تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،30-7-1398
تعداد بازدید :143

عبور ذهن

ذهن دارای جنبه‌هایی است که می‌تواند از شکل و شمایل و حالت عادی و همیشگی آن فراتر برود و خودش را مورد شناخت قرار بدهد. توجه داشته باشید که در اینجا امر شناخته شده و امر شناسنده یکی است.
آری، ذهن در یک مرتبه‌اش فاعل است، در یک مرتبه‌اش مفعول است. در یک مرتبه‌اش ذهن است، در یک مرتبه‌اش فراتر از ذهن. در یک مرتبه‌اش، یک ذهن است و در مرتبة دیگرش دو ذهن. گمان نمی‌کنم آنچه تا اینجا گفتم، نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد، اما در اهمیت این سخن همین بس که پایة هر نوع شناخت ذهن، همین مسئله است و البته دربارة ضرورت داشتن شناخت ذهن هم بیش از این نمی‌گوییم که استفاده از ذهن، بدون شناخت آن، می‌تواند با خطا همراه باشد و استفاده‌ای جاهلانه و دست کم سطحی تعبیر شود.
اما در این نوشتار موضوع مورد بحث، عبور ذهن است، از گذشته به حال، ذهن در عبور، مسئله‌ای است که می‌توان آن را در ارتباط با بحث‌های ذهن و دنیای جدید و آنچه که با پدیدة دیجیتالیسم مربوط می‌شود، مورد مطالعه قرار داد. در این مطالعه این نتیجه آشکار خواهد شد که جایگاه ذهن در فرایند دیجیتالیته چگونه جایگاهی است و در حقیقت موقعیت‌شناسی ذهن جدید و طبعاً انسان جدید از این رهگذر ممکن است.
به احتمال زیاد همه انسان‌ها تصویری از خود در اختیار دارند که برای آن‌ها همیشه نقش یک مبدأ را ایفا می‌کند به این معنی که آن تصویر را چه بد باشد چه خوب، چه مورد قبولشان باشد، چه نباشد، می‌پذیرند و با ابتناء بر آن تصویر به سوی تحول آن حرکت می‌کنند. به طور کلی، انسان‌ها نسبت به تصویرشان حساسیت دارند.
این حساسیت هم درباره تصویر خودشان در نزد خودشان صادق است، هم درباره تصویر خودشان در نزد دیگران. برای عده‌ای که تعدادشان زیاد است، تصویری که در نزد دیگران و اذهان همنوعان و اطرافیانشان دارند، بسیار مهم و تعیین‌کننده است. آنها به محض این که احساس می‌کنند این تصویر به هر دلیلی اندکی دچار تغییر شده است، نارضایتی‌شان را در قالب‌های گوناگون و اشکال مختلف نشان می‌دهند که به صورت‌هایی مانند: خشم، جدال، هتاکی، جنگ، فحاشی و گاه قهر و انزوا خود را نشان می‌دهد.
ریشه بسیاری از درگیری‌های موجود در بین انسان‌ها را در همین نقطه باید مورد جستجو قرار داد: آشفته شدن تصویر ذهنی آن‌ها در نزد دیگران و جایگزین شدن تصویری که آن را دوست نمی‌دارند.شخصی که دوست دارد او را راستگو بدانند، از این که او را راستگو ندانند و دروغگویش بپندارند، دچار ناراحتی و حتی آشوب درونی می‌شود که او را به رفتارهایی عمدتاً واکنشی وادار می‌کند.
آنچه گفتیم، نمونه‌ای از اهمیت تصویر انسان در نزد دیگران است. مثال‌های بسیار متعددی در دست است که نشان می‌دهد که اغلب انسان‌ها به داشتن تصویری زیبا و آرمانی در ذهن دیگران تمایل و بلکه اصرار دارند. بنابراین، هرگاه که حس کنند این تصویر به دست کسی دچار نارسایی و نقص مطلوب و مورد آرزوی آن‌ها شده است. آن‌ شخص را متهم می‌شناسند و به گونه یک دشمن با او برخورد می‌کنند.

برگرفته از روزنامه اطلاعات 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید