تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،1-11-1399
تعداد بازدید :119

نجم‌الدوله،سفرنامه نویسی دقیق و بی بدیل

- سفرنامه حج

این سفرنامه در شرح مسافرت نجم‏الدوله به مکه معظمه است که متجاوز از ۹ ماه ـ از شعبان ۱۲۹۶ تا جمادی الاولی۱۲۹۷ه..ق ـ به طول انجامیده است. این سفرنامه نه تنها حاوی انواع اطلاعات سودمند درباره نقاط مسیر سفر نجم‏الدوله ـ در ایران، عراق و حجاز ـ در رفت و برگشت است، بلکه به منزله آئینه تمام نمایی است از اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و آداب و رسوم سرزمین‏های یاد شده که در جای‏جایِ آن، رهنمودها و پیشنهادهای مفیدی برای رفع نارسایی‏ها و دشواری‏های گوناگونِ موجود در شئون مختلف کشور و به منظور بهبود وضع معیشت مردم و ترقی و تعالی مملکت ارائه شده است.

«سفرنامه حج» بدین‏گونه آغاز می‏شود: «خان‏زاد [= خانه زاد] بعد از استیذان از خاک پایِ مبارکِ همایون اعلی در بیست‏ودوم ماه شعبان ۹۶ به عزم زیارت بیت‏الله‏الحرام، بیرون رفت و در چهاردهم جمادی الاخری ۹۷ به طهران بازگشت نمود…»

نجم‏الدوله در مسیر رفت، به ترتیب از شهرهای قم، اراک، همدان، کرمانشاه و قصرشیرین عبور می‏کند و با پشت سر گذاردن مرز ایران و عراق ـ در خانقین ـ وارد خاک عراق ـ که آن زمان جزء مستملکات دولت عثمانی محسوب می‏گردید ـ شده و سپس به بغداد می‏رسد. نجم‏الدوله، چند روزی را به زیارت عتبات عالیات سپری می‏کند و سپس برای ادامه سفر خود تا حجاز، مسیر دریایی را برمی‏گزیند: در بغداد برکشتی کوچکی سوار شده، از روی دجله به صوبِ بصره حرکت می‏کند. بعد از چند روز، به کشتی دیگری انتقال یافته، و در ۲۲ شوال به بصره وارد می‏شود. بعد از سه روز اقامت در این شهر، بر کشتی بزرگ‏تری نشسته به سوی بندر بوشهر عزیمت و در مسیر راه از کنار محمّره (= خرمشهر کنونی) عبور می‏کند و در ۲۸ شوال به بوشهر می رسد. سه روز بعد، از این شهر، با کشتی، به مقصد جده حرکت می‏کند و در عرض راه از کنار بندر عباس، جزیره قشم، تنگه هرمز و سپس مسقط و عدن و تنگه باب‏المندب می‏گذرد و در ۱۸ ذیقعده وارد جده می‏شود. بقیه راه را تا مکه، از طریق زمینی، طی کرده و سرانجام در ۲۶ ذیقعده ـ پس از گذشت دو ماه از زمان عزیمت از طهران ـ به مکه معظمه می‏رسد.

نجم‏الدوله، برای بازگشت به ایران مسیری متفاوت ـ راه خشکی ـ را انتخاب می‏کند و پس از سپری کردن روزهای متمادی (حدود ۸۰ روز) در صحاری بی‏آب و علف عربستان و تحمل مصائب و مرارت‏های فراوان به نجف اشرف می‏رسد. وی چند زمانی، در شهرهای نجف، کربلا، کاظمین و سامرا، به منظور زیارت بِقاع متبرکه ائمه اطهار اقامت می‏گزیند و سپس از بغداد، از راهی که احتمالاً، کم و بیش، مطابق با مسیر آمدن اوست، عازم ایران می‏شود.

سفرنامه کوتاه ولی پر محتوا و خواندنیِ نجم‏الدوله درباره مسافرت به بیت‏الله الحرام، حداقل، دارای دو ویژگی شاخص و شایان تحسین است:

یک ـ فرصت‏جوییِ نویسنده سفرنامه از لحظه به لحظه این مسافرت برای گردآوری و کسب انواع اطلاعات سودمند و دست اول درباره امور و شئون گوناگون شهرها، قصبه‏ها و روستاهای واقع در مسیر راه در زمینه‏های جغرافیایی، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و غیر آن، همراه با انتقادهایی دلسوزانه از نابسامانی‏ها، نارسایی‏ها و ناروایی‏های موجود در این مناطق و ارائه رهنمودهایی به مسئولان برای رفع آنها. شایان توجه است که نجم‏الدوله، حتی درباره شهرها و نقاطی که از کنار آنها با فواصلی عبور کرده است (نظیر خرمشهر، بندرعباس، قشم، هرمز، عدن، ….) نیز از ارائه آگاهی‏های مختصر، ولی موثق دریغ نکرده است.

دو ـ ملاحظات میهن‏دوستانه و عواطف بی‏شائبه نامبرده نسبت به هم‏مذهبان و هموطنانش و اظهار تأسف و تأثر مکررِ وی از اعمال اقسام خشونت، اجحاف و تبعیض درباره ایرانیان و شیعیان در طول سفر حج و به‏ویژه توهین‏ها و تحقیرهایی که در جریان این مراسم به آنها می شود.

۲- سفرنامه خوزستان(سفرنامه اوّل نجم‏الدوله)

این سفرنامه شرح و تفصیل نخستین سفر نجم‏الدوله به خوزستان، مورخ ۱۲۹۹ه..ق است که به دستور ناصرالدین شاه و به قصدِ بررسیِ امکان بازسازیِ سد باستانی اهواز و برآوردِ هزینه‏های ترمیم آن انجام گرفته است. این سفر در بیست‏ودوم ذی‏الحجه ۱۲۹۹قمری آغاز و در چهاردهم رمضان همان سال پایان پذیرفته؛ بنابراین ۸ ماه و ۲۲ روز طول کشیده است.

سفر مزبور از تهران آغاز شده و از راه قم و کاشان و اصفهان و بروجرد و خرم‏آباد و دزفول به خوزستان منتهی شده و در مسیر بازگشت از راه بختیاری و اصفهان و کاشان و قم، باز در تهران پایان یافته است. متن این سفرنامه، نخستین‏بار به تصحیح و اهتمام استاد فقید دکتر سید محمّد دبیر سیاقی منتشر شده و چندی پیش توسط مرکز آثار و مفاخر فرهنگی ایران، با اضافات و الحاقات جدید، مجدداً به زیور طبع آراسته گردیده است.

تا آنجا که نگارنده تحقیق کرده است، از سفرنامه اول خوزستان، حداقل چهار نسخه خطی به شرح زیر وجود دارد:

یک ـ نسخه اصلی سفرنامه همراه با نقشه‏های ترسیمی متعددِ ضمیمه آن که به استناد گفته مرحوم احمد کسروی در «تاریخ پانصد ساله خوزستان» به کتابخانه سلطنتی تعلق داشته است.

دو ـ نسخه رونویسی شده از نسخه اصلی که در کتابخانه وزارت دارایی، جزء هشت مجلد «مجموعه ناصری» بوده است.

سه ـ نسخه متعلق به استاد فقید سعید نفیسی مورخ ۱۳۱۵ه..ق که به موجب دست نوشته خود آن مرحوم، آن را در خرداد سال ۱۳۱۳ خورشیدی، در حراج کتاب‏های مرحوم جهانگیر خان ناظم‏الملک، به قیمت ۱۲ قران! خریداری کرده است.

چهارـ نسخه خطیِ متعلق به کتابخانه و موزه ملک که به خط نستعلیق زیبا و خوانایی نگاشته شده و ضمناً حاوی کتابچه دستورالعمل ناصرالدین شاه به نجم‏الدوله درخصوصِ سفر اول به خوزستان نیز هست. این نسخه، بنابه دست نوشته شادروان احمد سهیلی خوانساری، توسط خود نامبرده، در حراج کتابهای مرحوم خلخالی، در سال ۱۳۲۸ خورشیدی، برای کتابخانه ملک خریداری شده است. شایان ذکر است که روانشاد حاج آقا حسین ملک ـ بانی کتابخانه و موزه ملک ـ در ذیلِ نوشته مرحوم سهیلی خوانساری یادداشتی به شرح زیر نگاشته است:

«بسیار کتابِ مفید و جامعی است که بهتر از این نمی‏توان در اقتصادیات و سیاست و وقوفِ به احوال و اشخاص و امکنه واستعدادِ اراضیِ آن صفحات به دست آورد.»

ناگفته نماند که استاد ارجمند دکتر سید محمد دبیر سیاقی، چنان که خود نگاشته‏اند، به رغم تلاش‏ها و تفحص‏های بسیار، موفق به دستیابی به نسخه اصلی سفرنامه نشده و ناگزیر، نسخه متعلق به شادروان استاد سعید نفیسی را که تقریباً کامل بوده است مآخذ قرار داده و آن را با رونویسِ نسخه اصلی که در کتابخانه وزارت دارایی مضبوط بوده، مقابله و مقایسه کرده‏اند.

چنان که پیش از این نیز اشاره شد، مقصد و مأموریت اصلی نجم‏الدوله در سفر به خوزستان، بررسی امکان بازسازی سد باستانی اهواز و برآورد هزینه آن بوده؛ ولی این امر، به هیچ‏وجه، مانع از آن نشده است که وی، علاوه بر توجه و پرداختن به هدف و منظور اصلی، از فرصت‏های کمیابی که در مسیرهای رفت و برگشت و نیز ضمنِ اقامت در مناطق مختلف خوزستان برای مطالعه و تحقیق در شئون گوناگون زندگی مردم فراهم می‏آمده است، به نحو احسن استفاده کند.

به گفته استاد دبیرسیاقی، نجم‏الدوله، این مسافر دقیق و خستگی‏ناپذیر، آسان آسان، از شهرها، قصبه‏ها، روستاها، راه‏ها، بناها، مزرعه‏ها، مرتع‏ها و ساکنان هر ناحیه و آداب و عاداتِ هر طایفه، دیده برنگرفته و تا آگاهی‏ها و دانسته‏هایی گرانبها در هر زمینه به چنگ نیاورده و گزیده و نخبه آنها را در یادداشت‏های روزانه خود منعکس نکرده است، از نگریستن باز نایستاده و با تحمل انواع رنج‏ها و دشواری‏ها توانسته است نقشی هر چه بدیع‏تر و تصویری هر چه واقعی‏تر از دیده‏ها و شنیده‏های خود برصفحات کاغذ مصور کند. از این‏رو، در سفرنامه‏ای که بر اساس مأموریتِ بازدید سدِّ اهواز است، با کمال شگفتی، شاهد گرد آمدن انبوهی از انواع اطلاعات گرانبها هستیم که برای کسب و ثبت و ضبط آنها، هیچ انگیزه‏ای جز کنجکاوی عالمانه و عِرق وطن‏دوستی نویسنده آن قابل تصور نیست.

از جمله اطلاعاتِ مضبوط در سفرنامه می‏توان به موضوعات و موارد زیر اشاره کرد: بهای زمین در هر منطقه، آبیاری، دیم‏کاری، کاریزها، رودها، سدها، بناهای تاریخی، تاریخچه و بانیان آنها و کیفیت حفظ آن آثار، فرآورده‏ها، صنایع، مالیات‏ها و عوارض، عادات و آداب و رسوم و مراسم، لباس و رفتار و عقاید مردم، وضع مأموران دولت و چگونگی رفتار آنان و آثارِ مترتب براعمال آنها، رجال و شخصیت‏های برجسته و بازرگانان شهرها و قصبات میان راه و از همه مهمتر موضوع مالکیت اراضی و مسأله مهمِ علاقه‏مندی و وابسته کردنِ کشاورزان به زمین از طریق تقسیم اراضی و واگذاری آنها به زارعان با تنظیم سند معتبر به ازای دریافت بهای آن به اقساط طویل‏المدت.

با توجه به آنچه گفته شد، اگر سفرنامه مزبور را(همراه با سفرنامه دوم) به منزله دایره ‌‏المعارف مختصر و مفیدی برای منطقه خوزستان در آن عصر و نیز نقاط واقع در مسیرِ رفت و برگشتِ نجم‏الدوله تلقی کنیم، شاید، سخنی به‌گزاف نگفته باشیم.

۳- سفرنامه دوم نجم‏الدوله به خوزستان

این سفرنامه که نگارنده از حسن تصادف و به‏صورتی کاملاً غیرمنتظره، به نسخه خطی مغفول مانده آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران دست یافت و با مساعدت‏ها و رهنمودهای بی‏دریغ استاد فقید جناب آقای دکتر سید محمد دبیر سیاقی ـ مصححِ سفرنامه اول نجم‏الدوله به خوزستان ـ توفیقِ تصحیح و انتشار آن را حاصل کرد، شرح دومین سفر نجم‏الدوله به خوزستان ـ در سال ۱۳۰۶ه..ق ـ است که این بار نیز، به دستور ناصرالدین شاه و به قصد بازسازی سد اهواز صورت گرفته است. نجم‏الدوله خود در بخشی از این سفرنامه درباره انگیزه مسافرت‏هایش به خوزستان چنین نگاشته است:

«… [حقیر] طبعاً مایل به هیچ شغل غیرعلمی نیستم و اینکه دو سفر، با کمال رغبت، به سمت عربستان! رفتم جداست. چون سدّ اهواز از بناهای قدیم و بزرگ عالم بوده و امروز صحبت او در افواهِ تمام بزرگان دنیا پیچیده است. حقیر به ملاحظه خدمت به دولت و آبادانی مملکت و بقای نام نیک سال‏های دراز در دنیا اقدام نمودم».

سفر دوم نجم‏الدوله به خوزستان در ششم ربیع‏الثانی ۱۳۰۶ه..ق از تهران آغاز شده و از راه قم، اراک، بروجرد، خرم‏آباد و دزفول به خوزستان منتهی گردیده و سپس، در مسیر بازگشت، از طریق دریا تا بوشهر و از آنجا به کازرون، شیراز، آباده، اصفهان، کاشان و قم ادامه یافته و در هشتم شوال همان سال در تهران پایان پذیرفته است. بدین ترتیب مسافرت مزبور، جمعاً حدود ۶ ماه طول کشیده است.

از آنجا که مسیرهای رفت و برگشت نجم‏الدوله در این سفر، از نقاط کوهستانی و گردنه‏های سخت و صعب‏العبور زاگرس وکُتَل‏های دهشتناکِ فاصلِ بین بوشهر و کازرون(در آن زمان) می‏گذشته و نیز با ملاحظه وضعِ بسیار نامناسبِ راه‏ها و وسایل حمل و نقل و نبود تسهیلات لازم در آن ایام، نجم‏الدوله، در طول این سفر، همانند سفر اول، متحمل شداید فراوان و مصائب و خطرات سهمگینی شده که شرح مفصل آنها در متن سفرنامه آمده است و در اینجا از دو مورد آن یاد می‏شود:

«… چند روز علی‏الاتصال جمعی عمله پارودار راه را [در حوالی زاغه از توابع خرم‏آباد] می‏رُفتند و می‏کوبیدند و گاو انداخته، با وجود آن، ارتفاع برف از یک ذرع تا دو ذرع بود. قاطرهای باردار، هر دو قدم می‏افتادند و فرو می‏رفتند… مکرر در برف فرو رفتیم و افتادیم. هرکس می‏افتاد، احدی ملتفت نمی‏شد. نوکر به آقا اعتنا نداشت چرا که او خود گرفتار بود… [خلاصه] قیامتی بود! امیدِ نجات نداشتیم. …. چشم‏ها و دست‏ها غالب معیوب شد. هزار مرتبه توسل جستم به ارواح اولیاء».

و نیز:

«… خلاصه مدت دو ماه سفر طول کشید از طهران اِلی دزفول و اقسامِ صدمات دیدیم از رنج و برف و پرتگاه و خطرِ دزد و خطرِ غرق [در] آب و غیره و الحمدالله به سلامت گذشتیم».

در جای جایِ سفرنامه دوم نجم‏الدوله به خوزستان ـ همانند دو سفرنامه قبلی ـ بارها به واقع‏نگری‏هایی محققانه، ملاحظاتی عالمانه و هشدارهایی دلسوزانه برمی‏خوریم که جملگی از وجدان بیدار، انسان‏دوستی و وطن‏خواهیِ بی‏شائبه و احساسِ مسئولیت شایان تحسین نویسنده آن حکایت می‏کند. در اینجا چند نمونه‏ از آنها را می‏آوریم: «… در ساعت ۵ به غروب [مانده] سوار شده، رفتیم به تخت جمشید عجب بنایی است! حقیر که خود را قابل توصیف آن نمی‏داند… آن قدر عرض می‏کند که چنین عالی بنایی امروز در هیچ مملکتی، از آثار قدیم، باقی نیست. سزاوار این است که از هرگونه جواهر گرانبها عزیزترش بداریم. [متأسّفانه] حال بی‏صاحب و بدون مستحفظ سالیان دراز است افتاده و فرنگی‏ها می‏آیند و آنچه ممکن [باشد] و بتوانند، می‏کَنَند و می‏شکنند و می‏برند و آنچه نتوانند از [فرطِ] حسادت و خبث ذات … دستی می‏شکنند و می‏ریزند؛ چنانچه بسیاری از مجسمه[های] جمشید و سایر[ین] را شکسته و [و یا] حک کرده‏اند … (نسخة خطی سفرنامه، ص ۱۵۰-۱۶۰)

«… امروز صبح … رفتیم … سقف شیروانی چهل ستون را تماشا کنیم و در حقیقت تعلیم بگیریم. در طولِ ۳۰ ذرع و عرضِ ۲۰ ذرع شیروانی‏ زده [و ستون‏های] حمّال … به کار برده‏اند که انسان و هر مهندس مبهوت می‏شود [راستی] چه مردم بزرگی داشته‏ایم! مهندسین و علمای فرنگی زیاد می‏آیند [و] به تماشای این سقف همه مبهوت می‏شوند. آثار صنعت قدیم ما از روی چنین ابنیه معلوم می‏شود…»(همان، ص ۱۸۱)

«… دو نفر از طایفة قلاوند که والیِ پشتکوه غارت[شان] نموده و ۲۳ نفر [از آنها را] اسیر برده، از آن جمع گریخته [و] آمده‏اند به دادخواهی … حکایت می‏کردند که والی‏موازیِ چهل هزار گوسفند و چهارهزار ماده گاو و سه هزار تومان نقد و شصت راس مادیان و به قدرِ ده هزار تومان جل و پلاس از آنها غارت نموده…»(همان، ص ۲۸)

دکتر احمد کتابی

روزنامه اطلاعات



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید