تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،25-9-1399
تعداد بازدید :120

نخستین اعتصابات کارگران ایران

در سال ۱۹۰۶ کارگران چاپخانه های تهران اولین اتحادیه کارگری ایران را تشکیل دادند. در سال ۱۹۰۷ جنبش اعتصابی کارگران و کارمندان ایران آغاز شد. در ماه مارس ۱۹۰۷ اعتصاب عمومی تلگرافچی ها که درخواست اضافه دستمزد و مطالبات دیگری داشتند، در گرفت.

 در سال ۱۹۰۸ چند بار در موسسات ماهیگیری لیانوزوف در بحر خزر، عصیان و اعتصابات کارگری به وقوع پیوست که برای سرکوبی آنها مقامات دولتی مجبور شدند که دسته های قزاقان ایرانی را اعزام کنند.  در طی سال های ۱۹۱۰-۱۹۰۸ کارگران بندرانزلی، باربران و قایقرانان اعتصاب کردند. در تهران درشکه چی ها، کارگران چاپخانه ها، کارکنان ترامواها و کارمندان وزارتخانه ها در اعتصابات شرکت کردند.  کارگران ایرانی در تشکیل انجمن انقلابی و دموکراتیک مجاهدان که از لحاظ خصلت و برنامه خیلی شبیه به سازمان های سوسیال دموکراتیک بود، شرکت فعالانه ای داشتند.  در سال ۱۹۰۷ در ایران اولین گروه های سوسیال دموکراتیک به وجود آمدند.  سازمان های مجاهدان غیرعلنی بود. این سازمان ها برای اولین بار در سال ۱۹۰۵ در ماورای قفقاز و شهرهای شمالی ایران به وجود آمد و به طور عمده از انقلابیون خرده بورژوازی، تجار، روحانیون درجه دوم و خرده مالکان، پیشه وران، دهقانان و کارگران تشکیل می شد. سازمان های مجاهدان زیر نفوذ شدید جنبش انقلابی روسیه قرار داشتند با انقلابیون ماورای قفقاز مربوط بودند. هدف و وظایف جمعیت مجاهدان در برنامه آن که در ماه سپتامبر سال ۱۹۰۷ در شورای نمایندگان سازمان های مجاهدان در مشهد به تصویب رسید، منعکس شده بود.  در این برنامه مطالبات زیر عنوان شده بود:  تامین حق انتخابات عمومی با رای مساوی مخفی و مستقیم، تامین هفت نوع آزادی که برخی از آنها عبارت بود از آزادی بیان، مطبوعات، اجتماعات، آزادی فردی و آزادی اعتصاب و همچنین مصادره اراضی شاه، بازخرید زمین های خوانین و تقسیم آنها بین دهقانان، هشت ساعت کار روزانه، تغییر سیستم مالیاتی از طریق بستن مالیات تصاعدی بر ثروت، تعلیمات عمومی اجباری و سایر خواست های دموکراتیک.  اما لازم است خاطرنشان شود که در نتیجه تفوق عناصر خرده بورژوازی در انجمن مجاهدان، عقاید و روش هایی که برای تکامل جنبش انقلابی مضر و اشتباه آمیز بود شیوع داشت.

   سکتاریسم، توطئه و ترور فردی

مجاهدان چند عمل تروریستی را علیه مرتجعان انجام دادند (قتل اتابک اعظم در ماه آگوست سال ۱۹۰۷ و سوءقصد به محمدعلی شاه در فوریه سال ۱۹۰۸ و...).  مجاهدان در نخستین سال های انقلاب دسته های مسلح گارد انقلابی را که دسته های فدائیان نامیده می شد، از افراد داوطلب تشکیل دادند. این دسته های فدایی از دهقانان، کارگران، تهیدستان شهر و خرده بورژوازی تشکیل می شدند.  انقلابیون ماورا قفقاز در امر تشکیل دسته های فدایی به مجاهدان کمک شایان ملاحظه کردند. دسته های فدایی، نیروی مسلح اصلی انقلاب ایران شد.

رشد فعالیت اجتماعی و سیاسی توده های وسیع خلق در شکل ایجاد سازمان های علنی انقلابی دموکراتیک که اکثرا از طرف اهالی، به نام انجمن انتخاب می شد، منعکس می شد. این انجمن ها در آغاز کار به عنوان ارگان های نظارت بر صحت انتخاب نمایندگان مجلس اول به وجود آمد.  اولین انجمن ایران در سال ۱۹۰۶ در تبریز به وجود آمد. در انتخابات این انجمن قشرهای وسیع سکنه تبریز در محلات شهر شرکت کردند.  نفوذ و اعتبار انجمن تبریز به زودی چنان بالا گرفت که در واقع به ارگان قدرت غیررسمی انتخابی مبدل شد و محمدعلی، ولیعهد و حاکم آذربایجان، به شناسایی و رعایت آن ناچار شد. انجمن تبریز در نوامبر سال ۱۹۰۶ با استظهار به پشتیبانی توده های وسیع از طرف حکومت آذربایجان شناخته شد و بر اعمال حکومت عملا نظارت می کرد. در تبریز حکومت خاص دوگانه حاکم و انجمن به وجود آمد. انجمن تبریز اغلب علنا به ماموران شاه مخالفت می ورزید و به رغم آنها مستقلا اقداماتی به عمل می آورد که با منافع توده های وسیع مردم هماهنگی داشت. انجمن نرخ نان و گوشت را تثبیت کرد. مقیاس واحد اوزان را اصلاح کرد، محتکران را تحت تعقیب قرار داده ذخیره، گندم آنها را مصادره و بین مستمندان تقسیم می کرد و نمایندگان خود را برای کارهای انقلابی میان شهریان و روستائیان به اطراف آذربایجان می فرستاد. باید متذکر شد که انجمن تبریز مانند اغلب انجمن های دیگر از لحاظ ترکیب اعضا و خصلت فعالیت خود یک سازمان بورژوازی بود.  در اوت سال ۱۹۰۷ انجمن تبریز از قبول والی جدید آذربایجان، شاهزاده فرمانفرما، که از طرف شاه منصوب شده بود، امتناع کرد. انجمن تبریز به وسیله نمایندگان تبریز، مجلس را پی درپی تحت فشار قرارداده برخی اقدامات مترقی و برکناری مرتجعان را از مقامات مهم دولتی و اقدامات نظیر آن را مطالبه می کرد.  ۲۴ اوت ۱۹۰۸ کارتویک سفیر روس در ایران در گزارش خود به پترزبورگ وضع تبریز را در اواخر ژوئیه سال ۱۹۰۷ چنین توصیف کرد. تمام قدرت از مدت ها قبل عملا در دست انجمن محلی است که متنفذتر از سایر انجمن های ایران است و در تهران شعبه ای دارد که کلیه وکلای مجلس گوش به فرمان آنند.  به دنبال انجمن تبریز در سایر شهرها و نواحی ایران نخست در شمال و سپس در جنوب، در تهران، رشت، مشهد، شیراز، اصفهان، کرمان، بندربوشهر، بندرعباس، سیستان و شهرهای دیگر انجمن های دیگری به وجود آمد.  به زودی در سراسر ایران شهر یا ناحیه کم اهمیتی باقی نماند که انجمن نداشته باشد. به موازات انجمن های شهرها و نواحی که در قلمرو شهر و ناحیه خود مشغول به کار می شد، انجمن های دیگری به صورت کلوب های سیاسی و اتحادیه های صنفی و کشاورزی و جمعیت های نوع دیگر به وجود می آمد. در کشور تعداد کثیری انجمن ایجاد شد و تنها در خود تهران ۱۴۰ نوع انجمن وجود داشت.  این انجمن ها وسیع ترین قشرهای توده مردم را در برمی گرفت، مثلا در جیرفت ولایت کرمان، انجمن غلامان آزاد تشکیل شد. در تهران انجمن خدمتگزاران سفارتخانه ها، کنسولگری هایی خارجی به وجود آمد و در بندر لنگه (خلیج فارس) انجمن های شیعه و سنی تاسیس شد.  عناصر مرتجع کوشیدند از این شکل سازمان ها استفاده کرده و در مقابل انجمن های انقلابی دموکراتیک، انجمن های ارتجاعی به وجود آورند. پس شاهزادگان قاجار انجمن قاجاریه را تشکیل دادند و در بسیاری از شهرهای ایران انجمن های ملاکان و تجار بزرگ به وجود آمد. این انجمن ها با حکومت همکاری و با انجمن های انقلابی دموکراتیک مخالفت می کردند.  مطبوعات نیز در سال های انقلاب مشروطه ایران رشد بی سابقه ای یافت. فقط از سال های اول انقلاب تا کودتای ضدانقلابی ۱۹۰۸ بیش از ۱۵۰ روزنامه و مجله در ایران منتشر می شد. پس از خلع محمدعلی شاه در سال ۱۹۰۹ همچنین پیش از ۱۰۰ روزنامه در کشور انتشار می یافت. روزنامه ها و مجلات نه تنها در تهران و سایر شهرهای بزرگ ایالتی مانند تبریز، رشت، مشهد، اصفهان و شیراز بلکه در شهرهای کوچک تر مانند همدان، یزد، کرمان، اردبیل و خوی نیز منتشر می شد. اکثر این روزنامه ها عمر کوتاهی داشتند و پس از انتشار چند شماره تعطیل می شدند. اما بعضی دیگر سال های متمادی برقرار بوده و خوانندگان نسبتا وسیعی داشتند، مثلا روزنامه مجلس که گزارش جلسات مجلس در آن به چاپ می رسید از ۷ تا ۱۰ هزار نسخه تیراژ داشت. یکی دیگر از روزنامه های موردپسند عموم «صوراسرافیل» بود که تیراژ آن تا ۵ هزار و ۵۰۰ نسخه می رسید.

تاریخ انقلاب مشروطه، میخائیل ایوانف

دنیای اقتصاد



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید