تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،28-1-1398
تعداد بازدید :43

پاتوق های نویسندگان در کافه های ادبی

 

صادق هدایت پس از مصرف غذای اندک درکافه «ماسکوت»، گاهی با شخصی به نام «دکتر هالو» یا آقای روح بخش و گاهی با دیگری به بازی تخته نرد می پرداخته است. یکی از شیرین ترین اوقات محضر هدایت هنگامی بوده که او در ماسکوت با دکتر هالو یا کس دیگری ازدوستان خود که جرأت کرده بودند با صادق خان تخته بازی کند ، به بازی نرد می پرداخته است. 
پرخی از شیرین زبانی ها و شوخی های فی البداهه هدایت که پشت سر هم از دهان بیرون می پریده است هم برای خیلی از دوستانش آشنا بود، مثل:«این دیگه خیر خونه شد» …«کبود و سیاهت می کنم»… «کاری به سرت بیارم که صدای یا قدوست به فلک برسد»…«یک دو با یک»… «این دیگه خیر خونه است»و….اینها هنگامی بوده که طاس خوب آمده بود، اما اگر طاس بد می نشست ، دشنام و متلک را حواله می نمود وبا اوقات تلخی می گفت: «نصیب نشه»،«خاک برسر!»،«گندش در اومد»،«افتضاح!»،«Merde»، …
باری تنها تفریح هدایت در ماسکوت همین تخته نرد بوده است.هرچند هدایت گاهی هم در ماسکوت به بازی شطرنج می پرداخته ،اما هنگام بازی شطرنج هیچ گونه شوخی و مزاح نمی کرده و آرام و اندیشمند بوده است ،گویا هدایت ترحمی خاص به آن دختر فلج ماسکوت داشته و یک مجسمه سرامیک به او هدیه داده بوده که همواره در دید مشتریان بوده است. 
کافه رستوران هتل نادری
شاید تنها پاتوق صادق هدایت که کماکان برپاست و صادق هدایت اغلب - به ویژه در تابستان - شام خود را در آنجا می خورده است، کافه رستوران هتل نادری است. باغچه این کافه مانند اکنون درخت و گل وگیاه و حوض داشته است.
صادق هدایت هنگام شام، میزی را برمی گزید و فارغ از موزیک کافه که گویا آن را چرند می دانسته، با چند تن که گرد میز او بوده اند، شام می خورده است. قرار جمع بر این بوده که هرکس - جدا از این که چای و قهوه و شیر کاکائو بخورد و یا شام - اصطلاحاً دنگ و پول خود را بپردازد تا کسی بر دیگری تحمیل نشود.هدایت و دوستانش حدود ساعت ده تا یازده شب از آنجا بیرون می آمده و از یکدیگر جدا می شده اند.
به طورمعمول، شام هدایت شامل یک تخم مرغ آب پز یا دو خیار،یک یا دو گوجه فرنگی،کمی سبزی خوردن و تربچه و پیازچه بوده است. دوستانش هر یک غذای خود را سفارش می‌داده‌اند. از جمله کسانی که در این کافه، گرد هدایت می‌آمده‌اند، می‌توان به شهید نورایی، خانلری، بقایی، رحمت اللهی، دکتر روح بخش، پرویز داریوش، حسن قائمیان، عماد سالک و …اشاره کرد. 
کافه رستوران باغ شمیران
این کافه که بالاتر از چهارراه استانبول بوده،گذشته از شیرینی فروشی، دارای باغچه ای بوده است. بر زمینش خاک رس ریخته و در میان آن،درختان بید و افرا با گل های لاله عباسی،پیچک و نیلوفر کاشته بوده اند. فضایی بوده که حدود صدتا صندلی را در خود جای می داده ومیز و صندلی ها را لا به لای درخت ها می گذاشته اند و ارکستر و گاهی نوازنده های روحوضی می آورده اند.
می گویند این کافه به طور معمول پاتوق لات های پول دار بوده است،اما هر از چند گاهی که صادق هدایت به آنجا می رفته، سر میزی می‌نشسته که به کلی از آن دور و نیز پشت به ارکستر و گروه نوازنده باشد. هدایت معمولاً آخر شب های تابستان تا اوایل پاییز به این کافه می رفته و اغلب چیز زیادی آنجا به جز یک خیار و گوجه فرنگی نمی خورده است.
کافه رستوران پرنده آبی
این کافه رستوران در نبش میدان فردوسی بوده است که اکنون به جای بخشی از آن "داروخانه ورامین" و به جای بخش دیگری از آن،مغازه "اوری" قرار دارد. "پرنده آبی"،کافه رستورانی محقر، بدون هیچ زینت و زیور و منظره چشمگیری بوده که پاتوق دکتر روح بخش بوده است.غذاهای این رستوران چندان گران نبوده و بیشتر مشتریان آن را شماری ارمنی و تعدادی مسلمان تشکیل می‌داده‌اند. صادق هدایت در پاییز و زمستان که گهگاه به "پرنده آبی "می‌رفته است ، در آنجا تخته نرد هم بازی می‌کرده است.
کافه رستوران کنتی نانتال
در ماههای تابستان این کافه - که بعدها به "شمشاد" تغییر نام داد - پاتوق سر شب هدایت بوده است. این کافه درست رو به روی کافه قنادی فردوسی بود و باغچه ای بزرگ با چفته های مو داشته است که میز و صندلی ها زیر این چفته های مو بوده است.چند درخت نارون بزرگ و چند درخت سپیدار و تبریزی نیز داشته و روی هم رفته جای دلنشین و با صفایی بوده است.موزیک و ارکستر فرنگی داشته و در حدود سه چهار هزار نفر را در خود جای می داده است.

برگرفته از روزنامه اطلاعات 


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید