تاریخ آخرین ویرایش : شنبه،22-9-1399
تعداد بازدید :71

موضع روسیه در قره باغ؛ یک تیر و هفت نشان!

 جنگ گسترده و ۴۵ روزه جمهوری آذربایجان و ارمنستان بامداد ۲۰ آبان با امضای توافقنامه ۹ ماده ای میان طرفین و با میانجیگری روسیه به پایان رسید. در روزهای نخست آغاز این دوره جنگ انتشار اسناد حضور نیروهای تکفیری در جبهه آذربایجان همراه با فرماندهی عملیات از سوی ترکیه و پشتیبانی گسترده تسلیحات توسط اسراییل و ترکیه نشان داد نقض آتش بس در این نوبت سنگین تر و جدی تر از تمام نقض آتش بس ها در طول ۲۶ سال سپری شده از زمان برقراری حالت نه جنگ و نه صلح در سال ۱۹۹۴ است.

 مشاهده آرایش تهاجمی، پشتیبانی وسیع و پرحجم تدارک دیده شده و شروع سنگین و پردامنه حملات جمهوری آذربایجان، ارمنستان را مجاب کرد برای ایجاد بالانس در این رویارویی با استناد به معاهده همکاری نظامی با روسیه این کشور را متقاعد به ورود به جنگ از طریق اعمال فشار به باکو و متوقف کردن حملات کند اما پاسخ سرد و غافلگیر کننده مسکو در چند نوبت مبنی بر اینکه تعهد روسیه در قبال حمایت از ارمنستان مربوط به زمانی است که خاک این کشور مورد تهدید واقع شود و چون قره باغ خاک ارمنستان نیست روسیه هم نمی تواند در این جنگ مداخله کند روبرو شد. اما علت بی توجهی روسیه به درخواست های مکرر ارمنستان برای دریافت کمک و اعمال میانجیگری چه بوده است؟ آیا این عدم توجه را می توان اعمال مجازات علیه پاشینیان و همچنین مردم ارمنستان از سوی روسیه برای اجرای انقلاب رنگین در سال ۲۰۱۸ دانست؟

 به  نظر می رسد تنها یک دلیل را نمی توان علت حضور دیرهنگام روسیه در این جنگ دانست و مجموعه ای از عوامل در این رفتار موثر بوده است. با دقت در مفاد توافقنامه سه جانبه و همچنین بررسی شرایط حاکم در میدان جنگ می توان نتیجه گرفت روسیه با هدف کسب حداکثر امتیاز از تمامی بازیگران مرتبط، با برنامه مشخص و هدفمند، دیرهنگام برای میانجیگری وارد صحنه شده است. در حقیقت روسیه با ارزیابی توان و شرایط بازیگران و نیاز متفاوت هر یک از آنان زمانی اقدام جدی برای میانجیگری را آغاز کرد که جنگ در وضعیتی قرار داشت که غالب و مغلوب و ناظران همه خواهان پایان یافتن آن بودند. در این موقعیت پوتین در ردای یک منجی ظاهر و در نتیجه تمام شروط پیشنهادی او هم پذیرفته شد. براساس این توافقنامه روسیه دستیابی به شش هدف اصلی را مورد توجه قرار داده است؛ به این معنی که روسیه با فراهم آوردن شرایطی برای کسب منافع توسط طرف های درگیر در این جنگ بدون آنکه از جیب خود هزینه ای کرده باشد امتیازات حداکثری از طرفین به دست آورد.

۱- کسب امتیاز از جمهوری آذربایجان

با اجرای این توافقنامه ارمنستان ملزم به خروج از دو منطقه باقیمانده از هفت منطقه ای است که آذربایجان نتوانسته بود در جنگ آن را آزاد کند. در حالی که با توجه به طولانی شدن زمان جنگ و خستگی نیروهای نظامی، صعب العبور بودن دو منطقه باقیمانده و فرا رسیدن سرمای سخت و بارش های سنگین برف عدم امکان پیشروی بیشتر و زمینگیر شدن نیروهای آذربایجان که امکان ضربه پذیری از حملات چریکی طرف ارمنی را بالا می برد قابل پیش بینی بود. بدین ترتیب هم باکو بدون ادامه جنگ به فتوحاتش افزوده می شود و هم آنکه ارمنستان با امضای توافقنامه، مالکیت جمهوری آذربایجان را بر منطق هفتگانه پذیرفته و تایید می کند و در نتیجه علی اف با کسب این موفقیت خود را به عنوان ناجی و قهرمان جنگ در تاریخ آذربایجان به ثبت می رساند.

۲- کسب امتیاز از ارمنستان

روسیه با متقاعد کردن باکو به پذیرش توافقنامه، از ادامه جنگی که می توانست منجر به تصرف استپاناکرت (خان کندی) و سقوط کامل قره باغ کوهستانی شده و فروپاشی سیاسی در ارمنستان را به دنبال داشته باشد جلوگیری کرد. در عین حال هفت منطقه پیرامونی قره باغ کوهستانی که برخی از جناح های ارامنی خود به اشغالی بودن آن اذعان داشته و نگهداری آن را پرهزینه و پردردسر می دانستند رها می شد. علاوه بر اینکه باکو با امضای توافقنامه بقای موجودیت قره باغ کوهستانی را خارج از حاکمیت خود تایید کرد.

۳- کسب امتیاز از ترکیه 

قرار دادن بندی در توافقنامه که اجازه ایجاد کریدور ارتباطی میان نخجوان و سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان با عبور از خاک ارمنستان را می دهد بیش از باکو برای آنکارا یک هدیه طلایی و فرصت سازی تاریخی است. این کریدور امکان تحقق رویای دریای مدیترانه تا دریای خزر و شعار به سوی شرق اردوغان را فراهم می سازد. دسترسی به بنادر جمهوری آذربایجان و بهره گیری از حمل ونقل دریایی با کشورهای شرق خزر بدون نیاز به استفاده از جاده های ایران از نتایج اولیه این توافقنامه خواهد بود.

۴- کسب امتیاز از امریکا و فرانسه

طی ۲۶ سال برقراری حالت آتش بس در منطقه قره باغ، گروه مینسک به ریاست همزمان سه کشور امریکا، فرانسه و روسیه ضمن نظارت بر منطقه حایل مابین دو طرف درگیری، مسوولیت اتخاذ راهکارهای برقراری صلح دایمی برای پایان بخشیدن به مناقشه در منطقه را برعهده داشته است. اما در تمام این سال ها این گروه کمترین موفقیتی در اجرای مسوولیتی که بر عهده داشته به دست نیاورده است. حال در مقطع زمانی که امریکا درگیر مشکلات داخلی ناشی از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است و فرانسه نیز از توان لازم برای ایفای نقش قدرتمند برخوردار نیست، روسیه با ارایه طرح ابتکاری خود عملا دو رییس دیگر گروه مینسک را از میدان خارج کرده است. در این وضعیت اگر امریکا و فرانسه بخواهند در معادلات منطقه باقی بمانند و گروه مینسک را فعال نگه دارند باید توافقنامه ای را به چالش  بکشند که سه بازیگر از چهار بازیگر با کمال میل به آن پایبند هستند، بنابراین برای بازگشت به نقطه صفر باید امتیازات فراوانی به روسیه بدهند که فراتر از امتیازات کسب شده توسط مسکو از طریق توافقنامه جدید باشد.

۵- کسب امتیاز از اسراییل

روسیه با عدم مداخله فوری در جنگ که به معنی موافقت با طولانی شدن آن بود، این امکان را فراهم آورد تا بازیگر در سایه این جنگ یعنی اسراییل نیز به منافعی دست یابد. به کارگیری تسلیحات مختلف رژیم صهیونیستی از جمله پهپادهای شناسایی و تهاجمی که نقش تعیین کننده ای در این جنگ داشت علاوه بر سودآوری مالی برای تل آویو موجب وابستگی بیشتر آذربایجان به اسراییل شد. تشکرهای پیوسته مقامات آذری از اسراییل مبین اهمیت این همکاری نظامی بوده است. علاوه بر اینکه رژیم صهیونیستی فرصت یافت تا برخی از تسلیحات خود را در شرایط جغرافیایی مشابه با ایران مورد آزمایش قرار دهد.

۶- کسب امتیاز از ایران

روسیه با ارایه این توافقنامه بر خلاف دیگر بازیگران که با دادن موقعیتی به آنان در مقابل امتیاز کسب کرده و خواهد کرد، با دور زدن و محروم کردن ایران فضایی را ایجاد کرده است که تهران برای کسب منافع حداقلی مجبور شود امتیازاتی را به مسکو واگذار کند. از جمله با ایجاد کریدور نخجوان - آذربایجان دیگر خودروهای این کشور برای رفت و آمد بین دو منطقه نیاز به تردد از داخل خاک ایران را ندارند. همچنین بخش زیادی از ناوگان حمل و نقل جاده ای ترکیه برای دسترسی به ترکمنستان و تاجیکستان و برعکس دیگر از جاده ترانزیتی ایران عبور نخواهند کرد. تقویت این کریدور می تواند به معنای تحقق یافتن طرح پاول گوبل و حذف مرز زمینی ایران با ارمنستان تلقی شود و بازگشت وضعیت در حال شکل گیری به شرایط گذشته که منافع ایران را تامین کند قطعا نیازمند واگذاری امتیازاتی به روسیه خواهد بود.

۷- تحکیم موقعیت روسیه در منطقه 

علاوه بر تمام امتیازاتی که روسیه از دیگر بازیگران کسب خواهد کرد، تحکیم جایگاه این کشور در منطقه قره باغ مهم ترین دستاورد این توافقنامه خواهد بود. رفتار مسکو به گونه ای بود که همه بازیگران تایید کردند که بدون حضور و خواست روسیه امکان برهم زدن وضع موجود یا ایجاد شکل جدیدی از مناسبات در منطقه وجود ندارد. حال روسیه بعد از انعقاد این توافقنامه و کمک هایی که به دیگران کرده تا احساس موفقیت کنند آماده بهره برداری از تلاش هایش و کسب نتایج دلخواه خود است. علی اف برای آنکه نشان دهد رییس جمهورکشور ثروتمندی است و تفاوتی میان شهروندان ارمنی و آذری قائل نیست به سرعت حداکثر دلارهای نفتی را در قره باغ صرف خواهد کرد تا این منطقه را آباد کند و این فرصت طلایی است برای رونق بخشیدن به کسب و کار شرکت های روسی، همچنین به نظر می رسد معادن غنی و سرزمین حاصلخیز این منطقه جذابیت های فراوانی را برای پیشکشی و تقدیر از زحمات طراح این توافقنامه خواهد داشت.

سید محمدرضا دماوندی
برگرفته از روزنامه اعتماد


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید