تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،2-2-1399
تعداد بازدید :119

نوروز سال 99 ومیهمان ناخوانده

در دوران کودکی چند روز به عید نوروز مانده دلم شور می زد وانتظار چیزی را داشتم ونمی دانستم منتظر چی هستم حالا با اینکه
دوران کهولت را میگذرانم هنوز هم همان اضطراب گنگ را درخود احساس می کنم با اینکه تجربه سالیان دراز زندگی به من
آموخته است که با رسیدن نوروز هیچ اتفاق خاصی نمی افتد ولی افکار کودکی چنان در وجودم خانه کرده است که هنوز باور دارم
نوروز روزی متفاوت از روزهای دیگر خواهد بود .ولی امسال با اینکه گندم سبزه سر سفره هفت سین در حال سبز شدن است واداب
خانه تکان یدر حال انجام ولی بوی عید نمیآیدوانتظار امسال رنگ وبوی سالهای گذشته را ندارد.انتظار خوبی نیست وحال وهوای
شهر چیز خوبی را دیکته نمی کند .نوروزی که همیشه پیام شادی وطراوت وعشق را به دنبال داشت امسال هدایای خوشحال کننده
ای را در کوله بار خود ندارد.از خودم می پرسم آیا سرنا ودهل هنرمندان دوره گردی که با نغمه های روستایی که سازشان چندان
هم کوک نبودولی قادر بودند تارهای جان مارا به لرزه درآورده واحساس رخوت لذت بخشی را به ما هدیه کنند ،امسال هم
نوایشان راخواهیم شنید؟.آیا } )یا محول الحول والاحوال( ویا )حول حالنا الا احسن الحال ( {اجابت خواهد شد.امیدواریم خبر های
خوبی در راه داشته باشیم .هر سال کوچه و بازار پر بود از لگن های پراز ماهی گلی ، با اینکه هیچ نسبتی با مراسم سنتی ما ندارد
ولی کاسبی خوبی برای دستفروشانی که شب عید با فروش آنهامیتوانستند دل زن وفرندانشان را شاد کنند بود امسال ماهی گلی نقش
پررنگی در کوچه وبازار ندارد وسوروسات خانه فروشندگان چندان براه نیست .حضور این میهمان ناخوانده . کرونا را میگویم .
کاسبی حاجی فیروزمان را که با واکس صورتش را سیاه وبا.پیراهن زنانه قرمزی برتن در حالی که در دل غمی عمیق از بی
عدالتی جامعه داشت و برای انکه شکم زن وبچه اش را سیر کند مجبور بود تحقیر زمانه را به جان بخرد ودر نقش یک میمون برای
من وشما ادا در بیاورد تا شاید در آمدی کسب کند .امسال آنچنان همه در گیر فشار کرونا هستند که اوهم نمیداند چه کار باید بکند
همراه مردم غم زده باشد ویا برای دریافت سکه ای ادای شادی در بیاورد. برای همه کسانیکه صابون درآمد شب عید را به دلشان
مالیده اند دلم میسوزد . وقتی می بینم دستفروشانی که از چند روز به نوروز مانده در کنار پیاده رو بساط پهن کرده اند و ما از ترس
کرونا دست به اجناسشان نمی زنیم وبی اعتنا به دل درد مند دستفروش از کنارش رد می شویم غافل از آنکه خرید یک جفت
جوراب ارزان قیمت توسط من وهمه شما ها می تواند دل اورا حتی اگر برای یک لحظه هم باشد شا د کند او هزاران لحظه شاد را
که من وشما باو داده ایم به خانه خواهد برد ..بیایید امسال با نیم نگاهی به مردمی که ناخواسته گرفتار این میهمان ناخوانده شده اند
وبارفتاری محبت آمیزباری هرچند ناچیز از دوش ایشان برداریم . .بیایید بامردی که درد حقارت برخود خریده وباچهره واکس زده به
ناچار شان انسانی را زیر پا گذاشته ومیمون وار انتظار لبخندی وسکه ای از شما دارد را با تبختر از خود نرانیم وبه او یاد آوری
نماییم که هنوز لطافت انسانیت از بین نرفته است . بیایید کودکان خیابانی را که جامعه ما آنهارا ساخته وبامید خدا رها کرده ، به
عنوان انسان از یاد رفته ای به پذیریم وبا کمکی در حد توان موجب شویم تا یک شب هم که شده خوشحال به خانه رود . .بیایید این
چند روز اخر سال) کرونایی( را با کودکان وپیرانی که در زباله های شهر بدنبال نانی میگردند که من وشما از دست زدن به آن
پرهیز می کنیم خوش رفتاری کنیم . من مطمئنم همانطور که از سال وبایی وسال طاعونی وکمک مردم ودولت به خوبی یاد می
شود . سالها بعداز شما هم به عنوان یک انسان واقعی درسال) کرونایی( یاد خواهند کرد . من میدانم این خواسته ام در هیچ تئوری
جامعه درمانی واصلاح جامعه بی در وپیکرما نمی گنجد ووظیفه حکومت هاست این زخم های اجتماعی را درمان واز ریشه اصلاح
کنند وخواسته من دور از هرگونه فرهنگ سازیست وحتی به زعم عده ای خلاف آنست ومیدانم این سایت محل ارایه تئوری های
تحقیقاتی وعلمی وهنری است ولی بگذارید این بار از چیزی بگوییم که ارتباطی با انجن مفاخرمعماری ندارد ولی درد جامعه ماست
..
یزدان هوش ور
عضو مرتبط : یزدان هوش ور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید