منگوقاآن چون آوازه فضل و استادی خواجه نصیرالدین طوسی را شنیده بود، هنگام فرستادن هلاکو به ایران از او خواست که بعد از تسخیر قلاع ملاحده(کافران)، خواجه را آنجا فرستد تا در مغولستان بنای رصدخانه کند؛ ولی چون در زمان استخلاص خواجه، منگوقاآن به فتح چین جنوبی اشتغالداشت و از پایتخت دور بود و هلاکو به خواجه طوسی علاقه‌مند شده بود، چنین صلاح دید این کار در ایران و به فرمان او صورت پذیرد.»  از سویی برخی دیگر معتقدند که خود خواجه، ایلخان را به این امر ترغیب کرد. هلاکو ابتدا مایل نبود؛ پرسید فایده علم نجوم چیست؟ آیا چیزی را که وقوعش حتمی است برطرف می‌کند؟ خواجه نصیر طوسی با ذکر مثالی او را قانع کرد؛ او گفت: پادشاه امر فرماید یک نفر تشت بزرگی از مس را بدون اطلاع اهل مجلس از بالای عمارت به زیر اندازد؛ هلاکو امر کرد تا به فرموده او عمل کردند. از افتادن تشت صدای دهشتناکی بلند شد و اهل مجلس به شدت وحشت کردند، به‌جز هلاکو و خواجه که از موضوع باخبر بودند؛ پس از آن خواجه فرمود: فایده علم نجوم این است که حوادث را پیش از وقوع بیان می‌کند؛ در نتیجه، مردم دچار وحشت و اضطراب نمی‌شوند. هلاکو وی را تحسین کرد و گفت تا به این امر اهتمام ورزد.»