تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،20-12-1397
تعداد بازدید :178

پارلمان تهران در 5 تابلو

انتخاب شهردار تهران هميشه با چالش و دشواري هاي زيادي مواجه است و اين در شرايطي است كه يكي از اهداف اصلي قانون تشكيلات، اختيارات و وظايف شوراي شهر و انتخاب شهرداري مصوب خردادماه سال 75 روان سازي و شفاف سازي انتخاب شهرداران توسط شوراهاي شهر و روستاست. از زمان آغاز فعاليت اولين دوره شوراي شهر تهران در ارديبهشت سال 77 تا كنون كه دوره پنجم آن در جريان است، بيشترين وقت و انرژي شوراي شهر تهران پيش پاي چالش هاي مربوط به انتخاب شهردار هدر رفته است و شوراي شهر تهران كارنامه قابل قبولي به دست نداده است.

اولين دوره شوراي شهر تهران در آتش رقابت هاي سنگين و غيرمسوولانه دو جريان اصلي اصلاح طلبان خاكستر شد و دود آن به چشم شهروندان تهران رفت. دوره دوم در عكس العمل شهروندان به ناكامي دوره اول، روي ديگر مسووليت گريزي روي صحنه رفت و در سكوت و خاموشي مطلق، امور شهر را به معجزه هزاره سوم سپرد و كوچكترين نقشي در حوزه سياست گذاري و هدايت برنامه هاي كلان شهري به عهده نگرفت و به جاي نظارت بر عملكرد شهردار تهران، نظاره گر راضي و پرشوق بالا رفتن شهردار از نردبان ترقي شهرداري شد. در دوره سوم هرچند كه شورا از يكدستي دور اول و دوم خارج شد و با ورود ورزشكاران قدرت فيزيكي آن افزايش يافت، ولي عملا شورا در حاشيه شهرداري به نفس كشيدن براي تداوم حيات خود ادامه داد و هيچ گامي براي شادابي و ارتقاي قابليت زيستي شهر تهران برنداشت. دور چهارم وزن قهرمانان ورزشي در آن افزايش يافت و شورا بازهم در تكرار روزمرگي بيشتر فرسوده شد. تنها هنر شوراي دوم تا پنجم حاكم كردن سردار خلبان بر سرنوشت شهر تهران بود كه ويژگي اصلي آن عدم شفافيت، عدم قابليت حسابرسي، عدم قابليت تفريغ بودجه، گم شدن ارقام بزرگ و اوج گيري حرف ها و حديث ها در مورد بذل و بخشش ها و واگذاري هاي سخاوتمندانه اموال شهري به صاحبان ژن هاي برتر بود.

دوره پنجم به لحاظ تركيب اعضا و ساختار آن شباهت زيادي با دوره اول دارد. اصلاح طلبان و اعتداليون برآن مسلط هستند و همانند دوره اول دعواها و رقابت هاي درون گروهي در آن به شدت نمايان است. در انتخاب شهردار صف بندي هاي جناحي حرف اول را مي زند. در آنچه مربوط به وظايف اصلي شورا كه تقسيم سازي و قانونگذاري در حوزه مديريت فرهنگي، اجتماعي، رفاهي، فني، بهداشتي، زيست محيطي و اقتصادي شهر تهران است تحركي از اعضاي محترم شوراي شهر تهران مشاهده نمي شود و در حوزه نظارت بر فعاليت و عملكرد شهرداري نيز شوراي شهر تهران عملا ساز و كار مناسبي كه شهرداري را به طور نظام مند در مسير شفافيت، حسابرسي، حاكميت قانون، فسادزدايي، پاكدستي، كارآمدي، عدم تبعيض و اجراي عدالت شهري قرار دهد، تعريف و به اجرا نگذاشته است. شوراي شهر هنوز به اين بلوغ و باور نرسيده است كه مطابق قوانين مصوب و ازجمله قانون اساسي، يك نهاد مستقل، تصميم ساز و ناظر بر حسن اجراي تصميمات خود توسط دستگاه هاي ذي ربط و ازجمله شهرداري است. به نظر مي رسد كه اعضاي محترم شوراي شهر به مفاد قانون اساسي (فصل هفتم) و نه قانون تشكيلات، اختيارات و وظايف شوراهاي اسلامي كشور و انتخاب شهرداران مصوب خرداد 75 توجه ندارند و به نظر مي رسد اين نهاد بسيار ارزشمند مدني كه از اختيارات زيادي در اعمال حكمراني مطلوب شهري و نمايندگي اراده مردم در نحوه تعيين سرنوشت خود در محدوده مديريت شهري برخوردار است، توسط اعضاي شوراي شهر در جايگاه واقعي خود مورد توجه قرار نگرفته و فراتر از آن مورد بي مهري قرار گرفته است. شهروندان تهراني در يك كارزار آزاد انتخاباتي كه بدون نظارت شوراي نگهبان انجام مي گيرد با هوشمندي و آگاهي به مسووليت اجتماعي خود به ليست ائتلاف اصلاح طلبان راي دادند. اعتماد و اقبال عمومي شهروندان تهران، در دوره پنجم شوراي شهر تهران سرمايه معنوي بي بديلي را در اختيار اين شورا قرارداد تا اعضاي آن با اتكا به اين گنجينه ارزشمند اراده شهروندان را در اعمال حكمراني مطلوب شهري جامه عمل بپوشانند. وظيفه اصلي شوراي شهر فراهم كردن زمينه مشاركت فعال و سازنده شهروندان تهراني در اعمال حكمراني مطلوب شهري است. حكمراني مطلوب برپايه حاكميت قانون، مشاركت فعال و سازنده شهروندان در زندگي اجتماعي، شفافيت، قابليت حسابرسي عملكرد مسوولان و كارگزاران مديريت اجتماعي، احترام و رعايت حقوقي شهروندي است. هدف از اعمال حكمراني مطلوب تامين و تضمين بنيادي ترين حق انسان در زندگي اجتماعي يعني حق حيات با كيفيت براي انسان است.

تامين حق حيات در جغرافيا و كالبد شهر مستلزم آگاهي به نيازهاي مادي و معنوي انسان در زندگي اجتماعي در محدوده شهرهاست. حكمراني مطلوب شهري پيوند ناگسستني با توسعه پايدار شهري دارد. توسعه پايدار شهر بر بستر شناسايي نيازهاي مادي و معنوي نسل هاي فعلي و نسل هاي آينده شكل مي گيرد. نابودي محيط زيست شهري و ازجمله باغات و فضاهاي تنفسي آن با الزامات توسعه پايدار سازگار نيست. شهر يك كالبد جغرافيايي بي روح و بي هويت نيست، بلكه شهر به عنوان فضاي عمومي امكان زندگي اجتماعي شهروندان داراي هويت و كرامت را ميسر مي سازد و خود داراي روح و منزلت است.

شهر شلخته و بي هويت و فاقد شان و منزلت، شهروندان را در گرداب جرم و جنايت و بيماري هاي روحي و اعتياد و سردرگمي گرفتار مي سازد. وجود شكاف طبقاتي و تقسيم شهر به شمال و جنوب و حاشيه و رواج تبعيض و بي عدالتي كه بخشي از آن با ترويج فرهنگ سودا گري و فروش تراكم و هواي تنفسي شهر فراهم مي شود با الزامات توسعه پايدار شهري ناسازگار است و شوراي شهر به عنوان پارلمان محلي بايد با آفت ها و آسيب هايي كه بر بستر فرهنگ سوداگري و بي قانوني و بي عدالتي رشد مي كند مقابله كرده و اولين وظيفه خود را طراحي الگوي مناسب توسعه پايدار شهري و چگونگي اجراي برنامه و سياست هاي مرتبط با آن بداند. شهردار تهران را به عنوان بازوي اجرايي خود برپايه اين الگو و معيار حكمراني مطلوب شهري و توسعه پايدار شهر، انتخاب كرده و ماموريت هاي مشخصي به وي محول كرده و بر حسن اجراي اين ماموريت نظارت مستمر و هوشمند داشته باشد. شوراي شهر در انجام اين وظيفه و رسالت اصلي خود بايد از مشاركت فعال و سازنده تك تك شهروندان، نخبگان، صاحب نظران، متفكران، اهل فن و دانشگاهيان سود ببرد. شهر آينه بزرگي است كه شهروندان لحظه به لحظه زندگي اجتماعي خود را در آن مشاهده مي كنند و در تعامل و داد و ستد مستمر با شهر به عنوان روح و هويت بزرگ اجتماعي قرار دارند. از اين رو اعضاي شوراي شهر مسووليت بسيار خطيري در پايداري حريم و حرمت شهر به عنوان دستاورد تمدني و فرهنگي زندگي اجتماعي بشر دارند. انتخاب شهردار يكي از آوردگاه هاي مهم پاسخگويي مسوولانه به اين وظيفه خطير اجتماعي است. معيارهاي انتخاب شهردار بر بستر شناخت علمي از مفهوم فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي و جامعه شناختي از مفهوم مدرن شهر شكل مي گيرد.

متاسفانه به نظر مي رسد اعضاي محترم شوراي شهر در هياهوي دسته بندي هاي جناحي كه عمدتا روي انتخاب شهردار متمركز است مسير خدمت مسوولانه و دلسوزانه به شهروندان را گم كرده اند و بيشتر در پي كسب امتيازات و پاداش هاي منفعت طلبانه هستند. شوراي شهر طرح جامعي براي ارتقاي قابليت زيست پذيري شهر تهران از جنبه اجتماعي، فرهنگي، رفاهي، زيست محيطي، امنيتي آن ندارد. از اين رو بسيار طبيعي است كه وقت و انرژي خود را صرف روزمرگي و انتخاب شهردار را به بزرگ ترين چالش و دغدغه خود تبديل كند و بر بستر مشكلاتي كه به لحاظ صف بندي هاي جناحي ايجاد كرده است، انتخاب شهردار به هر صورتي و قيمتي را براي خود موفقيت بزرگي تلقي كند. غافل از اينكه شهروندان تهراني كه با اميد و آرزوهاي زيادي اعضاي شوراي شهر را انتخاب كرده اند. انتخاب شهردار تهران را بيشتر دغدغه جناح هاي مختلف درون خانواده اصلاح طلبان شوراي شهر تلقي مي كنند و خود را با اين جنجال ها غريبه مي بينند. شوراي شهر در يك حركت غيرمنطقي و وارونه به جاي ارائه طرح جامع حكمراني مطلوب شهري و تعريف سياست ها و برنامه هاي اجرايي مناسب آن از نامزدهاي شهرداري درخواست مي كند كه برنامه هاي خود را ارائه داده و به دفاع از آن بپردازند در حالي كه شايسته آن است كه شوراي شهر برپايه طرح جامع حكمراني مطلوب شهري سياست ها و برنامه هاي كلان شهرداري را تدوين و برپايه آن از نامزدها درخواست كند و سپس قابليت ها و توانايي هاي خود را براي چگونگي اجراي طرح جامع و سياست هاي اجرايي مدرن، به شوراي شهر نشان دهند و شوراي شهر به ارزيابي اين قابليت ها برپايه معيارهاي عيني بپردازد. اگر شوراي شهر چنين طرحي در اختيار داشت و معيارهاي حكمراني مطلوب را مدون مي كرد، در آن صورت امكان نداشت كه فرآيند انتخاب شهردار به يك ماراتن نفسگير و زورآزمايي افراد تبديل شود و دو نامزد نهايي كه اختلاف زيادي به لحاظ ديدگاه ها و توانايي هاي فردي بين آنها وجود دارد، فاصله آنها به يك راي تنزل پيدا كند. طبيعي است كه در فقدان طرح جامع و معيارهاي عيني و شاخص هاي علمي، فرآيند انتخاب شهردار به سطح رقابت هاي جناحي اعضاي شوراي شهر تنزل پيدا مي كند. شايسته است كه اعضاي محترم شوراي شهر با احترام به آراي شهروندان تهراني در انجام رسالت و وظيفه خطير خود به عمق، گستره و ابعاد مختلف مسووليت تاريخي خود عنايت بيشتري داشته باشند و هرچه سريع تر براي تدوين طرح جامع حكمراني مطلوب شهري و الگوي توسعه پايدار شهر تهران با استفاده از قابليت ها و توانايي هاي شهروندان تهراني و فراهم كردن زمينه مشاركت فعال آنها و با دعوت از نخبگان و صاحب نظران و دانشگاهيان و متخصصان و كارشناسان همت گمارند.

 به عنوان يك شهروند، نگارنده لازم مي داند دغدغه هاي خود را در اين خصوص در معرض داوري شهروندان قراردهد.

1. شهر يك جغرافياي فيزيكي و يك جسم و كالبد بي روح و بي هويت نيست. شهر يك محيط يكپارچه و به هم تنيده اجتماعي است كه داراي هويت، منزلت و روح اجتماعي است.

2. شهر محل تداوم حيات زندگي اجتماعي با نشاط و شاداب انساني است.

3. شوراي شهر به عنوان نهاد مستقل مدني و پارلمان شهري بايد خود را به علم روز در حوزه توسعه پايدار شهري و حكمراني مطلوب مجهز كند.

4. حكمراني مطلوب شهري تنها برپايه مشاركت فعال و سازنده تك تك شهروندان ميسر است.

5. در فقدان عنصر همبستگي اجتماعي و عدالت نسلي و فرانسلي در شهر امنيت پايدار محقق نمي شود. شهر تهران در چنگال بي عدالتي و شكاف طبقاتي شمال و جنوب و حاشيه از نفس افتاده است.

6. عدم شفافيت و عدم قابليت حسابرسي عملكرد شهرداري تهران و نهادينه شدن فساد در كليه لايه هاي فعاليت آن، تهران را به يك شهر بي دفاع و پرخطر تبديل كرده است.

7. سيماي شلخته و پر از زخم و چروك شهر كه بر بستر بي عدالتي، سوداگري، غارتگري و شهرفروشي شكل گرفته و هزاران كودك خياباني، معتاد، بيكار، كارتن خواب و خانه بدوش به تصويرهاي پايدار آن تبديل شده است، هيچ رغبتي براي ديدن آن در شهروندان ايجاد نمي كند. شوراي شهر طرح و برنامه اي براي زيبا سازي سيماي آشفته و كابوس زده شهر تهران ندارد.

8. بدون مشاركت فعال و سازنده شهروندان در تصميم سازي ها، اجراي تصميمات و نظارت بر اجراي آنها، حكمراني مطلوب شهر محقق نمي شود.

9. در شرايط تحريم و فشارهاي اقتصادي، مردم تهران فشارهاي روحي زيادي متحمل مي شوند. بايد برنامه هاي اجتماعي و فرهنگي از قبيل برگزاري كنسرت ها و موسيقي جمعي در محل هاي عمومي از جمله خيابان ها و مراكز عمومي گسترش پيدا كند و زيبا سازي شهر در ابعاد اجتماعي، فرهنگي و زيست محيطي تقويت شود. طرح جامع و هادي شهر تهران با محوريت حفظ فضاي سبز موجود به ويژه باغات و توسعه آن با اجراي پارك عمومي دور شهر در دستور كار جدي شورا قرار گيرد.

10. شوراي شهر در انتخاب شهردار تهران بيشتر تحت تاثير صف بندي ها و ملاحظات سياسي قرار گرفته و سوابق سياسي فرد در انتخاب وي به عنوان شهردار تعيين كننده بوده است و به همين دليل دعواهاي سياسي انرژي اصلي شهردار را به هدر داده است و مديريت شهري زيرپاي رقابت ها و كشمكش هاي سياسي قرباني شده است. لازم است اين رويكرد مورد تجديد نظر اساسي و جدي قرار گيرد و شهردار تهران از ميان صاحب نظران مستقل انتخاب شود. به اين منظور شوراي شهر با دعوت از نخبگان شرايط و معيارها را مدون كرده و آن را در معرض داوري عمومي قرار دهد و سپس از داوطلبان واجد شرايط درخواست كند كه حداقل با جمع آوري هزار امضا از استادان دانشگاه، صاحب نظران، اهالي فرهنگ و هنر خود را نامزد كند. 10 نفري كه داراي بالاترين امتيازهستند براي راي گيري مستقيم به شهروندان معرفي شوند. شوراي شهر مي تواند در مدت باقي مانده چگونگي انتخاب شهردار با راي مستقيم مردم را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد و به عنوان طرح تحقيقاتي آن را به مراكز علمي و پژوهشي بسپارد و حداقل به صورت آزمايشي قبل از پايان دوره خود قابليت اجراي آن را عملياتي كند.

اگر شوراي شهر رويكردها و ساختارها را تغيير ندهد، انتخاب شهردار و نحوه نظارت بر عملكرد وي صرف نظر از اينكه چه كسي اين پست را اشغال كند، پاشنه آشيل شوراي شهر خواهد بود و كارنامه هيچ دوره اي بهتر از دوره هاي قبلي نخواهد بود و با توجه به كارنامه هاي غيرقابل دفاع ادوار مختلف شوراي شهر رنگ خواهد باخت. از نظر نگارنده انتخاب شهردار يكي از وظايف حداقلي و ابتدايي شوراي شهر است. شوراي شهر يك پارلمان محلي براي تصميم سازي در حوزه حكمراني مطلوب شهري است و شوراي شهر نبايد خود را به سطح واسطه بين مردم و شهردار تنزل دهد. تا فرصت باقي است اعضاي محترم شوراي شهر نه براي نجات خود بلكه براي نجات يك نهاد مستقل مدني صادقانه همت كنند. در غير اين صورت تاريخ در مورد اعضاي شوراي شهر و خانواده سياسي آنها بي رحمانه داوري خواهد كرد.


*عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران 


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4484 به تاريخ 10/9/97، صفحه 29 (باشگاه اقتصاددانان) 


برگرفته از دنیای اقتصاد 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید