شانس سوم زندگی‌ام وجود همسرم بود. همسر من ۱۳ سال از پدر خانه‌نشین من و ۱۸ سال از مادرم مراقبت و پرستاری کرد و این نامش به جز شانس من در زندگی چه می‌تواند باشد. شانس دیگر زندگی من شاگردی ۱۷ سال نزد استاد سیدحسین میرخانی بود که هنرش کمال و تداوم هنر عماد و کلهر بود. این مرد بزرگ تنها کسی بود که در مدت ۴۰ سال مجاورت من با وی، از استاد بزرگ خود علی اکبر کاوه به بزرگی یاد می‌کرد؛ درحالی‌که شاگرد مستقیم او نبود. شانس دیگر زندگی من شاگردی احسان‌الله استخری بود که مدت ۲۰ سال با استاد مجتهد، ادیب و شاعر آشنایی داشتیم و کتاب او را خوشنویسی کردم. آخرین شانس من در زندگی پرداختن به ورزش بود و من برخلاف بسیاری هنرمندان اهل ورزش بودم و ۳۰ سال تیم ورزشی داشتم و فوتبال بازی می‌کردم.»

این حرف‌ها خلاصه هشتادویک‌ سال زندگی استاد غلامحسین امیرخانی است. یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های تاریخ خوشنویسی ایران. هشتاد و یک‌سال پیش در چنین روزی در طالقان به دنیا آمد. پس از پایان دوره ابتدایی، مدتی در بازار به کار آزاد پرداخت و سپس به آموختن خوشنویسی روی آورد. سال ۱۳۳۸ به محضر استاد سید حسین میرخانی رسید و سال‌ها شاگردی‌اش را کرد و شیفته اخلاق استادش شد. از سال ۱۳۴۰ در اداره کل هنرهای زیبا به سمت خطاط استخدام شد و در طول سال‌های فعالیت همواره معلمی کرد و بسیاری از استادان خوشنویسی ایران شاگرد او بوده‌اند. امیرخانی در زندگی با استادان موسیقی و ادبیات زیادی رفاقت داشت؛ اما از تنها کسی که به‌عنوان استادش نام می‌برد سیدحسین میرخانی است:

«موسیقیدان بزرگی بود و کمانچه ایشان جزو کمانچه‌های تراز اول بود. این را استاد بنان می‌گفت و من خودم شخصا از ایشان شنیدم.»

داریوش ارجمند درباره او گفته است: «او یک هنرمند تمام‌عیار است که در نمایشگاه‌ها و کتاب‌هایش شما را میخکوب می‌کند و اجازه نمی‌دهد تکان بخورید و این همه در استاد امیرخانی حاصل تواضع و فروتنی‌شان است. هنرمندانی هستند که یک شبه ره صدساله می‌روند و یکباره دیگر کسی را قبول ندارند. ایشان خداوندگار خط سرزمین من هستند؛ ولی به اندازه خاک این سرزمین متواضع و فروتن هستند. این تواضع و فروتنی در رفتار و گفتار و حرکاتشان دیده می‌شود. بزرگ‌ترین شاخصه یک هنرمند تواضع اوست. همین باعث رشد هنرمند است. »

جواد بختیاری، خوشنویس و از شاگردان غلامحسین امیرخانی می‌گوید: «او دارای شخصیتی کاریزماتیک از جنس هنر است و به واسطه استعداد و هوش و اعتقاد به توانایی‌هایش از اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ای برخوردار است که این ابزار گران‌سنگی برای کسی است که کار هنری می‌کند. زندگی سختی داشته و از آنها پیروزمندانه بیرون آمده و برخاسته از دل سنت و قواعد اصیل فرهنگی این کشور است که تعاملی میان سنت و نگاه نو برقرار کرده است و به همین دلیل درمیان اقشار مدرن و سنتی طرفدارانی دارد. ویژگی‌های شخصیتی او در خط او نیز بروز یافته است و خط و شخصیت استاد حالا دو روی سکه هستند، او علاوه بر نگاهی که به خطوط قدما داشته است، شیوه خاص خود را نیز به نام خودش دارد. بنابراین در سلسله خوشنویسان برتر تاریخ جایگاه ویژه‌ای دارد که شامل او، میرعماد حسنی و میررضای کلهر می‌شود.» بهروز غریب‌پور هم درباره او گفته است: «ما مسوولیت داریم که در برابر ناعدالتی دفاع کنیم و این مردانگی و جسارتی می‌خواهد که من این ویژگی را از استاد امیرخانی یاد گرفتم. هیچ‌کس جای استاد امیرخانی را نخواهد گرفت؛ چون هنر او که خوشنویسی است مهم نیست، بلکه دوست داشتن دیگران و نوع دوستی اوست که مهم است و به همین دلیل فکر نمی‌کنم به این زودی‌ها کسی بتواند جای امیرخانی را بگیرد.»

دنیای‌اقتصاد