تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1290

شير بي‌يال و دُم و اشكم كه ديد...!‏

در نهايت تنها آنچه را كه دوست مي‌داريم حفظ خواهيم كرد،
تنها آنچه را كه درك مي‌كنيم دوست خواهيم داشت،
و تنها آنچه را كه به ما آموخته‌اند درك خواهيم كرد.
به كودكانمان عشق و احترام به طبيعت را بياموزيم!
بابا ديوم- فعال و كارشناس محيط زيست سنگال و از پايه‌گذاران سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي ‏‎ IUCN‎

***

‏ چگونه به كودكانمان عشق و احترام به طبيعت را بياموزيم، در حالي كه وقتي به پارك مي‌رويم، از نزديك شدن يك گربه يا پرنده به فرزندمان واهمه داريم و او را كه با تمامي عشق به سمت آن‌ها مي‌دود و دستش را دراز مي‌كند، پس مي‌كشيم و مي‌گوييم «دست نزن، كثيف است، مريض مي‌شوي!» آيا فرزند ما دوستي با حيوانات را مي‌آموزد؟

وقتي خود ما براي ديدن سيركي كه بزغاله‌اي را با شاخ‌هاي رنگي و ماسك بر چشم جلو ما مي‌چرخاند و شيرهايي با دندان‌هاي شكسته و چشم‌هاي پاره را به نمايش مي‌گذارد، پول مي‌دهيم و براي ديدن خرس‌هايي كه از شدت جنون و استرس دايم سر مي‌چرخانند، كف مي‌زنيم، چگونه انتظار داريم فرزندي كه با خودمان همراه كرده‌ايم، براي حيات وحش و آزادي و بقاي آن، ارزش قايل شود و براي تفريح، به طبيعت آسيب نرساند؟

اين‌ها را براي اين مي‌نويسم كه مي‌دانم يكي از سيرك‌هاي بزرگ ايران، كه مدتي در جزيره قشم برنامه داشت، اين صحنه‌ها را هر شب براي صدها كودك و نوجوان و پير و جوان به نمايش گذاشت و آب از آب هم تكان نخورد و هيچ كس از پولي كه براي ديدن نمايش آزاردهنده اين حيوانات خرج كرده بود، پشيمان نشد تا اين كه يك نفر عكسي از شرايط نگهداري شيرهاي آن سيرك را در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر كرد و نگاه فعالان محيط زيست و حاميان حيات وحش را متوجه آن ساخت و سازمان‌هاي محيط زيست و دامپزشكي كشور را زير ذره‌بين گذاشت.

با زياد شدن حواشي و شانه خالي كردن مسؤولان از پاسخگويي به اين رويداد بر آن شديم تا خودمان وضعيت حيوانات را از نزديك ببينيم و مردم را درجريان آن، قرار دهيم.
گزارش زير حاصل بازديد از محل نگهداري حيوانات سيرك قهرماني در پارك نبوت كرج است.
به اين اميد روزي برسد كه تفريح ما ديدن رنج و زجر هيچ موجود زنده ديگري نباشد و براي نابودي محيط زندگي خودمان و ساير مخلوقات، پول خرج نكنيم و كف و سوت نزنيم!

سيرك يا باغ وحش؟

پس از بازديد سيرك خليل عقاب در بوستان ولايت تهران، راهي پارك نبوت كرج مي‌شويم، تا شرايط نگهداري حيوانات در سيرك قهرماني را نيز ببينيم. هوا رو به تاريكي است و اگر چه از گرماي آن كاسته شده است ولي نگران هستيم كه دير برسيم و حيوانات را در حالت خواب ببينيم!

به ميدان نبوت كرج كه مي‌رسيم، بر روي ديوار طولاني و بزرگ پارك اطراف آن با خط درشت نوشته‌اند: «به طرف باغ وحش سيار و سيرك قهرماني». نمي‌دانم مردم آن اطراف هم به آنجا رفته‌اند يا نه و آيا از حضور حيوانات بسياري كه پشت آن ديوارها حبس شده‌اند و براي ديدن شرايط آن‌ها بيمناك و نگران هستند يا نه؟

هنوز اين سؤال در ذهنم است كه وارد محوطه مي‌شويم و آقاي محمدعلي قهرماني به استقبال‌مان مي‌آيد. به دليل تاريك شدن هوا بلافاصله به سراغ قفس‌ها مي‌رويم و گفتگو را مي‌گذاريم براي بعد از ديدن حيوانات.

حيوانات در دو حياط بزرگ و جداشده از هم نگهداري مي‌شوند. شرايط بسيار عجيب است. بر خلاف سيرك خليل عقاب كه حيوانات معدودي داشت، اينجا تنوع بسيار است. 30 شير، 6 خرس قهوه‌اي و 1 خرس سياه يقه سفيد(گونه كمياب در معرض انقراض)، 1 خرس سياه كه لبش بر اثر كشيدگي حلقه فلزي با طناب پاره شده است، شتر، گاو، گراز، بز، قرقاول، روباه، گربه كوهي، گوركن، خرگوش، گربه معمولي(ايراني)، سگ‌هايي از نژادهاي دوبرمن و ترير، جغد، عقاب، كايوت، تمساح و... همگي در اينجا حضور دارند. به سرعت سراغ قفس‌شيرهاي خبر ساز مي‌روم. دو شير از بقيه جدا هستند و در اتاقك فلزي 2 يا 4 متري و مابقي در اتاقي حدود0 4 متري خوابيده اند. يكي از افراد آنجا با ميله‌اي به قفس‌هايشان مي‌زند تا بيدار شوند.

داريوش- پيرترين شير آنجاست كه با ماده‌اي ديگر كه باردار است، از بقيه جدا شده است. يكي از چشم‌هاي‌ داريوش سفيد است و دندان‌هايش شكسته شده يا افتاده‌ است. صورتش پر از زخم‌هاي نو و قديمي است. شيرهاي قفس مجاور نيز تن و بدني زخمي و يك چشم سفيد دارند. ديدن شيرها در اين وضعيت حال مرا منقلب مي‌كند و به جاي اين كه بپرسم قفس اين‌ها چند متر مربع است و چرا استاندارد نيست، فقط مي‌پرسم: چرا اين‌ها يك چشم دارند و چرا زخمي هستند؟ ‏

قهرماني پاسخ مي‌دهد: خانم،اين طبيعي است، شير در جنگل هم كه باشد، دعوايش مي‌شود، مي‌جنگد، زخمي مي‌شود و چه بسا پنجه‌اي هم در چشمش فرو برود و قرنيه اش پاره شود! اين‌ها همه طبيعي است. دندان‌هاي اين‌ها نيز بر اثر همين چيزها يا با بالا رفتن سن افتاده است. ناراحت نباشيد، اين‌ها همگي سالمند!

حلقه فلزي در پوزه خرس!‏

ديدن شيرها در اين وضعيت اصلاً جالب نيست. ظاهرشان پر از رنج است. قبلا شنيده ام كه در اين سيرك، آقاي قهرماني سرش را در دهان شير- داريوش مي‌كند و تماشاچيان از دلهره ميخكوب مي‌شوند. وقتي قيافه اين شير را از فاصله چند سانتي متري و دندان‌هاي شكسته و افتاده اش را مي‌بينم تازه مي‌فهمم چرا اين مرد سرش را در دهان شير مي‌برد! اما به راستي به چه قيمتي؟ اصلا مگر شير گوشتخوار نيست! پس چگونه غذايش را مي‌جود و چه زجري براي سير شدن مي‌كشد؟ هنوز صورتم از قفس شيرها دور نشده است كه در مقابل قفس تنگ يك خرس سياه يقه سفيد آسيايي، ميخكوب مي‌شويم. اصلا اين خرس از كجا به اين سيرك راه پيدا كرده است؟ گونه كمياب در معرض خطر را چه به سيرك و نمايش و از همه مهم تر اين كه مردمي كه شب‌ها به نمايش اين سيرك زل مي‌زدند، آيا مي توانستند حلقه فلزي كوفته شده بر پوزه و لب پاره خرس هاي اين سيرک را ‌بينند؟

اين حلقه از سقف دهان و سوراخ بيني بر پوزه حيوان نصب مي‌شود و طنابي به آن وصل مي‌كنند تا هر بار حيوان از فرمان صاحبش اطاعت نكرد، طناب را بكشد و حلقه به دهان و لب و بيني و پوزه حيوان، چنان دردي وارد كند كه طعم نافرماني فراموشش نشود و هوس تمرد دوباره نداشته باشد!‏

اين‌ها به كنار، همه خرس‌هاي اين سيرك با سرعتي بالا و بي وقفه سر خود را به چپ و راست تكان مي‌دهند و جنون سيرك گرفته‌اند.

حتم دارم كمتر انساني حاضر است به نگهداري اين حيوانات در قفس‌هاي دو متري و نمايش دادن آن‌ها به ازاي اين زندگي دردآور، مهر تأييد بزند. با خودم مي‌گويم كاش مي‌شد مردم هم فيلم و عكس اين صحنه‌هايي را كه من مي‌بينم، مي‌ديدند، نه فقط نمايش‌ حيوانات در صحنه سيرك را!

تربيت كنندگان شير هستيم ‏

به حياط جلويي مي‌رويم و گفتگو را آغاز مي‌كنيم.

دكتر ايمان معماريان- دامپزشك باغ وحش تهران كنار ماست و بيماري و وضعيت شيرها و خرس‌ها و ساير حيوانات را مي‌بيند و با اشاره سر مي‌گويد: آرام باش تا در اين مورد با آقاي قهرماني گفتگو كنيم. او نيز صحبتش را چنين شروع مي‌كند: پدر من از سال 1325 در شيراز، باغ وحش داري كرده است و صاحب دومين باغ وحش ايران است.

پدرم علاقه زيادي به شير داشت و نمايش‌هاي پهلواني مي‌داد و در سفر به آفريقا و هند براي رئيس‌جمهوري‌ها و مقامات آنجا، برنامه اجرا مي‌كرد! آن‌ها نيز به او شير و فيل هديه مي‌دادند.

خانم گاندي دو فيل به پدرم هديه داد كه او نيز يكي از آن‌ها را به باغ وحش مشهد در آن زمان اهدا كرد. بعد هم با حيواناتي كه هديه گرفته بود و ساير حيواناتي كه خودش خريد، باغ وحش شيراز را تأسيس كرد كه تا امروز بر پاست و الان به نوعي بزرگ‌ترين مجموعه تفريحي شيراز و حتي خاورميانه است و تمامي حيواناتي كه در اين سال‌ها تكثير كرده‌ايم، به ويژه شيرها را در آنجا نگهداري مي‌كنيم!‏

آقاي قهرماني مي‌افزايد: ما يكي از تربيت‌كنند‌گان شير در دنيا هستيم و با 30 قلاده شير در سيرك و 40 قلاده شير در باغ وحش خودمان، نمايش مي‌دهيم و هنوز كسي اين ركورد را در دنيا به دست نياورده است.

شيرهاي ما هيچ كدام عقيم شده نيستند و اگر تعدادشان بيشتر از اين هم بشود، ما از آن‌ها نگهداري مي‌كنيم.‏

سيرك قشم

دلم مي‌خواهد بپرسم آيا از همه شيرهايتان در شرايطي شبيه به آنچه اينجا ديده‌ايم، نگهداري مي‌كنيد؟ ولي ترجيح مي‌دهم يك راست بروم سراغ واقعه قشم و مي‌خواهم در اين باره بگويد.

محمدعلي قهرماني توضيح مي‌دهد: ما حدود 18سال است كه سيرك داريم و هروقت مي‌خواهيم از شهري به شهر ديگر حركت كنيم، اول مي‌آييم سازمان محيط زيست تهران و تعداد حيوانات‌مان را مي‌گوييم و اين‌ها نيز اينترنتي به سازمان محيط زيست شيراز اطلاع مي‌دهند. بعد هم بايد نامه يا مجوز شبكه دامپزشكي و محيط زيست را بگيريم تا اجازه بارگيري و جابجايي و قرنطينه حيوانات را داشته باشيم. در واقع اگر بدون مجوز راه بيافتيم، در اولين پاسگاه پليس راه، جلوي‌مان را مي‌گيرند.

وي ادامه مي‌دهد براي حركت از شيراز به سمت قشم، آمديم تهران و با شناختي كه از من داشتند، مجوز را صادر كردند. ما با مجوز رسمي سازمان محيط زيست و سازمان دامپزشكي قبل از عيد از شيراز راه افتاديم و رفتيم قشم و يك ماه و نيم برنامه اجرا كرديم. بعد تصميم گرفتيم تا مدارس باز هستند، بياييم استان البرز و در كرج برنامه اجرا كنيم.‏

دوباره آمديم تهران و اين بار مديركل دفتر مديريت شكار و صيد محيط زيست گفت كه مي‌خواهند سيرك‌ها با شرايط استاندارد باشند و به شرطي به من مجوز برپايي سيرك مي‌دهند كه تعهد محضري بدهم كه به نحو احسن از حيوانات نگهداري كنم. ما هم گفتيم طبق قانون حركت مي‌كنيم و هيچ مشكلي هم نداريم. ما برگشتيم شيراز تا تعهد محضري بدهيم. و البته در شرايطي از ما ‌خواستند اين كار را انجام دهيم كه قبلاً مجوز حركت از قشم به سمت البرز را براي ما صادر كرده بودند.‏

‏ به هرحال ما تعهد محضري داديم و آماده بارگيري از قشم شديم، كه ناگهان سر و صدا به پا شد كه ‏شيرهاي شما بيماري «مشمشه» دارند!

آزمايش بگيريد!

‏ قهرماني در ادامه توضيحاتش درباره بيماري شيرها مي‌گويد: قبلاً هم در شيراز و هم در سيرجان گفته بودند كه شيرهاي ما بيمارند، ولي 2 دامپزشك از سازمان محيط زيست تهران آمدند و از شيرها نمونه‌گيري كردند، اما هيچ وقت جواب آزمايش‌ها را ندادند!‏

اين داستان دوباره در قشم تكرار شد و ما مجبور شديم در قشم بمانيم تا تكليف اين ماجرا روشن شود. اين در حالي است كه من هر جا براي اجراي برنامه مي‌روم، بلافاصله يك روز بعد از شبكه دامپزشكي براي معاينه حيوانات و صدور مجوز مي‌آيند و فرداي آن نيز حيوانات بارگيري مي‌شوند!

وي با تاكيد بر اين كه دامپزشك سيرك و باغ وحش شيراز نيز بيماري شيرها را رد كرده بود، ادامه مي‌دهد: ما آمديم تهران و گفتيم اگر مي‌گوييد شيرها مريض هستند، خوب بياييد آزمايش بگيريد! اما هيچ كس جوابي نداد و هر بار گفتند دامپزشك سازمان امروز نيست، فردا مي‌آيد و يا به مرخصي رفته است. برگه سلامت دامپزشك ما را هم قبول نداشتند و مي‌گفتند بايد خودمان دامپزشك بفرستيم. ‏دامپزشك باغ‌وحش و سيرك شيراز هم دايم مي‌گفت هواي قشم دارد گرم مي‌شود و براي شيرها خوب نيست. بايد زودتر كاري بكنيد!‏

قهرماني همچنين مي‌گويد: در سازمان محيط زيست داد مي‌زدم كه بابا،حيوانات من در گرما دارند تلف مي‌شوند! چرا تكليف مرا روشن نمي‌كنيد؟ حتي محيط زيست هرمزگان مي‌رفتم و التماس مي‌كردم كه بيايند از حيوانات من آزمايش بگيرند! من با مجوز از گمرك قشم وارد اين جزيره شده‌ام. آن موقع كجا بوديد كه بگوييد شيرها مريض هستند؟بعد هم قالب‌هاي يخ مي‌خريدم و مي‌ريختم كــف قفــس و اين بي زبان‌ها، بي حال روي قالب‌هاي يخ مي‌افتادند. حالا شما بگوييد حيوان آزار كيست!

تأييد دامپزشك

رئيس سيرك قهرماني مي‌گويد: پزشك سيرك و باغ وحش شيراز در قشم كه بوديم، چند قلاده از شيرهاي سيرك را در قفس دايره‌اي كوچكي انداخت تا از آن‌ها خون بگيرد .

بعد هم گواهي سلامت آن‌ها را داد و برديم شبكه دامپزشكي هرمزگان كه گفتند قبول نيست، اين دامپزشك شماست، ما خودمان دامپزشك معرفي مي‌كنيم!

دامپزشك آن‌ها هم آمد و امضاي دامپزشك ما را تأييد كرد و رفت و حتي يك نگاه هم به شيرها نيانداخت!‏

قهرماني مي‌افزايد: تا قبل از انتشار عكس‌ها ما مجوز حركت از جزيره قشم به استان البرز را داشتيم. زماني كه اين عكس منتشر شد، آه و ناله همه برخاست كه اين شيرها در قفس ‌گير كرده‌اند، ولي هيچ كس نگفت كه اگر اين حيوانات در آب و هواي گرم جزيره قشم بمانند، چه قدر بدتر است!‏

جايگاه نگهداري حيوانات

دكتر ايمان معماريان- دامپزشك حيات‌وحش از آقاي قهرماني مي‌پرسد كه اين همه خرس، آن هم از گونه‌هاي مختلف و بعضا نادر را از كجا آورده‌ايد، و قهرماني پاسخ مي‌دهد كه: اين‌ها بچه‌ خرس‌هاي خود من هستند كه در باغ وحش و در قفس زايمان كرده اند!

دكتر با تعجب به او نگاه مي‌كند، ولي ترديد خود را به درستي اين پاسخ نشان نمي‌دهد و مي‌پرسد: چرا براي حيوانات خود جايگاه استاندارد و فضاي مناسب نمي‌سازيد، مگر نمي‌گوييد كه عاشق آن‌ها هستيد؟ چرا اين همه شير و خرس و حيوانات ديگر را با خود به اينجا و آنجا مي‌بريد و در قفس‌هايي به اين كوچكي، حبس‌شان مي‌كنيد؟ اصلا چرا جلوي زايمان و تكثير آن‌ها را نمي‌گيريد؟

قهرماني مي‌گويد: اولا اين‌ها جايگاه مناسب دارند و همين قفس خرسي كه شما مي‌گوييد كوچك است، 9 ميليون تومان قيمت دارد. اينجا نيز باغ وحش يا پارك وحش نيست تا جايگاه بزرگ و راحت داشته باشند. سيرك است و اتاقك‌هاي اين‌ها مثل غرفه‌هاي نمايشگاه است. در غرفه نمايشگاه يك تكه از محصول كارخانه را مي‌آورند نمايش مي‌دهند، نه اين كه كل كارخانه را منتقل كنند. به علاوه اگر خرس يا شير در شرايط بسيار راحت يا نزديك به طبيعت خود باشند و زياد آزادي ببينند، خوي وحشي شان بر مي‌گردد و به همين دليل براي نمايش در سيرك مناسب نيستند!قهرماني با يادآوري آنچه كه بر سيرك او در جزيره قشم گذشته است، ادامه مي‌دهد: اگر من مجوز دامپزشكي و سازمان محيط زيست را نداشتم، چرا گذاشتند حيوانات مريض من بارگيري شوند و اينجا بيايند و بمانند؟ آن هم اين همه وقت كه نه تكليف بيماري حيوانات مرا روشن مي‌كنند نه مجوز كار كردن به من مي‌دهند و نه كسي اين همه خسارت مالي و هزينه تغذيه حيوانات و حقوق كارگراني را كه اينجا كار مي‌كنند، به من بر مي‌گردانند؟ ‏

در جلسات سازمان جواب مرا نمي‌دهند!

قهرماني همچنين مي‌گويد: اگر كارم اينجا درست نشود، مي‌روم كشورهاي عربي! هر جور شده مجوز مي‌گيرم و حيواناتم را نيز مي‌برم و در آنجا كار مي‌كنم، اما كساني كه خود را حامي حيوانات مي‌دانند و يا سازمان محيط زيست كه متولي حفاظت از حيات وحش است، چرا با اين زبان بسته‌ها اين چنين رفتار مي‌كند و اين همه مدت با بي توجهي و پاسخ ندادن به من، اين همه حيوان را كه از نظر آن‌ها مريض هم هستند، وسط مردم شهر كرج و در گرماي تابستان و در فضايي اندك و محدود، بلاتكليف رها كرده است؟

با اين كه از ديدن وضعيت نگهداري حيوانات در سيرك قهرماني بسيار آشفته مي‌شوم، اما گفته‌هاي آقاي قهرماني مرا وادار مي‌كند تا ادامه اين ماجرا را از طريق سازمان محيط زيست كشور پيگيري كنم تا به قول معروف، يك طرفه به قاضي نرفته باشم!‏


وجيهه تيموري
به نقل از روزنامه اطلاعات

codex24x

موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید