تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،31-2-1398
تعداد بازدید :185

پاسداري از خليج هميشه فارس

 

هر سال با فرا رسيدن 10ارديبهشت ماه ‏روز ملي خليج فارس ‎سالروز اخراج پرتغالي‌ها از تنگه هرمز و خليج فارس در كشور گرامي داشته مي‌شود. گرچه در طي هزاران هزار سال پيكر وطن عزيزمان تكه تكه شده است و تازيانه‌هاي فراوان خورده است اما فرهنگ ناب هزاران ساله اش تمام بيگانگان را به انقياد وا داشته است. عشق به وطن آنچنان در تارو پود ايرانيان تنيده شده است كه نامش را با احترام بر زبان مي‌آورند و جانشان براي حفظ و اعتلايش فدا مي‌كنند. در تاريخ آمده است، در سال 1621 ميلادي شاه عباس صفوي با کمک انگليسي‌ها در اين روز توانست هرمز را از چنگ پرتغالي‌ها درآورد. اهميت اين روز تاريخي مسئولان دولت و شوراي عالي انقلاب فرهنگي را بر آن داشت تا روزي را به آن اختصاص دهند.



جغرافياي خليج فارس

خليج فارس يا درياي پارس آبراهي است که در امتداد درياي عمان و در ميان ايران و شبه جزيره عربستان قرارگرفته است. مساحت آن 233000 کيلومتر مربع است و پس از خليج مکزيک و خليج هودسن سومين خليج بزرگ جهان بشمار مي‌آيد. اين خليج از شرق از طريق تنگه هرمز و درياي عمان به اقيانوس هند و درياي عرب راه دارد و از غرب به دلتاي رودخانه اروندرود، که حاصل پيوند دو رودخانه دجله و فرات و پيوستن رود کارون به آن است ختم مي‌شود.

خليج فارس با كشور باستاني ايران و کشورهاي عربي عربستان، كويت، قطر، امارات، بحرين، عمان و عراق مرز آبي مشترك دارد. از آنجايي كه از يك سوي ايران بيشترين مرز مشترك آبي را در درياي پارس دارد و از سوي ديگر در تشكيل تمدن باستاني اين منطقه نقش اصلي را ايفا كرده است و همچنين در طول تاريخ کنترل و فرمانروايي درياي پارس نزد ايرانيان بوده است. از اين روي ايران به عنوان ميراث دار اصلي اين منطقه محسوب مي‌شود و بارزترين مشخصه آن نيز نام اين پهنه آبي است كه به نام ايرانيان در طول 3هزار سال گذشته ثبت شده است. ‏



فتح خليج فارس

در تاريخ آمده است در 21 آوريل سال 1622 سپاه ايران به رهبري امام قلي خان فتح هرمز (1622) را با موفقيت انجام داد و جزيره را از بزرگترين امپراتور قرن باز پس گرفت و جايگاه خود را در جهان در فهرست ابرقدرت‌هاي قرن شانزدهم ثبت کرد. انگليسي‌ها نيز 4 کشتي خود را با خدمه فني در اختيار ارتش امام قلي خان گذاشتند. آلبوکرک (پرتغالي) اعتقاد داشت هرکشوري که سه نقطه مالاگا- عدن و هرمز را در اختيار داشته باشد بر تجارت دنيا حاکم خواهد بود. اهميت هرمز آنقدر بود که استعمارگران انگليسي را نيز به طمع انداخته بود. به دليل شکايت‌هاي ايرانيان گمبرون از بي‌ادبي‌هاي پرتغالي‌ها، سپاه ايران قصد تنبيه پرتغالي‌ها در خليج‌فارس نمود و نه تنها جزيره هرمز را آزاد ساخت بلکه اين مقدمه شد که پرتغالي‌ها تا مومباسا درکنيا عقب‌نشيني کنند؛ و اين شکست، شکست‌هاي پي در پي پرتغال در شرق آفريقا را بدنبال داشت و با حمايت پادشاه‌هان ايران، امام مسقط موفق شد قلعه عظيم مومباسا را در جنگ خونيني که به جنگ صليبي مومباسا معروف است را تصرف کند. ايران تا سال 1820 پرچمدار تمام خليج‌فارس و درياي عمان و بحر فارس (مکران) شد. انگليسي‌ها از شکست پرتغال خرسند بودند، به قدرت ايران اعتراف داشتند و ايران را تنها رقيب قدرتمند عثماني‌ها مي‌دانستند. درعهدنامه مجمل 1809 و عهدنامه مفصل 1812 حاکميت ايران را بر کل خليج‌فارس به رسميت شناخت در حاليکه که انگليس خود به عنوان ابرقدرت جهان ظهور مي‌کرد.‏



‏ نام خليج فارس در دوران معاصر

در قرن بيستم با توسعه معلومات جغرافيايي، همراه با چاپ نقشه‌هاي بسيار به زبان‌هاي مختلف، ترکيب خليج فارس کاربرد جهاني پيدا کرده است و از اين نظر قرن بيستم را قرن استفاده از ترکيب خليج فارس مي‌توان دانست. اين آبراه در زبان فارسي خليج فارس، در زبان عربي‌الخليج الفارسي، در انگليسي «‏PersianGulf‏»، در فرانسه «‏GolFpersique‏» زبان ترکي «‏FarhorFarzi‏» و به همين نسبت با اندک تغييري در تقدم و تأخر اجزاي ترکيب، در همه زبان‌هاي دنيا جاي دارد. ‏

‏ آثار عرب زبان بهترين و غني‌ترين منابعي هستند که مي‌توان با آن حقانيت نام خليج فارس را به اثبات رسانيد. در آثار پر اهميتي که به زبان عربي تأليف شد نام خليج فارس مورد استفاده قرار گرفته است. از نويسندگان معاصر عرب جرجي زيدان و فيليپ حتي در کتاب‌هاي خود بارها از نام خليج فارس استفاده کرده اند. جرجي زيدان 11بار و فيليپ حتي 17بار در صفحات کتاب خود نام خليج فارس را به کار برده‌اند. دائره المعارف المنجد که يکي از معروفترين دائره المعارف دنياي عربي است در تسميه درياي جنوب ايران از ترکيب خليج فارس استفاده مي‌کند.

دکتر نوفل مصري کوشش‌هايي را که براي تغيير نام خليج فارس صورت گرفته است را مورد نکوهش قرار داده است وي در کتابي که در سال 1952ميلادي درباره ي شيخ نشين‌هاي خليج فارس نوشته،همه جا از عبارت خليج فارس استفاده مي‌کند. در سال 1892 ميلادي لرد کرزن وزير خارجه انگلستان در کتاب ايران و قضيه ايران بارها به نام خليج فارس اشاره کرده است. ويليام راجرز وزير امور خارجه وقت ايالات متحده در گزارش مورخه 1971 م خود در مورد سياست خارجي اين کشور از نام خليج فارس استفاده کرده است. برژيسنگي هم يکي از مشاوران رئيس‌جمهور آمريکا در کتاب خود نام خليج فارس را به کار برده،کورت والدهايم دبير کل اسبق سازمان ملل متحده، در کتاب خود به نام «کاخ شيشه‌اي سياست»، ضمن بحث درباره جنگ تحميلي نام خليج فارس را به کار برده،نام خليج فارس نيز در مراکز معروف دنيا نيز به چشم مي‌خورد در کتابخانه کنگره آمريکا و کتابخانه آرگوي نيويورک بيشتر از 300 نقشه تاريخي وجود دارد که نام خليج فارس در آنها ثبت شده است. در کتابخانه‌هاي لندن،کتابخانه و اسناد وزارت امور هند (لندن)،مرکز اسناد عمومي لندن و کتابخانه دانشکده مطالعات خاورشناسي لندن بيشتر از 300 نقشه در بردارنده ي نام خليج فارس وجود دارد. ؛ در اداره آرشيو ملي پرتغال، دهها سند هم تاريخي به زبان‌هاي پرتغالي،ترکي، فارسي و عربي در خصوص خليج فارس وجود دارد.

در ضوابط بين المللي در کنفرانس ژنو به عنوان اولين کنفرانس حقوق درياها که در سال 1958 در شهر ژنو برگزار شده است، تنها 20 منطقه در جهان مشمول تعريف حقوق بين المللي درياها شده که يکي از آنها خليج فارس بوده است. سازمان ملل متحد که تنها مرجع بين المللي است و در آن 22 کشور عربي و حاشيه خليج فارس عضويت دارند. در اسناد رسمي خود بارها از نام خليج فارس استفاده کرده است.

در کنوانسيون سازمان ملل متحد براي حقوق درياها مورخ 10 دسامبر 1982 مشخص شد که حاکميت خليج فارس با نظارت جمهوري اسلامي ايران است. دبيرخانه سازمان ملل متحد بر اين است که در اسناد و نقشه‌هاي جغرافيايي منطقه آبي بين ايران از سمت شمال و شرق و تعدادي از کشورهاي عربي از سمت جنوب و غرب به نام خليج فارس ناميده شود... و اين عمل دبيرخانه سازمان ملل متحد موافق و مطابق با يک عرف قديمي انتشار اطلس‌ها و فرهنگ‌هاي جغرافيايي است. ‏



انحراف در نام خليج فارس

‏ چندين دهه از کوشش‌هاي برنامه ريزي شده اعراب براي تغيير آبراهي که براساس تمام اسناد تاريخي، جغرافيايي و نقشه‌هاي موجود از يونان باستان تا دوره معاصر خليج فارس نام دارد مي‌گذرد، موضوع تغيير نام خليج فارس از دهه سوم قرن بيستم در راستاي جبهه‌گيري فرهنگي استکبار در مقابل ملت ايران و ايجاد خصومت منطقه‌اي ميان عرب و عجم و سياست فارسي زدايي انگليسي‌ها در منطقه خليج فارس مطرح گرديد. اصطلاح «خليج عربي» براي اولين بار از طرف يک ديپلمات انگليسي در منطقه خليج فارس مطرح شد. ‏

‏ سرچارلز بلگريو که بيش از3 دهه نماينده سياسي دولت انگليس در خليج فارس بود در سال 1334 در مقاله‌اي در مجله عربي زبان بحرين، اين جمله را نوشت «خليج فارس که اعراب آن را خليج عرب مي‌گويند» و در سال 1345 «1966» در کتابي که درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر کرد ادعا کرد که اعراب علاقه مند هستند خليج فارس را خليج عربي بنامند و به اين طريق بود که اين سياستمدار انگليسي براي اولين بار بذر فتنه‌اي را کاشت که در سالهاي بعد مورد استفاده ناسيوناليست‌هاي عرب قرار گرفت. دولت ايران در همان زمان اگرچه در قبال اين عمل واکنش نشان داد و از قبول کالاهايي که نام «خليج عربي» بر آنها زده شده بود خودداري کرد. اما سرچارلز بلگريو کار خود را کرده بود و اعراب با واژه ي تازه‌اي آشنا شده بودند که به جنگ لفظي عرب و عجم دامن مي‌زد، هنگامي که سرچارلز بلگريو در خليج فارس نام خليج عربي را به کار برد. دولت‌هاي حاشيه‌اي خليج فارس تبليغات سياسي، مکاتبات ديپلماتيک و محور برنامه‌هاي آموزشي شان را بر نام خليج عربي متمرکز کردند.

در اقدامي ديگر از سوي انگليسي‌ها در 1331 (1926م) روزنامه تايمز لندن در يکي از مقالات خود خليج فارس را خليج عربي ناميد و از آن زمان به بعد برخي از دولت‌ها و شيخ نشينان عرب با خريدن روزنامه نگاران و خبرنگاران خارجي و يا پرداخت مبالغ هنگفت به چاپ نقشه‌هايي که خليج فارس را «خليج عرب» نشان مي‌داد مبادرت کردند.

در سال 1958 سرهنگ عبدالکريم قاسم با کودتاي در عراق به حکومت رسيد و بعد از مدتي داعيه دار رهبري جهان عرب گرديد و دشمن تراشي براي تحريکات احساسات ناسيوناليستي، را دستمايه مناسبي براي آرزوهاي خود تلقي کرد. او نام خليج عربي را بر زبان راند و اميد داشت توجه و تمرکز اعراب را که تحت تأثير افکار جمال عبدالناصر، مقابله با اسرائيل دغدغه ذهني شان شده بود به سوي خليج فارس و دشمن تازه‌اي به نام ايران جلب کند. اما عبدالکريم قاسم در رسيدن به روياهاي جاه طلبانه اش شکست خورد. در سال 1968 عبدالناصر در مصر و در اوج جنجال پان عربيستي خود نام خليج فارس را خليج عربي خواند او فراموش کرده بود که قبل از اقدام تحريف نام خليج فارس، در مقدمه کتاب خود نقشه خليج فارس را آورده بود و نام خليج فارس را روي اين نقشه ثبت کرده بود. جمال عبدالناصر در اثر اختلافاتي با محمدرضا شاه در رابطه با اسرائيل و اتهام دخالت محمدرضا شاه عليه ملي کردن کانال سوئز و همدستي با استعمارگران در سوم مرداد 1339 با ايران قطع رابطه کرد. به دستور او کميسيون اتحاديه عرب در 23 مرداد 1339 (14 اوت 1960) اعلام کرد از اين پس خليج عربي به جاي خليج فارس به کار برده خواهد شد. و از آن پس اتحاديه عرب تصميم گرفت در کليه مکاتبات رسميشان از خليج عربي به جاي خليج فارس استفاده کند.‏

اگرچه تلاش‌هاي جمال عبدالناصر برخي از سياستمداران عرب را با خود همراه کرده بود اما در نهايت نتيجه دلخواهي در پي نداشت. زيرا رستاخيز عرب آنطور که جمال عبدالناصر در روياي خود منسجم کرده بود با واقعيت فاصله‌هاي زيادي داشت. با قدرت يافتن صدام حسين در عراق، وي در وهله نخست صدها ميليون دلار هزينه کرده بود تا با کمک گروهي روزنامه نگار دانشگاهي و مراکز نقشه‌برداري نام خليج فارس را تغيير دهد و با وقوع انقلاب اسلامي در ايران دست به تجاوز خاک ايران زد. هشت سال جنگ تحميلي که با ادعاهاي واهي صدام مبني بر حاکميت اروند رود و عربي خواندن خوزستان و شهرهاي ديگر آغاز شده بود در نهايت با شکست عراق خاتمه يافت. در واقع نتيجه عملي اين تجاوز، افزايش حساسيت ايرانيان به نام خليج فارس بود که در پي آن ايرانيان استفاده از نام خليج عربي را نوعي دشمني با ايرانيت و تجاوز به تاريخ ايران قلمداد نمودند.

در يازدهم شهريور 1371 نخست وزير يمن «حيدرابوبکرالعطاس» در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا برگزار شده بود از نام ساختگي خليج عربي استفاده کرد. که با اعتراض شديد نمايندگان ايران روبرو شد او سرانجام از نمايندگان ايران عذرخواهي کرد و اين کار را غير عمد خواند.

کشورهايي که کمتر از نيم قرن پيش بخشي از خاک ايران بودند امروز با کمک دلارهاي نفتي خود به دنبال جعل و سرقت نام خليج فارس هستند. کشورهاي عربي در حال حاضر در مکاتبات و پژوهش‌هاي تاريخي تاريخي و جغرافيايي خود با يکديگر واژه خليج را به تنهايي و در مواقعي خليج عربي به کار مي‌برند. اما واقعيت مطلب اين است که خليج فارس يک نام کهن تاريخي است که از بدو تاريخ بر روي اين خليج گذاشته شده است و انگيزه حساب شده‌اي که براي تغيير اين نام به عمل مي‌آيد باعث ايجاد فتنه و اختلاف بين کشورهاي اين منطقه مي‌شود. خليج فارس نام دوم ندارد و در تمام سازمان‌هاي بين المللي و اجلاس‌هاي جهاني همواره نام خليج فارس به کار مي‌رود. خليج فارس نامي ابدي و جاودانه است همچنان که ژان ژاک پريني نويسنده کتاب خليج فارس اعتراف مي‌کند «ملت‌ها و قوم‌هاي بسياري بر کرانه‌هاي خليج فارس استيلا يافته و فرمانروايي کرده‌اند ولي روزگارشان سپري شده و منقرض شدند تنها قوم پارس است که با هوش و درايت خود همچنان پابرجا زيسته و ميراث حاکميت خود را تاکنون نگهداري کرده است.»‏



اهميت خليج فارس

خليج فارس از جنبه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و امنيتي داراي اهميت است اين خليج محل اتصال کشورهاي جنوب غربي آسيا به شمار مي‌رود که به آن موقعيت ژئوپلتيکي خاصي بخشيده است. همچنين خليج فارس به علت وجود ذخاير عظيم نفت و گاز و گذرگاه تنگه هرمز و نياز جهان صنعتي به اين دفاتر از موقعيت ژئوپلتيکي مهمي در عرصه بين‌الملل برخوردار است. خليج فارس حدوداً 565 ميليارد بشکه ذخيره نفتي دارد که اين مقدار 63 درصد کل ذخاير 596/5 ميليارد بشکه نفتي شناخته شده در جهان را تشکيل مي‌دهد.

همچنين منطقه خليج فارس يکي از مناطق راهبردي دنيا محسوب مي‌شود، البته موقعيت و اهميت ژئوپلتيکي و راهبردي مساله جديدي نيست، بلکه از قرن‌ها قبل امري شناخته شده و مورد قبول عام بوده است. خليج فارس از نظر راهبردي از موقعيت ممتاز و اهميت فوق العاده‌اي برخوردار است و به علت واقع شدن در مسير راه‌هاي دريايي (درياي عمان، اقيانوس هند، درياي سرخ) و اتصال آب‌هاي آن به سواحل ايران، عراق، عربستان و کشورهاي جنوبي آن از زمان‌هاي دور مورد توجه و محل رفت و آمد ملت‌هاي دريانورد و تجارت پيشه شرق و غرب بوده است. به طور کلي اهميت ژئوپلتيک خليج فارس به خاطر3 عامل مهم بازار صدور کالا و تجهيزات نظامي، وجود ذخاير عظيم نفت و گاز است که در قرون اخير مورد توجه ابرقدرت‌ها و کشورهاي بزرگ صنعتي بوده است.

خليج فارس به علت داشتن معادن و ذخاير عظيم نفت و ميدان‌هاي بزرگ گازي به يک منطقه ثروتمند تبديل شده است. ميدان گازي پارس جنوبي بزرگترين ميدان گازي جهان است که در چند سال اخير رقابت شديدي در جهت خريد و کسب امتياز براي تامين انرژي بين دو قطب اروپاي شرقي و آسياي جنوبي و شرقي مانند پاکستان، هند و چين شده است که کشورهاي اين منطقه با فروش اين معادن و ذخاير انرژي هر ساله ميلياردها دلار درآمد ارزي به دست مي‌آورند و بازار بسيار خوبي هم براي فروش محصولات کشورهاي صنعتي شده است. در آينده جهان براي تامين 65 درصد از نيازهاي نفتي خود به خليج فارس وابسته است در حالي که امروزه 41درصد مصارف نفتي جهان را خليج فارس تامين مي‌کند.



موقعيت نظامي خليج فارس

در مـنـطقه خليج فارس، پايگاه‌هاي متعدّدي وجود دارد که متعلّق به قدرت‌هاي بزرگ است و اين کـشـورهـا با استفاده از تجهيزاتي که در اين پايگاه‌ها دارند، براحتي مي‌توانند به هر نقطه‌اي کـه بـخـواهـنـد لشگرکشي کنند. حسّاسيت اين منطقه، همواره ابرقدرت‌هارا بر آن داشته تا کـوشش‌هاي خود را جهت حضور مستقيم در منطقه، شدّت بخشند. سابقه حضور فيزيکي و نظامي کـشـورهـاي قـدرتـمـنـد بـه گـذشـتـه‌هاي دور مـانـنـد حـضـور نـظـامـي کـشـورهـايـي چـون پـرتـغـال، هـلنـد، فـرانـسـه، انگلستان و آمريکا برمي گردد. سياست‌هاي غلط حاکمان منطقه و دعـوت از قـدرتـ‌هاي بـزرگ بـراي حـضـور نـظامي باعث شده که ناوگان‌هاي عظيم و پيشرفته کشورهاي قدرتمند در اين منطقه حضور داشته باشند.

بـودجـه‌هاي کـلاني که ساليانه صرف خريد تسليحات عظيم و پيشرفته مي‌شود، با اهداف گـونـاگـونـي در ايـن مـنـطـقـه صورت مي‌پذيرد. خريدهاي هنگفتي که کشورهاي عربي منطقه بـويـژه عـربـسـتـان داشـته اند، اين منطقه را تبديل به يک انبار بزرگ تسليحاتي کرده است. وجـود تـنـگـه هـرمـز در ايـن مـنـطـقـه بـه عنوان شاهراهي حياتي که بيشتر سوخت مصرفي جهان صنعتي از آنجا تامين مي‌شود و همچنين وجود جزيره‌ها و مناطق استراتژيک ديگر بر اهميت نظامي خليج فارس افزوده است.
برگرفته از روزنامه اطلاعات



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید