در این میان معدود سیاستمدارانی بودند که از طریق خلق فضاهای جدید و ساخت نهادهای مختلف می‌کوشیدند تولید جریان کنند. محمدعلی فروغی را می‌توان در زمره این افراد قرار داد. او اگرچه سخت درگیر سیاست شد و در بالاترین مراتب حکومتی نقش‌‌آفرینی کرد؛  اما هرگز از تلاش خود به‌منظور توسعه فضاهای اجتماعی دست نکشید. کار او در تاسیس نشریه‌ای مستقل از دولت، فعالیت پیگیرانه به منظور ترجمه آثار جدید، همکاری در تاسیس فرهنگستان و توجه به قانون نشان‌دهنده نقش او به‌عنوان مصلحی است که تنها از برج عاج روشنفکری به جامعه نظر نمی‌کرد.

یکی از فعالیت‌های فروغی در راستای نهادسازی را می‌توان در تاسیس «شرکت فرهنگ» جست‌وجو کرد. در سال ۱۲۸۸ه.ش گروهی از فارغ‌التحصیلان و معلمان مدرسه سیاسی، دست به تاسیس این موسسه زدند و نام شرکت را برای آن انتخاب کردند. فروغی عهده‌دار ریاست این انجمن بود. این گروه فعالیت‌های متنوعی را برای خود تعریف کرده بودند و همان‌طور که در نام آن آمده عمدتا در مسیر اعتلای فرهنگ می‌کوشیدند. تاسیس مدارس و نهادهای آموزشی جدید به منظور توسعه علوم نوین، نگارش و ترجمه کتاب‌های غربی و همچنین نگارش و ترجمه نمایش‌نامه‌ها از جمله مواردی بود که قرار بود در این مجموعه پیگیری شود. فعالیت‌های این شرکت از نخستین گام‌های شکل‌گیری و توسعه تئاتر به شیوه نوین بود. تا پیش از این عمده نمایش‌ها جنبه آیینی داشتند. نمایش‌های شرکت فرهنگ البته به‌صورت خصوصی اکران می‌شد؛  اما خبرهایی در رابطه با آنها در روزنامه‌ها منتشر می‌شد. فروغی شخصا کار ترجمه شماری از این نمایش‌نامه‌ها را برعهده داشته است و از جمله آثاری از مولیر نمایش‌نامه‌نویس بزرگ فرانسوی را ترجمه کرد.

بودجه این نهاد نیز از طریق کمک‌های اعضا، هدایای شخصی و همچنین فروش بلیت نمایش‌ها تامین می‌شد و از درآمد حاصل از آن کار ساخت مدارس جدید پیگیری می‌شد. این اقدام در دوره خود بسیار پیشتاز بود اما نتوانست چندان دوام آورد و در سال ۱۲۹۰ با تصمیم هیات مدیره فعالیت آن متوقف شد و ساختمان آن در اختیار وزارت معارف قرار گرفت و بعدها در سال ۱۲۹۸ به وسیله برادر فروغی به‌عنوان دارالمعلمین مرکزی به بهره‌برداری رسید. اگرچه مدت زمان فعالیت «شرکت فرهنگ» کوتاه بود و نتوانست به تمامی اهدافی که تعیین کرده بود دست پیدا کند اما مسیری را آغاز کرد که بعدها در تاریخ ایران در قالب انجمن‌های مختلف ادامه یافت.