تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،22-12-1397
تعداد بازدید :109

"گلزار عشق" یا حکایتی ازهمایش معماری بستکی در شهر بستک

نمی دانم چقدر پیش آمده  به مسافرتی معمولی و متعارف بروید که ظاهرا و پیش داورانه، شبیه همه تجربه هائی از سفرهای پیشین شما باشد. با همان تخیلات از پیش ساخته شده مواجهه با جائی ناشناس و مردم آن، بازرسی های فرودگاه، دویدن به دنبال دوربین که مبادا از روی ریل بازرسی به پائین پرتاب شود، تنه زدن ها و تنه خوردن ها و هزار بار عذرخواهی از این و آن، و...  و این سفر بسیار معمولی به منظور شرکت در یک همایش باشد و با درکی ساده انگارانه  و به نیت شرکت در این همایش سفر را آغاز کرده باشید، منتظر چه حاصل و دست آوردی در پایان سفر هستید؟

جامعه شناسان و فیلسوفان معتقدند که آینده بیشتر از نا محتمل ها به وجود می آید تا از محتمل ها. و من چون فیلسوف نیستم، در تمام طول راه، یعنی از تهران تا بندر عباس و از آن جا تا "بستک"، فقط به محتمل ها فکر کردم. غافل از این که برای درک رویدادی تاریخی،باید ادراکی پیچیده را جایگزین درک ساده نگرانه کرد.

شوربختانه بعضی واژه ها، از کثرت استعمال تو خالی شده اند و باید از نو آن ها را تعریف کرد. ولی ناچارم برای جواب پرسشم، از همان واژه های شعار زده تاریخ گذشته استفاده کنم. و آن این که  در مقصد با یک سری موضوعاثی شبیه معجزه رو به رو شدم که تمام پیش اندیشی های مرا  تحت تاثیر قرار داد.

برای شهر کوچکی چون بستک ترتیب دادن همایشی اینچنین بزرگ و منظم و با تدبیر، برای گردآوری همه مسئولان شهر و استان، و نخبگان، اسکان دادن مدعوین،جا به جا کردن آن ها به منظور دیدار از جاهای دیدنی شهر، حقیقتا کاری دشوار است و این میسر نبود مگر با کوشش بسیار برگزار کنندگان و از آن مهم تر با همکاری مردم شهر. این همکاری آن هم در زمانی که هم بستگی ها از بین رفته، آنچنان بود که من مطمئن شدم که نام این شهر در گذشته بسیار دور خود و بنا بریک آئین عبادی هم بستگی و اتحاد برانگیز (همازوری) مردم، در برابر دشمن، "هم بستگ"  نام داشته که این صفت را از قلمرو پیش نگری های ادبیات زمانه بیرون گذاشتند و اینک برای سادگی فقط بستک آن گفته می شود.

 از اصل موضوع یعنی معماری بستک دور نشویم. از دید من معماری بستک با جلوه های ویژه خود ستودنی است.  وجود حیاط مرکزی و قرار گرفتن فضاها به نسبت اهمیت کاربری و قرارگیری جغرافیائی، مانند همه معماری جنوب است ولی به دلیل ارتباط با هند و کشورهای عربی سواحل خلیج فارس، تزئینات بناها و به خصوص تاق ها تحت تاثیر هستند و این پدیده بازیگر اصلی در بازی زمان در معماری شهر بستک می شود و نیز موجب اندیشه بنیادگذاری یک سبک که آن را از معماری دیگر جاها متمایز می کند.

از آن جائی که حال تغییر می کند و تجربه های پیاپی جایگزین یکدیگر می شوند، (به طور مثال مسجد جامع جدید شهر و سایر ابنیه امروزی)،نتیجه این می شود که در هر زمان حال نوینی با کیفیات جدید پیش می آیند و گذشته را تغییر می دهد و این مسئله کاملا در سطح شهر دیده می شود.

هوا در دو روز همایش عالی بود. بارانی که همه منتظرش بودند باریدن گرفت و پوشش گیاهی اطراف شهر را، انبوه تر و بسیار زیبا کرد. گل های رنگارنگ وحشی هم غوغا می کردند و آدم را به یاد شعر شاعر بستکی، (غیرت بستکی) می انداخت که:

               شکوه کوه گاه بست و جمال قلعه گچ بین     تمام دره و دشتش صفابخش و تماشائی

              ز کوه هرمزان چون ماه به در آید، برون بنگر    کند بستک سراسر غرق، در دریای زیبائی

 اما با همه این ها همین که از لطافت هوا می گفتی، فوری جواب می شنیدی که باید "تش باد" این جا را ببینی تا فراموش کنی از خانه بیرون رفتن را. ولی من در این دو روز، آتش عشق بستکی ها را، زیستم. آتش درون آن ها، برای شناساندن شهرشان را زیستم. من در لحظات منقلب کننده ای با دوستان خوب بستکیم، زیستم. من با هم بستگی بستکی ها زیستم. من در این دو روز با نامحتمل ها، زیستم. زیستی که به آن می بالم.

               خوبچهر کشاورزی       اسفند 1397

 نام کتابی از شاعر و عارف بستکی قرن 13 هجری قمری  .[1]

عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید