تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،6-12-1397
تعداد بازدید :195

مبانى ریاضى دیجیتالیسم

نکته بسیار مهم این است که در دیجیتالیسم ما شاهد یک پدیده بکر و بی‌سابقه نیستیم، بلکه مجموعه‌ای از عوامل و مسائل آن را سامان می‌دهند و به حرکت درمی‌آورند: علم، هنر، فکر، فرهنگ، فلسفه، زمینه‌هایی هستند که هر کدام نقش و سهمی در آغاز دیجیتالیسم دارند: به عنوان مثال، خط یا نقش چیزی است که اگر نمی‌بود، امکانی برای هیچ نوع پدیده‌ای نمی‌داشت از جمله دیجیتالیسم ولی مطلقاً در آغازها به چنین چیزی اشاره نمی‌شود. نیز ریاضی.
دیجیتالیسم در مبانی خویش متکی به ریاضی است و حضور زمان در اینترنت با ریاضی گره خورده و محاسبات ریاضی اینترنت و کلاً دیجیتالیسم جزو قواعد و قوائم کار به شمار می‌رود. به دیگر سخن، آنچه تحت عنوان دیجیتالیزم قابل مطالعه است، حاصل مجموعه‌ای از عوامل است که از گذشته‌های دور در ادوار مختلف بشری جریان داشته و به دوران متأخر رسیده است. 
ادوار گوناگونی سپری شده است تا روزگار نو از راه برسد یا پدید بیاید و یکی از واقعیت‌های روزگار نو، همین پدیده است. بدین ترتیب دیجیتالیزم محل اتصال و تلاقی جریانهای مختلف فکری و فرهنگی است که بیش از هر چیز جنبه ارتباطی و مدرن دارد. ما در آینه دیجیتالیسم می‌توانیم بسیاری از واقعیت‌های کهن و قدیمی و بسیاری از واقعیت‌های نو و نوپدید را ملاحظه کنیم. 
شاید خطا نباشد اگر ادعا کنیم که تمام یا بسیاری از انقلابهای انسانی در این آینه قابل مشاهده است. به این اعتبار، آن چیزی که سازنده و پردازنده دیجیتالیته است، عصاره‌ای از داشته‌ها، توانایی‌ها، خواست‌ها و موجودیت‌ فکری ـ ارتباطی بشر است که به این صورت متجلی شده است. از این رو، هر علم و فن و هر فکر و فرهنگی به گونه‌ای در این پدیده سهم داشته و ایفای نقش کرده است.
اینترنت و هستی شناسی
در این سلسله نوشتارها، تا امروز کوشش کرده‌ایم تصویری از فضای مجازی و اصول و فروع آن ارائه بدهیم که نزدیک به واقع باشد. در طرح موضوعی با عنوان «دیجیتالیسم» هدفی جز این نداشتیم و نداریم که با آنچه سیطرة دیجیتال بر زندگی و سطوح فکری و فرهنگی و اخلاقی می‌توان خواند، بیشتر آشنا شویم و چند و چون این موضوع را اندکی بیشتر و ملموس‌تر بکاویم، چه در این پدیدة فراگیر، مسائل فراوانی وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. 
یکی از دلایل کمتر مورد توجه قرار گرفتن این مسائل، حضور همه جانبه و همه جایی دیجیتالیته و ابزار و آلات و ادوات و امکانات آن است که از چندی پیش، تقریباً همه جا را فراگرفته است. گذشته از شهرها و مراکز علمی و سازمان‌های اجتماعی، امروزه حتی در دورافتاده‌ترین روستاها هم، می‌توان مظاهر ارتباطی و دست‌کم صوتی و تصویری دیجیتالیسم را مشاهده کرد. 
همین اندازه از شیوع و حضور، به صورتی ناخودآگاه ـ البته طبیعی ـ آن را به یک امر عادی و متعارف تبدیل می‌کند و کم‌کم کنش‌ها و واکنش‌ها کوچک و بزرگ برآمده از اینترنت (به طور کلی) و زیرساخت‌های ارتباطی و اطلاعاتی دیگر، حالت «هنجار» پیدا می‌کند و زیر پوست «عادت» می‌رود و طبیعی است که بعد از آن، باید از «عادی» و «معمول» و «متعارف» بودن تمام آنچه به این پدیده‌ها مرتبط است، سخن گفت.
البته ما ممکن است به حسب جغرافیا و اقلیم زیستی‌مان و نیز به حسب الگوی سیاسی و اجتماعی خاصّی که داریم، با این حدّ از برداشت و تلقی فاصله‌هایی داشته باشیم که آنچه را که ما می‌گوییم «غیرعادی» جلوه می‌دهد و موضوع کلّی و اصلی بودن آن را کمرنگ نشان می‌دهد. 
با این حال، مسلم است که هیچ جامعه‌ای، آری، هیچ جامعه‌ای از آنچه سیطرة دیجیتالیسم و گسترش دیجیتالیته می‌خوانیم، دور نیست و فاصلة مورد تصور، چنان نیست که بتوان واقعاً آن را «دور» محسوب کرد.
در واقع، زندگی امروز و انسان امروز، یا در متن مجاز و فضای مجازی واقع است، یا در نزدیکی و حاشیه آن که رو به سمت این متن و همین کانون دارد. جای شک نیست که با آنچه پیش آمده و با قاطعیت در حال سیطره است، سخن گفتن از روان اینترنتی و جامعه اینترنتی و به دنبال آن روانشناسی و جامعه‌شناسی اینترنتی، امری وهمی و زاید نیست بلکه سخن گفتن از فرد و اجتماعی است که در برابر نگاه ما، جای فرد و اجتماع گذشته یا کلاسیک را گرفته است.

برگرفته از روزنامه اطلاعات 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید