تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،27-3-1399
تعداد بازدید :66

شهر شاد، شهر غمگین

 

معماری شهری و رابطه آن با روحیه جمعی، موضوعی نسبتا تخصصی است، اما برخی کاربران اینترنت از زوایای عمومی‌تر به آن پرداخته و تأثیراتش را گوشزد کرده‌اند. «مجتبی دانشور»، مدیرکل آموزش‎های شهروندی شهرداری تهران نوشته: «در نشست تخصصی معماری و شهرسازی شهر دوستدار کودک، معاونت معماری و‌‌ شهرسازی شهرداری تهران از تدوین الزامات و دستورالعمل‌هایی به منظور رعایت حقوق کودکان در فضاهای شهری خبر داد که به زودی ابلاغ خواهد شد و نوید بخش تحقق رویای شهر دوستدار کودک است.»
«دوستدار کودک»، دلالت بر وجود وضعیت، امکانات، ویژگی‌ها و ظرفیت‌هایی در یک برنامه یا محیط دارد که بر مبنای حقوق، نیازهای عام و خاص، ویژگی‌ها، علایق و فراهم‌کردن امنیت کافی برای کودکان طراحی شده‌اند. از این رو وقتی از شهرِ دوستدار کودک سخن گفته می‌شود، اغلب منظور شهری است که چنین امکانات و ویژگی‌هایی برای زیست کودکان دارد؛ امکاناتی نظیر پارک‌ها و اماکنی برای بازی کودکان با امنیت کافی، وسایل بازی متناسب با مراحل رشد کودکان، محل‌های عبور و مرور امن در خیابان، مبلمان شهری مناسب، دسترسی راحت به فضاهای آموزشی رسمی و فوق‌برنامه، دسترسی به امکانات ورزشی مناسب، وجود مراکز ارائه خدمات به کودکان دارای نیازهای ویژه و توانایی‌های متفاوت و غیره.
«ابراهیم سلطانی» تأکید کرده: «هیچ‌چیز به اندازه شهری با معماریِ متفاوت و آدمی با نوع نگاهِ متفاوت هیجان‌انگیز نیست.»
«علیرضا تغابنی» ضمن انتشار این تصویر به یک نمونه موفق معماری شهری اشاره کرده: «پروژه‌ای اداری که عقب‌تر از ساختمان‎های همجوارش می‌نشیند، می‎کوشد همزمان نمای سوم ناخوشایند همسایه را پوشش دهد و در عین گسترش قلمروی معماری خود، حفره‌ای شهری را در جداره خیابان تعریف کند: مرکز سازمان‎دهنده، به جای حجم ساختمان، این فضای خالی خواهد بود که اساسا قرار نبوده ساخته شود.»
اما «آرزو دهقانی» درباره ایجاد تغییرات ناخوشایند در شهرها مثال زده: «نشست تخصصی درس‎آموخته‌های بازیابی بم به مناسبت شانزدهمین سالروز رخداد زلزله بم برگزار شد، شهری که ارگ داشت ولی الان یک بیمارستان دارد و یک شبه‎سینما و خانه‎هایی با آشپزخانه اپن و مدرسه‎هایی به سبک معماری آسیای جنوب شرق وکانکس‎هایی با ساکنان غمگین.»
«ندا» به مشکل دیگری در شهرسازی اشاره کرده: «وجود موانع مختلف در پیاده‎روها، عدم وجود پله‎برقی در خیلی از ایستگاه‌های مترو، اتوبوس‎های نامناسب و خیلی موارد این‎چنینی، نه فقط تردد معلولان در شهر را دشوار می کند، بلکه در خیلی جاها استقلال فردی این افراد را هم از آن‌ها گرفته است. به دور از شعارهای معمول، کاش مسئولان طراحی معماری شهری یادشان باشد و به این موضوع توجه کنند.»
«خلیل دولتیار» نوشته: «نبود تمهیدات اولیه در معماری شهری برای معلولان یکی از واضح‌ترین نمونه‌های بی‌رحمی و خشونت است، طوری که انگار آسانسورها و پله‌ها و پیاده‌روها با هدف حذف معلولان طراحی شده‌اند. بعید است که معماران شهری در ایران از نیازهای معلولان بی‌خبر باشند.»
«پیمان شعبانی» این عکس از فلوریدای غربی در امریکا را به اشتراک گذاشته و نوشته: «اوج مهندسی. وقتی معماری شهری اثری هنری خلق می‌کند.»
یکی از کاربران به نکته عجیبی توجه کرده: «بنیان روابط اجتماعی در ایران، مرعوب کردن دیگری است، یعنی گفتمان قدرت، تمام و کمال در رفتار و زبان مشهود است. تمام مکالمات گرد این که چه کسی برتر و بهتر می‎فهمد می‎گردد. معماری شهری هم‌ تحت‌تأثیر همان فرهنگ است. برج‎سازی‎ها به قصد مرعوب کردن شهروند است. مواجهه اول: بترس یا بترسم!»
کاربری با اسم مستعار «دخترک قدیمی» نوشته: «چندسال پیش یک کتاب کوچک در مورد معماری شهری برای بنده خدایی ترجمه کردم. نوشته بود یکی از شاخص‌های شهر مدرن، دسترسی به توالت عمومی در کمترین زمان ممکن است.»
«فاطمه یزدانی» به یک مسأله اجتماعی اشاره کرده که در عین شگفتی می‌تواند به شهرسازی هم مرتبط باشد: «در مورد آزار خیابانی فکر می‎کنم معماری شهری هم در فراوانی این امر بی‌تأثیر نیست. در حوزه شهرسازی دانشی ندارم، اما به‌نظرم معماری شهری می‎تواند با یک‎سری تغییرات، بستر را برای مزاحمان و متجاوزان درخیابان‌ها تنگ‌تر کند. البته درکنارش باید آموزش داده شود که تحت هیچ شرایطی آزار خیابانی توجیه‌پذیر نیست.»
به‌نظر می‌رسد معماری شهری بیش از آن‌چه فکرش را می‌کردیم بر وضعیت روانی جامعه تأثیر دارد. اگر در شهر زندگی می‌کنیم، از امروز می‌توانیم با دقت بیشتری به دوروبرمان بنگریم و نمونه‌های موفق و ناموفق آن را پیدا کنیم.

برگرفته از روزنامه اطلاعات



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید