تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،15-2-1400
تعداد بازدید :65

فاصله، معانی و تاثیرات آن بر ارتباطات اجتماعی و تئاتر

ساعت 24-به باور بسیاری، نمایش، پدیده‌ای است که در مکان رخ می‌دهد. حضور در یک مکان، نه تنها لازمه تئاتر، بلکه ویژگی بارز هستی و در جهان بودن انسان و سایر موجودات است. از این رو، ما چه در یک آمفی‌تئاتر ایستاده باشیم چه در ساحل دریا، یا محل کار و تحصیل یا روی قایقی بر اقیانوس شناور باشیم، الزاما در یک مکان حضور داریم.

اما باید تاکید کرد که مکان برای اجراگر و تماشاگر آن‌گونه که تصور می‌شود، واحد و یگانه نیست. درست است که آنها در یک محدوده و فضای مادی مشخص حضور پیدا می‌کنند اما کماکان میان آنها فاصله‌ای وجود دارد. در واقع اجراگر و تماشاگر هر کدام محل و نقطه‌ای متمایز را در فضا به خود اختصاص می‌دهند که مشترک نیست. به بیانی، اینجا و اکنون برای من، با اینجا و اکنون برای فرد دیگر متفاوت است، هر چند که در کلام از مکان و زمان واحد حرف می‌زنیم. علاوه بر این، حتی هنگامی که فرد در فاصله فیزیکی بسیار نزدیک با دیگر افراد قرار دارد، می‌تواند احساس ناامنی، خطر، عدم صمیمیت یا ناخوشایندی داشته باشد و از درون، خود را در فاصله‌ای نجومی یا کهکشانی با دیگران و جهان پیرامون ببیند. چیزی شبیه به آنچه در شرایط کنونی، در زندگی و تئاتر تجربه می‌کنیم. در این گفتار قصد دارم، تئاتر و ماهیت آن را از منظر مفهوم فاصله مورد بررسی قرار دهم. فاصله‌ای که علاوه بر مفهوم فیزیکی و مادی، مفهومی روانی و غیرمادی دارد که بیشتر؛ هاله، حباب یا کره‌ای روانی است که فضای پیرامون ما را احاطه می‌کند. هاله‌ای روانی که با توجه به شرایط، موقعیت و کاراکتر فرد و در ارتباط با افراد دیگر، وسعت و گستردگی آن دستخوش تغییر و دگرگونی خواهد شد.

فاصله-پراکسمیکس-انواع فضا
حیوانات به چند دلیل مهم در محیط پیرامون خود از فاصله بهره می‌گیرند. آنها، به منظور حفظ بقا، نجات جان خود از خطرات و تداوم نسل به شیوه‌های مختلف برای خود قلمرو و محدوده‌ای تعیین می‌کنند که حیوانات دیگر اجازه ورود به آن را ندارند. علاوه بر این قلمرو، در گروه، دسته یا گله‌ای که به همراه آن زندگی می‌کنند نیز اقدام به رعایت نوعی فاصله نسبت به سایر اعضای گروه می‌کنند.
انسان نیز به عنوان یک حیوان متعقل اجتماعی، آگاهانه یا ناآگاهانه از فاصله، کارکردها و معانی آن در ارتباطات و تعاملات خود با سایر افراد و موجودات بهره می‌گیرد. ادوارد تی. هال مردم‌شناس امریکایی معتقد است که بهره‌گیری انسان از فضا، مکان و فاصله از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت است و چگونگی به کارگیری روابط مکانی، فاصله و تاثیرات پنهان معماری و مکان بر افراد و یکدیگر را در علمی به نام پراکسمیکس مورد توجه قرار می‌دهد. او پراکسمیکس را علمی می‌داند که به بررسی مشاهدات و نظریات مرتبط با بهره‌گیری انسان از مکان به عنوان یک مشخصه خاص فرهنگی می‌پردازد. هال در روابط بین انسانی چهار نوع فاصله را مطرح می‌کند: «فاصله خصوصی»، «فاصله شخصی»، «فاصله اجتماعی» و «فاصله عمومی». او همچنین برای هر کدام از این فواصل دو حد پایین و بالا درنظر می‌گیرد: نزدیک و دور. این فواصل به نوبه خود به وجود آورنده چهار فضا هستند که افراد در تعاملات اجتماعی آگاهانه یا ناآگاهانه از آنها بهره می‌گیرند. برای نمونه، فاصله‌ای که یک فرد را احاطه می‌کند فضای خصوصی او را می‌سازد. این فضا در اصل یک هاله روانی است که فرد با خود به هر کجا می‌برد و جابه‌جا می‌کند و ورود به آن می‌تواند موجب بروز ناراحتی، خشم و نگرانی در فرد شود. این فضا ارتباط قابل تاملی با نوع رابطه فرد با دیگر افراد دارد و حضور در آن نشانه آشنایی و در پاره‌ای موارد صمیمت است. زمزمه کردن، در آغوش کشیدن، لمس، نوازش و گرفتن دست‌ها در این فضا اتفاق می‌افتد و اغلب، اختصاص به عشاق و اعضای بسیار نزدیک خانواده دارد.
مکان-همگرایی و واگرایی اجتماعی
«هامفری اوسموند» روانپزشک انگلیسی به مکان‌هایی که افراد را گردهم آورده و به یکدیگر نزدیک می‌سازند، «فضای همگرای اجتماعی» و مکان‌هایی که علی‌رغم نزدیکی فیزیکی قابل تامل، نوعی عدم صمیمیت و ناراحتی میان افراد ایجاد می‌کنند «فضای واگرای اجتماعی» اتلاق می‌کند. از فضاهای واگرای اجتماعی می‌توان مطب دکترها، کتابخانه یا ایستگاه‌ها و واگن‌های مترو و از فضاهای همگرای اجتماعی می‌توان به تئاترها یا تالارهای جشن اشاره کرد. طبق نگاه اوسموند تئاترها می‌توانند در زمره فضای همگرای اجتماعی قرار گیرند اما چه بسا موقعیت مکانی، دیسیپلین اداری و معماری یک تماشاخانه طوری طراحی و سازماندهی شده باشد که نه همگرایی، بلکه واگرایی اجتماعی را تشدید کند. 
فاصله-فضای ثابت، فضای نیمه ثابت
فضای غیررسمی
در یک اجرای نمایشی، با توجه به مشخصه‌های شخصیتی، جایگاه و طبقه اجتماعی و با پیشرفت رویدادها و دگرگونی شرایط و مناسبات بین فردی؛ فواصل و متعاقبا ترکیب‌بندی ناشی از موقعیت مکانی شخصیت‌ها بر صحنه دستخوش تغییر و دگرگونی می‌شود.  هال براساس مرزها، حدود و امکان جابه‌جایی یا انعطاف‌پذیری عناصر موجود در یک سازه معماری و افرادی که آنها را به کار می‌گیرند سه نوع رابطه مکانی در نظر می‌گیرد که می‌توان برای تئاتر آنها را این‌چنین تعریف کرد: «فضای ثابت» که شامل ترکیب‌بندی‌های ساختمانی ثابت و ایستا است و سالن نمایش، معماری آن و شکل و ابعاد صحنه را شامل می‌شود. «فضای نیمه ثابت» که عناصر و اشیا قابل جابه‌جایی اما غیرپویا چون مبلمان، دکور، وسایل و تجهیزات نورپردازی و چیدمان سایر عناصر صحنه‌ای را شامل می‌شود. «فضای غیررسمی» که روابط و فواصل پیوسته در حال تغییر میان افراد را شامل می‌شود که رابطه میان بازیگر- بازیگر، بازیگر- تماشاگر و تماشاگر- تماشاگر از آن جمله به شمار می‌آید. 
اپیدمی-فاصله-تئاتر-اجراهای آنلاین 
در یک اجرای نمایشی، عناصر مختلفی چون رنگ، صوت، صحنه، دکور، لباس، گریم، بازیگر و حرکت همزمان در حال تاثیرگذاری بر تماشاگر هستند. در یک اجرای آنلاین نیز می‌توان چنین عناصری را یافت، با این تفاوت که چند تمایز مهم میان این دو سبک از اجرا مشهود است.  نمایش در مدیوم‌های آنلاین، نه کاملا اما تا حدود بسیاری به فیلم نزدیک می‌شود. به بیانی دقیق‌تر ما با تغییر مکان از یک آمفی تئاتر به اینترنت، از فضایی سه بعدی به فضایی دو بعدی جابه‌جا می‌شویم و تماشاگر در نظام‌های بصری چون فیلم نه با مفهوم حرکت عینی بلکه با مفهوم توهم حرکت مواجه است. همچنین، حواسی چون بویایی و لامسه در چنین اجراهایی مختل می‌شوند. در یک اجرای آنلاین امکان لمس و تجربه سردی و گرمی، حرارت و گرما فراهم نیست. هر چند در سالن‌های تئاتر نیز الزاما تماس فیزیکی خاصی میان تماشاگر و اجراگر برقرار نمی‌شود، اما این امکان همواره وجود دارد تا اجراگران چنین تجربه‌ای داشته باشند.
عنصر مهم دیگر که در این تغییر مدیوم به چالش کشیده می‌شود، فاصله است. در اجرای آنلاین روابط مکانی و فواصل درون قاب تصویر دچار دگرگونی می‌شوند اما فاصله ما به عنوان ادراک‌گر یا تماشاگر کم و بیش ثابت و بدون تغییر باقی می‌ماند. هر چند که ما نیز این امکان را داریم که نسبت به قاب تصویر جابه‌جا شده و فاصله خود را تغییر دهیم. ممکن است ارتباط در اجراهای آنلاین را به دلیل آنکه به واسطه یک قطعه الکترونیکی یا ماشین صورت می‌پذیرد، فاقد گوشت و خون و روح توصیف کنیم. اما فارغ از این، تاثیرات حسی، هیجانی و معنایی به‌ طور مشترک برای هر دو مدیوم کماکان وجود دارد. هر چند که کیفیت و شدت آنها می‌تواند از تئاتر زنده سه بعدی تا اجرای آنلاین دو بعدی متفاوت و متمایز باشد. در شیوه‌های مرسوم اجرای نمایش، اینجا و اکنون برای من، با اینجا و اکنون برای دیگری، فاصله فیزیکی کم و بیش اندکی دارد و شاید بتوان این مشخصه را به زنده بودن تعبیر کرد. مشخصه‌ای که ممکن است بسیاری آن را امتیاز اصلی و مهم تئاتر نسبت به اجراهای آنلاین و دیجیتال بدانند. در اجراهای آنلاین فواصل فیزیکی مرسوم برحسب متر و فوت، مطرح نیست. همچنین فواصل و فضای خصوصی، شخصی، اجتماعی و عمومی به گونه‌ای که در تئاتر شاهد آن هستیم به چالش کشیده نمی‌شود. هر چند که در این مدیوم نیز می‌توان از حریم و آزادی‌های فردی و خصوصی صحبت کرد. نمایش‌های آنلاین یا دیجیتال می‌توانند احساسی در ما برانگیزند که چندان صمیمی و گرم نباشد یا حتی بی‌روح توصیف شوند، یا حین تماشای آنها به نظر رسد یک فاصله روانی نجومی میان افراد برقرار است هر چند که طی آن افراد قادر هستند تصاویر یا صدای یکدیگر را ببینند و بشنوند و شاهد واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های عاطفی-هیجانی یکدیگر باشند. اما، همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفته شد، نزدیک بودن فیزیکی به مخاطب، الزاما به معنای ارتباط صمیمی و نزدیک نیست. بنابراین این فواصل نجومی نیز هر چند که غیرصمیمی و بی‌روح توصیف شوند به برقراری نوعی ارتباط دو سویه می‌انجامند. ارتباطی که فارغ از شکل و چگونگی تاثیرگذاری، کماکان امکان مواجهه هر چند اندک و کم رمق وجود دارد. نمونه‌هایی چون مکالمه تصویری یا صوتی یک نفر از آن سوی دنیا با فردی دیگر بعد از مدت‌ها، می‌تواند نشان دهد، شنیدن فقط صدا و تصویر یک فرد تا چه اندازه می‌تواند تاثیرگذار باشد و احساسات، عواطف و هیجانات فرد را تحت تاثیر قرار دهد یا احساسی صمیمی در فرد ایجاد کند. پس این امکان هست، همان‌گونه که از تئاتر در فضای باز، فضای بسته یا اجراهای محیطی یاد می‌کنیم از تئاتر در فضای زنده دو بعدی نیز یاد کرد. اما اگر وسواس ما روی واژه تئاتر و ریشه واژگانی آن است می‌توان به جای آن واژه مواجهه را برگزید. در این مواجهه دیجیتال یا آنلاین نیز، فرد نقطه‌ای را در فضا و مکان به خود اختصاص می‌دهد. اما این‌بار این نقطه در یک قطعه تکنولوژیکی است و به اصطلاح تصویر یا سایه‌ای از ما را ارایه می‌دهد. می‌توان این سایه یا تصویر را طبق نگاه افلاطون غیرواقعی و غیرحقیقی قلمداد کرد و نسبت به واقعیت به اصطلاح زنده تئاتر در مرتبه دوم اهمیت قرار داد. اما فارغ از آن، همان‌گونه که کارل پوپر، فیلسوف اتریشی-انگلیسی نیز می‌گوید، هر پدیده اعم از ذهنی یا عینی، دو بعدی، سه بعدی، مادامی که امکان تاثیرگذاری بر ما و جهان پیرامون را دارد، می‌تواند امری واقعی قلمداد شود. من معتقدم که تئاتر در شرایط کنونی که مخاطب و اجراگر امکان رویارویی و مواجهه در فواصل به اصطلاح نزدیک فیزیکی را ندارند، کماکان امکان بقا دارد. باور من این است که هر چند نقش تئاتر به عنوان یک نهاد اجتماعی و ضرورت شغلی برای حیات و زندگی تعداد قابل ملاحظه‌ای از افراد جامعه کمرنگ شده، اما کیفیتی هستی‌شناسانه، وسیع و بیکرانی یافته است. به بیانی، جوهر و ماهیتی از آن برجسته‌تر شده است که الزاما باید در سالن‌ها و مکان‌های مرسوم و تثبیت شده اجتماعی به دنبال آن گشت. بی‌شک رسیدن به چنین نگرشی و پذیرش آن، بدون تغییر زاویه دید و گسترش نگاه، ممکن نیست. برای ادراک‌گری که الزاما تئاتر را مرتبط با یک آمفی‌تئاتر، تماشاگری که از گیشه بلیت تهیه می‌کند، می‌بیند، شاید بسیاری از تجربه‌های اجرایی و نمایشی به ویژه در گستره تئاتر پست مدرن و پست دراماتیک جزیی از هنرهای نمایشی و اجرایی به شمار نیاید. هر چند، بسیاری از اجراها و نمایش‌هایی که در محیط‌های مرسوم تئاتری اجرا می‌شوند از تجربه‌ها و دستاوردهای این‌گونه آثار گرته‌برداری و بهره‌برداری کرده و می‌کنند. هدف از این گفتار دفاع از سبک یا شیوه خاص و یا بسترسازی برای رواج یک فرم اجرایی خاص نیست، بلکه توجه به این مساله است که چگونه در شرایط خاص می‌توان با به چالش کشیدن دستاوردهای پیشین، حتی آنها که قطعی، نهایی و تغییرناپذیر می‌نمایند، راه را برای بقا و ادامه حیات پدیده‌های ارزشمندی چون تئاتر هموار ساخت و نه تنها از حرکت باز نایستاد بلکه راه‌ها و مسیرهای متفاوتی را جست‌وجو کرد، هر چند به مقاصدی که در چشم‌انداز ما می‌گنجند،  نینجامند.

منبع: روزنامه اعتماد

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید