تاریخ آخرین ویرایش : شنبه،13-11-1397
تعداد بازدید :54

سیل ‌بیراهه نمی‌رود

رود خروشندهر خورشید‎ ‎خاموشر آسمان بارندهر زمین لغزندهر باد کوبندهر مردم وامانده در سیلر دخترکی بر سر داداش کوچک‌اش چتری شکسته گرفتهر کودک دیگر گوشه‌ای می‌گریدر خانه‌اش چنان فرو پاشیده که نه دیواری ‏‎مانده نه سقفیر نمی‌تواند عروسک‌اش را از آب و خرابه بیرون بکشد

سیل را ما به بیراهه می‌فرستیم. هنگامی که خانه‎ای می‌سازیم، بر سقف، ناودانی نیز درست می‎کنیم که آب را به جای اتاق، به سوی زمین هدایت کند؛ یا با کارگذاری لوله پی‎وی‌سی، زیر روشویی، آب صابون را به اگوی کوچه می‏فرستیم؛ ولی برای سیل نه.

سیل بد نیست؛ آب را به جاهایی می‌برد که زمین تشنه است؛ تنها نباید در مسیرش خانه ساخت و نیز باید رودخانه‏ها را از لایه‎ها روبید که سیل را به درون خود بکشد نه این که بالا بیاورد و بیرون بریزد. خاکریز، سیل‎بند، گوره‌‎(کانال‌های کنار رودخانه‎‏) بر سیلِ سرکش، دهنه می‎زند و از پخش سیلاب در زمین پیشگیری می‎کند.

در مازندران ۵ تن در گذشتند و تامین آب بهداشتی و گردآوری لاشه جانوران مرده و بیم بیماری وبا چالشی برانگیخت.

رامسر در یک بازه زمانی ۱۲ ساعته به اندازه ۷۰ میلیمتر بالاتر از میانگین کل کشور، بارندگی به خود دید. تندباران دو روزه همراه با باد بود که به شهرها و استان‌های شمالی(گیلان-مازندان- نوشهر، چالوس، تنکابن، رامسر، رودسر، قائمشهر، بابل، بابلسر، ساری) یورش برد. ‌مردم در گوشه‎گوشه شهر بی‌برق و بی‎گاز شدند و پس از سیل، آب برای خوردن نداشتند، چون چاه‌ها از «گِل‌آب» پر شده بود و لوله‎کشیِ آب شهر ویران.

سیلاب در پارکینگ‎‏ها از فراز خودروها گذشت و با گل‎و‎‏لای خود تا اتاق خواب مردم رخنه کرد و زندگی و وسایل زندگی‎شان را در خود فرو کشید.

طبیعت گواهی می‎دهد

از جریان‌های سرد شمالی و ابرناکی آسمان روشن بود که آرامش به هم خواهد ‎خورد. زمین در قلمروهای کوهستانی(هراز، کیاسر، هولار) لغزید و کوه‌ها ریزش کردند و جاده‌ها را بستند.

سد رامسر به آستانه سرریزی رسید؛ یک اسب در کرانه فریدون‎کنار با آذرخش از پا درآمد و سوارش نیز سنکُپ کرد. چندتن دیگر نیز در بهشهر و ساری درگذشتند و یکی در آب گل‌آلود خفه شد. مسافران به شمال‎آمده در راه بازگشت در جاده‌ها گرفتار شدند و سیل، ترافیک را در شهر و بیرون شهر قفل کرد و مدرسه‌ها را بست و پل‌ها را خماند و آبرسانی به مردم با تانکر انجام شد.

۲۲ شهر رامسر با باد بالای ۱۰۰ کیلومتر در ساعت و سیل ویرانگر دورگیر(محاصره) شده بود.

نخست تلفن‎ها از کار افتاد و در ادامه، بارندگی در بلندی‎ها به روان‎آب و سیل دگردیس شد و در ۲۰ ساعت جاده‎های هراز و سوادکوه و کندوان را بست. ‏

آبگرفتگی گذرگاه‌ها و خانه‌ها در شهرهای رامسر، کتالم و سادات‏‎شهر و ویرانی ۲ پل ارتباطی این شهرستان در خیابان سخت‏‎سر(منتهی به هتل بزرگ)و خمیدگی پل ارتباطی روستای نیاسته در چرخشگاه(محور) ارتباطی کتالم به روستای چل‏شهیدان، در شمار خسارت‎های رامسر بوده است.‏

سررفتن رودهای چالکرود و نسارود به آسیب‎های بیشتر دامن زد؛ رانش زمین در بسیاری از قلمروهای روستایی، آسیب به پل‌ها و کشتزارها و باغ‏ها و واحدهای تولیدی گل و گیاه را در پی داشت. ۲۰ پل تنکابن از ۳۰ تا ۱۰۰ درصد ویران شده است.

سیل به سراغ گیلان نیز آمد و شهرهای صومعه‎سرا، رشت، چابکسر، قلعه‎رودخان، رودسر، لاهیجان، ماسال و تالش دورگیر(محاصره) کرد. آسیب‏ها در ۱۲ شهر مانند فومن، تالش، املش، رودسر بیش از همه است. در املش ۲ پل بزرگ ویران شد که چند شهر را به هم می‎رساند؛ در فومن نیز ۲ پل مهم(مسیر قلعه رودخان) خراب شد و مسیر سواره را بست. ده‎ها راه و گذرگاه و جاده شهر و روستا بسته شد و در قلمرو پونل-خلخال ریزش کوه رخ داد و به چند پل آسیب زد.

چاه‎های آب و لوله‏های آب آشامیدنی در قلمرو روستایی آسیب دید و چندین چشمه دارای آب خوردن آلوده شد. در جریان سیل، ده‌ها روستا در ۱۲ شهر دچار بی‌آبی بودند و امیدشان تنها به آب‏‎رسانی سیار بود؛ صدها خانواده عشایری شفت نیز در جریان سیل گیلان دچار زیان شدند.

رانش زمین در ۵ قلمرو از ویس‌رود، سبب بسته‌شدن راه‎های مردم روستایی و عشایری شد و ۳ پل در آنجاها فرو ریخت؛ گستره دیگر آسیب‎ها تا ویرانی مغازه‎ها و خانه‌ها ادامه یافت.

به هزاران خانوار آسیب رسیده است؛ سیل یک رهگذر را با خود برد؛ ۱۲ شهرستان استان گیلان دچار آب‏‎گرفتگی شدند و چندین روستا راه‌هاشان به سوی هم و به سوی شهر و به سوی باغ‌ها و کشتزارها بسته شد.

بدآهنگ زمزمه سیل

مردم زنده‎ماندهِ اندوهگین به یاد می‌آورند که رودخانه‌ها چگونه می‎خروشیدند و بالا می‌آمدند و پل‌ها را به دوش می‌کشیدند و می‌بردند. در شهر در جاهایی، مردم سوار بر قایق چوبی و بادی بودند و انگار نه انگار که زمانی آن‌جاها روزی کوچه و خیابان بود.

احمد پیروزی-کارشناس محیط زیست: «سیل تنها خس و خاشک را با خود نمی‎برد بلکه زیرساخت‌های شهری را نیز نابود می‎کند و خسارت‎های میلیاردی به مردم و زیرساخت‎های شهری وارد می‎آورد. بسیاری خانه‌های خود را از دست می‎دهند و در کنار آسیب روحی، هزاران تن از مردم آسیب فیزیکی نیز می‎بینند.»

«هواپیماها بر پایه برنامه خود نتوانسته بودند به پرواز درآیند و مسافران در فرودگاه گیر افتادند. در شهر راننده تاکسی‌ای در تاکسی خود خفه شد. پل‌های ارتباطی میان روستاها در هم ریخت و دریا پرخیزاب شد؛ چندتن به سبب سرنگونی تیرها، دچار برق‎گرفتگی شدند و رخنه آب به سیستم برق، یکی را نشسته در خودروی خودش دچار برق گرفتگی کرد.»

«سیل در کسر ثانیه ویران می‏‎کند ولی روشن نیست پل‎ها و راه‌ها و خانه‌ها و قلب‌های ویران پیش از سیل دیگر آباد بشود یا نه.»

«بیشتر سیل‌های برق آسا در ۶ ساعت نخست تندباران رخ می‎دهد و با ابرهای بزرگ، آذرخش و گردبادهای گرمسیری و گذر جبهه‌های هوای سرد همراه است؛ که باید هشدارهای آمادگی به هنگام برای مردم فرستاده شود.»

«سیل‌های برق‌آسا بیشتر به سبب جاری‌شدن آب برآمده از یک بارندگی تند به‌ویژه اگر آبگیر رودخانه‌ها توانا به جذب نباشد و مقدار کمی آب در خود نگه دارد.»

«ولی سیل‌های ساحلی با گردبادهای گرمسیری تندباد و توفان همراه است و پیامدهای بسیار ناگوارایی دارد.»‏

‏«سیل از بالادست می‌آید و با سرریز شدن رودها و جاری‌شدن آب در دشت، سرانجام به روستا و شهر می‎رسد. با فرسایش کرانه‌های رودخانه‎ها باید چشم به راه سیل بود. باید توجه داشت که سازه‎ها و جاده‌ها، خاک زمین را می‌پوشاند و جلوگیر رخنه آب خواهد بود به ‌گونه‌ای که آب جاری در رویهِ سخت خاک می‎لغزد و پیش می‌رود.»

«بی‎توجهی به باز نگهداری شبکه جوی‌ها، نهرها و مسیل‌ها به ویژه پس از دوره‌های دراز دامن خشکسالی، میزان ویرانگری سیل برق‎آسا را افزون می‌کند.»

سبب‎های سیل ‏

فشار جمعیت سبب می‎شود نیاز به خانه‎سازی و شهرک‎سازی و گسترش زمین زیر کشت بیشتر شود و مردم جلوتر از برنامه‎ریزی دولتی به زمین‎های سیل‎خیز بکوچند و مستقر شوند. افزایش جمعیت همراه با مدیریت ناکارا سبب افزایش زیان و خسارت می‌شود. تبدیل جنگل‌ها در قلمروهای باران خیز(استان‌های گلستان، مازندران و گیلان) به شالیزار، سبب می‎شود آب کم‏تری در ریزشگاه(حوضه) آبگیر بالای رودخانه بماند و آب بیشتری در جلگه‎های دور-و-بر رود جاری شود که برآیندش سیل بیشتر خواهد بود.بی‏لایروب‏ماندن و بی‌سامانی رودخانه‎ها به زیان مردم تمام خواهد شد.

هُنایش(اثر)دگردیسی اقلیم بر الگو و میزان بارندگی‎ها را هم نباید ندید گرفت که در کنار خشکسالی، فراوانی بارندگی سیل‎آسا را سبب می‎شود و ویرانگری به بار می‎آورد.‏

دگردیسیِ اقلیم بر روی فراوانی پدیده‎هایی همچون سرما و یخبندان، برف، گرمای تابستان و باد اثر می‎گذارد و پیامد این‎همه تغییرها می‎تواند کاهش ذخیره آب‎بندان‎ها، خوان‎های زیرزمینی، کاهش انباشت برف در بالادست رودخانه‌ها باشد که خود را در کاهش تولید کشاورزی نشان می‎دهد؛ ویرانی محیط‌زیست، تغییر سیمای گیاهی قلمروها، بروز آفت‌ها و بیماری‌های غیربومی نیز از دیگر پیامدهایش است.

پیامدهای تغییر اقلیم در گیلان و مازندران و گلستان را نمی‏‎توان جدا از دیگر قلمروهای کشور جُست. در این میان، باریکه سرزمین آرمیده در کناره دریای خزر(گلستان، مازندران و گیلان) به سبب داشتن باران بیشتر، جایگاهی برای کوچ سرزمین‎باختگان قلمروهای جنوبی کشور شده است. کوچ مردم سیستان‎وبلوچستان به استان گلستان در سال‏‎های گذشته به سبب خشکسالی و تغییر اقلیم، یک نمونه‎اش است. بهره‌برداری بی‌رویه شن-و-ماسه بستر رودخانه‌ها، خانه‎سازی در مسیر سیل، تغییر کاربری زمین و کشاورزی در جایی‌که زمانی آبراهه بود و نابودی بته‌ها و انداختن درختان جنگلی و فراموشی آبخیزداری، سبب شده که آب به جای فروشدن در زمین، بر سطح شهر و روستا بلغزد و خانه‌ها را با وسایل‌اش را به لجن‌آب بکشد.

سیلاب‌ها به گونه‎ای سبب بروز زیان می‌شود و اگر در مسیر آن‎ها روستا و آبادی و شهر باشد زیان‏ها تنها پیش‎پا افتاده نخواهد بود بلکه فاجعه‎بار خواهد بود و پاسخگوی خانواده‌هایی که بستگان خود را در سیل از دست می‎دهند کسی نخواهد بود.‏

زیان‌های فیزیکی دربرگیرنده آسیب‎های واردآمده به مردم است و نیز آسیب ساختمان‌ها با بار-و-بنه و وسایل، هزینه بازیابی و بازسازی‏ها، ویرانی گذرگاه‎ها و خیابان‌ها، آسیب لوله‎کشی آب شهر، فروریزش پل‌ها، پاره‎شدن کابل برق‎وتلفن، افت کسب-و-کار و درآمد روزانه، هزینه سامان‎دادن آوارگان، روی دست‎ماندن پیکر بی‌جان بستگان. جانوران خانگی و نارام(وحشی) نیز که در سیلاب تباه می‎شوند ‌کم نیستند. ‏

دستاوردهای خوشنودکننده؟ ‏

بیشتر استان‌ها در روزهای زیادی از سال گریبانگیر ریزگردند که یکی خشکیدن تالاب‌هاست؛ پس در جاهایی سیل‌ها می‌توانند دستاوردهایی هم داشته‏باشند البته با مدیریت کارآمد. در ایران با اقلیم خشک که همیشه در پی برداشت و انتقال آب بوده است و ذخیره‌گاه‌های آب‌های زیرزمینی پایین رفته و تالاب‌ها خشک شده، سیل می‌تواند خاک گسترده‌ای را نم‌دار کند. در جاهایی با مشکل گردوغبار، سیل بی‌گمان فرونشاننده خواهد بود چون به بازیافت آبخوان‏ها می‌انجامد و به بارور شدن زمین‏های کشاورزی.

هرآینه، هنگامی این‎ها رخ می‌دهد که ویرانگری وجود نداشته باشد و خاک‎شویی و آسیب به طبیعت رخ نداده باشد؛ در حالی که آنچه اینک رخ می‏دهد آسیب‌های فراوان به طبیعت است و سیل را یاری می‌دهد تا می‌تواند به جان و مال مردم و اقتصاد اجتماع زیان وارد کند.

اینک به سبب خشکسالی شدید در ایران، کوچ مردم از دشت‌های جنوبی به دور و بر شهرهای بزرگ بسیار بالا است و در آینده نزدیک، استان‌های شمالی ناچارند بیش از پیش پذیرای کوچ آنان در همسایگی خود باشند. ‏

ایستادن سیل‌کوبانه ‏

بوته‎ها و خارها و درخت‎ها را در بالادست نباید کند و همه شهر را نباید با بتون و زفت(قیر) و آسفالت پوشاند.‏

به هررو و به هرگونه که بررسی شود سیل در سرشت خود چیز بدی نیست و همان‎گونه که گفته شد آب را به جاهایی می‎برد که زمین خشک و لب‌تشنه است.

همه کشورهایی که سیل‎های تند را به آزمون نشسته‌اند با کاوش و برنامه‌ریزی می‎کوشند از آسیب‌ها و تنش‎ها و تپش‎ها و چالش‏ها در این مورد بکاهند. رویارویی با نامهربانی طبیعت، یکی از ویژگی‏‎های انسان هوشمند بر روی کره زمین است و نشان داده که چنین کاری از وی بر می‎آید؛ همان‎گونه که ژاپن بر زلزله چیره شده است.

هلند در ۳ جبهه در برابر سیل ایستادگی می‎کند، شن‎ریزی کرانه‎ها برای افزایش حجم و ارتفاع آن‎ها، گستردن بستر رودها برای کنترل سیلاب و ایجاد شبکه سیل‎بند در ازای ۱۷هزار کیلومتر در سراسر کشور از دید مردم جهان شگفت‌انگیز است.

هلندی‎ها سرمایه‎گذاری مالی هنگفتی در این بخش کرده‌‏‎اند و تخصص خود را به کشورهای دیگر نیز صادر می‎کنند. پس از توفان کاترینا، هلند در ایالت نیواورلئان آمریکا و همچنین در جاکارتا، پایتخت اندونزی سازوکارهای پیشگیرانه ساخته است. با سرمایه‎گذاری برای امنیت خود، هلندی‎ها پیشگیری از سیل را به صادراتی به ارزش ۷میلیارد یورو در سال رسانده‌اند

برای رویارویی با این پدیده(سیل) دو راهبرد روی میز بحران جهانی است، کاهش گازهای گلخانه‎ای و سازگاری با وضعیت موجود.

برنامه‎ریزی در زمینه بهترین استفاده از بن‌مایه‌های آبی با نگاه محیط‎زیستی، برنامه‏ریزی برای به‎نژادی گیاهانی که سازگار اقلیم آینده خواهند بود و روکرد بیمه فرآورده‎های گیاهی برای کاهش آسیب پدیده‎های اقلیمی، برنامه‎ریزی برای مبارزه با واش‌های هرز، آفت‌ها و نوبیماری‏های وارد شده از جهان خارج و نیز برنامه‎سازی برای کاهش تندی آسیب به بخش دامی و شیلاتی.

در یک رویکرد فوری دولتی باید به کاویدن «طبیعت رود» و بستر آن برای شن و ماسه یا ساختمان‏سازی در کرانه رود پایان داده شود و به کنترل دولت درآید؛ در چراگاه‏ها آن‎چه رخ می‎دهد ناپدیدشدن پوشش گیاهی است که باید با بخش‎بندی، مجال رویش دوباره به بخش‎های آسیب‏دیده داده شود.

علی ‌درویشی

 

برگرفته از دنیای اقتصاد 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید