سپس به کارگری در نانوایی و پارچه بافی مشغول شد. در آغازین روز‌های مشروطیت و پیدایش حزب دموکرات در ایران فرخی از دموکرات‌های جدی و در شمار آزادی‌خواهان شهر یزد قرار گرفت. در اواخر سال ۱۲۸۸ش. به تهران رفت و اشعار و مقالات موثری درباره آزادی ایران انتشار داد که مورد توجه مردم و آزادی‌خواهان قرار گرفت.  در اوایل دوره جنگ جهانی اول به بین‌النهرین مهاجرت کرد و مورد تعقیب انگلیسی‌ها قرار گرفت از این رو از بغداد به کربلا و از آنجا به موصل رفت و سرانجام پای برهنه از بیراهه‌ها به ایران بازگشت. در دوره نخست‌وزیری وثوق‌الدوله با حکومت وی و قرارداد ۱۹۱۹ به مخالفت پرداخت و مدت‌ها در شهربانی تهران زندانی شد در اواخر سال ۱۳۰۰ روزنامه طوفان را منتشر کرد.

روزنامه طوفان بیش از پانزده بار توقیف شد. فرخی در سال ۱۳۰۷ نماینده مردم یزد در مجلس شورای ملی شد و همراه با نماینده رشت (محمودرضا طلوع) در جناح اقلیت قرار گرفت و با مخالفت‌های شدید بدخواهان روبه‌رو شد. او به ناچار ایران را ترک گفت و طوفان برای همیشه تعطیل شد. فرخی یک بار از طرف دولت اتحاد جماهیر شوروی برای جشن دهمین سال انقلاب کبیر روسیه دعوت شد و مدت یازده روز در آن کشور اقامت گزید. سپس به اروپا رفت و چند سالی در کشورهای مختلف زندگی کرد. فرخی در سال ۱۳۱۱ به ایران باز بازگشت. او تحت نظر ماموران شهربانی قرار گرفت.  پس از مدتی در سال ۱۳۱۶ به اتهام بدهی سه هزار ریالی به آقای رضای کاغذ فروش به زندان افتاد در آنجا نیز به سبب اشعار تند خود به زندان قصر منتقل شد و در همانجا به زندگی‌اش پایان دادند.