بومی را اجرا كند، قطعاً مردم روستا با آن اقلیم خود از این نماد معماری ایرانی الگوبرداری خواهند كرد كه در شهرهای كوچك هم می‏تواند ادامه یابد.

وی می‏گوید: متاسفانه شهرستان‏ها هم از تهران تقلید می‏كنند در حالیكه اقلیم یزد و شهرهای كویری هیچگاه نمای شیشه‏ای نمی‏پذیرد كه نشان می‏دهد بدون توجه به عواقب آن به كار گرفته شده است.

مهندس قهاری راه‏حل جلوگیری از تداوم چنین رویه‏ای در معماری كشور را ایجاد اتاق فكر معماران برجسته كشور می‏داند و می‏گوید: ما به شدت به این كار نیاز داریم كه قبل از آغاز طرح‏های تحولی، مفهومی را دنبال كنیم كه بتوان آن را در معرفی بناهای ایرانی به كار برد زیرا تك‏تك ساختمان‏ها، نمای شهرها و روستاهای ما را می‏سازند. بنابراین نمی‏توانیم مشكلات شهری را از وضعیت بناهای درون آن جدا كرد.

وی می‏افزاید: معماری اصیل ایرانی باید از طرف دولت و هنرمندان و معماران حمایت شود و در یك مجموعه هماهنگ می‏توان گامهای بزرگ برداشت درحالیكه حركت‏های یك سویه تاكنون ضربات بسیار بزرگی به معماری كشور ما وارد ساخت كه نمونه آن طرح نواب است كه نشان می‏دهد شهرداریها و دولت‏ها نباید به دلیل در اختیار داشتن پول و امكانات مستقل حركت كنند.

وی بدترین نوع رفتار معماری را به مناقصه گذاشتن طرح‏های معماری می‏نامد و می‏گوید: نصف طراحان برای ارزان تمام شدن كارها به سراغ طرح‏های تكراری غربی می‏روند زیرا هنر را نمی‏توان به مناقصه گذاشت به همین دلیل است كه بسیاری از طرح‏های معماری ما از روح خالی هستند چون این نگاه برای گزینش طرح ارزانقیمت خطرناك است زیرا پروژه‏های 100 میلیارد تومانی هم پول خوبی برای معمار و طراح ندارند و معماری آن ماندگار نخواهند بود.

مهندس محمد خسروی، معمار و كارشناس بناهای تاریخی هم با گرامیداشت و بزرگداشت مقام علمی و اجرایی معمار، شهرساز، ریاضی‏دان برجسته كشورمان شیخ بهایی می‏گوید: با مشاهده و بررسی معماری قدیمی مهندسان ایرانی به نكات ارزشمندی برمی‏خوریم كه آدمی را بسیار به فكر فرو می‏برد كه چگونه هر خانه‏ای بیرونی و اندرونی داشت و یا گوشه‏ای خلوت در خانه ایجاد می‏كردند كه مخصوص عبادت و كسب آرامش بوده است.

وی می‏افزاید: گاهی می‏بینیم كه در طراحی ساختمان یك مثلث ساده در گوشه‏ای از فضای ساختمان ایجاد شده كه حتی اكنون هم به آن مكان می‏رویم، به آرامش و سكون می‏رسیم، انگار یك فضای یك متری دربخشی از خانه دارای ایمنی مطلق است كه افراد خانه لحظاتی با حضور در آن به آرامش می‏رسیدند.

مهندس خسروی می‏گوید: معماری گذشته می‏خواست به فضاهای مسكونی غنای معنوی، اجتماعی و هنری بدهد تا ساكنان آن خانه را محل آرامش و تفكر هم بدانند و در هر بخشی از خانه نور خاصی تابانده می‏شد تا كاربری خاص آن مشخص باشد.

وی می‏گوید: در قالب همین غنابخشی اجتماعی به معماری و شهرسازی حتی ساكنان قدیمی تهران هم با كوچه‏های آشتی‏كنان آشنا بودند كه چگونه كوچه‏های بن‏بستی ایجاد می‏شد تا افراد به هر شكل ممكن از كنار هم رد شوند و لاجرم سلام و علیكی پدید آمد كه هویت محله را می‏ساخت و در این محله‏ها هیچگاه جرم و جنایت رخ نمی‏داد و همه خود را در یك مجموعه به هم پیوسته می‏دیدند كه دارای اشتراكات فراوان عاطفی و اجتماعی بوده‏اند.

مهندس خسروی ادامه می‏دهد: متأسفانه سبك معماری ساختمان و شهری كشور در دوران معاصر همانند صفحه شطرنج است كه اگرچه ظاهر میزان و مستقیمی دارد و افراد فریب مساوی بودن اضلاع آن را می‏خورند ولی از هر زاویه ضربه‏پذیر هستند و هر لحظه باید منتظر هجوم آلودگی‏های صوتی و تصادفات خودرویی باشند كه چاره‏ای جز تسلیم شدن ندارند و هرقدر هم كه از خانه خود دور می‏شوند حوادث تلختری در انتظار آنهاست اگرچه فكر می‏كنند در جاده‏های صاف و هموار و بدون بن‏بست قرار دارند!

وی می‏گوید: در قدیم كوچه‏ها به واحد مسكونی پیچ در پیچ بود، اما ایمنی از هر جهت برقرار بود ولی اكنون از ظاهر پیچ در پیچ خبری نیست اما، شكل شهر افراد ساكن خود را كاملاً سردرگم می‏سازد چرا كه همه ساختمان‏ها مثل هم هستند.

مهندس خسروی اظهارنظرهای كارشناسان را هم در حد ارائه مقاله و بیان یك موضوع بسته معرفی می‏كند و می‏گوید: در كشور ما تا یك نظر به قانون قابل اجرا تبدیل شود بعضاً 50 یا 100 سال زمان نیاز هست ـ به همین دلیل است كه می‏بینیم علیرغم اینكه همه می‏دانیم وضعیت ساخت و ساز مسكن در كشور با معماری ایرانی ـ اسلامی ارتباطی ندارد و حتی در ابعاد ایمنی و جلوگیری از ساخت و ساز روی گسل‏های زلزله‏خیز حرف‏های فراوانی زده می‏شود. اما دستگاههای اجرایی، وزارت مسكن و شهرسازی، شهرداریها و تعاونی‏های مسكن و بانك‏ها كاری به این حرف‏ها ندارند، آنها سرشان مشغول كار خودشان است.

وی می‏افزاید: اگر به فرهنگ ساخت و ساز مسكن در كشور توجه كنیم عمده تغییرات در ظاهر و نمای ساختمان و مدل آشپزخانه خلاصه می‏شود و گویی كیفیت همچنان در ظاهرسازی خلاصه می‏شود كه متأسفانه با ریشه‏هایی كه این تفكر در كشور ما دارد، آن را به ساختمان‏های ما نیز تسری داده است.

وی می‏گوید: ممكن است ساختمانهای نواب را دیده باشید، همان سالهایی كه نوساز بود، عیب‏های مختلفی از آن ظاهر شده بود. حال كه چند سال از آن گذشته، شرایط بسیار بدتر شده است. این همان ساختمان‏هایی است كه نه تنها با نظارت مهندسان شهرداری بلكه توسط خود شهرداری ساخته به مردم فروخته شده است.

وی ادامه می‏دهد: اگر از مسیر خیابان نواب چه از جنوب به شمال یا برعكس عبور كنید، نگاه به پنجره‏های برج‏های مسكونی نواب دلگیر است تا چه رسد به اینكه بخواهیم در فضاهای بسته و تو در توی پروژه معروف ساخت شهرداری تهران زندگی كنیم. جایی كه نسبت فضای سبز آن هم به تعداد واحدهای مسكونی در حداقل حد ممكن قرار دارد.

* * *

به هر حال چه در ظاهر و چه در باطن، معماری از یك دید نماد فرهنگ و تمدن یك ملت است كه خصوصیات و شاخصه ‏های اجتماعی اقتصادی، روابط بین مردم و به طور كلی محصول وجودی یك ملت را در خود دارد و این وضعیت برای همه اقوام و ملت‏ها هم حاكم است.

معماری در كشور ما به گواه اسناد سابقه چندین هزار ساله دارد همچنانكه تمدن 10 هزار ساله كشور ما در میان تمدن‏های مشرق زمین و مغرب زمین بیشترین حرف را در ابعاد فرهنگی دارد تا حدی كه آثار برجای مانده از این ملت، اكنون جزو میراث بشری ملل جهان مطرح است كه نشان می‏دهد در هفت هزار سال پیش بشر چگونه فكر می‏كرده و می‏زیسته است كه بعدها سایر تمدن‏ها از آن بهره گرفته‏اند.

چنین معماری یقیناً در طول قرون و اعصار مورد حسادت سایر اقوام و ملت‏ها قرار گرفته است و حداقل از دوران مغول تاكنون هم ادامه داشته است هر چند گاهی اقوام مهاجم با تغییر علایق و سلایق ما، هنرمندان و معماران ما را هم به دنبال خود كشیده‏اند و از روح واقعی هنر ایرانی ـ اسلامی دور ساخته‏اند. آری تمدن ایرانی همواره مورد حسادت قرار می‏گرفت چرا كه امنیت و رفاه همواره مورد توجه دیگر اقوام غیرمتمدنی بوده كه دوست داشتند مثل ایرانی‏ها زندگی كنند.

البته نباید نادیده گرفت كه بی‏كفایتی یا بی‏سیاستی زمامداران ما هم عامل موثری بوده كه كشور را معرض تهاجم قرار می‏داده است در كنار آن فراموش نمی‏كنیم همین قوم مغول هنگامی كه جذب فرهنگ غنی ایرانی شد، یكصد سال پس از هجوم میراث‏های معماری ایرانی ـ اسلامی را پدید می‏آورند كه اكنون جزو میراث معروف بشری شده است. هنوز هم می‏توانیم به اصل و حقیقت خود باز گردیم.

  • معماری، نماد فرهنگ و تمدن یك ملت است كه خصوصیات اخلاقی، اعتقادی و شاخصه‏های اجتماعی، اقتصادی و روابط بین مردم را نشان می‏دهد
  • مهندس سید علیرضا قهاری عضو هیأت امناء انجمن مفاخر معماری ایران: معماری ایرانی اكنون به شدت نیازمند ایجاد اتاق فكر مهندسان، معماران و هنرمندان است، زیرا حداقل در دو قرن اخیر معماری ما دچار تقلید ناشیانه از غرب شده است كه نتوانستیم معماری ایرانی ـ اسلامی را در قالب كتاب‏های مرجع دانشگاهی مطرح و دردسترس مهندسان و سرمایه‏گذاران قرار دهیم
  • معماری ایرانی ـ اسلامی باید از طرف دولت و هنرمندان حمایت شود، همانگونه كه حاكم زمان همه امكانات آن روز را در اختیار شیخ بهایی قرار داده بود
  • بدترین شكل طراحی معماری، به مناقصه گذاشتن طرح است زیرا در چنین وضعیتی كمیت پیش پای قیمت ذبح می‏شود
  • مهندس خسروی معمار و كارشناس بناهای تاریخی: معماری ایرانی ـ اسلامی به فضاهای مسكونی، غنای معنوی، اجتماعی و هنری می‏داد تا ساكنان، خانه را محل آرامش سكونت و تفكر بدانند و حتی گوشه‏ای را برای عبادت ایجاد می‏كردند كه افراد به ایمنی مطلق می‏رسیدند
  • سبك معماری و ساخت و ساز شهری ما در دوران معاصر همانند صفحه شطرنج شده كه اگرچه ظاهر آن مساوی و خط‏كشی شده است، اما افراد ساكن در آن از هر زاویه‏ای ضربه‏پذیر و مورد تهدید هستند

مجید زندی - به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی - منتشر شده در تاریخ اردیبهشت 1389



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید