تاریخ آخرین ویرایش : شنبه،7-4-1399
تعداد بازدید :70

ملک المتکلمین و ازلیان؟!!

مقالات پیاپی که دربارة‌ زندگی و اندیشه‌ها و عقاید و سرانجام شهادت میرزانصرالله‌‌ ملک‌المتکلمین به قلم نویسنده و محقق ارجمند جناب استاد اکبر ثبوت نوشته و در ده شماره ضمیمه فرهنگی به چاپ رسید، یکی از منابع ارزشمند تاریخ مشروطیت به شمار می‌رود. نویسنده با دقت و ژرف‌نگری، گام بلندی برای روشنگری و بیان حقایق برداشته و در عین حال خطاب به گروهی از کژ‌اندیشان و کژروان که با گزافه و دروغ‌های فراوان، کوشیده‌اند خدشه‌ای به تاریخ وارد سازند، پاسخ دندان‌شکن داده است.
نزدیک به یک سده از مشروطیت می‌گذرد و یکی از اتهامات رایج در آن دوره و در عصر مشروطه، بی‌دینی یا تمایل و همکاری‌ با بابیان، بهاییان و ازلیان بود. شهید بزرگ مشروطیت، ملک‌المتکلمین یکی از بزرگانی بود که به ناحق و در این دوران آماج تهمت و گزافه و دروغپردازی ناجوانمردانه قرار گرفته است و استاد ثبوت پاسخی شایسته و دندان‌شکن به این جماعت داده است. اینک پس از اندکی وقفه، ادامة مطالب استاد را می‌خوانیم:
***
همصدا با حکام قاجار و عمال آنان که مخالفان خود و تمامی استبدادستیزان و آزادی‌خواهان و روشنفکران را بابی می‌خواندند، تا راحت‌تر بتوانند آنان را سرکوب کنند، عباس عبدالبها پیشوای بهائیان نیز که دست در دست محمدعلی شاه و استبدادگرایان داشت، مخالفان خود و نیز کلیه مشروطه‌خواهان (از جمله ملک المتکلمین) را یحیایی (ازلی) می‌شمرد و به آنان دشنام می‌داد. در سالهای اخیر نیز از سویی بهائیان، همدستی پیشوایشان با محمدعلی شاه و دشمنی‌های او با پیشروان جنبش مشروطه را ندیده گرفته، و آن پیشروان را «از خودشان» و اصل جنبش را دست پخت رهبرانشان قلمداد می‌کنند؛ و از سویی وابستگان جبهه استبداد و مخالفان جنبش مشروطه، بر همان طبل می‌کوبند و بر بابی و ازلی بودن رهبران آن جنبش اصرار دارند. چنان که نویسنده تاریخ… (در مواضع متعدد از این کتابچه) ملک المتکلمین و هم پیمانان سیاسی او و نیز فرزند وی دکتر ملک‌زاده را از پیروان فرقه ازلیه به شمار آورده است و افترانامه‌نویسانی هم که این مقالات در پاسخ آنان نگارش یافته، ملک را بابی و ملک‌زاده را بهایی قلمداد کرده‌اند. در این گفتار شواهدی را که بر بطلان این دعاوی دلالت دارد می‌آورم؛ و در مقدمه، این توضیح را لازم می‌دانم که:
فرقه بابیه پس از علی محمد باب دو شاخه شد:
الف ـ پیروان یحیی صبح ازل که از آنان با همان عنوان بابیه و ندرتا با عنوان ازلیه یاد می‌کردند. چنان که در پاره‌ای از کتابها، افرادی مثل ملک‌المتکلمین را بابی و ندرتا ازلی می‌خواندند.
ب ـ پیروان حسین علی معروف به بهاء که با عنوان بهائیان شناخته می‌شدند.
اما آنچه انتساب ملک و فرزندش به بابیان و ازلیان را نفی می‌کند:
۱٫ ملک المتکلمین در نطق‌های خود بارها از امام عصر با دعای عجل‌الله تعالی فرجه یاد کرده است و گزارش این نطق‌ها را در منابع متعدد می‌توان یافت از جمله در کتاب تاریخ مشروطیت ایران (ص۷۸، ۷۹) تالیف محمدحسن ادیب هروی خراسانی از ملاهای ضد مشروطه و هواخواه
شیخ نوری؛ و نیز در نشریه حکمت (ش۹۱۹، ص۳ و ۴) به مدیریت میرزا مهدی خان زعیم‌الدوله که با ملک المتکلمین معاصر بوده و در زمان حیات ملک، گزارش نطق او را آورده و همو اولین و شاید بهترین ردیه را بر بابیان (ازلیان و بهائیان) نوشته؛ و نیز در کتاب دکتر ملک‌زاده و در بسیاری از منابع و مطبوعات دیگری که در زمان حیات ملک، گزارش نطق او را آورده‌اند. (مثل حبل‌المتین ـ ۱۰ رمضان ۱۳۲۴، ص۹، روزنامه ایران و …)
۲٫ بسیاری از کسانی که با ملک معاصر و برخی نیز مخالف مشروطه یا مخالف بابیان و ازلیان بوده‌اند (مثل هروی ـ ص ۲۰۸ و ۲۰۹ و ۱۷۳ـ و زعیم‌الدوله که قبلا از هر دو نام بردم) از ملک المتکلمین با حرمت فراوان یاد کرده‌اند و زعیم‌الدوله گزارش‌های جانسوز و دلگدازی هم از شهادت او آورده و از او و جهانگیر صور اسرافیل و … با دعای سلام‌الله علیهم یاد کرده است. (نشریه حکمت، ۱، رمضان ۱۳۲۶) که البته این تعبیر خالی از غلو نیست.
۳٫ ملک المتکلمین به زیارت عتبات و به حج مشرف شد و در کتابی‌‌ که تالیف کرد، یکی از مهمترین فصول آن را تحت عنوان «کنگره بزرگ اسلامی یا زیارت بیت‌الله الحرام» به فلسفه حج اختصاص داد و در یکی از خطابه‌های خود نیز که فرزند وی ـ متهم به ازلی‌گری ـ گزارش کرده، تصریح کرد که: اسلام حقیقی و واقعی، اسلامی که شالوده‌اش بر روی قرآن مجید و پایه‌اش بر روی گفته‌های خداوند کریم و کردار پیغمبر اکرم(ص) استوار گشته، برای رستگاری دنیا و آخرت و وصول به مقام دانش و فضیلت، بر تمام ادیان برتری دارد. (زندگانی ملک المتکلمین، ملک‌زاده، ص ۱۳)
۴٫ ملک المتکلمین در طول سالهای طولانی که بابی‌کشی رواج فراوان داشت، به دعوت علمای بزرگ دین در شهرهای بزرگ ایران در مساجد و حسینیه‌های معروف منبر می‌رفت ـ از جمله در تکیه دولت در تبریز در مجلس روضه ولیعهد (مظفرالدین میرزا) و در اصفهان (در مسجد جامع، منزل امام‌جمعه اصفهان، منزل ملک‌التجار اصفهان) و در تهران (در مدرسه مروی، مدرسه صدر، مدرسه سپهسالار، مسجد جامع، انجمن اتحادیه طلاب، مجمع عمومی مجامع و انجمن‌های ملی) و در مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد وکیل شیراز٫ و این هم دو جمله از نطق او در مسجد شاه اصفهان:‌ شما ای علمای دین مسئول هستید که احکام خدا را، همان طور که از طرف پیغمبر اکرم ودیعه به دست شما سپرده … تا ظهور امام زمان حفظ کنید. (زندگانی ملک المتکلمین از ملک‌زاده، ص۷۷، ۹۲، ۱۰۷، ۲۲۸ و بسیاری صفحات دیگر، کتاب شیخ محمدعلی کاتوزیان، ص۳۸۵، ۱۷۴، ۵۲۵، ۷۰۴، کتاب مجاهدان و شهیدان راه آزادی از شمس‌الدین امیرعلایی، ص ۴۱ تا ۴۳، کتاب شهدای روحانی مشروطه، ص۵۴) در روز افتتاح مجلس نیز کسی که از طرف آن همه از علما و وعاظ، برای ایراد خطابه در حضور آنان انتخاب شد، ملک المتکلمین بود که در ضمن سخنرانی‌ هم از توجه ظاهر و باطن امام عصر (عجل‌‌الله تعالی فرجه) حکایت کرد و گزارش آن سخنرانی در بسیاری از منابع آمده است. (از جمله: مذاکرات مجلس شورای ملی در دوره اول، ص۳ و ص۴، حبل‌المتین، ۱۰ رمضان۱۳۲۴) همچنین مرحوم دکتر شمس‌الدین امیرعلایی گزارش کرده است که به دعوت مرحوم سیدمحمد طباطبایی از علما و پیشوایان بزرگ مشروطه ملک المتکلمین در مسجد وی سخنرانی می‌کرد و در پی آن، شاه قاجار (مظفرالدین شاه) یک انگشتری الماس گرانبها با تشریفات کامل به ملک هدیه کرد. (امیر علایی، ص۴۲) ملک در یکی از نطق‌هایش در اتحادیه طلاب علوم دینی تصریح کرد: بارها عرض کرده‌ام و شنیده‌اید که به اعتقاد تمام حکمای عالم، قانون و شریعتی محکم‌تر و بهتر از قانون و شرع محمدی نیست. (کتاب ملک‌زاده، ص ۲۰۷ تا ۲۰۹)
۵٫ ملک‌زاده تصریح می‌کند که وقتی با گردهمایی ملک‌المتکلمین و هم‌پیمانان سیاسی او یک انجمن سری برای کسب قانون و عدالت تشکیل شد، در اولین جلسه‌ آن یکایک اعضا، قرآن را به دست گرفته و در مقابل خدا که قرآن نماینده او بود، قسم یاد کردند که در راه هدف مذکور و مبارزه با ظلم و ستم بکوشند. یکی دیگر از اعضا: مرحوم میرزا محسن از علمای تهران و برادر مرحوم حاج آقا‌ یحیی سجادیان و امام مسجد حاج سید عزیزالله که حتی مخالفان مشروطه برای او کراماتی نقل می‌کنند. (زندگانی ملک‌المتکلمین، ص ۱۵۳ تا ۱۵۵، تاریخ مشروطه از ملک‌زاده، ج۱، ص۲۳۸ و ۲۳۹، گنجینه دانشمندان، شیخ محمد رازی، ج۳، ص۴۷۸ و ۴۷۹)
۶٫ کسی را نمی‌توان یافت که به اندازه جهانگیر خان صور اسرافیل به ملک المتکلمین نزدیک باشد. چنان که سرانجام نیز در کنار او به شهادت رسید. وی سرپرست و ناشر روزنامه‌ای بود که نه فقط ارگان مخالفان استبداد بود، بلکه ضمن ستایش از مبانی اسلام، و انتقاد از کم‌کاریهای علما، تمامی مدعیان نبوت و امامت و نیابت را که در آن عصر سربرداشته بودند، از جمله باب و ازل و بهاء را به ریشخند و استهزا یاد می‌کرد. (بنگرید به همان روزنامه، سال یک، شماره‌ی ۴؛ از صبا تا نیما، ج۲، ص۸۱ در گفتاری از علامه علی‌اکبر دهخدا ـ دیگر هم پیمان صور اسرافیل.)
۷ ـ برای ترویج صنایع داخلی، شرکت بزرگی تأسیس شد که به گفته‌ی شیخ محمدعلی کاتوزیان «علت تأسیس آن ملک‌المتکلمین و به شرکت اسلامیه موسوم بود» (کاتوزیان، ص۱۷۴ و منابع دیگر)
۸ ـ هنگامی که ملک‌المتکلمین به آن شکل فجیع اعدام شد، یحیی صبح ازل پیشوای بزرگ ازلی‌ها (م: ۱۳۳۰) زنده بود. ولی تا جایی که من می‌دانم، یک کلمه در دفاع از ملک و تقبیح قتل او بر زبان نیاورد. چنان که پیشوای بهائیان عباس افندی هم که با قاتل ملک (محمدعلی شاه) و جبهه‌ی استبداد همدست بود، به جای حمایت از مقتول مظلوم، وی را با دشنام «ملک الاخرسین»۱ یاد می‌کرد. (تاریخ …، ص۳۱۰ تصویر مکتوب افندی به خط خود او که برای توجیه همدستی خود با جبهه‌ی استبداد، ملک و مشروطه خواهان را ازلی می‌شمارد.) در مقابل، این شیعیان پاک اعتقاد و ضدبابی و ضدازلی بودند که ملک را می‌ستودند و قاتل را محکوم و نکوهش می‌کردند. برای نمودنه: زعیم‌الدوله در مواضع متعدد از نشریه‌ی حکمت(از جمله۱٫ رمضان، ۱۳۲۶) که ملک و صور اسرافیل و… را با دعای سلام‌‌الله علیهم یاد می‌کند. نیز کتاب شهدای روحانی مشروطه، ص ۵۳ تا ۵۸؛ حبل المتین، ۱۴ ج۲، ۱۳۲۶)

پی نوشت:
۱- این دشنام به معنی پادشاه لال‌ها و گنگها، و در مقابل لقب ملک‌المتکلمین ( پاد‌شاه سخنوران) به وی داده شده است و جالب آنکه افترانامه نویس محقق، این کلمه را نتوانسته بخواند و آن را به غلط «ملک الاخرمین» ضبط کرده که هیچ ارتباطی با نام ملک المتکلمین ندارد.

برگرفته از ضمیمه روزنامه اطلاعات



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید