از سال ۱۵۰۷ تا ۱۶۲۲ پرتغالی‌ها در خلیج‌فارس به تجارت مشغول بودند اما به‌تدریج آنها بر جمعیت و حوزه کاری خود افزودند و در خلیج‌فارس استحکامات نظامی ایجاد کردند و به‌دنبال آن کاتولیک‌ها روانه خلیج‌فارس شدند. آنها در سال ۱۵۱۵ م. نظر موافق شاه‌عباس را برای در اختیار گرفتن هرمز کسب کردند و در قرارداد میناب ۱۵۲۳م. این توافق رسمی شدو قرار شد بحرین و قطیف در سواحل شمالی عربستان در اختیار ایران قرار گیرد. در سال ۱۵۲۱ به دلیل مخالفت بحرین با حاکم هرمز، بحرین به تصرف پرتغال درآمد اما ایرانی‌ها آنها را از بحرین بیرون کردند. پرتغالی‌ها از قدرت صفوی‌ها در بصره نگران بودند و به‌رغم روابط تجاری با بصره جرات ورود و ایجاد پایگاه در بصره را پیدا نکردند و در عوض به هرمز و گمبرون توجه نشان دادند. در سال ۱۵۷۱ حاکم هرمز مجبور شد سندی استعماری امضا کند و تمام درآمد و عوارض هرمز را به پرتغال واگذار کند. کشاکش میان نیروهای ایرانی و استعمارگران پرتغالی ادامه یافت تا اینکه سرانجام اواخر آوریل سال ۱۶۲۲ سپاه ایران جزیره هرمز را از بزرگ‌ترین امپراتور قرن بازپس گرفت.

 انگلیسی‌ها نیز چهار کشتی خود را با خدمه فنی در اختیار ارتش امام‌قلی‌خان گذاشتند. آلبوکرک (پرتغالی) اعتقاد داشت هرکشوری که سه نقطه مالاگا، عدن و هرمز را در اختیار داشته باشد بر تجارت دنیا حاکم خواهد بود. اهمیت هرمز آنقدر بود که استعمارگران انگلیسی را نیز به طمع انداخته بود.  سپاه ایران به‌دلیل شکایت‌های ایرانیان گمبرون قصد تنبیه پرتغالی‌ها در خلیج‌فارس را کرد و نه‌تنها جزیره هرمز را آزاد ساخت بلکه پرتغالی‌ها را تا مومباسا در کنیا مجبور به عقب‌نشینی کرد و این مقدمه‌ای برای شکست‌های پی‌‌درپی پرتغال در شرق آفریقا شد و با حمایت شاه ایران، امام مسقط موفق شد قلعه عظیم مومباسا را در جنگ خونینی که به جنگصلیبی مومباسا معروف است، تصرف کند. ایران تا سال ۱۸۲۰ پرچمدار تمام خلیج‌فارس و دریای عمان و بحر فارس شد. انگلیسی‌ها از شکست پرتغال خرسند بودند و به قدرت ایران اعتراف داشتند و ایران را تنها رقیب قدرتمند عثمانی‌ها می‌دانستند. حتی در عهدنامه مجمل ۱۸۰۹ و عهدنامه مفصل ۱۸۱۲ زمانی که انگلیس به‌عنوان ابرقدرت جهان ظهور  کرد، حاکمیت ایران را بر کل خلیج‌فارس به رسمیت شناخت.

برگرفته از دنیای اقتصاد