تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،21-3-1398
تعداد بازدید :78

من یک آزاده ام

 

به بهانه نشستي در مورد خانه - مدرسه در انجمن مفاخر ايران

اينجانب به عنوان يك معمار و داشتن مطالعات طراحي مدارس  وپژوهشكده در سالهاي اخير  وسازنده  اشاره اي مختصر  به معماري و تكنولوژي و ساخت مدارس در دهه 56 و64 نموده و نظرات خودرا در مورد درآن بازه زماني بشرح زير برشته تحرير در مياورم .

گفتار اول : سيري در تكنولوژي و ساخت  مدارس در سالهاي 1358 الي 1364  (حلقه هاي گم شده)

مطالبي كه ذكرخواهد شد مربئط به تكنولوژي وساخت  مدرسه سازي  در استان آذربايجان غربي در بازه زماني خاصي ميباشد كه ممكن است كه با تكنولوژي وساخت در اين بازه زماني درساير استانها  متفاوت بوده باشد كه ذكرآن يكبار دل آزار نخواهد بود 

دردهه پنجاه و شصت خورشيدي  رسم براين بود كه نقشه مدارس درحد( فاز يك ويا فازدوم ناقص) به ادارات كل نوسازي مدارس استانها ازطريق سازمان نوسازي مدارس كشور ارسال مي شدكه برخي از آنها فاقد مشخصات فني  لازمه و جزييات اجرايي وجدول نازك كاري بوده است وپيمانكاران با پلانها ونما ها و بدون نقشه تاسيسات برقي و مكانيكي وكسب نظرات فني واجرايي از مديران ومهندس ناظر و دانش مهندسي خود مشخصاتي را تعريف وپس ازتاييد مهندس ناظر به اجرا در مي اوردند .

سازه پروژه هاي مدارس داراي اسكلت فلزي  وبرخي ديگر اسكلت بتني بودو طراحي سازه  فونداسيون براساس نظريه رياست ومهندس ناظر بود وبرخي اوقات نقشه فونداسيون به سه تيپ برحسب مقاومت خاك ( 5/0  و 1 و 2  ) كيلوگرم برسانتيمتر مربع محاسبه و ترسيم شده بود و رييس گروه نوسازي استان ويا مهندس ناظر نوع زمين را  حدسي تعيين و با توجه بانتخاب نوع زمين  اجراي آن تيپ   فونداسيون به پيمانكار ابلاغ ميشد وبدين گونه مدرسه ساخته ميشد .

در مورد  جدار خارجي  (ديواره ها)  با توجه به مصالح و محدوديت زماني وانتخاب نما طبق نظر كارفرما انجام مي شد .

بدينگونه ساخت مدارس  در اين بازه زماني انجام ميشد .

 

گفتار دوم : ارجاع كار ساخت  مدارس در دهه 1358 الي 1368

انجام كارهاي اجرائي در استان بسيار مشکل بود زيرا كشور درحال جنگ داخلي منطقه اي و  جنگ تحميلي بود و ناامني در قسمتي از مناطق استان  آذربايجان غربي وجودداشت

 سالهاي1357 و 1358 و1359 امنيت در منطقه غرب كشور(آذربايجان غربي - كردستان ) همانند سايراستانها  نبود و ممنوعيت تردد در برخي از جاده ها در ساعات مختلف وجود داشت .

 

 

 

 تهيه مصالح ساختماني

باتوجه به موقعيت مكاني وكمبود وسايط نقليه وهمچنين واقع شدن در منطقه سردسيري و ناياب بودن مصالح مادر ( آهن آلات - سيمان-تخته روسي ) وهمچنين كمبود ماشين آلات ساختماني و كامل نيودن مشخصات فني ساختماني كارهاي اجرايي به سختي انجام مي شد  .

شايان ذكر است  در آن زمان سيمان از تركيه وارد وبه تهران وساير استان هاي مركزي جهت كارهاي عمراني  حمل مي شد و براي كارهاي عمراني  استان آذر بايجان غربي از استان تهران وبرخي اوقات از كارخانه سيمان صوفيات در آذربايجان  شرقي  سيمان حمل ميشد كه حتما" دراين پروسه حكمت وبرنامه اي بوده است .

ارجاع كار به پيمانكاران

ارجاع كار به پيمانكاران  از طريق استعلام ويا مناقصه محدود بوده است وپيمانكاران غير بومي وساير استانها  در اين پروسه شركت نميكردند  وحتي پيمانكاران  محلي در مناطق خاصي از استان فعاليت ميكردند .

 غرب استان آذر بايجان غربي از اروميه به غرب ( مهاباد و اشنويه و...)  داراي امنيت كافي نبوده پيمانكاران در منطقه غرب استان با به خطر انداختن  جان ومال خود نسبت به تعهدات اقدام ميكردند وبرخي اوقات با حوادثي روبرو ميشدند كه تصورش براي ديگران بسيار سخت تعحب آور است كه در ذيل يكي از خاطرات  خود را كه  در دوران  پيمانكاري نشانگر  ايثار جان ومال  بوده بعد از حدود جهل سال  بيان ميدارد  تا نسل جوان از برخي حوادث ورويدادها در آن بازه زماني مطلع گردند  .

  پيمانكاراي در  استان آذربايجان غربي در بازه زماني 1358 الي 1364   .

رويداد ي كه  پس از حدود چهل سال براي اولين باربه رشته نحرير در ميايد وفقط عده قليلي از آن مطلع اند  .

در سال 1359 ساخت  پروژه مدرسه خدمات درمهاباد توسط نوسازي مدارس به شركت  ساختماني ما  جهت اجرا محول شد وشركت ما بدون اطلاع از وضعيت امنيتي  منطقه انجام كاررا پذيرفت . در آن زمان وضعيت سياسي واداري شهرستان مهاباد داراي حالت خاص بود و زمزمه هاي مختلف سياسي شنيده ميشد .

سايت مدرسه دردامنه تپه اي قرارداشت وداراي  راه خاكي در سمت غرب آن پس از مساحتي به مسيلي مبرسيد كه آن دامنه  خريد وفروش اسلحه كه امري عادي بود  انجام ميشد .

درهنگام خريد وفروش جهت سلامت اسلحه آزمايش وتيراندازي نيز ميشد ودر آن زمان به آن منطقه  مجبور آباد ميگفتند.

در آن زمان در مهاباد چندين حزب سياسي فعاليت داشتند. افرادي از احزاب مختلف سياسي  به كارگاه مراجعه واز پروژه كسب اطلاعات و مشخصات سازندگان مي نمودند وافرادي را  جهت اشنغال معرفي ميكردند و شركت بمنظور حفط نظم و امنيت وحراست از مصالح افراد معرفي شده بكار گمارده ميشدند كارگران  همه بومي ( كرد )  مسلح بودند .

خوب بياددارم كه در هنگامي كه قسمتي از اسكلت ساختمان احداث شده بود از برخي از ستون ها  بعنوان هدف  فروشندگان انتخاب وهدف گيري و امتحان  اسلحه ميشد و به ستونهاي مدرسه شليك ميگرديد  .

ساخت مدرسه با كارگران بومي ( كرد ) كه اكثرا" عضو گروه هاي حزب هاي سياسي  بودند شروع شد . تجهيز كارگاه وعمليات ساختماني شروع شد.

نمايندگاني از احزاب مستقر در مهاباد  به كارگاه مراجعه ميكردند وكارگر جهت اشتغال معرفي ميكردند .

 شركت بمنظور تامين جاني كاركنان  متخصص كه از اروميه وحفظ مصالح ساختماني و لوازم كار افراد معرفي شده بكارگرفته شدند و با اين وضعيت كارادامه داشت .

 كادر اجرايي وسرپرست كارگاه در يكي از منازل مهاباد مستقر شدند وجهت برنامه ريزي و سركشي ونظارت بركادرفني كارگاه حداقل هفته اي سه روز به مهاباد ميرفتم و ضمن بازديداز كارگاه برنامه اجرايي  با رييس كارگاه بررسي  ميشد وبرنامه حركت صبح از اروميه و برگشت حدود 8 شب برگشت از مهاباد  بود.

در آن زمان در فواصل بين اروميه به مهاباد ( همانند ساير راه هاي مهم استان ) داراي چند پست نگهباني وتامين امنيت  توسط ارتش قرارداشت البته  در فاصله از اروميه تا سه راه محمد يار ( سه راهي نقده و مهاباد ) واز اين سه راه به بعد در محدوده حفاظت گروه هاي كرد قرارداشت .

 پست هاي بازرسي ارتشي و در زمان تاريكي بدليل امكان حمله ضد انقلاب در داخل قرارگاه مستقر وتعطيل ميشدند وكمتردر خارج قرارگاه نيرويي  ديده ميشد وگفته شده بود كه  از زمان تاريكي شب  تا روشنايي كامل روز  بدليل عدم  امكان ديد و ناامني تردد نشود  .

اينجانب و سابر همكاران  اين مطلب را ميدانسته وبرخي اوقات بدليل برطرف كردن مشگلات اجرايي وبرنامه ريزي وتهيه ليست مصالح وتداركات تا پاسي از شب در دفتر مهاباد مي مانديم  وپس از اتمام كار خطر تردد و ريسك را پذيرفته و پس از فارغ شدن  به اروميه برمي گشتيم  واين برنامه  جاري و هفتگي ما بود .

حادثه  اول : فرار از خطر .

خوب بخاطر دارم يكي از شب ها(ساعت حدود نه شب) دهه اول اردبهشت سال 1359 درهنگام مراجعت از مهاباد (درحدود پنجاه كيلومتري بعداز سه راهي نقده بسمت اروميه)چندنورافكن براي ما روشن و خاموشي  ميشد وبااطلاعاتي كه داشتيم نميدانستيم كه شبها كدام گروه ضد انقلاب در جاده مستقرهستند وقصدشان چيست  ونور چراغها متعلق بكدام گروه ميباشد .

(بارها شنيده شد كه شبها گروهك هايي ماشين ها را متوقف و با افراد را به محل نامعلومي ميبردندويا تيرباران ميكنند واموال آنهت را به يغما ميبرند) بنابراين با سرعت بسياراز جلوي چراغ ها وخرد كردن مانع به سرعت  ردشده و به موانع ديگر نيز برخورد نموديم وليكن موانع طوري نبودند كه نتوانيم  عبوركنيم وفراركرديم وآنها اتومبيل ما را به رگبارگلوله بستند وما گريختيم وخوشبختانه گلوله اي به سرنشينان اصابت نكرد وپس از رسيدن به اروميه مشاهده شد كه در چند نفطه از بدنه اتوموبيل جاي عبورگلوله باقي بچشم ميخورد   وآن شب بخير گذشت.

 

 

حادثه دوم :آزاده  بي ادعا .

 در تاريخ نهم خرداد سال 1359 ( با توجه به مدارك موجود ) جهت كنترل و سركشي به كارگاه  طبق روال  مي رفتم كه در آن روز همان حادثه اي بشكل  ديگري رخداد  .

 در هنگام برگشت از مهاباد ودر زماني كه هوا تاريك بود هنگام رسيدن منطقه دول ديزج (نام قديم آن  منطقه ذكرشد ) بين  راه نقده واروميه  مشاهده شد كه راه بسته است و موانع  فيزيكي  بسيار در جاده قراردارد كه امكان  گريزاز آن ممكن وميسرنبودو مجبوربه توقف اتوموبيل شدم كه پس از توقف اتوموبيل  چند نفر جلو آمده ومارااز اتوموبيل پياده نمودند.

 پس از پياده شدن  مشاهده شد كه چند  اتوموبيل ديگردر آن محل  متوقف شده وسرنشينان آنها در كناري نشسته اند  .

حدود يك ساعت بعد  در تاريكي شب  كليه سرنشينان  اتوموبيل ها ( گروگانها ) راسوار يك يدك كش متصل به تراكتورنموده و  از راه هاي فرعي  وكوهستاني  بدون روشن كردن چراغ به منطقه اي بردند .

از دور نور چراغ هاي دهات اطراف ديده ميشد .بعد حدود سه ساعت به منطقه اشنويه رسيديم و مارا به داخل مسجدي هدايت كردندو پس از كسب اطلاعات شغلي وسكونتي  مارا جهت استراحت به منازلي در آن اطراف بردند .

صبح روز بعد پس از صرف صبحانه كامل مارا مجدد به همان مسجد بردند و در آنجا دوباره اطلاعات شغلي وسكونتي  توسط گروه ديگر از ما سئوال شد .

در هنگام ظهر باصداي اذان همه را دعوت به نماز جماعت نمودند و پس از اداي نماز مارا  با احترام دعوت به نهار نمودند نهار و پذيرايي در محيطي بسيار دوستانه صرف شد  و عصري با يك راهنما مارا براي گردش وپياده روي به مناطقي بردند . ما در آنجا گروگان در منطقه اي داراي طبيعت بسيار زيبايي بوديم بود . اين روند وبرنامه دو روز ادامه داشت كه سئوال شد كه چند روز ما بايد اينجا باشيم كه يكي از افراد گفت بستگي به عكس العمل منطقه دارد  وخلاصه در روز سوم يكي از آن گروه آمد وگفت قرار براين است كه شمارا به نقده بفرستيم  وپس از صرف نهار اظهار نمودند براي حركت آماده باشيد ودر زمان حركت  گفتند  اگر كسي از شما مايل است كه بما ملحق شود اعلام گردد كه كسي حاضر به ماندن نشد خلاصه پس از سه روز  ( دوازدهم خرداد ) ما را با يك نماينده وچند اتوموبيل سواري به  شهرنقده اعزام شديم  .

مقامات محلي نقده از وضعيت ما مطلع بودند و  درنزديكي شهر از ما استقبال نموده و باشكوه تمام مارا بداخل شهر بردند.

هركس سئوالي در مورد  چگونگي رفتار گروگان گيرها مدت اسارت و رفتار گروگان گيرها سئوالاتي مي نموند و يكي از نشريات استاني خواست با من مصاحبه اي نمايد كه معذرت خواستم وخستگي بهانه كردم خلاصه پس از استراحت كوتاهي  ما را به محلي كه اتومبيل هايمان پارك شده بودهدايت كردند.مشاهده  شد  قفل وسوييچ  شكسته اتومبيل ها  و در كناري پارك هستند كه از بكي از مقامات توضيح داد بدليل قفل بودن در اتومبيل ها وجلوگيري از سرقت آنها ناگزير قفل درب و سويچ  اتوموبيل ها را جهت روشن نمودن شكستيم تا عمل  جابجايي  ممكن گردد .

 شايان ذكر است كه وسايل داخل ماشين دست نخورده بود و بدان وضع  اتومبيل را تحويل گرفته و به اروميه  عزيمت نموديم  وفرداي آن روز  اين مطلب را بطور مشروح نوشته وبه  رييس گروه نوسازي مدارس  ( مدير كل  ) گزارش دادم و مديركل وقت گروه نوسازي مدارس گفت رخدادي بوده بخير گذشته است وموضوع را بجايي منعكس نكنيد تا اين رخداد جنبه سياسي بخود نگيرد  ونامه را پس داد وقراردادتان را انجام دهيد و مجبور به ادامه كارشديم .

قابل ذكر است كه چند روز بعد دونفر از گروگان گيرها  به كارگاه امدند وعذرخواهي كردتد و گفتند اكر در آينده جلوي شما را گرفتند نام مرا  با عددي (رمز)بيان بگوييد وتوصيه نمودند كه در طول جاده اگر جاده بسته بود توقف كنيد با شركت و شما كه سازنده مدرسه در مهاباد هستيد كاري ندارد و اگر توقف نميكرديد كشته ميشديدو راه بندان بمنظور شناسايي افراد از نظر تردد وورود وخروج از منطقه ميباشد  .

بعد از حدود چهل سال فكركردم آن اتفاقي كه كمتركسي از آن اطلاع دارد  را برشته تحرير در آورده تا جوانان عزيزمان بدانند كه عده اي  بي ادعا واستقبال از  چه خطراتي انجام تعهد نمودند .

 

 

                                                                                                                                            

بيژن علي آبادي 

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید