تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1142

سکونتگاههای غیر رسمی

گزارش هم­اندیشی- مهرماه 1387


سکونت­گاههای غیر رسمی(حاشیه نشینی)، یکی از دغدغه­های جامعه امروز ایران به حساب می­آید و متأسفانه روز به روز هم رو به افزایش است. این امر موجبات آن را فراهم کرد تا هم­اندیشی این هفته­ی (9/7/87)انجمن مفاخر معماری ایران به این موضوع اختصاص یابد.این جلسه در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران برگزار شد.

 سکونتگاههای غیر رسمی

مهندس قهاری جلسه را با این مقدمه آغاز کرد: « علی رغم وجود قوانین، مقررات و تشکیل سازمان­های مرتبط نظیر ستاد توانمند سازی ملی ( با حضور 12 وزارتخانه و سازمان)، رشد سکونتگاههای غیر رسمی، غیر قابل تصور است. اکنون در حاشیه شهر تهران بیش از 1100 هکتار عرصه­ی ساخت و سازهای حاشیه­ای است و در آینده­ای نه چندان دور این عرصه به 4000 هکتار می­رسد و جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر را در بر خواهد داشت.

امروزه حدود 70 درصد جمعیت کشور ساکن شهرها هستند و در طول ده سال گذشته بیش از یازده میلیون نفر بر جمعیت افزوده شده است. 40-30 درصد از این جمعیت شهری زیر خط فقر قرار دارند که اکثرا در حاشیه­ی شهرها و در بافت­های نامناسب به سر می­برند.

سرعت توسعه شهری در 20 سال گذشته جمعیت شهرنشینی را به دو برابر افزایش داده است از ظرفیت و توانایی دولت­ها در حل مشکلات شتابی بیشتر داشته و در نتیجه معضل حاشیه نشینی و ایجاد سکونتگاههای غیر رسمی از کنترل خارج است. در حال حاضر یک چهارم جمعیت کلان شهرها و بسیاری از شهرهای متوسط در این نوع سکونتگاهها به سر می­برند. این مناطق جایگاه فقیرترین گروه­های جمعیت شهری هستند و معمولا سطح زندگی ساکنین این مناطق پایین­تر از خط فقر یا حداکثر هم­سطح آن است. این افراد که اکثرشان از مهاجران روستایی هستند یا از شهرهای کوچک­تر آمده­اند به شدت گرفتار بیکاری­اند. اینها در محدوده اقتصاد شهر ساکنند ولی جذب اقتصاد شهر نشده­اند. یکی از دلایل مهم شکل­گیری جزیره­های فقر و رشد سکونتگاههای غیر رسمی، حذف افراد کم درآمد از نظام برنامه ریزی کشور یا لحاظ نکردن آنها به صورت فعال (به عنوان گروه­های هدف) در سیاست­گذاری­های ملی است. از طرفی تشدید بحران مسکن طی سال­های اخیر (به صورت افزایش شدید قیمت زمین و مسکن در مناطق شهری) زمینه­ی رانش بیشتر گروه­های کم درآمد شهری به بازار غیر رسمی مسکن را فراهم آورده است.

توزیع نابرابر درآمدها و ضعف نظام حمایتی در بخش مسکن، سیاست­های پیشگیری از اسکان غیر رسمی را با چالش مواجه کرده و تأمین مسکن مناسب گروه­های کم درآمد را دشوار ساخته است. در واقع اسکان غیر رسمی از طرف دیگر محصول جستجوی سر پناه در بازار غیر رسمی و نامجهز و ارزان زمین است. این روندی است که دولت­ها از آن غفلت کرده­ و در نتیجه به راهکارهای مقطعی روی آورده­اند. در غیاب برنامه­های بلند مدت و استراتژیک ملی و در غیبت طرح آمایش سرزمین و فقدان نگرش جامعه به برنامه­های توسعه­ای، دیر یا زود کشور در چالشی وارد خواهد شد که نه تنها مناسبات اجتماعی و امنیت داخلی را دچار خدشه می­سازد بلکه نظام برنامه­ریزی موجود را به راحتی بر هم خواهد زد. در این نشست که در ادامه بحث جلسه قبل بر پا شده، سعیمان بر این است که به مقابله با آن و حل مشکلی که ایجاد شده است می­پردازیم. در واقع این معضلی نیست که مختص کشور ما باشد. این در جهان به این شکل پیش بینی می­شود که در سال 2020 چیزی نزدیک یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر جمعیت حاشیه نشین، در کلان شهرها و شهرهای در حال توسعه (در سراسر جهان) داشته باشیم.»

ایشان سپس از دکتر حبیب الله زنجانی خواستند تا در خصوص این موضوع مباحث خود را ارائه دهند: « ما بررسی­هایی را پیرامون اصفهان، کرج و تهران انجام دادیم و سعی کردیم کار جمع­بندی اطلاعاتش را در یک سطح بالایی انجام دهیم و بعد از مجموعه این مطالعات سه تز کارشناسی ارشد تدوین شد.

در بحث حاشیه نشینی توجه اولیه­ای شد به دیدگاه­ها و تغییر دیدگاه­ها. در این مطالعات سرکار خانم رفیعی و آقای اطهاری هم جزو هیأت اصلی بودند و قبل از آن هم خودشان در حوالی سال­های 1370 یک طرح دیگری را در مورد حاشیه نشینی در مرکز انجام دادند که مطالعات اراک نیز بخشی از آن بود. بعد از آن آقای اطهاری در طرح­های مختلف شهرهایی که این پدیده را داشتند از جمله در زاهدان و کرمانشاه موضوع را دنبال کردند. بنابراین یک آگاهی و تجربه و شناخت انباشته شده­ای در این مرکز (مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری) وجود دارد به دلیل همکاری­های زیادی که با افراد صاحب نظر در اینجا صورت گرفته است.

ما در طرحی که در سال 1380 به پایان رساندیم در واقع یک پرسشنامه­ای را به مردم دادیم و با در میان گذاشتن با صاحب نظران، راهکارهایی را تدوین کردیم. و نهایتا بحث حاشیه­نشینی از حالت آسیب شهری تلقی شدن به این مرحله رسیده است که باید به آن به عنوان یک پدیده شهری مورد مطالعه قرار گیرد و از راه حل­هایی که در کشورهای دیگر تجربه شده است (مکزیک، کشورهای آمریکای لاتین، برزیل، مصر) نیز استفاده شود. بخش جمعیت شناسی سازمان ملل نیز بر روی 9 شهر بزرگ جهان که دارای این پدیده بودند (کلکته، لاگوست و ...،) بررسی­هایی انجام داده و مجموعه­هایی را در مورد این شهرها منتشر کرده است که ما در تحقیقاتمان از آن مطالب هم استفاده کردیم و به راهکارهایی رسیدیم که از این به بعد این مهم است که چگونه ما آنها را به اجرا درآوریم.»

رشد سکونتگاه­های غیر رسمی غیر قابل تصور است

بعد از دکتر حبیب الله زنجانی، مهندس سهراب مشهوری، مطالب خود را به این شکل ارائه دادند: « اولا سکونتگاههای غیر رسمی به اعتقاد من سکونتگاههایی هستند که برنامه ریزان و مسئوولان در برنامه ریزی برای آنها قصور کرده­اند و اینها سکونتگاههای قصور شده هستند نه غیر رسمی. دوم اینکه بر خلاف خیلی نظرات من معتقد هستم که سکونتگاه غیر رسمی نعمتند. به طور متوسط در ایران در حدود 55 متر زمین برای عملکردهای عمومی حق مردم است که باید به آنها پرداخت شود ولی بخش زیادی از جمعیت ما زیر 35 متر زمین به آنها تعلق دارد و این­گونه است که نگاهم به این دو مورد متفاوت است. بافت فرسوده نعمتی است که می­تواند گروه­های زیر خط فقر سکونتی را در دل شهر، در نزدیکی محل کارشان جا دهد.»

آقای کمال اطهاری، کارشناس مسکن سخنران بعدی جلسه بودند که این­گونه آغاز کردند: « به نظر بنده نیز کاستیها باعث شهروند زدایی کم درآمدها شده است و همین عامل باعث شده که در حاشیه­های تهران روی خط استحفاظی با کمک خود کارخانه­داران که در حد فاصل تهران-کرج مستقر شده بودند، اسلام شهر به عنوان کانون اول اسکان غیر رسمی شکل بگیرد.

پیش از اینکه طرح جامعه تهران اجرا شود متوسط قطعه بندی در بسیاری از مناطق تهران، 100 متر مربع بوده که در واقع هنوز در آن زمان شهر رسمی تعریف نشده بود و در همان زمان (سال 1364)، قطعه بندی اسلام شهر (شادی شهر قدیم) 140 متر مربع و قطعه بندی واوان 180 متر مربع بوده است. در برنامه­های مسکن هم این ادامه پیدا می­کند برای اینکه واگذاری در شهرهای بزرگ مقید بوده به تشکیل تعاونی­های مسکن در محیط کار و چون حداقل تعداد تعاونی­ها هم 7 نفر بوده، پس اینها فقط در محیط کار بزرگ می­توانستند تشکیل شود و این است که بعد از انقلاب هم در برنامه ریزی مسکن این شهروند زدایی ادامه پیدا می­کند.

تفاوتی که قانون اساسی جمهوری اسلامی با قانون اساسی دوره مشروطه دارد این است که حقوق اجتماعی (سوشیال رایت) در آن وارد شده است. در واقع قانون مشروطه بیشتر مدنی است و تا حدودی هم حقوق سیاسی است. این قانون حقوق اجتماعی یعنی حق تأمین مسکن و حق تأمین شغل. ولی به نظر نمی­رسد این موفقیت حاصل شده باشد چون ابعاد اسکان غیر رسمی در حال گسنرش است و این مقوله هم یک فقدان سیاست اجتماعی مسکن است که امید است که بتوان نظام تأمین اجتماعی را با نظام برنامه­ریزی مسکن پیوند زد.»

پس از ایشان؛ دکتر محمد حسین شریف زادگان، از دانشگاه شهید بهشتی چند نکته­هایی را در این باره ذکر کردند: « اسکان غیر رسمی و حاشیه نشینی در چند لایه مطرح است. یکی لایه­ی کلان است یعنی محصول توسعه نیافتگی جامعه و کارکردهای غلط سیاست­های اقتصادی- اجتماعی جامعه است. وقتی سیاست­های اقتصادیمان به نحوی سامان پیدا می­کند و حاشیه­ای ایجاد می­شود که فقر و ناکار آمدی اقتصادی به وجود می­آید، معلوم است که درآمد ایجاد نمی­شود و تکاثر سرمایه به وجود نمی­آید. از طرفی هم تقاضا وجود دارد. الان در ایران بر ما پدیده­ی جهانی شدن سیطره پیدا نکرده اما پدیده­ی جهانی شدن از باب ارتباطات سیطره پیدا کرده است (تقاضا). ناکارآمدی­های اقتصادی ما موجبات عدم تعادل جمعیتی و تحرکات اجتماعی شده و این اتفاقات که پیش آمده بیشتر محصول این قضیه است.

اینجا یک مسئله­ای وجود دارد و آن مسئاله فقر و نابرابری است. متأسفانه فقر و نابرابری در روستاها و شهرهای ما همه ناشی از مسائل اقتصادی نیست بلکه مسائل اجتماعی هم روی ان تأثیر دارد و مقداری از آن هم ناشی از خود طراحی است. این قضیه برمی­گردد به مسأله رفاه اجتماعی. پس از وظایف اصلی دولت است. در دولت گذشته راجع به همین مسأله اقدامی را انجام دادند و شورایی را از دستگاههای مختلف (به خصوص دستگاه­های اقتصادی) ایجاد کردند. بعد از انقلاب هم ما یک شورایی را درست کرده بودیم به نام شورای عالی رفاه و تأمین اجتماعی کشوری و این مسأله جزو دستور کار آنجاست که رئیس آن رئیس جمهور است و تمام وزرا از جمله وزیر مسکن و شهرسازی (به دلیل مسأله حاشیه نشینی) عضوش هستند. ما باید یک سری اقدامات کلان انجام دهیم. اما این اقدامات باید لایه به لایه باشد. اقدامات پولی- بانکی، اقدانات برنامه ریزی کلان کشوری، اقدامات وزارت مسکن و مسأله بهداشت و درمان و فقر. فقر خود چند عامل اصلی دارد که یکی از آنها اشتغال است و یکی دیگر مسأله بهداشت و درمان و مسکن است و جالب اینجاست که یک دلیل دیگرش توانمند سازی آدم­هاست یعنی ممکن است آدم­ها همه­ی اینها را داشته باشند ولی توانایی عمومی برای اداره زندگی­شان را نداشته باشند. در یک مطالعه­ای که وزارت مسکن انجام داده، حدود 5 مرکز این اسکان­های غیر رسمی را مشخص کرده که این­ها تولیدکنندگان اصلی آسیب­های اجتماعی شهرهای بزرگ کشورند و همین طور که می­بینید این تنها مسأله اقتصادی نیست بلکه مسأله اجتماعی هم هست.»

خانم دکتر مینو رفیعی، کارشناس مسکن در مورد این موضوع اینگونه فرمودند: « اگر سکونتگاه­های غیر رسمی را محل سکونت گروه­های کم درآمد و محل مسکن­های غیر متعارف و نامناسب بدانیم، آن وقت می­توانیم نام آن را سکونتگاه­های فرودست بگذاریم. سکونتگاه­های فرو دست یا در درون شهرها هستند (مثلا در منطقه 10 و 11 و مناطق قدیمی شهر تهران و یا حتی در مناطق شمالی شهر تهران محله­ی چیذر یا جنوب یوسف­آباد یا پشت بزرگ­راه چمران و حتی خاک سفید) و یا بیرون شهر سکونتگاه­های فرودست بیرون شهری چون خارج از منطقه شهرها هستند به آنها گفته­اند سکونتگاه­های غیر رسمی. اینکه این سکونتگاه­ها کی به وجود آمدند و شروع به رشد زیادتری کردند، این خود مسأله­ی مهمی است. علت اصلی به وجود آمدن این مساکن فرودست برون شهری، نابرابری­های درآمدی منطقه­ای، به خصوص نابرابری درآمدی بین شهر و روستا که موجب مهاجرت می­شود، می­باشد. ورود این مهاجران به یک منطقه شهری معمولا با عرضه­ی نامناسب زمین­های شهری روبروست. رشد طبیعی جمعیت هم که زمانی ( در اوایل انقلاب) با آن روبرو بودیم، بر این داستان مهاجرت­ها افزود. بنابراین ما در شهرها با یک تقاضای فزاینده و یک عرضه بدون کشش یا با کشش خیلی کم مواجه شدیم و این می­شود که قیمت زمین­های درون شهری بالا می­رود و کسانی که توان مالی کافی ندارند ( حتی ممکن است مهاجر نباشند) ناچار به مهاجرت به حواشی شهر می­شوند و برای خود مسکن می­سازند. دلیل دیگری که موجب این مسأله می­شود، نبود درآمد و اشتغال در مناطقی که باید باشد و اینها را نگه دارد، است.

نکته­ی جالب این است که ما در بیرون رفتن آدم­ها از مراکز شهری فقط با کم درآمدها روبرو نیستیم یعنی ما پدیده­ی دیگری به نام حومه نشینی هم داریم و همانند داخل شهر که شمال و جنوب نشین داریم در بیرون شهر هم پردرآمدها به سمت لواسان و شمال کرج و کم درآمدها به سمت حومه­ها و پیرامون شهر و جنوب و جنوب غربی و شرقی شهر می­روند.

با ایجاد سکونتگاه­های غیر رسمی برای خود، کم درآمدها وضع مسکن خود را بهبود می­دهند. هر شاخصی را که شما برای یک مسکن خوب در نظر بگیرید گروه­های کم درآمد با حرکت از مرکز شهر به بیرون وضعیت مسکن خود را بهبود می­دهند. گرچه بدون اجازه دولت، بدون برنامه ریزی و بدون آگاهی باشد. ولی من این را تنها در قصور برنامه­ریزان بخش مسکن نمی­دانم، بلکه برنامه ریزان کل اقتصاد کشوراند که کاری برای اشتغال و درآمد در نقاطی که قابلیت نگهداشت انسان­ها و ایجاد اشتغال را دارد، انجام ندادند.»

 در تکمیل صحبت­هایی که شد، آقای اطهاری گفتند: « ما کستیهای اساسی در حوزه برنامه ریزی مسکن خود داشتیم. این گسیختگی­هایی که از لحاظ قانونی داشتیم، سیستم ما را کج کارکردتر کرده است. این سیستم نمی­تواند از لحاظ قانونی، نهادی و سازمانی جلوی باز تولید فقر را بگیرد و چون فضا را کج تاب کرده. این فضا، فقر را باز تولید می­کند و ما اینجا یک تله­ی فضایی داریم که باعث باز تولید فقر و آسیب­های اجتماعی می­شود و این فقر شهری است که باعث حاشیه نشینی می­شود نه فقر روستایی و بخش اعظم آنهایی که در سکونتگاه­های غیر رسمی در کلان شهرها وجود دارند بر اثر همین فقر شهریست. دومین موضوع هم افزایش قیمت مسکن است و امیدواریم که برنامه­ای برای این موضوع اندیشیده شود و یک سامانی به آن داده شود.» ما نیز امید آن را داریم که هرچه زودتر وارزنده­تر دولت برای این معضل بزرگ شهری تمهیدی بیاندیشد.

 

 

 

گزارشی از:  زینب محمودی کاشانی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : هم اندیشی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید