تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،30-2-1398
تعداد بازدید :277

مزيت هاي بومي

در دوراني كه گردشگري به عنوان يكي از بزرگ ترين منابع درآمدي جوامع و دولت ها شناخته مي شود، هنوز اقدامي جدي و برنامه اي جامع در كشور براي استفاده از اين توان و قابليت بالقوه صورت نپذيرفته است.

ايران به عنوان يكي از كهن ترين مراكز تمدني بشر و يكي از 10 كشور برتر از لحاظ وجود منابع طبيعي، پتانسيل بالايي در حوزه هاي مختلف گردشگري خصوصا گردشگري روستايي دارد. وجود روستاهايي با قدمت چندين و چند هزار ساله، خود مويد اين مطلب است. گرچه استفاده از اين پتانسيل جز با شناخت، برنامه ريزي و حمايت اوليه دولت ميسر نخواهد بود. اما حركت هاي مردمي و سرمايه گذاري هاي شخصي، همانند آنچه در خور و بيابانك استان اصفهان اتفاق افتاد، نيز مي تواند در صورت توجه به اثرات منفي گردشگري راهي به سمت توسعه و خلق موقعيت هاي شغلي جديد بيابد. سرگذشت، تاريخ، فرهنگ، اقليم و جغرافياي متفاوت موجب ايجاد تفاوت هايي در روحيات، سبك زندگي و سنت هاي معماري مناطق مختلف كشور شده است. اين تفاوت ها پايه و اساس رونق گردشگري را رقم مي زند. اساسا گردشگري بر پايه همين تفاوت هاست كه شكل مي گيرد و رونق هر مقصد جز نتيجه هوشمندي برنامه ريزان در شناخت تفاوت هاي مقصد و مبدا نيست.

تعريف و انواع

گردشگري انواع مختلفي دارد. يكي از گونه هاي گردشگري كه در سال هاي اخير مورد توجه گردشگران قرار گرفته است، گردشگري روستايي است. تاريخ گردشگري نسل هاي مختلفي را پشت سر گذاشته است. نسل غالب گردشگري امروز را گردشگراني تشكيل مي دهند كه علاقه مندي بيشتري به طبيعت، فرهنگ و ساختارهاي سنتي جامعه ميزبان دارند. اين گردشگران علاقه مند به حضور در جوامع روستايي و سنتي را شهروند-گردشگر مي نامند. شهروند- گردشگران خسته از دنياي صنعتي امروز، كنجكاوي بيشتري نسبت به ريشه هاي تاريخي و فرهنگي بشر دارند و پاسخ آن را بيشتر در سفر به محيط هاي بكر و جوامع روستايي، زندگي در كنار خانواده هاي روستايي و مشاركت در زندگي روستايي جست وجو مي كنند. بر همين اساس، در گردشگري روستايي اين محيط و جامعه محلي است كه جاذبه اصلي قلمداد مي شود و گردشگران را جذب مي كند.

با اين مقدمه، گردشگري روستايي را مي توان ارائه خدمات، براي فروش جاذبه هاي طبيعي و فرهنگي دانست كه به صورت خداداد در سرزميني خاص وجود داشته يا نتيجه دستاوردهاي فرهنگي باشد كه طي قرن ها توسط مردمان آن سرزمين حفظ شده اند. سازمان جهاني گردشگري نيز، گردشگري روستايي را به معناي سفر به مناطق روستايي و فعاليت هايي مي داند كه گردشگر در نواحي روستايي و نواحي غيرشهري دور از محل اقامت و كار خود انجام مي دهد.  گردشگري طبيعي، گردشگري فرهنگي، بوم گردي و گردشگري مزرعه از گونه هاي مختلف گردشگري روستايي قلمداد مي شوند. هر يك از اين انواع گردشگري داراي معيارها و زيرمعيارهايي است كه هر روستا مي تواند با توجه به قابليت هاي خود نقش گردشگري بيشتري به آن بخشد. به عنوان مثال روستايي كه داراي ميراث ملموس و ناملموس بيشتري است، نقش گردشگري فرهنگي در آن پررنگ تر است تا گردشگري مزرعه و روستايي كه داراي يك محصول خاص كشاورزي است  و  نقش گردشگري مزرعه در آن از ساير انواع گردشگري روستايي پررنگ تر است.

تاثيرات در توسعه اقتصادي و فرهنگي

گردشگري يكي از در دسترس ترين راه ها براي تقويت توان اقتصادي روستا و خروج نواحي روستايي از ركود و زوال است. با تغيير نسل گردشگران و تغيير تقاضاي سفر از مكان ها و مقاصد شناخته شده تر به جاذبه ها و محل هاي ناشناخته و كمتر شناخته شده، روستاها اين فرصت را پيدا كرده اند كه وجه گردشگري را نيز به ساير وجوه اقتصادي خود اضافه كنند. با توجه به تاثيرپذيري بيشتر گردشگري از عوامل خارجي، گردشگري هيچ گاه نبايد به عنوان معيشت غالب؛ جايگزين فعاليت هاي اقتصادي كهني از قبيل كشاورزي، دامداري و صيادي شود. گردشگري روستايي هم پيوند با پايداري در حقيقت استفاده از الگوهاي سنتي معيشت و استفاده از اين مزيت رقابتي براي جذب گردشگران است، چرا كه توازن در حفظ و استفاده از سرمايه ها يكي از اصول توسعه پايدار و حافظ يك جامعه سالم است. كار بزرگ گردشگري روستايي اما؛ حفظ فرهنگ، سنت، آداب، رسوم و آيين هاي بومي به عنوان دارايي اصلي جامعه محلي است.

دغدغه از بين رفتن ساختار روستا دغدغه اي جهاني است و يكي از عوامل توجه به گردشگري روستايي از جانب گردشگران به شمار مي رود. وندل بري شاعر و فعال محيط زيست آمريكايي در مورد وضعيت امروز روستاها مي نويسد:  «روستاييان همانند مردمان شهر زندگي مي كنند... براي جلوگيري از زوال، استانداردهاي اجتماعي و اقتصادي شهر را پذيرفته اند... دانش و حافظه محلي به فراموشي سپرده شده است و فرهنگ محلي درحال از بين رفتن است...» توسعه گردشگري به منظور حفظ فرهنگ همانند شمشيري دو لبه عمل مي كند. براي مثال امكان دارد جامعه محلي براي خوشايند گردشگر بخشي از هويت فرهنگي خود را كمرنگ كرده و حتي بخشي را تغيير دهد. براي همين است كه تمامي برنامه ريزان گردشگري نقش جامعه محلي را در نگاشتن سند توسعه، داراي اولويت مي دانند.

گردشگري روستايي در ايران

كشور ايران مزيت نسبي بالايي براي توسعه گردشگري روستايي دارد. ايران به علت وجود سابقه كهن فرهنگي، اقليم چهارفصل، عرض و طول جغرافيايي مناسب، توپوگرافي و اقليم نسبتا بكر مانده روستايي در اين شاخه از گردشگري داراي توان رقابتي بالاتري است. به اين منظور دولت بايد اقدامات لازم در جهت بهبود وضعيت بخش عرضه گردشگري را در دستور كار خود قرار مي داد. اولين گامي كه در اين راستا برداشته شد تبديل خانه ها و عمارت هاي قديمي روستايي به اقامتگاه هاي بوم گردي بود. ايجاد اقامتگاه بوم گردي با سابقه اي بيش از يك دهه، توسط بخش خصوصي شكل گرفت. اين تجربه موفق رفته رفته در اغلب روستاها پذيرفته شد و سرانجام در چند سال اخير، پشتيباني دولت و تخصيص تسهيلات كم بهره (با وجود كم و كاستي هاي بي شمار) موجب تقويت بيشتر آن شد.

فعاليت عمده اين تاسيسات گردشگري، فروش داشته هاي تاريخي، فرهنگي و معنوي جوامع محلي است كه اقامتگاه در آن قرار گرفته است. مشاركت در حيات اقتصادي و اجتماعي يك فرد ساكن در روستا و فروش اين جذابيت به عنوان يك كالا و محصول دليل عمده افزايش اقامتگاه هاي بوم گردي است. احياي بسياري از محصولات صنايع دستي، خوراكي ها و هويت بخشي به يك فرد ساكن روستا نيز نتيجه مستقيم ايجاد اقامتگاه هاي بوم گردي بود. دغدغه اصلي اما از آن جهت است كه اين طرح بدون هيچ گونه برنامه ريزي منسجمي صورت اجرا به خود گرفته و به همين دليل تضميني براي پايداري نخواهد يافت. افزايش كمي تعداد اقامتگاه ها بدون هيچ فرآيند بازدارنده اي ادامه دارد و اين عدم توجه به توازن عرضه و تقاضا موجب تضعيف كسب و كارهايي مرتبط با اين فعاليت مي شود.

فرهنگ و اجتماع محلي به عنوان يك كالا

توسعه گردشگري روستايي «مي تواند اثرات مختلفي بر محيط روستايي داشته باشد و ممكن است تغييرات متنوعي در سبك و روش زندگي روستايي ايجاد كند.» در اين نوع گردشگري، فرهنگ و ميراث جوامع محلي؛ انگيزه اصلي براي سفر است. اين كالايي شدن فرهنگ را مي توان تحت عنوان اقتصاد فرهنگ قلمداد كرد. اثرات اقتصادي مثبت اگر همراه با تغييرات عمده فرهنگي در جوامع محلي و از بين رفتن شكل و ساختار كلي فرهنگ ها باشد، در تضاد با منافع جمعي و اصول توسعه پايدار است. به همين دليل در گردشگري روستايي عمده توجه برنامه ريزان و فعالان حوزه گردشگري بايد اهميت بيشتر وجوه فرهنگي به وجوه اقتصادي باشد و همان گونه كه به دنبال راه هايي براي كسب درآمد از طريق فرهنگ محلي هستند، بايد راهكارهايي براي جلوگيري از آسيب هاي وارده به فرهنگ و سنن مردم جامعه محلي بيابند.


*كارشناس گردشگري 


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4608 به تاريخ 25/2/98، صفحه 23 (باشگاه اقتصاددانان) 




نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید