تاریخ آخرین ویرایش : پنج شنبه،27-9-1399
تعداد بازدید :21

يادي از حسن نراقي و مرامش

اوايل دهه هشتاد بود هنوز اميد جوانه زده در دهه پيش زنده بود، مردم به درانداختن طرحي نو براي زيستني در خور تاريخ، آنچه بوده‌اند و بايد باشند اميدوار بودند. روزنامه‌ها و كتاب‌هاي آن زمان آيينه‌اي هستند كه اميد را در ميان خطوط آنها مي‌توان يافت. انديشمندان به فراخور دانش خود براي حل معضلات جامعه نظريه‌ها مطرح مي‌كردند و در كار «چه بايد كرد؟» بودند! در همان روزها كتابي به بازار آمد كه عنوان تركيبي جذابي داشت؛ «جامعه‌شناسي خودماني» 
مولف آن حسن نراقي براي باز كردن كلاف پيچيده توسعه ايران راهي كه پيش از او محمدعلي جمالزاده در «خلقيات ما ايرانيان» و مهدي بازرگان در «راه طي شده» رفته بودند را برگزيده بود. شناخت جامعه ايراني و عادات و خلقيات مردم، فارغ از سياست و گرايش‌هاي فكري. كتاب بين مردم گل كرد و طي دو سال به چاپ چهارم رسيد. تشنگي جامعه براي شنيدن حرفي تازه و همه فهم براي درمان دردها از چاپ‌هاي متعدد جامعه‌شناسي خودماني هويدا بود. 
اين استقبال هنوز هم فروكش نكرده و يادگار حسن نراقي در سال ۹۹ به چاپ سي و سوم رسيده است. 
در همان دوره براي مجله كتاب ماه علوم اجتماعي نقد كتاب مي‌نوشتم. نقد كتاب قبلي به مذاق مولف خوش نيامده بود و پاسخي داده بود كه در كنار نقد چاپ شد. پيشنهاد بعدي جامعه‌شناسي خودماني بود و من مشتاقانه پذيرفتم. چاپ اولش در سال هشتاد درآمده بود و همان موقع آن را خوانده بودم. پس به خواندن دوباره و نوشتن نقد مشغول شدم. حسن نراقي برخلاف برخي كه ريشه‌ مسائل و توسعه‌نيافتگي جامعه را در بيرون از جامعه و به‌خصوص توطئه خارجي‌ها مي‌ديدند به خصوصياتي همچون «بيگانگي با تاريخ»، «قهرمان‌پروري و استبدادزدگي»، «بي‌برنامگي»، «قانون‌گريزي و ميل به تجاوز»، «توقع و نارضايي دايمي» و برخي ديگر از خلقيات ما اهميت بيشتري مي‌داد و درصدد بررسي آنها برآمده بود. 
گرچه عنوان جامعه‌شناسي بر كتابش گذاشت ولي اثر او يك بررسي آكادميك و مبتني بر نظريه‌هاي جامعه شناختي نبود و اتفاقا همين زبان ساده و همه فهم و خودماني آن به مزيتش تبديل شد. البته عده‌اي از دانشگاهيان بر او خرده گرفتند كه كتابش در زمره آثار جامعه‌شناخي قرار نمي‌گيرد. 
نقد من بر جامعه‌شناسي خودماني با عنوان «نقد از درون، از برون» در كتاب ماه ارديبهشت و خرداد سال ۸۲ چاپ شد. 
مدتي از انتشار نقد گذشته بود و براساس تجربه‌هاي پيش انتظار واكنش مثبت نداشتم تا اينكه روزي تلفن محل كارم كه البته ربطي به مجله نداشت، زنگ خورد و همكاري صدايم كرد كه با شما كار دارند. وقتي گوشي را گرفتم، حسن نراقي خودش را معرفي كرد و در حالي كه هنوز باور نكرده بودم خودش باشد و همزمان منتظر اعتراض او به نقد كتابش بودم، گفت قبل از هر چيزي يه سوال دارم، تو اونجا چيكار مي‌كني؟ 
من هم از بد حادثه و روزگار نامراد گله كردم، بعد هم گفت بين نقدهايي كه بر كتاب نوشته‌اند، نقد تو نشان مي‌دهد بهتر از همه كتاب را خوانده‌اي و حرف مرا فهميده‌اي! اين رفتار حسن نراقي خيلي مرسوم نبوده و نيست، حتي وقتي از اثري كاملا تعريف كني، در صورتي كه نقد من تمجيدگونه نبود و به اشكالات كتاب هم پرداخته بود.
آن موقع هنوز تلفن همراه همه‌گير نشده بود و حسن نراقي كلي براي پيدا كردن تلفن محل كار من جست‌وجو كرده بود. اين رفتار او نشان از اين داشت كه او فقط روي كاغذ به دنبال اصلاح نبود. 
او براي شهرت و مد روز جامعه را نقد نمي‌كرد. به همان اندازه مسووليت‌پذير، پذيرا و حتي ستايشگر نقد بود. او در آثار ديگرش همچون «پي نكته‌هايي بر جامعه‌شناسي خودماني» و «چكيده تاريخ ايران» اين مسووليت‌پذيري و توجه به نياز جامعه را نشان داد. حسن نراقي جامعه‌شناس و مورخ نبود، اما تلاش كرد با شناخت نيازهاي جامعه خلأ كار جامعه‌شناسان و مورخان را در حد توان خود پاسخ دهد و مردم هم پاسخ خوبي به او و آثارش دادند. مسووليت‌پذيري چيزي است كه ما فارغ از اينكه به كدام صنف، قشر اجتماعي و گرايش سياسي تعلق داريم به آن نياز داريم.

فرامرز عليخاني

روزنامه اعتماد


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید