تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،22-12-1397
تعداد بازدید :24

نقش و جایگاه «بهار خواب» در معماری ایرانی

شاید به جرات بتوان ادعا کرد که اشعار هیچ یک از شعرای ایرانی لطیف تر از سروده های سعدی نباشد. به جز اینکه سعدی را عارفی بی نظیر دانسته طبع لطیف و سخن نغز و شیرین او منحصر به فرد می دانیم. او در بخشی از غزلیات بهارانه خود چنین سروده است: 

برخیز که می رود زمستان

بگشای در سرای بستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان

وین پرده بگوی تا به یک بار

زحمت ببرد زپیش ایوان

آواز دهل نهان نماند

در زیر گلیم عشق پنهان

بر خیز که باد صبح نوروز

در باغچه می کند گل افشان

خاموشی بلبلان مشتاق

در موسم گل ندارد امکان

البته شاید بیشترین و نغزترین غزلیات را در وصف بهار را در کلام سعدی سراغ داشته باشیم لیکن از دیگر ویژگی های سعدی آن است که کلام خود را با فضاهای معماری هم ارتباط می دهد کما اینکه در همین غزل زیبا مستقیما از فضاهایی نظیر «در سرای بستان»، «شبستان»، «ایوان» و «باغچه» نام برده است. هم او در غزلی دیگر می گوید: «ای نظر آفتاب هیچ زیان داردت/ گر در و دیوار ما از تو منور شود.» به عبارت دیگر، به نظر می رسد فضای شعر او با فضای معماری در آمیخته است.

البته همه می دانیم که معماری ایرانی و معنای فضای معماری ارتباطی نا گسستنی با طبیعت دارد. حیاط خانه ایرانی تجلی گاه و در برگیرنده بخشی از طبیعت و نیز مصداقی کوچک از بهشت است. حیاط خانه ایرانی، «منزل نور» است. حیاط این خانه مصداقی دنیوی از معنای بهشت است. مکان حضور آب و درخت، نور و آسمان، نسیم و شمیم، آیات روشن و زیبای الهی. لذا به نظر می رسد که احتمالا منظور سعدی از «در سرای بستان» درهای رو به حیاط است. چرا که در فضاهای معماری ایرانی آنچه باعث تشخص فضاها نیز به شمار می آید دری است که رو به حیاط باز می شود. [1] علاوه  بر این، بایستی در نظر داشته باشیم که در معماری ایرانی فضایی به نام «بهار خواب» وجود دارد. اما در خصوص این فضا بایستی چند نکته را در نظر بگیریم نخست آنکه با توجه به فرهنگ قناعت و صرفه جویی در فرهنگ ایرانی احداث فضایی که صرفا برای فصل بهار مورد استفاده است، ظاهرا نوعی تضاد درونی به شمار می آید. چرا که در فرهنگ معماری ایرانی استفاده از فضاهای مختلف به صورت چند عملکردی گویای توجه آنان به پرهیز از اسراف در تمامی ارکان زندگی است. با این حال در پاسخ به اینکه چرا فضای بهار خواب جزیی از ساختار معماری ایرانی است؟ بایستی به اهمیت و جایگاه فصل بهار در زندگی مردم این سرزمین اشاره نمود. و با آنکه هر فصل زیبایی های خود را دارد لیکن توجه و تعلق خاطر ساکنین ایران به بهار بسیار بیشتر از سایر فصول است. کما اینکه مثلا کمتر شاعری را می توان سراغ گرفت که در وصف بهار اشعاری نداشته باشد. دوم اینکه از ویژگی های فصل بهار وزش نسیم و شمیم است. باد ملایمی که در سحرگاهان می وزد اگر چه خنکی خاصی دارد و هنوز نشانی از سرمای زمستانی با خود دارد لیکن بنابر روایتی از پیامبر(ص)، انسان ها از پوشیدن تن از باد بهار، نهی شده اند. مولوی در این خصوص می سراید:          

گفت پیغامبر ز سرمای بهار

تن مپوشانید یاران زینهار

زانک با جان شما آن می‌کند

کان بهاران با درختان می‌کند

   به عبارت دیگر بنابر نصیحت پیامبر (ص) حتی بهتر است تن خود را در معرض باد بهاری قرار دهیم.و بدین سبب است که معمار ایرانی با احداث «بهار خواب» زمینه ای را فراهم می نماید تا انسانها خود را در معرض نسیم بهاری قرار دهند. سوم اینکه در فصل بهار تمایل آدمی به خواب بیش از سایر فصول است و بخشی از این ویژگی مربوط به وزش نسیم، دمای متعادل، شمیم گل های بهاری و... است بنابراین اختصاص فضای ویژه ای برای استراحت بیشتر به نوعی پاسخگویی به نیاز بیولوژیک نیز به شمار می آید. چهارم اینکه فصل بهار در فرهنگ ایرانی فصل گشت و گذار، دیدن و همنشینی با طبیعت است. کما اینکه سعدی سروده است: « فصل بهار است خیز تا به تماشا رویم/ تکیه بر ایام نیست تا دگر آید بهار». « بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار/خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار» و.... «بهار خواب» از جمله فضاهای معماری ایرانی است که در در اشکوب فوقانی خانه احداث می شود تا علاوه بر تمامی ویژگی های دیگری که برشمردیم، به حیاط هم مشرف باشد و چشم انداز بهاری حیاط هم منظر دیدگان اولی الابصار باشد. پنجم اینکه بهار فصلی است که تمامی حواس انسان و بویژه حواس تجربی انسان را درگیر می کند. دیدن مناظر بهاری نظیر دیدن شکوفه های رنگارنگ درختان، ادراک شمیم گلهای بهاری، شنیدن صدای پرندگان خوش الحان، احساس نسیم بر بدن و البته خوردن انواع اطعمه و اشربه ویژه بهار و به قول قاآنی:

نسیم خلد می‌وزد مگر ز جویبارها  

که بوی مشک می‌دهد هوای مرغزارها،    

فراز خاک وخشت‌ها دمیده سبزکشتها

چه‌کشتها بهشتها نه ده نه صد هزارها

به‌چنگ بسته چنگها بنای هشته رنگها

چکاوهاکلنگها تذروها هزارها

ز نای خویش فاخته دوصد اصول ساخته

ترانها نواخته چو زیر و بم تارها

ز خاک رسته لاله ها چوبسدین پیاله ها

به برگ لاله ژاله ها چو در شفق ستارها

فکنده‌اند همهمه کشیده‌اند زمزمه

به‌شاخ سروبن همه چه‌کبکها چه سارها

نسیم روضه ارم جهد به مغز دمبدم

ز بس دمیده پیش هم به طرف جویبارها

و.....

به همین سبب هم بهار خواب فضایی است تا امکان بهره برداری از همه این موهبت ها را فراهم نماید. مسقف است تا از رگبارهای بهاری در امانمان بدارد. نیمه باز است تا در معرض نسیم قرارمان دهد. دارای چشم انداز به حیاط است تا امکان حظ بصری از شکوفه های بهاری و جوانه های تازه را برایمان فراهم نماید و استشمام عطر گلها و ریاحین را میسر نماید. به جمیع جهات به نظر می رسد «بهار خواب» فضایی است برای تجلی بهار در زندگی اهل خانه. فضایی ویژه است برای جلب توجه و نگاهی متفاوت به بهار که جلوه ای از رستاخیز و حیات دوباره. «بهار خواب» تذکار پدیده های مهم خلقت است. ششم اینکه: فصل بهار احساس نیاز به حضور در طبیعت و پرهیز در فضاهای بسته را در انسان برمی انگیزد. ایجاد فضای «بهار خواب» پاسخ به چنین نیازی است. فضایی شفاف و نیمه باز که هم آرام بخش است و پاسخگوی نیاز به اختلاط انسان با طبیعت است.

به جمیع جهات مذکور، به نظر می رسد ایجاد فضای «بهارخواب» در معماری ایرانی که برای بهره بردای در یک فصل آنقدر حائز اهمیت هست که احداث آن اسراف نبوده و حتی اگر سه فصل بلااستفاده باقی بماند بهتر از آن است که بهره برداری همه جانبه و مفرح از چنین فضایی را از بهره برداران دریغ نماییم. چنین فضایی است که احساس شاعرانه ای را بر می انگیزد تا سراینده ای عاشقانه تحریر کند:

بوی باران بوی سبزه بوی خاك

 شاخه های شسته باران خورده پاك

 آسمان آبی و ابر سپید

 برگهای سبز بید

 عطر نرگس رقص باد

 نغمه شوق پرستو های شاد

 خلوت گرم كبوترهای مست

 ..... نرم نرمك می‌رسد اینك بهار

آیا فقدان فضای بهارخواب را زندگی امروز احساس نمی کنیم؟         

 



[1] - اتاق سه دری یا اتاق پنج دری تشخص خود را ار در پنجره هایی می بابد که رو به حیاط باز می شوند. ضمن آنکه اساسا این درها محل تردد نیست و ورود و خروج به این فضاها از درهای تعبیه شده در راهروها انجام می شود.

غلامرضا میثاقیان



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید