تاریخ آخرین ویرایش : شنبه،21-2-1398
تعداد بازدید :146

یاد ایام گفتگو با یداله ثمره قسمت دوم

اشاره: آن چه می خوانید ادامه خاطرة جذابی است که زنده یاد دکتر ثمره از نوع برخورد یکی از استادان خارجی با خود بیان می کند.
… استاد به من گفت: شما باید مقاله‌ای تحقیقی بنویسید. من منابعی به شما دادم تا ببینید با نظریاتی که من در همان زمینه داده‌ام متفاوت است. شما باید اینها را بخوانید و آن چیزی را که خوانده‌اید با آنچه من گفته‌ام مقایسه کنید و فکر کنید و سرانجام یک چیز را خودتان قبول کنید و با یک دلیل آن را به من بدهید. شما اگر به من می‌گفتید که به فلان دلیل تمام نظرهای تو غلط است، من به شما + A می‌دادم. ولی می‌بینم آنچه را گفته‌ام، برای خودم نقل کرده‌‌اید. اینکه ارزش ندارد. این کار را هر کسی می‌تواند بکند.» من تازه فهمیدم که دید استاد نسبت به علم با آن چیزی که من به‌ آن عادت کرده بودم چقدر فرق دارد. البته من نمی‌خواهم استادانی را که در ایران داشتم تخطئه بکنم و بگویم که این سیستم درست یا غلط است. خدا آنها را رحمت کند که هر چه دارم از آنها دارم. 
ولی رفتار آن زمان طوری بود که ما به قدری خودمان را در مقابل استادمان کوچک و حقیر فرض می‌کردیم که جرئت نداشتیم مثلاً به او بگوییم که آیا به غیر از آرای شما چیز دیگری هم وجود دارد؟ فکر می‌کردیم آنچه استاد گفت همان است و بس، و باید همان را یاد بگیریم. البته آنان هم استادان دانشمندی بودند. خدا رحمت کند که مرحوم فروزانفر را که یکی از شخصیت‌های بسیار درخشان دانشگاهی بود، مرحوم معین همین‌طور؛ و همان‌طور که عرض کردم، بعضی از آنها تحصیل‌کردة خارج بودند و نسبت به مسائل دانشگاهی دید علمیِ غربی داشتند. ولی این وضع عمومی نبود. 
این چیزها برای من کاملاً تازگی داشت و تا تقریباً شش ماه به هر چه نگاه می‌کردم، برایم تازگی داشت و سعی می‌کردم خودم را عادت بدهم و به اصطلاح خودم را توجیه کنم. یکی از درس‌هایی که من از اقامتم در دانشگاه لندن گرفتم این بود که وقتی خودم به ایران بازگشتم و جای استادان قبلی خودم نشستم، سعی کردم آن نوع رفتار سنتی را با دانشجو نداشته باشم و دانشجو چنان دیدی را نسبت به من نداشته باشد. 
چون حقیقتاً روش استادان خارجی را پسندیده بودم و فواید این موضوع را درک کرده بودم که بین استاد و دانشجو نباید هیچ حایلی وجود داشته باشد و آنها باید در حکم دو دوست یا پدر و فرزند باشند. من خودم سعی کرده‌ام با دانشجویانم این‌طور باشم و فکر می‌کنم از نظر آموزشی مؤثرتر است و جریان آموزش را سریع‌تر، مطمئن‌تر و عمیق‌تر می‌کند. 
* لطفاً دربارة‌ وضعیت آموزشی زمان خودتان صحبت کنید. 
دکتر ثمره: در زمانی که من تحصیل می‌کردم، سه دورة تحصیلی وجود داشت: ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی. دورة‌ ابتدایی شش سال بود و تصدیق ششم ابتدایی می‌دادند و با گذراندن یک امتحان نهایی به پایان می‌رسید. در دورة‌متوسطه دو دوره با عناوین سیکل اول و سیکل دوم وجود داشت. 
سیکل اول با پایان‌یافتن کلاس‌های هفت، هشت و نه داده می‌شد و سیکل دوم پس از گذراندن کلاس ده و یازده و دوازده. بعد دانشسراهایی برای تربیت معلم وجود داشت که از کلاس نه، یعنی آغاز سیکل دوم وارد دانشسرای مقدماتی می‌شدیم و بعد از آن به دانشسرای عالی می‌رسیدیم. البته من به دانشسرای عالی نرفتم. من فقط دانشسرای مقدماتی را طی کردم و بعد به سراغ تحصیلات آزاد در دانشگاه تهران آمدم.
بنابراین، تحصیلات متوسطه شامل دو دوره بود. دورة اول سیکل اول بود و دورة دوم سیکل دوم. بعد از آن هم دانشگاه بود. در دانشگاه دورة‌ لیسانس و بعد دورة دکتری وجود داشت. در آن زمان چیزی به اسم دورة فوق‌لیسانس نبود. یعنی از دورة‌ لیسانس، شاگردان اول یکسره وارد دورة دکتری می‌شدند و کسانی که شاگرد اول نبودند باید کنکور دورة دکتری را می‌گذراندند. البته کسانی هم که شاگرد اول می‌شدند کنکور داشتند، منتها مواد کنکور آنها کمتر بود. 
ما فقط باید زبان را امتحان می‌دادیم، اما دیگران درس‌های ادبی را هم داشتند و این دوره، آخرین مرحلة تحصیلات عالی بود که مدت خاصی نداشت. مثلاً‌ وقتی من وارد دورة دکتری شدم، دانشجویانی سر کلاس مرحوم فروزانفر بودند که پانزده سال قبل از من وارد این دوره شده بودند و هنوز درس او را نگذرانده بودند. حداقل این دوره چهار سال بود و از آن طرف ممکن بود کسی تا آخر عمر دانشجوی دکتر بماند. 
* آقای دکتر،‌ در حال حاضر به چه زمینه‌هایی علاقه دارید؟ 
دکتر ثمره: مدت‌هاست که توجه من به آموزش زبان به خارجیان جلب شده است. در این زمینه هم خیلی کار کرده‌ام. قبل از انقلاب کتاب A Course in Colloquial Farsi (آموزش زبان محاوره‌ای به خارجیان) را تألیف کردم. بعد هم پنج جلد آزفا را برای وزارت ارشاد نوشتم و چاپ سوم آن را انتشارات الهدی منتشر کرده است.
این کتاب خیلی موفق بوده و یک روش و متدلوژی تازه در آموزش زبان فارسی به خارجیان به‌وجود آورد که به متد آزفا معروف شده است. الان مؤسسة لغت‌نامة دهخدا کلاس‌هایی دایر کرده برای آموزش روش آزفا به کسانی که می‌خواهند آزفا را درس بدهند. این کتاب در سراسر دنیا تدریس می‌شود و تاکنون به بیست زبان ترجمه و چاپ شده است. در داخل ایران هم در دانشگاه بین‌المللی امام خمینی و نیز مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی در تهران تدریس می‌شود. 
دو جلد کتاب دیگر هم برای دانشجویان قزاقی‌زبان دانشگاه‌های قزاقستان نوشته‌ام. عنوان یک جلد آن دریچه‌ای به زبان فارسی و دیگری راهنمای زبان فارسی است. اینها را من و مرحوم پروفسور رستموف نوشتیم که انتشارات الهدی چاپ کرده است. 
خیال دارم کتاب‌های دیگری برای گویندگان زبان‌های دیگر بنویسم، مثلاً برای زبان اردو. علاوه بر این، اگر عمری باقی باشد ـ که شک دارم ـ خیال دارم کاری را که در زمینه آواشناسی کرده‌ام و یک جلد آن درآمده است و در مقدمه آن هم وعده جلدهای دیگر را داده‌ام، به پایان برسانم. 
من می‌خواستم یک دوره کامل آواشناسی برای زبان فارسی بنویسم که جلد اول آن همان آواشناسی زبان فارسی چاپ مرکز نشر دانشگاهی است. جلد دوم آن فرآیندهای آوایی در زبان فارسی است. جلد سوم این کتاب ویژگی‌های آکوستیکی صداهای زبان فارسی و مطالعات آزمایشگاهی است.
* درباره ورود خودتان به گروه زبان‌شناسی و تاریخچه این گروه بفرمایید.
دکتر ثمره: من در سال ۱۳۴۷ وارد گروه زبان شناسی شدم. در آن موقع، آقای دکتر مقدم رئیس گروه بود. گروه زبان‌شناسی در سال ۱۳۴۲ پایه‌ریزی شد و از مهر ۱۳۴۲ رسماً با عنوان گروه زبان شناسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تأسیس شد. مؤسس گروه دکتر محمد مقدم بود. 
وقتی که من وارد گروه زبان‌شناسی شدم، این گروه هنوز مستقل نبود، یعنی یک گروه بود با عنوان «گروه زبان‌شناسی همگانی و زبان‌های باستانی ایران». این گروه دو گرایش داشت، یکی گرایش زبان‌شناسی همگانی یا عمومی و دیگری گرایش فرهنگ و زبان‌های باستانی یا زبان‌شناسی باستانی. این دو گرایش وجود داشت و البته مدرک تحصیلی آنها هم جدا بود. 
فوق لیسانس هر دو رشته و دکترای هر دو رشته هم وجود داشت، اما مدیر و استادهای گروه باهم بودند و یک گروه را تشکیل می‌دادند. در آن زمان که من وارد شدم، در قسمت زبان‌شناسی همگانی، آقای دکتر باطنی و آقای دکتر میلانیان بودند. من در سال ۱۳۴۷ آمدم و بلافاصله بعد از من در همان سال دکتر صادقی آمد و سه چهار سال پس از من، آقای دکتر حق‌شناس وارد گروه شد. 
ضمناً مرحوم دکتر خانلری هم به طور نیمه وقت برای گروه زبان‌شناسی درس‌هایی می‌داد مثل تاریخ زبان و امثال اینها. اعضای ثابت گروه دکتر مقدم، دکتر ماهیار نوابی، دکتر جمال رضایی، دکتر نجم‌آبادی، دکتر صادق کیا و مرحوم دکتر بهرام فره‌وشی بودند. 
کم‌کم گروه زبان‌شناس نضج گرفت. من از همان ابتدا که وارد گروه شدم، در همان تخصص خودم کار کردم و آواشناسی و واج‌شناسی را درس دادم. البته بعدها دو سه درس دیگر هم دادم، مثل سبک‌شناسی زبان و ادبیات از دیدگاه زبان‌شناسی. منتها کار اصلی من از ابتدا تا امروز آواشناسی و واج‌شناسی بوده است.
* آقای دکتر، در حالی که افرادی مثل دکتر مقدم و دکتر خانلری به مطالعات زبانی و به خصوص مطالعات تاریخی‌ زبان فارسی آشنایی داشتند و در این زمینه هم کار می‌کردند، دیگر چه نیازی به تأسیس گروه زبان‌شناسی بود؟ مگر همین مطالعات پاسخگوی مسائل زبانی ما نبود؟
دکتر ثمره: به احتمال زیاد، مرحوم خانلری و مرحوم مقدم و شاید هم دکتر کیا احساس کرده بودند که برای توصیف زبان فارسی، دانش سنتی زبان‌شناسی کافی نیست. به خصوص مرحوم دکتر خانلری به این نتیجه رسیده بود که دستورهای سنتی از لحاظ توصیفی خیلی کارآیی ندارند. این دستورها خیلی تقلیدی و کلیشه‌ای هستند. خیلی چیزها را از دستور زبان عربی وارد فارسی کرده‌اند و از الگوی زبان عربی استفاده می‌کنند. 
اولاً، این الگوها خیلی دقیق نیستند و ثانیاً، اصولاً بر زبان فارسی تطابق ندارند، بلکه تحمیل بر زبان فارسی هستند. از طرف دیگر، زبان فارسی از دوره مشروطه به بعد، دچار تحولات اساسی شد که ما آثار آن را در شعر و نثر می‌بینیم. آثار کامل این تحول را در شعر و نثر نو می‌بینیم و انواع مختلف آن در نثر رمان و نثر علمی و غیره قابل مشاهده است. مطمئناً کسانی مثل دکتر خانلری که اهل شعر و نثر و نویسندگی بودند، به لزوم دانش و چارچوبی نظری، که براساس آن بتوان این زبان جدید را چه در شعر و چه در نثر تحلیل کرد، پی برده بودند و می‌دانستند که دستور سنتی قادر نیست نثر امروز فارسی را توصیف کند و مشکلاتش را حل کند. از این نظر، این بزرگان احساس کردند که دانش جدیدی برای این کار لازم است. همچنین دستور زبان فارسی از نظر آموزشی اشکالاتی داشت. کما اینکه هنوز هم به رغم تحولی که ایجاد شده، باز می‌بینیم مسائل آن کاملاً رفع نشده است. 
در تدوین دستور زبان‌های جدید، تا اندازه‌ای دید زبان‌شناسانه را می‌توان مشاهده کرد، ولی هنوز کامل نیست… خوب، این مسائل را این بزرگان حس کرده بودند و فکر می‌کردند به هر حال باید دانش جدیدی به این مسائل رسیدگی کند و باید در نحوه توصیف زبان تحولی به وجود بیاید، زیرا توصیف‌های سنتی دیگر کارآیی نداشت. اینها از این نظر، در واقع، مبلغین زبان‌شناسی جدید در زبان فارسی بودند و پیدایش زبان‌شناسی از همین جا نشئت گرفت و همین استادان به ما می‌گفتند به خارج که رفتید، زبان‌شناسی جدید را بخوانید. خودشان هم اطلاعاتی داشتند و کارهایی کرده بودند. مثلاً دستوری که خود مرحوم خانلری نوشته، حتی برای امروز هم دستور خوبی است. 
دستور زبان دکتر خانلری با دستور زبان‌هایی که قبل از او نوشته شده خیلی فرق دارد. این مسائل بود که احساس نیاز به زبان‌شناسی را ایجاد کرد و به دنبال این تقاضاها بود که ما هم رفتیم و زبان‌شناسی خواندیم و فکر کردیم آیندة خوبی خواهد داشت و خوشبختانه هم همین‌طور بود.

* آموزش زبان‌شناسی در طول این مدت چه تفاوت‌هایی کرده است؟
دکتر ثمره: من تفاوت‌هایی را در مورد زبان‌شناسی در قبل و بعد از انقلاب احساس می‌کنم. به نظر من، دانشجویان بعد از انقلاب علاقه‌مندتر و شائق‌تر از دانشجویان قبل از انقلاب هستند. اما کادر آموزشی ما نسبت به قبل از انقلاب ضعیف‌تر است. مثلاً ما الان به لحاظ کتاب و منابع خیلی در مضیقه هستیم. به لحاظ سفرهای خارج خیلی در مضیقه‌ایم. قبل از انقلاب خیلی راحت می‌توانستیم با هزینه خودمان به خارج برویم. من هر سال می‌توانستم به خارج بروم و با منابع و پیشرفت‌های جدید آشنا شوم. با خودم تعدادی کتاب می‌آوردم و وقتی به ایران برمی‌گشتم، درس‌هایم واقعاً با قبل از رفتن به خارج فرق داشت. اما بعد از انقلاب، رفتن به خارج هم از جهت اداری و هم از جهت مالی مشکلات خیلی زیادی دارد. یک معلم کجا می‌تواند با این قیمت‌ها به خارج برود و از طرف دیگر، مگر گرفتن ویزا به راحتی میسر می‌شود. 
من الان سالهاست که به انگلیس نرفته‌ام. اگر هم رفته‌ام، به علت کمبود پول آن‌قدر سفرم کوتاه بوده است که نتوانستم بروم یک سخنرانی علمی بشنوم، در سمیناری شرکت کنم،‌ به چند کتابخانه سر بزنم، به دانشگاهی که در آن تحصیل کرده‌ام سری بزنم و با استادان قدیمم صحبت بکنم. وقتی می‌روی باید خیلی سریع برگردی. مجموعة اینها باعث می‌شود که ما خیلی ضعیف بشویم. سه چهال سال پیش که من به انگلیس رفتم، چنان یأسی وجودم را فرا گرفت که تصمیم گرفتم وقتی برگشتم تقاضای بازنشستگی کنم و بروم در خانه بنشینم و دیگر اسم خودم را استاد دانشگاه نگذارم. چون دیدم دست‌کم ۲۰۰ کتاب درآمده که من حتی از اسم آنها باخبر نشده‌ام، چه برسد به محتوا و متن آنها. با خودم فکر کردم آخر من چه استادی هستم و به دانشجو چه باید بگویم. دانشگاه‌های دیگر چه دارند می‌کنند و ما کجای کاریم. 
* آیا فکر می‌کنید پس از گذشت این سی چهل سال به آن نیازهایی که دکتر مقدم و دکتر خانلری احساس کرده بودند جواب داده شده است؟
دکتر ثمره: برای علمی که تازه پیدا شده باشد و مفاهیم آن در جامعه تازگی داشته باشد، سی چهل سال دورة خیلی طولانی‌ای نیست. شاید بهتر باشد این سؤال را این‌طور مطرح کنیم که آیا در این دوره زبان‌شناسی در مسیر تکامل و رشد بوده است و آیا رشد آن تا اینجا قانع‌کننده بوده است یا نه؟ در این مورد می‌توانم بگویم بله.
زبان‌شناسی از ابتدای پیدایش تا امروز در مسیر رشد بوده است. زبان‌شناسی فارسی در مسیر تکامل بوده است. به طور کلی، اولین هدف زبان‌شناسی در ایران این بود که به زبان فارسی و زبان‌شناسی زبان فارسی خدمت کند. در این راه کارهای زیادی صورت گرفته و مقالات و کتاب‌های نسبتاً قابل توجهی نوشته شده است. کارهای دکتر باطنی و دکتر میلانیان کتاب‌ها و مقالات خوبی هستند. بعدها هم ما آمدیم و در زمینه‌های تخصصی‌تر کار کردیم. من در حیطة آواشناسی و آواشناسی زبان فارسی کار کردم. دربارة واج‌شناسی و ساختمان هجایی زبان فارسی مقالاتی دارم.
آواشناسی و واج‌شناسی گویش‌ها مورد توجهم بوده است. مثلاً من دربارة گویش دری زین‌آبادی و گویش گیلکی و چند گویش دیگر کار کرده‌ام. همچنین دکتر حق‌شناس و دکتر صادقی کار کرده‌اند. البته نمی‌توانم ادعا کنم که این کارها کافی بوده و بیش از این نمی‌شد کار کرد. ولی توجه داشته باشید که گروه زبان‌شناسی از ابتدا تا امروز یک هدف اساسی دیگر هم داشته و آن تربیت کادر زبان‌شناس بوده است، یعنی بیشتر وقت ما صرف تدریس و تربیت زبان‌شناس شد تا تحقیق. 
بنابراین، مقدار وقتی که برای تألیف و ترجمه صرف کردیم شاید کم بوده است. ای بسا اگر تدریس نمی‌کردیم، بیشتر می‌توانستیم کار بکنیم. با این حال باید در نظر بگیریم که ما برای دانشگاه‌ها کادر خوبی تربیت کرده‌ایم. الان ۹۰درصد افرادی که در دانشگاه‌های مختلف زبان‌شناسی درس می‌دهند، یا پرورش یافتگان داخل هستند یا لااقل فوق‌لیسانس خود را در اینجا گرفته‌اند و برای گرفتن دکترا به خارج رفته‌اند.

برگرفته از روزنامه اطلاعات 

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید