تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :740

نمی خواهم حیوان آزار باشم!‏

رد طرح حفاظت از جنگل‌های ایران در کمیسیون مجلس در تیرماه امسال، آتش سوزی در پارک ملی گلستان و سوخته و قطع شدن صدها تنه سبز و زنده، شکار و کشتار خرس‌های قهوه‌ای و پلنگ‌ها در اصفهان و لرستان و مازندران و فارس و پارک ملی گلستان و جاهای دیگر، خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها و بحران کم آبی و نهایتا بی آبی، انواع آلودگی‌های‌آب و خاک و هوا و وزش طوفان‌های نمک و ذرات غبارآلود، مثله کردن حیوانات بی گناه و آزار دادن آن‌ها به شیوه‌های مختلف و اسیر کردن در باغ وحش‌ها و سیرک‌های غیر استاندارد و چه بسا غیر قابل تحمل و دهشت‌زا و بی شمار خبرهایی از این دست، یعنی چه؟

اصلاً آیا این اتفاقات مهم است یا اگر مهم است، اندازه « مهم بودن» آن‌ها چه قدر است؟ آیا مردم ما به اندازه‌ای که برای جام جهانی فوتبال، آدرنالین ترشح کردند و روزی صدهزار بار بازیکنان و مربی آنان را تا عرش قهرمانی یا فرش بی کفایتی بالا و پایین بردند، برای «زیست توپی» که قرار بود گونه‌های در معرض خطر حیات وحش دنیا را نشان بدهد و بین ورزش و محیط زیست پیوند برقرار کند و در جام جهانی توسط تیم ملی ایران معرفی شود هم، کنجکاوی و پیگیری داشتند؟

آیا نگرانی مردم از افزایش قیمت آب و برق و بنزین به اندازه نگرانی آن‌ها از هدر رفتن آب و آلوده بودن بنزین مصرفی و بلند شدن ارتفاع روزانه کوه‌های زباله است؟

آیا انسانی که خود را جانشین خداوند در زمین می‌داند و از دیدن دریاچه‌ها و نشستن در طبیعت و بالارفتن از کوه و تماشای حیوانات در باغ وحش و نمایش زنده جانوران مختلف در سیرک لذت می‌برد، از نابودی زمین و آزار مخلوقات خداوندی نیز درد می‌کشد و خود را مسئول می‌داند؟

من با شنیدن این خبرها و از آنجا که خود را به عنوان یک انسان مسئول انهدام زمین می‌دانم و به عنوان یک عضو رسانه، مسئول اطلاع رسانی و آگاه کردن مردم هستم، به سراغ یکی از مظلوم‌ترین و پنهان‌ترین وجه ظلم به طبیعت - حیوانات سیرک‌ها- رفتم تا پشت آن پرده قرمزی را که هر شب برای اجرای برنامه آویزان می‌شود، به شما نشان بدهم. تا حیوانات آرام و دست آموزی را که برای نمایش مقابل چشمان ما بالا و پایین می‌روند، در قفس‌های کوچک و بزرگشان ببینم و در مقابل نگاه پر از گلایه‌شان از اشرف مخلوقات، نشان شرمندگی از این اشرافیت بی‌معنا را به سینه بزنم!‏

‏ ‏سیرک خلیل عقاب!‏

بوستان ولایت تهران مدتی است که محل استقرار خیمه‌ای بزرگ و سرخ رنگ شده است و هفته‌هاست در خنکای شب‌های تابستان، مردمانی را روی صندلی میخکوب می‌کند تا بازی ببرها و نمایش اسب‌ها و میمون‌ها و حیواناتی از این دست را از فاصله‌ای نزدیک ببینند. ‏

سیرک خلیل عقاب که یکی از قدیمی‌ترین سیرک‌های ایران است، در اینجا برپاست؛ برنامه آن‌ها را سال‌ها قبل در کودکی ام در مشهد، دیده بودم و خدا می‌داند دیدن این صحنه‌ها چه قدر هیجان زده‌ام می‌کرده‌است. حالا اما با بی شمار مطلبی که از چگونگی آزار حیوانات برای تربیت کردن و نگهداری آن‌ها در سیرک‌ها خوانده و شنیده‌ام، تمایلی به دیدن نمایش سیرک ندارم و ترجیح می‌دهم در گرمای بعد از ظهر تابستانی به آنجا بروم ولی پشت صحنه را ببینم.

به همراه عکاس و ایمان معماریان، دامپزشک حیات‌وحش باغ وحش تهران، به آنجا می‌رویم و برای رفتن به محل نگهداری حیوانات، از میان خیمه بزرگ سیرک رد می‌شویم. سایه خنک و نور قرمز رنگ آن، به همراه سکوتی که حکمفرماست، نه آرامش بخش است نه ترسناک، ولی بیننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در حیاط پشت خیمه، ابراهیم عقاب- پسر پهلوان خلیل عقاب به استقبال می‌آید و در مقابل قفس ببرها میز و صندلی می‌گذارد و با ما به گفتگو می‌نشیند.‏

‏ ببرها در آرامش عصرگاهی و پشت به ما روی تخت‌های جایگاهشان لم داده‌اند و توله‌هایشان در قفس جداگانه آب بازی می‌کنند. یک ببر سفید رو به ما می‌کند و با چشمانی که انحراف دارد زل می‌زند به قیافه‌های پر ادعای ما تا معصومیتش تمامی غرور ما را به زیر زمین بکشد!

صدای پرندگان و آبشار نیز در فضا پخش می‌شود تا فضای جنگل برای آن‌ها تداعی شود.ابراهیم عقاب صحبت‌هایش را اینچنین آغاز می‌کند: ‏

اواخر سال ۱۳۷۰ بعد از ۲۰ سال که در ۱۴-۱۵ کشور اروپایی کار می‌کردیم، مجموعه سیرک‌مان را از اروپا جمع کردیم و به ایران آوردیم و تعدادی از سیستم و برنامه‌ها و حیوانات آن را نیز تغییر دادیم. آن‌ها که مال شرکایمان در سیرک ایتالیا بودند با اتمام قرارداد رفتند و ما نیز پس از آن، در سال ۱۳۷۲ ، ۵ قلاده شیر و یک قلاده خرس از باغ وحش مشهد خریدیم و شروع به تربیت آن‌ها کردیم. خرس سیرک ما هنوز هست، ولی چون پیر شده است، دیگر روی صحنه نمی‌آید، شیرهایمان نیز به مرور زمان بر اثر کهولت سن از بین رفتند.

الان شخصا ۵ قلاده ببر و ۴ اسب پونی دارم. ببرها را یک سال و نیم پیش از سیرکی در پرتغال خریده‌ام و به ایران آورده‌ام که در حال حاضر ۲ توله دارند!

فعالیت در ایران

ابراهیم عقاب می‌گوید: نزدیک ۲۰ سال است که در ایران فعالیت می‌کنیم. اکثر استان‌ها را رفته‌ایم. سال به سال هم سعی می‌کنیم حرفه‌ای‌تر و با سیرک‌های بزرگ جهانی، هماهنگ‌تر شویم. گاهی از هنرمندان خارجی دعوت می‌کنیم، ولی در کل هنرمندان ما از ایران هستند و از هنرمندان ایرانی بین المللی نیز دعوت می‌کنیم که برگردند اینجا کار کنند! این‌ها نکات مثبت کار ما است.

وی ادامه می‌دهد: از طرف دیگر حیوانات معدودی دارم تا بتوانم به همه آن‌ها کامل و دقیق برسم و از آن‌ها مراقبت کنم. چون هم به لحاظ عاطفی و هم مالی، برایم بسیار ارزشمند هستند. هر قلاده ببر که در حد ۳۰ درصد تربیت شده بودند برای من ۳۵ هزار یورو تمام شد. نزدیک ۵۰۰ میلیون تومان پول دادم تا رسیدند تهران و بقیه تربیت شان را خودم انجام دادم. این ببرها جوان و بین ۵ تا ۶ ساله و نسل چهارمی‌هایی هستند که در سیرک به دنیا آمده اند!

رویکرد موافق با سیرک

ابراهیم عقاب از عملکرد مجموعه‌اش راضی است. معتقد است مردم هم راضی هستند و هنوز هم در شهرهای کوچک و بزرگ، طرفداران و علاقمندان به دیدن نمایش حیوانات وجود دارند و انواع تفریح‌های جدید از جذابیت سیرک‌ها نکاسته است. ‏

‏ به علاوه وی شهر به شهر گشته و مردم را از نزدیک با حیات وحش آشنا و دوست کرده است. او هم سرگرمی سالم فراهم می‌کند، هم برای عده‌زیادی که در مجموعه او کار می‌کنند، اشتغالزایی کرده است! حتی حیواناتش نیز در چنان آرامش و آسایشی به سر می‌برند که در شرایط اسارت زاد و ولد می‌کنند! این حیوانات به جابجایی و تغییر آب و هوا عادت کرده‌اند و آسیب نمی‌بینند.‏

به گفته ابراهیم عقاب، تربیت حیوانات سیرک نیز به روش قدیمی کتک زدن که در برخی کشورها رایج است، نیست. این حیوانات با شرطی کردن تربیت شده اند. نه این که گرسنه بمانند و غذا نخورند و مجبور باشند برای یک تکه گوشت، نمایش بدهند! بلکه در حالت سیری و رضایت روی صحنه می‌آیند و با پریدن از یک مانع کوچک، یک جایزه لذیذ می‌گیرند و خیلی هم از خوردن آن لذت می‌برند!

ابراهیم عقاب می‌افزاید عاشق ببرهایم هستم و به همین دلیل شخصی آن‌ها را کتک نمی‌زنم و آزار نمی‌دهم. ولی در کل نیز این‌ها حیواناتی نیستند که بر اثر گرسنگی و کتک خوردن رام شوند. اتفاقا بسیار هم کینه‌ای هستند و اگر گرسنه سر صحنه بیایند، با دیدن یک تکه گوشت، سریع حمله می‌کنند و اگر کتک بخورند، در اولین فرصت تلافی می‌کنند. پس همه ما برای حفظ جان خودمان هم که شده، با آن‌ها بدرفتاری نمی‌کنیم!

رویکرد مخالف با سیرک حیوانات

ابراهیم عقاب از رضایت حیوانات و شرایط خوب نگهداری آن‌ها و تلاش مجموعه اش برای جلب رضایت مردم که می‌گوید، گوش می‌دهم و اطمینان به این حرف‌ها را در چهره‌اش می‌خوانم. اما روی دیگر سکه را هم به او نشان می‌دهم و پای انتقاد که وسط می‌آید می‌پرسم: چگونه عاشق حیوانات خود هستید، ولی نمی‌دانید که این شهر به شهر رفتن شما چه قدر می‌تواند حیوانات شما را اذیت کند؟

چگونه اجازه می‌دهید حیوانات شما جفت گیری کنند، وقتی یک ببر سفید با انحراف چشم شدید دارید که بیماری ژنتیکی ببرهای شما را آشکار می‌کند؟

وی نیز پاسخ می‌دهد: وقتی هیچ کس از ما نمی‌خواهد شرایط را استاندارد کنیم و بدون کنترل شبکه دامپزشکی و سازمان محیط زیست، خودم می‌روم سازمان و برایشان شرایط استاندارد سیرک در اروپا را می‌برم و می‌گویم این چیزها را از ما نیز بخواهید و از سیرک من شروع کنید، یعنی عاشق حیوانات هستم و تمامی تلاشم را می‌کنم تا سیرک را در بهترین شرایط برپا کنم. ‏

سیرک ما یک مجموعه توانا و مرفه است و ما به لحاظ مالی وابستگی به سیرک نداریم. دوست داریم با این حیوانات باشیم و آسایش آن‌ها برای ما در درجه اول اهمیت قرار دارد. ۹۰ درصد کسانی که در ایران حیوان دارند، به دلیل شرایط مالی، خورد و خوراک درستی برای حیوانشان فراهم نمی‌کنند ولی ما در عرض ۱ سال و نیم که این ببرها را وارد ایران کرده‌ایم،۱۹۰ میلیون تومان پول خرید گوشت مرغ داده ایم! هر کدام از این ببرها روزی ۸ تا۱۲ مرغ می‌خورند. فاکتورها و اسنادش موجود است و حاضرم برای نشان دادن این تغذیه استاندارد، فاکتورها را هر ماه به محیط زیست ارایه دهم! ابراهیم عقاب تأکید می‌کند: ما در گرمای تابستان در کانکس‌ها کنار این‌ها می‌مانیم تا ۲۴ ساعته از پنجره مراقبشان باشیم.‏

پدرم با ۹۱ سال سن هنوز در کانکس است و حاضر نیست از کنار این حیوانات برود و خود من هم همین طور. این‌ها اگر از سر عشق نیست، پس برای چیست؟

جابجایی‌های آزاردهنده

حرف‌هایش را گوش می‌دهم، اما قانع نمی‌شوم. اصل جابجایی برای حیوانات مثبت نیست. حتی اگر سیرک عقاب دیر به دیر جابجا می‌شود و قفس‌های بزرگ برپا کند و تریلی‌ها و ساعت حمل و نقل حیوانات آن، علیرغم بی تفاوتی سازمان دامپزشکی و محیط زیست کشور، و تنها به دلیل وجدان شخصی صاحبان سیرک عقاب استاندارد است، باز هم حیوانات اذیت می‌شوند.

دکتر معماریان- دامپزشک حیات وحش که کنار ما حضور دارد می‌گوید: تعریف جایگاه استاندارد برای هرگونه جانوری در دنیا وجود دارد، ولی در ایران این تعریف‌ها نیست و سازمان محیط زیست فقط برای برخی گونه‌ها مثل ببر و شیر فضای استاندارد را به لحاظ متراژ مشخص کرده‌است و این که مثلا قفس شیر یا ببر باید چند متر مربع باشد و به شرایط دیگر اشاره نشده است - هرچند همین هم رعایت نمی‌شود!

وی می‌افزاید: پس این تعریف استاندارد و کامل نیست، اما اگر تعمیم بدهیم و بخواهیم از استانداردها استفاده کنیم، آن وقت سیرک‌ها به دلیل این که بالقوه در حرکت هستند و جابجا می‌شوند، نمی‌توانند شرایط استاندارد داشته باشند،چون نمی‌توانند جایگاه استاندارد را از زمین بردارند و ببرند جای دیگر علم کنند! این کار بسیار پر هزینه است و سیرک عقاب نیز از این قضیه مستثنی نیست!

جایگاه ببرها

مساحت قفس ببرهای سیرک عقاب ۱۲۰ مترمربع است و ابراهیم عقاب می‌گوید: از آنجا که از یک تا ۴ قلاده ببر باید۸۰ متر مربع فضا داشته باشند، قفس این‌ها استاندارد و حتی بزرگ‌تر است. استخر و تنه درخت هم دارند.

چون از بدو تولدشان، بند اول ناخن‌هایشان را در محل قبلی زندگیشان در خارج از ایران، قطع کرده‌اند ،از اینرو به جایی برای ناخن کشیدن در قفس نیاز ندارند!کف قفس نیز آسفالت است که به زودی با قطعات پلاستیک پوشانده می‌شود، پس شرایط خوبی دارند! اما دکتر معماریان به جایگاه ببرها در سیرک عقاب ایراد می‌گیرد و می‌گوید: بر اساس استاندارد‌های اروپا، جایگاه نگهداری دایم ببر در شرایط ثابت، ۲۰۰ متر مربع برای یک ببر است و برای هر قلاده بیشتر، ۲۵ درصد به فضا اضافه می‌شود. سیرک‌ها برای این که دایم در حرکتند نمی‌توانند جایگاه استاندارد داشته باشند! ‏‏ در قفس‌های این سیرک جایی برای پنهان شدن ببرها وجود ندارد و برای این کار به داخل تریلی برگردانده می‌شوند!

ببر سفید

دکتر معماریان می‌گوید: تمامی ببرهای سفید دنیا از یک ببر سفید در هند تکثیر شده‌اند و ادامه تکثیر آن‌ها غیر قانونی و خلاف است!

تولد ببر سفید، یعنی بروز اختلال ژنتیکی و برای همین، این حیوانات یا چشمانشان لوچ است و انحراف دارد و یا پوزه ندارند و از مشکلات دهانی رنج می‌برند و یا مشکلات ژنتیکی دیگری در آن‌ها مشاهده می‌شود.وقتی از ماده ببر ۲ توله خواهر و برادر تولید می‌شوند که یکی از آن‌ها ببر سفیدی است با مشکل بینایی، پس در ببرهای سیرک عقاب اختلال ژنتیکی وجود دارد و نباید بیش از این تکثیر شوند.

وی می‌افزاید: حیوان سیرک باید عقیم باشد. زیرا تکثیر گونه‌های خاص تحت شرایط خاص است و مثلا ببرهای هیبریدی که ژن ببر سفید هم در آن‌ها هست، اجازه تکثیر ندارند. اگر ببرهای ماده این سیرک توله به دنیا بیاورند،ممکن است ببر سفید دیگری هم در آن‌ها باشد و این اختلال ژنتیکی آن‌ها به گونه آسیب می‌رساند، به ویژه برای گونه‌های در حال انقراضی مثل ببرها. ‏دکتر معماریان از ابراهیم عقاب می‌خواهد که ببرهایش را عقیم کند که ظاهرا استقبال چندانی نمی‌‌کند!

میمون‌های رزوس!‏

گفتگو در مورد ببرهای سیرک عقاب را تمام می‌کنیم. نگاه معصومانه ببر سفید همچنان بر ما سنگینی می‌کند. انگار مشکل بینایی اش او را وابسته و رام کرده است! احساس کودکی را به آدم می‌دهد که نقص مادرزادی دارد و تمامی عمر وابسته و بیمار است. کاش می‌شد نگاهشان و صدایشان را ترجمه کرد، شاید بی شمار فریاد داشتند که بر سر ما آوار کنند!

سراغ میمون‌های سیرک می‌رویم. مالکیت رزوس‌های پر جیغ و داد و خزندگان سیرک با آقای میر سپاه است و خزندگان در باغ شخصی او در شهریار نگهداری می‌شوند.‏

‏ دکتر معماریان می‌گوید: رزوس‌ها بسیار خطرناک هستند و بیشترین بیماری مشترک با انسان را دارند. چــون خیلــی باهوش هستند، به راحتی دست‌آموز نمـی‌شوند و فقط با کتک زدن می‌شود آن‌ها را رام کرد. شاید صاحبان اصلی آن‌ها در هند و پاکستان، با آزار و اذیت، آن‌ها را رام کرده باشند، ولی نگهداری آن‌ها در سیرک حتی اگر رام شده باشند، ادامه همان روند و ظلم در حق آن حیوان و افرادی است که با آن سر و کار دارند و اصلا درست نیست!

خرسی که خرس می‌ماند

به دیدار خرس پیر سیرک عقاب می‌رویم. در پشت یک تریلی در عقب حیاط است. تمیز است و تازه حمام کرده است. بازنشسته است و دیگر نمایش نمی‌دهد. تمامی سال‌ها بی جفت و تنها بوده است و خدا می‌داند به ازای هر یک شب برنامه‌ای که برای انسان‌ها اجرا کرده، چند شب خواب جنگل و رهایی و دوری از انسان‌ها را دیده است. این که همین طور تنها و خسته در گوشه‌ای بماند درد آور است و ابراهیم عقاب که احساسات برانگیخته ما را می‌بیند به دکتر معماریان می‌گوید: خرس را به باغ وحش تهران می‌سپارم. شاید زندگی در باغ وحش و کنار دیگر خرس‌ها از درد و رنج تنهایی که شما می‌گویید بکاهد و دکتر نیز از این پیشنهاد استقبال می‌کند و قرار می‌شود با مناسب شدن جایگاه و شرایط، او را به باغ وحش ارم منتقل کنند!

نمی خواهم در ذهن مردم بشکنم

ابراهیم عقاب- پسر خلیل عقاب زندگی و کارش را در سیرک شروع کرده است. خودش می‌گوید: مردم، ما را و سیرک ما را دوست دارند. نمی‌خواهم مرا به چشم حیوان آزار ببینند. من به سازمان محیط زیست رفته‌ام و از آنان خواسته‌ام استانداردها را مشخص و در سیرک عقاب اجرا کنند. حتی دوربین مداربسته هم خواهم گذاشت تا هر لحظه از زندگی حیوانات در اینجا، قابل کنترل مسئولان محیط زیست و شبکه دامپزشکی کشور باشد هرچند آن‌ها این همه سختگیری ندارند که من در مورد خودم و آسایش حیواناتم دارم.اگر مردم یا مسئولان، از من بخواهند سیرک را تعطیل و حیوانات آن را آزاد کنم، می‌پذیرم و باغ وحش درست می‌کنم و خودم از حیواناتم نگهداری می‌کنم.

اعتماد به عقاب!‏

کم کم باید از سیرک عقاب خارج شویم و برای بازدید سیرک دیگری در کرج برویم. با این که دیدن سیرک عقاب از اضطراب و نگرانی ما نسبت به شرایط نگهداری حیوانات در آن کم می‌کند و حرف‌ها و انعطاف صاحبان آن، امید به بهبود و تغییر شرایط را در دلمان زنده نگه‌می دارد، ولی اضطراب دیدن حیوانات در سیرک بعدی، ما را رها نمی‌کند!به ابراهیم عقاب اعتماد می‌کنیم.

حرف‌هایش را طوری می‌زند که آدمی دلش گرم می‌شود. همان طور که می‌شود به یک عقاب اعتماد کرد. عقاب قله نشین است. بلندی را دوست دارد و برای آب و دانه اندک خفت نمی‌کشد. ابراهیم عقاب نیز دوست دارد در خاطرات بچه‌هایی که به دیدن سیرکش آمده اند، دوستدار حیوانات بماند، نه آزاردهنده و ظلم‌کننده حیات وحش!

وجیهه تیموری
به نقل از روزنامه اطلاعات

موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید