تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :716

مقصر معضلات زیست محیطی کیست؟

در اینکه اوضاع محیط زیست در سرزمین ما نامساعد است تردیدی نیست؛ سرانه جنگل در ایران تنها یک سوم متوسط جهانی است با این‌حال تابستان که فرا می رسد، تقریبا شاهد سوختن هر روزه جنگل های کشور هستیم. سالانه حدود ٢٠میلیون تن زباله تولید می‌کنیم، یعنی دو برابر میانگین جهانی. مشاهده بخشی از این زباله ها در دامن طبیعت و در حاشیه جاده ها به منظرهای عادی بدل شده است، روزانه سه هزار تنشان را به خورد جنگل هایمان می دهیم. رگبار به آسانی سیلاب می شود، ویران می کند و می کشد، چراکه پوششی گیاهی باقی نماده تا جلودارش باشد. سفره های آب زیرزمینی به سرعت در حال محو شدن هستند. بسیاری از رودها و تالاب هایمان خشکیده اند و دریاچه ارومیه هم نفس های آخرش را می کشد. این فجایع، این غفلت‌ها، این همه نامهربانی تقصیر کیست؟ مردم مقصرند یا دولت؟ وقتی جامعه ای تا این اندازه نسبت به منابع خود، نسبت به نسل آینده بی رحم است نمی توان تنها یک کدام را مقصر دانست. شاید اصلا از نظر برخی مهم نه پیدا کردن مقصر که یافتن راه حلها باشد، اما چگونه می توان راه حلی ارائه داد درحالی که هنوز چهره گناهکاران اصلی پنهان است؟

متاسفانه ارگان های دولتی مسئول حفظ محیط زیست، کارنامه درخشانی ندارند، درمقابل هر هکتارجنگلی که - البته به قول خودشان- احیا می کنند ده ها هکتار محو می شوند. هر کاری می کنند تا دریاچه ارومیه نمیرد، اما دیگر خیلی دیر شده است. درهمین روستایی که نگارنده چندسالیست در آن روزگار می گذراند، در بطن مزارع برنج، در آغوش کوه های پوشیده از جنگل، دو دهه پیش کارخانه تولید نئوپان احداث شد، به دیوی سیری ناپذیر می ماند، دیوانه وار جنگل را می بلعد. هرگاه که از روبرویش عبور می کنم کامیون های عظیم حامل الوارهای جنگلی را می بینم. البته نمی توان از حق گذشت، از چوب صنعتی هم استفاده می کند اما چوبی که بشکل صنعتی و قانونی بعنوان ماده خام این کارخانه بدست میآید به اندازها ی نیست که بتواند کفاف تولیدات آن را دهد.
چه کسی مجوز احداث این کارخانه را صادر کرد؟ چرا حالا جلوی تاراجش را نمی گیرند یا حداقل محدودش نمی کنند؟

ارگانی دولتی به کارخانه نئوپان مجوز داد، دولت بود که افسار گسیخته، بدون مطالعه کافی به سدسازی در کشور پرداخت، رودها را معدوم کرد. همان بود که در مقطعی در اوایل دهه شصت مجوز حفر هزاران حلقه چاه را صادر و دخل سفرهای زیر زمینی را آورد، شیره زمین را مکید. مجلس بود که طی این سال ها این همه بی مبالاتی را نادیده گرفت و غرق سیاست بازی شد و قوه قضاییه بود که فکر نکرد نابودی محیط زیست می‌تواند هم‌ردیف تهدید امنیت ملی باشد.
اما مقصر اصلی نه دولت است، نه مجلس و نه قوه قضاییه. نمی‌توان همه چیز را یکسره به گردن آنها انداخت، آن کارخانه منحوس و همانندانش و ناتوانی سازمان حفاظت محیط زیست هم در بالا گرفتن اوضاع، مقصران اصلی نیستند. ما مردمان این دیار، برای بهبود اوضاع همواره به رأس هرم قدرت چشم دوخته ایم. اگر اوضاع خوب نیست پس مقصر رأس هرم است، باید تغییرش داد یا حداقل تعدیلش کرد. متاسفانه فراموش کرده ایم که بنیادی ترین اصلاحات از قاعده هرم، از خودمان آغاز می شوند. می توان مدیران را تغییر داد، مدیران دیگری را جایگزینشان کرد، درکوتاه مدت شاید بنظر رسد شرایط روبراه شده، اما با گذشت زمان می بینیم تغییری رخ نداده است، زیرا مادامی که نگرش خودمان تغییر نکند بهبودی نیز حاصل نمی شود. پس اگر جنگل هایمان محو می شوند، دریاچه ها می خشکند، غرق در زباله ایم و طبیعتمان روبه زوال می تازد، بیش و پیش از آنکه تقصیر حاکمیت باشد تقصیر من و شماست، ما مقصران و گناهکاران اصلی هستیم.

میثم همدمی - به نقل از روزنامه ستاره صبح

موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید