تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :659

گره‌گشا

يادداشت سردبير
گره‌گشا
عليرضا خاني


رئيس جمهوري هفته گذشته در نخستين اجلاس جهاني شوراها و شهرداران گفت: اتكا به درآمد حاصل از فروش «تراكم» بدتر از اتكا به درآمد حاصل فروش نفت است. همانطور كه بايد بودجه كشور را از درآمد نفتي جدا كرد و درآمدهاي نفتي را در مسير سرمايه‌گذاري حركت داد، بايد منابع درآمد پايدار و سالمي براي شهرداري‌ها ايجاد كرد.
«تراكم» در اين سخن يك معنا دارد؛ درآمدي كه شهرداري‌ها از محل فروش هوا (يعني طبقات) براي ساخت و ساز عمومي به دست مي‌آورند تا آن را صرف خدمات عمومي كنند.
تراكم‌فروشي كه سالياني است در شهرداري تهران باب شده است، با اين توجيه جا افتاده كه شهر با ساخت و ساز عمودي جمعيت بيشتري را در خود جا دهد و در مقابل، شهرداري با درآمد حاصل از آن، خدمات عمومي براي جمعيت مازاد، ارائه دهد. اين خدمات بايد خدمات عمراني باشد از پاركينگ گرفته تا پارك و از تعريض معابر تا فضاي سبز و تسهيل عبور و مرور و زيباسازي و نظافت و ايمني شهري و... اما شهرداري‌ها با بخشي از درآمد حاصل از فروش تراكم، هزينه‌هاي جاري را مي‌پردازند و پولي كه از مالكان به عنوان پاركينگ و خدمات عمومي مي‌گيرند را عملاً صرف احداث همان نوع خدماتي كه در ضوابط قيد شده است، نمي‌كنند.
تراكم معناي ديگري هم دارد و آن «تراكم جمعيت» است. تراكم جمعيت در تهران اكنون حدود 11هزار نفر در هر كيلومترمربع است. اين تراكم بيش از 20 برابر ميانگين كشوري است. تراكم جمعيت تهران،‌ عمدتاً حاصل عمودي‌سازي شهر است كه به خاطر «مطلوبيت» مناطقي از شهر براي سكونت حاصل شده است. اين مطلوبيت،‌ تقاضا را براي سكونت در آن مناطق بالا مي‌برد و بالارفتن تقاضا به افزايش قيمت‌ها مي‌انجامد. افزايش قيمت‌ها، انگيزه لازم و كافي را براي سازندگان و انبوه‌سازان فراهم مي‌كند و براي همين است كه هم‌اكنون و كماكان در مناطقي از شمال شهر تهران شاهد ساخت و ساز مجتمع‌هاي مسكوني و حتي برج‌ها در كوچه‌هاي 6متري هستيم و بواقع نمي‌دانيم در طرح جامع شهر تهران ساخت و سازي چنين انبوه در كوچه‌هايي چنان تنگ پيش‌بيني و تصويب شده و براي همه ابعاد اجتماعي، فرهنگي و ايمني و... آن برنامه‌ريزي دقيق و هوشمندانه صورت گرفته يا چنين مجوزهايي به تشخيص آني مسئولان منطقه يا سليقه‌ها و مصلحت‌هاي فردي صادر مي‌شود...
بديهي است كه با ساكن شدن جمعيت در ساختمانهاي پرشمار، آمد و شد دچار اختلال مي‌شود و شهرداري براي رفع آن عملاً هيچ كاري نمي‌تواند انجام دهد. درست است كه شهرداري مي‌تواند بزرگراه صدر را دوطبقه كند اما آيا كوچه پس‌كوچه‌هاي تهران را مي‌توان طبقاتي كرد؟!
به هر روي، «تراكم جمعيت» در تهران ابعادي فراتر از آمد و شد دارد. لزوم افزايش انواع مراكز خدماتي، آموزشي و فروشگاهي به نسبت جمعيت متمركز شده، ضرورت ايجاد تمهيدات امنيتي و ايمني از قبيل افزايش مراكز پليس، آتش‌نشاني و... و ضرورت اتخاذ سياست‌هايي براي مواقع بحراني از جمله زلزله، سيل، توفان، جنگ، تروريسم، آلودگي هوا، كم‌آبي و... از ديگر ابعادي است كه تراكم جمعيت در يك كانون جمعيتي را به شدت پرهزينه و پرريسك مي‌كند.
امروزه در دنيا، شهرهاي داراي بيش از يكصدهزار نفر را شهرهاي بزرگ مي‌نامند، با اين حساب شايد عنوان «كلانشهر» هم براي تهران كوچك باشد. شهرها هر چه بزرگتر مي‌شوند، هزينه نگهداري و اداره آن براي حكومت‌ها و هزينه زيست در آن براي شهروندان بيشتر مي‌شود، لذا جهت مديريت شهري آمايش سرزمين در دنياي امروز، ايجاد شهرهاي كوچك، كم جمعيت و آرام است تا شهروندان زندگي بهتري را در آن تجربه كنند.
شهر تهران امروز با حدود 730 كيلومترمربع مساحتي بسيار كمتر از يك‌صدم مساحت كشور را دارد اما بيش از 10 درصد جمعيت ايران را در خود جا داده است. استان تهران نيز جمعيتي حدود 17 درصد جمعيت كشور را در خود دارد. فروش تراكم ممكن است گرهي از بودجه و نقدينگي امروز شهرداري بگشايد اما بدون ترديد در آينده گره‌هايي كور به كلاف سردرگم اين كلانشهر خواهد افزود.
به قول لسان‌الغيب:
آن‌كه فكرش گره از كار جهان بگشايد
گو در اين كار بفرما نظري بهتر از اين



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید