تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،1-10-1399
تعداد بازدید :127

مجلس سوم، بازگشت نمادين به مشروطه

فرمان مشروطيت در 14 مرداد 1285 به امضاي مظفرالدين شاه رسيد. مجلس شوراي ملي برمبناي آن از نمايندگان شاهزادگان و قاجاريه، علما، اعيان و اشراف و ملاكين و تجار و اصناف در آبان همان سال تشكيل شد و مجلسي عالي [موسسان اول] را مامور تنظيم قانون اساسي كرد كه در آبان همان سال به امضاي مظفرالدين شاه رسيد. 5 روز بعد مظفرالدين شاه درگذشت. قانون اساسي هنوز فاقد بخش تضمين حقوق ملت ايران و اصول تفكيك قوا بود و مجلس عالي تنظيم آن را برعهده داشت. مظفرالدين شاه درگذشته بود و محمدعلي شاه كه قانون اساسي را نيز با اكراه امضا كرده بود به سادگي زير بار امضاي متمم آن نمي‌رفت؛ وقتي هم كه در اثر قيام در تهران و شهرستان‌ها زير فشار و اصرار رجال آن را امضا كرد، صميميت نداشت. سرانجام نيز به بمباران مجلس و دستگيري نمايندگان و قضاياي باغ‌شاه و اعدام‌هاي آن و تعطيل مجلس در تير 1287 انجاميد. وقتي در همان ماه مجاهدين مشروطه تهران را فتح كردند و محمدعلي‌ شاه به سفارت روسيه پناه برد، مجلس عالي [موسسان] دوم از 500 نماينده برگزيده آنان تشكيل شد. اين مجلس عزل محمدعلي شاه و آغاز سلطنت فرزند 12 ساله‌اش احمدشاه را اعلام و عضدالملك رييس ايل قاجار را به عنوان نايب‌السلطنه اعلام كرد. مجلس عالي اصلاحاتي در شرايط نمايندگي انجام داد و شمار نمايندگان تهران را از 60 نفر به 15 نفر كاهش داد. استان‌هاي ديگر نيز همراه با 4 نماينده اقليت‌هاي مذهبي داراي 115 نماينده شدند. به اين ترتيب مجلس دوم در آبان 1288 تشكيل شد. دوران اغتشاش و هرج و مرج و دخالت‌هاي علني روسيه زخم ديده در شمال كشور و انگليس در جنوب بود. مردم ايران نيز آگاه نبودند كه در سال 1287 يعني 1907 ميلادي روس و انگليس به موجب پيماني ميان خودشان شمال ايران را منطقه نفوذ روسيه و جنوب را منطقه نفوذ انگليس و منطقه مياني تهران و اصفهان را براي دولت مركزي قرار داده بودند. شاه مخلوع قوايي تدارك ديده و در گرگان با كمك برادرش ايجاد درگيري كرده بود، قشقايي به شيراز حمله كرده و قواي انگليس در بوشهر پياده شده بودند. حتي وقتي دولت ايران شوستر امريكايي و گروه مالي او را براي سامان دادن به اوضاع ماليه كشور استخدام كرد، روسيه مخالفت كرد و با تهديد رشت و مناطقي را در شمال اشغال كرده بود. مجلس زير بار اولتيماتوم روسيه نمي‌رفت اما صدراعظم و ناصرالملك قراگوزلو كه پس از مرگ عضدالملك نايب‌السلطنه شده و از ناتواني دولت آگاه بودند به خواسته روسيه تن دادند. دوران مجلس دوم در آذر 1290 شمسي پايان يافت. اوضاع كشور مغشوش‌تر از آن بود كه بتواند مجلس سوم را راه‌اندازي كند. 
هرج و مرج و اغتشاش ادامه داشت كه 3 سال بعد يعني در 1293 جنگ جهاني اول درگرفت و با آسيب ديدن ايران از تركش‌هاي آن، اوضاع وخيم‌تر شد. روسيه و انگليس كه محور متفقين بودند خوانيني را به حمايت از خودشان تحريك مي‌كردند و آلمان و عثماني با تحريك احساسات ملي و اعزام جاسوساني كه حتي شايعه مسلمان شدن قيصر آلمان را تبليغ مي‌كردند، افكار عمومي را به سود عثماني و آلمان تحريك مي‌كردند كه نقاطي از ايران در بوشهر و جنوب عرصه درگيري‌هاي عشايري و انگليس‌ها و در غرب عرصه درگيري روسيه و ارامنه و آسوريان با نيروهاي عثماني قرار داده بود. دولت مركزي براي گريز از درگيري‌هاي بيشتر اعلام بي‌طرفي كرده بود اما گروهي از رجال تحت‌تاثير تبليغات به هيجان آمده و فكر مي‌كردند بهتر است ايران طرف عثماني مسلمان را بگيرد. اينان به كرمانشاه رفتند و در آن هرج و مرج دولت موقتي در آن شهر به حمايت عثماني تشكيل دادند و به زودي با رويارو شدن با مطامع عثماني و نيز ادامه درگيري‌هاي عساكر با ارامنه و آسورياني كه به ايران گريخته بودند و نيز درگيري‌هاي عساكر با سالدات‌هاي روس كه غرب آذربايجان را در اشغال داشتند، دولت موقت را رها كردند و متفرق شدند... دو سال بعد در 1206 قرارداد محرمانه ديگري ميان روسيه و انگليس امضا شد كه ايران سه بخشي را هم دو بخشي كردند و شمال منطقه نفوذ روسيه و جنوب منطقه نفوذ انگليس شد. خوشبختانه شكست روسيه در جبهه آلمان منجر به فروپاشي آن رژيم امپرياليستي شد. سالدات‌هاي اعزامي به ايران يا گريختند يا به دولت جديد بلشويكي پيوستند و رفتند. سپس نوبت آرمانخواهان بلشويك بود كه خواهان صدور انقلاب بلشويكي و جهانگير كردن آن بودند. نيروهاي انگليسي نيز براي كمك به روس‌هاي سفيد از درياي خزر به آن منطقه اعزام شده بودند. در گيلان و مازندران شورشيان، حكومت‌هاي محلي با گرايش به شوروي تشكيل داده بودند و در مناطق ديگر كشور نيز هرج و مرج همراه با پاندمي آنفلوآنزاي اسپانيايي و قحطي منجر به مرگ صدها هزار ايراني، چنان از نفوذ دولت محلي كاسته بود كه منجر به كودتاي سيدضياءالدين طباطبايي روزنامه‌نگار جوان با كمك قزاق‌هاي تحت فرمان رضاخان ميرپنج شد. در آن زمان دولت روسيه بلشويكي مصلحت خود را در آن ديده بود كه به جاي دخالت و درگيري با ايران رابطه‌اي منطقي‌تر برقرار كند. دولت سيدضيا نيز دنبال آن مذاكرات را گرفت كه منجر به قرارداد مودت ايران و روسيه در فروردين 1300 شمسي شد. دولت سيدضيا كه با رجال سنتي به مبارزه برخاسته بود 3 ماه بعد سقوط كرد اما انسجام نسبي و امنيتي كه بخش نظامي كودتا ايجاد كرده بود موجب شد دولت بتواند بعد از 10 سال تعطيل مشروطيت، بار ديگر مجلس شوراي ملي را با حضور 68 نماينده در اول مرداد 1300 بازگشايي كند.  احمدشاه قاجار در چنين شرايطي مجلس سوم را با اظهار تاسف از ناديده گرفتن بي‌طرفي ايران طي جنگ جهاني اول و خساراتي كه به ايران وارد شده بود و با اظهار خشنودي از لغو قرارداد 1919 با انگليس و امضاي قرارداد مودت با شوروي همچنين ابراز خشنودي از عضويت ايران در جامعه ملل كه تازه تشكيل شده بود براي دولت آرزوي موفقيت كرد. بي‌طرفي سنتي ايران نه تنها در جنگ جهاني اول بلكه در جنگ جهاني دوم كه 20 سال بعد درگرفت نيز محترم شناخته نشد.

فريدون مجلسي

روزنامه اعتماد



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید