تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،20-12-1397
تعداد بازدید :261

عید نوروز باستانی ایران ومراسم آن.

 علی آبادی

ایرانیان طبق مدارک معتبر از زمانهای ایران باستان   داری سه عید بودند:

1- مهرگان    2- یلدا       3- عیدنوروز

 برای هریک مراسم خاصی داشتند . 

1- مهرگان عید جمع آوری محصول وشکرگزاری و.... 

2-  یلدا شب:  غلبه نوربرتاریکی و.....

 3- نوروز شکوفایی طبیعت و فصل بهار وشکوفه و...

که هر یک دارای مراسم خاصی و جایگاه  بوده اند که در این مقاله در باره نوروز گفته می شود .

مطالب زیر بر گرفته از مقالات و کتاب ها و مدارک درباره عید نوروز می باشد  :

نوروز در ایران باستان

مردم بابل از دوران ‌های بسیار قدیم روز اول سال را عموماً در اعتدال بهاری ( پایان  زمستان ) جشن می ‌گرفتند . این زمان اول بهار و آغاز فصل نو است ، زمانی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می‌شود ، در حقیقت آغاز سال نو بود. از لوحه‌ها چنین بر می‌آید که این جشن تقریباً از ۲۳۴۰ سال پیش از میلاد شناخته شده بود.

قدمت نوروز در ایران

آرتور کریستن سن ، ایرانشناس دانمارکی نوشته ‌است ، سال ایرانیان باستان ، به صورتیکه آن را در سنگ ‌نوشته ‌های داریوش بزرگ در بیستون می‌ یابیم ، در پاییز آغاز می ‌شد و جشن بسیار معروف مهرگان ( بگیاد ) ، در اصل جشن اول سال ایرانیان بوده ودراواخر فرمانروایی داریوش بزرگ ، ایرانیان که تحت تأثیر تمدن آسیای صغیر و سرزمین های مدیترانه ای قرار گرفته بودند ، تقویم مصری را پذیرفتند که بر طبق آن سال به دوازده ماه سی روزه ، به اضافه پنج روز اضافی ( پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه ) تقسیم شده بود این سال ، یعنی سال اوستایی جدید ، سال دینی زرتشتی گشت وتاامروز در نزد پارسیان حفظ گردیده‌.روز اول سال در اعتدال بهاری ، اول فروردین ، عید نوروز است.

استادمهردادبهار با نظریه و عقیده دارد ، از سه هزار سال پیش از میلاد ، در آسیای غربی دو عید ، رواج داشته ‌است ، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار ، برگزار می ‌شده ‌است . بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته می‌ شده ‌است . به اعتقاد مهرداد بهار، احتمالاً نوروز در ایران قبل از هخامنشیان وجود داشته ، در اوستا مطرح نمی ‌شود ، چون یک عید ملی محسوب می باشد و بعد از گذشت زمان ، سرانجام دین زرتشتی ، هم جشن مهرگان و هم نوروز را می‌پذیرد.

جشن زرتشتی فروردگان                                                         

جشن فروردگان دردوران باستان به عنوان عید اصلی جشن گرفته میشد . این جشن فروهر‌ها بود فروهرها همان ارواح مردگانند. نام فروردین که آغاز بهار است، برگرفته از نام فروهر هاست.

در فروردین یشت آمده است که در مدت جشن فروردگان فروهرهای مؤمنان از اقامتگاه‌های خود می‌آیند و مدت ده شب در کنار مردم می ‌مانند ، این جشن مربوط به بازگشت مردگان بود . زمان این جشن به حساب گاه شمارهای امروزی ، پنج روز آخر اسفند و پنج روز اول فروردین ، به حساب می‌آمد . از زمانی که آغاز سال در اعتدال بهاری تعیین گردید ، نوروز ششمین روز این جشن گشت که به فروردگان افزوده شد. بدین ترتیب اندیشه شکوه و پر اهمیت بودن ششمین روز جشن سال نو، در ذهن ایرانیان، از قبل وجود داشته و در زمان ساسانی هم حفظ گردید.

جشن سوری پایان سال

یکی از جشنهای آتش مرسوم جشن سوری پایان سال بود . این جشن در یکی ازچند شب آخرسال که برگزارمیشده ‌است . در جشن فروردگان مردم پیش از عید نوروز بر روی پشت بامها ، آتش بر می ‌افروختند ، اگر چنین میکردند تصور بر این بود که فروهر‌ها ( ارواح مردگان ) بازگشته و به بازماندگان کمک خواهند کرد.

کاشت حبوبات جهت تفال زدن

یکی از آیین‌های که پیش از نوروز تدارک آن مرسوم بوده ، پروردن سبزه می‌ باشد . به موجب روایتی کهن ، بیست و پنج روز پیش از عید ، ستون ‌هایی از خشت خام اطراف حیاط دربار برپا می‌کردند و بر فراز هر ستونی نوعی دانه از حبوبات می‌کاشتند و خوبی و بدی رویش غلات را در سالی که در پیش بود، از چگونگی روییدن آن پیش بینی می‌کردند. در خانه‌ها نیز در ظروف ویژه سبزه به عمل می‌آوردند.هر کدام از مردمان در ظرفی یا چیزی مانند آن اقلامی از دانه‌ها از قبیل گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، ذرت، و ماش می‌کاشتند.

مراسم ایرانیان باستان در نوروز

آداب و رسوم نوروزی همه سرچشمه‌ای کهن دارند و ایرانیان عقیده داشتند که سرنوشت انسان و جهان در سالی که در پیش است در نوروز تعیین می‌شود گفته می‌شد که در این روز زرتشت با خدا گفتگویی پنهانی داشت و در این روز نیکبختی‌ها برای مردمان زمین ، تقسیم می‌گردد و از این روست که ایرانیان آن را روز امید نامند.

نوروز کوچک

روز نخست فروردین ماه نوروز عامه یا نوروز کوچک یا نوروز صغیر خوانده می ‌شد . پنج روز اول فروردین جشن نوروز گونه‌ای همگانی داشته و عموم مردمان به اجرای مراسم و سرور و شادمانی می گذرانیده‌اند ، از این رو آن را نوروز عامه نامیده‌اند.

 

 

 

نوروز بزرگ در ششمین روز فروردین ( تولد زرتشت )

درگاه‌ شماری زرتشتی ایران باستان ، روز ششم هر ماه شمسی و ماه سوم هر سال خورشیدی ، بنام خرداد می باشد . نوروز بزرگ یا خرداد روز نام ششمین روز فروردین ماه در ایران باستان بوده ‌است . خرداد امشا سپند موکل بر آب است و این روز بدو منسوب می ‌باشد . این روز در میان جشن‌ ها و اعیاد فراوان ایران باستان به ویژه دوران ساسانیان از اهمیت و ارزش و تقدس خاصی بهره داشته ‌است . بسیاری از حوادث مهم به موجب آن در چنین روزی واقع شده از جمله زرتشتیان بدان باور دارند که تولد زرتشت نیز در چنین روزی است

خوان نوروزی

ایرانیان عقیده داشتندکه درایام نوروزارواح درگذشتگان ازجایگاه آسمانی خودبه زمین وبه خانه‌های خویش باز میگردند.بازماندگان برای پذیرایی ازآنها سفره‌ای رنگین میگستراندند و انواع خوراک‌ ها را در آن مینهادند تا ارواح در گذشتگان از پذیرایی و صفا و پاکیزگی بازماندگان ، دل خوش شده و آنان را برکت عطا کنند . این رسم توجیه سفره نوروزی یا هفت سین شد . ( استاد پور داود هفت سین را همان خوانی که جهت درگذشتگان می‌ گستردند ، می‌داند ).

جشن و مراسم آب پاشی

از جمله مراسم بسیار مشهور و سنتی معتبری که در نوروز انجام می ‌شد ، رسوم آبریزگان یا شست و شو و غسل و آب پاشیدن به یکدیگر بوده است . در جشن آبریزگان و به کار بردن آب ، برای تطهیر و برای اطمینان یافتن از باران کافی بوده است . ( ابوریحان بیرونی می‌گوید مردمان هنگام سپیده ‌دم این روز ، خود را میشستند و در آب کاریزها و آبگیرها ، غوطه‌ور میشدند . در این روز مردمان به یکدیگر آب میپاشیدند، بهمان دلیلی که خود را می‌شستند و سبب آن همان اغتسال است. به نظر می‌ رسد جشن آبریزگان اصلی همان تیرگان باشد و در نوروز عبارت بوده‌ از غسل و شست و شو و آماده شدن از لحاظ سنن دینی جهت حلول سال نو ).

هدایای نوروزی

در نوروز و مهرگان رسم بود که نمایندگان و بزرگان و فرمانروایان ایالات و اشراف و عامه مردم هر یک به توانایی و استطاعت ، هدایایی را به دربار اهدا می‌کردند و این رسم در دوران ساسانی همگانی بوده‌است.

کوسه برنشین

مراسم کوسه برنشین یا بهار جشن . ابوریحان بیرونی شرح این رسم را آورده است که در اولین روز بهار مرد کوسه را بر خر می‌نشاندند که به دستی کلاغ داشت و به دستی بادزن که خود را مرتب باد می‌ زد اشعاری می‌خواند که حاکی از وداع با زمستان و سرما بود و از مردم چیزی به سکه و دینار میگرفت . آنچه از مردم میستاند ، از بامداد تا نیمروز به جهت خزانه و شاه بود و آنچه از نیمروز تا عصر اخذ میکرد ، تعلق به خودش داشت . آنگاه اگر از عصر وی را میدیدند ، مورد آزار و شتم قرار می‌ دادند.

حاجی فیروز‌های امروزی که مقارن نوروز در کوی و برزن مردم را به طرب در می‌آورند ، از بقایای آن رسم کهن است. با این تفاوت که امروزه چون سیاهانی نیستند دیگران خود را سیاه کرده و تقلیدشان می‌کنند.

میر نوروزی

در ایران رسم بود در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه فردی عامی و از میان مردم را به عنوان پادشاه یا امیر یا حاکمی موقتی به نام میر نوروزی انتخاب می‌کردند و برای یک یا چند روز زمام امور شهری را به عهده‌اش می‌سپردند پس از انقضای ایام جشن سلطنت او نیز به پایان می‌رسیده است. واضح است که جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در بین نبوده است و احکامی که میرنوروزی صادر می‌کرده پس از نوروز به حال اول بازگردانده می‌شده است.نظیر این جشن در بابل نیز مرسوم بود.

بار عام نوروزی

در زمان هخامنشیان ، شاه ، نوروز را در تخت جمشید برپا می‌ داشت و شاه جشن نوروز را افتتاح می‌کرد و به مردمان اعلام می‌داشت که وی آنان را بار خواهد داد و به آنان نیکی خواهد کرد . دومین روز ، بلند پایه ‌ترین کسان را بار می‌داد و سومین روز، اسوران و بلند پایه‌ ترین موبدان و چهارمین روز، خانواده خود و نزدیکان خویشان و درباریان و پنجمین روز، فرزندان و کارگزاران خود را بار می‌داد و چون روز ششم فرا می ‌رسید ، شاه که وظایف خود را نسبت به آنان انجام داده ‌بود ، نوروز را برای خود و در خلوت جشن می‌ گرفت.

دردوجشن بزرگ نوروزومهرگان تظلم ودادخواهی وبارعام شاه ورسوم اهدای پیش کش‌هابسیاراهمیت داشت وبا تشریفات فراوان اجرامیشد.درنوروز رسمی در دربار جاری بود که اربابان نقش بندگان را برعهده می‌گرفتند و برعکس.

خواجه نظام ‌الملک طوسی وزیر مشهور سلاطین سلجوقی نکته دیگری درباره جشن نوروز در زمان ساسانیان ضبط کرده‌است.

رسم ملکان عجم چنان بوده است که روز نوروز و مهرگان پادشاه اجازه دیدار عامه مردم را می‌داده‌است و هیچ کس را مانعی از دیدار با شاه نبوده‌است.هر کس قصه خویش نوشته و شکایت خود را آماده می‌کرد و شاه نامه‌ها و شکایات مردم را یک به یک، بررسی می‌کرد. اگر از شاه شکایتی می‌شد، موبد موبدان را قاضی قرار داده و شاه از تخت به زیر آمدی و پیش موبد به دو زانو می‌نشست و می گفت «بدون محابا بین من و این مرد داوری کن.

پس موبد به داد مردم رسیدگی کرده و داد به تمامی بستاند و اگر کسی بر ملک ، دعوی باطل کرده بود ، عقوبتی بزرگ به او می‌داد و می گفت<<این سزای آن کس است که بر شاه و مملکت وی عیب جوید .>>در نوروز هر که ضعیف تر بود ، نزدیک تر به شاه بود و کسانی که قوی تر بودند ، باید دورتر از شاه جای می‌ گرفتند . از زمان اردشیر تا زمان یزدگرد بزه گر ( یکم )این رسم بر جا بود . یزدگرد روش های پدران را بگردانید.

روایتی از پیامبر اسلام در مورد نوروز به روایت ابوریحان بیرونی نیز در آثار الباقیه

در کیهان‌شناسی نوشته زکریا قزوینی، روایتی از پیامبر اسلام، آمده‌است که با استناد به قول عبدالصمد بن علی که از قول پدربزرگش، عبدالله بن عباس آن را نقل کرده‌است، جامی سیمین محتوی شیرینی به پیامبر هدیه شد. پیامبر پرسید«این چیست؟» پاسخ دادند «اینها شیرینی نوروز است». وی گفت «نوروز چیست؟»پاسخ دادند «این عیدی بزرگ برای ایرانیان است.» گفت «این روزی است که در آن خدا سپاه را دوباره زنده کرد.» پرسیدند «کدام سپاه، ای پیامبر خدا؟» پاسخ داد «سپاه کسانی که از اقامتگاه‌های خود از ترس مرگ بیرون آمدند و هزاران بودند و خدا به آنان گفت، بمیرید و بعد آنان را آن روز زنده کرد و روان‌هایشان را به آنان بازگردانید و به آسمان فرمان داد که بارانی بر آنان ببارد، از این روست که مردمان این رسم را دارند که در این روز آب می‌پاشند.»..

فلسفه نوروز از دیدگاه دکتر علی شریعتی

نوروز یک جشن ملی است،‌جشن ملی را همه می‌شناسند که چیست، نوروز هر ساله برپا می‌شود و هر ساله از آن سخن می‌رود.در علم و ادب تکرار ملال‌آور است و اما "احساس"تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، طبیعت را از تکرار ساخته‌اند؛ جامعه با تکرار نیرومند می‌شود، احساس با تکرار جان می‌گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندرکارند.

نوروزکه قرنهای دراز است بر همة جشن‌های جهان فخر می‌فروشد، از آنرو"هست" که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب، و جوشِ شکفتن‌ها و شور زادن‌ها و سرشار از هیجانِ هر "آغاز".

بوی باران، بوی پونه، بوی خاک،                         شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

نوروز تجدیدخاطرة خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال، این فرزند فراموشکار که،‌ سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته‌های پیچیدة خود، مادر خویش را از یاد می‌برد، با یادآوری‌های وسوسه‌آمیز نوروز، به دامن وی باز می‌گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می‌گیر: یات دوباره می‌گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می‌شود.نوروز، بر خلاف سنتهاکه پیرمیشوندوروبه توانایی میرودوچه،نوروزجنگ دیرینه‌ای راکه ازروزگارلائوتزووکنفسیوس تازمان روسووولتردرگیراست به آشتی میکشاند.تنهاسنتهاهستندکه پنهان ازچشم جلادزمان،ماراازاین درة هولناک گذر میدهندوباگذشتگانمان وباگذشته‌هایمان آشنا میسازند.درچهرة مقدس این سنتها است که ما حضورآنان رادرزمان خویش،کنارخویش ودر"خودِخویش"،احساس میکنیم؛ومی‌بینیم وجشن نوروزیکی از استوار ترین وزیباترین سنتها است.حتی فیلسوفان ودانشمندان که گفته‌اند:"نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز، خلقت جهان پایان گرفت و از این رو است که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده‌اند و ششمین روز را مقدس شمرده‌اند"..اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است.

اسلام که همة رنگهای قومیت را زدود و سنت‌ها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را، با پشتوانه‌ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلافت و نیز انتخاب علی به وصایت،درغدیرخم،هردودراین هنگام بوده وچه تصادف شگفتی!آن همه خلوص وایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانة نوروز شد.

نوروزکه باجان ملیت زنده بود ، روح مذهب نیز گرفت ؛ سنت ملی و نژادی ، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه‌ای که دردلهای مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت ، مقدس شد و در دوران صفویه رسما یک شعارشیعی گردید،‌در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهرپرستان را خطاب به خویش می‌شنیده است؛ پس از آن، در کنار آتشکده‌های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمة اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش میخوانده‌اند؛ از آن پس، با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می‌کرده‌اند

دراین نخستین لحظات آغاز آفرینش، نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز برمی‌افروزیم و در همة نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا می‌شده است، با همة زنان و مردانی که خون آنان در رگهایمان میدودوروح آنان دردلهایمان میزندشرکت میکنیم دراین میعادگاهی که همة نسل‌های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند، با آنان پیمان وفا می‌بندیم و "امانت عشق" را از آنان به ودیعه می‌گیریم که"هرگز نمیریم" و "دوام راستین" خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایة"اصالت" خویش، در رهگذر تاریخ ایستاده است، "بر صحیفة عالم ثبت" کنیم.     

                                                           گردآورنده :   بیژن  علی آبادی   

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید